چرا مصرف آب خانگی در کشورهای اروپایی که اکثراً به دلیل موقعیت اکوسیستمی مناسب با کمبود آن مواجه نیستند به مراتب کمتر از سرانهای است تا در کشور ما به اسراف معروف شده باشد؟
مسلم است اگر شاگردی به مکتب نرود و معلم و آموزندهای نداشته باشد نه تنها خوب و بد را از هم تشخیص نمیدهد بلکه به مراتب بدتر از آنی خواهد شد که از قبل بوده است!
فلات مرکزی و کویرهای ایران اگرچه در منطقه خشک قارهای واقع شده اما با توجه به منابع خدادادی که از قبل داشته و اکوسیستم رقم زده شده چهار فصل برای آن؛ با روند افزایش جمعیتی در دهههای قبل میتوانست ضمن دارا بودن مدیریتهای لایق؛ اداره اینگونه منابع را با آموزش صحیح همچنان حفاظت شده داشته تا بجای نسلهای سدههای بعد؛ امروز شاهد بحرانی به نام بیآبی نباشد.
نگاهی گذرا به مدیریت کلان و حتی پایین دستی توزیع آب در سراسر کشور به خصوص مرکز و شرق آن و بررسی مجدد رزومه کاری معدود کسانی که یک دوره شغلی 30 ساله را با دریافت حقوق و مزایا و امتیازات متنوع صرف قسمتهای مختلف پیرامون آب از برداشت تا اسراف کرده اند و در دفتر بعضی مدیریتی کلان و میانی هنوز هم قاب خاتم تصاویرشان با افتحار بر روی دیوار نصب است و خودنمایی میکند بدون اینکه خودشان آگاه شده باشند در این باره راه را از چاه تشخیص ندادهاند؛ شاید بتواند حداقل از ادامه اشتباه نسلهای امروز و بعدی جلوگیری کند؛ چنانکه نه تنها در گذشته متولیان این نعمت بیبدیل آن هم به علت ناآشنایی تخصصی با مبحث و فلسفه وجود آب نتوانستهاند ارزش استراتژیکی آن را برای خود توجیه کنند بلکه به جامعه و فرزندان آن نیز آموزش لازم را در این باره ندادهاند در حالی که هزینههایی بس کلان آن هم فقط روی کاغذ صورت گرفته و خرج شده است بدون اینکه تأثیری در حراست از آب داشته باشد که اسناد آن اگر در آرشیوهای مالی موجود نیست احتمالاً معدوم شده گویای این حقیقت و واقعیت تلخ است که طی این سالها بجای پیدا کردن راه حل مسئله به افزایش سوء مصرف دامن زدهاند تا امروز به این نتیجه تأسف بار برسند که نیمی از میزان آب شرب اکثراً تصفیه شده در گردش چرخ کولرهای آبی مصرف و در نهایت از چرخه خارج میگردد! جل الخالق که این همه متفکر تحصیل کرده در دانشگاههای داخلی و خارجی که وقتی پشت میزهای گران قیمت دستگاههایی چون وزیر نیرو یا معاونت بخش آب یا مدیرعاملی شرکت مهندسی آبفای کشور و ایضاً همین مشاغل در استانها مینشینند؛ اولین عامل حیاتی که در وجود خود به نسیان میسپارند! تعهد و مسئولیت وظیفه بسیار سنگینی است که پذیرفتهاند و اگر جز این بود همان سالهای اول به کارگیری پدیدهای نو به نام کولرهای گازی در اندیشه حذف کولرهای آبی بودند تا بجای هدر دادن این نعمت بیبدیل و گرانبها، گازهای سرگردان در هوای پالایشگاهها و تاسیسات فاز جنوبی عسلویه را که بی هدف میسوزد؛ جمع آوری و به عنوان سوخت سالم در اختیار اینگونه نیروگاهها میگذاشتند تا صرف تولید برق برای مصرف کولرهای گازی شود. روزنامهای در گزارشی اینگونه مینویسد؛ آمارهای مستند و رسمی ارائه شده از منابع معتبر مدیریت کلان در آب و همچنین شرکت مهندسی آبفا وابسته به وزارت نیرو حاکی از آن است که مصرف آب شرب در بخشهای مختلف از متوسط 7/6 میلیارد متر مکعب تنها 1/4 میلیارد متر مکعب یعنی 18 در صد آن صرف شرب میشود ومابقی حدود 6/2 میلیارد متر مکعب یعنی 82 درصد آن به فاضلاب تبدیل شده که در صورت برنامهریزی مناسب و با رعایت ملاحظات محیط زیستی و توجه به پایداری منابع آب زیر زمینی؛ میتوان بخش عمدهای از آن را دوباره به چرخه باز گرداند و مورد استفاده مجدد قرار داد. این در حالی است که بر اساس آمارهای شرکت مهندسی آبفای کشور؛ میزان پساب تولیدی از تصفیه خانههای فاضلاب کشور در سال 1402 تنها 1/7 میلیارد متر مکعب بوده است که این میزان تنها 27 درصد آب برگشتی از مصارف شرب است و نشان میدهد بسیاری از غفلتهای مدیریتی در حوزه امنیت آب شرب عامدانه و آگاهانه صورت گرفته که شدیداً نیازمند اصلاح سیاستها و سرمایه گذاریهای دولت و وزارت نیرو در این حوزه است؛ از سوی دیگر از 7/6 میلیارد متر مکعب آب در حوزه مصارف شرب؛ تنها 1/4 میلیارد متر مکعب از آب شرب کشور مصرف و بقیه از دسترسی و استفاده مجدد خارج است که بزرگترین مصرف کننده آن کولرهای قدیمی با تکنولوژی دهههای 40 و 50 شمسی است.
برای درک بهتر این مصرف آب در کولرهای مذکور؛ میتوان میزان کل آنها را با طرح 6 میلیارد دلاری نمک زدایی و انتقال آب از دریای عمان و خلیج فارس به فلات مرکزی و استان خراسان رضوی قیاس کرد که قرار است سالانه 280 میلیون متر مکعب آب نمک زدایی وبا چنین هزینهای به استانهای مختلف منتقل شود. بر این اساس میزان مصرف کولرهای آبی؛ به طور متوسط 700 میلیون متر مکعب آب در سال است که در مقام مقایسه با میزان آب مصرفی 1/4 میلیارد متر مکعب در سال نکات سیاسی بسیار مهمی را به نمایش میگذارد؛ به روایتی دیگر؛ میتوان عنوان کرد نیمی از آب مصرفی شرب در کشور توسط همین کولرهای آبی نابود میشود و قابلیت تبدیل و بازگشت به چرخه را ندارد که تکنولوژی فرسوده آن متعلق به شصت سال پیش است! البته مسئله مصرف غیر منطقی کولرهای آبی تنها به آب شرب محدود نمیشود و این ابزار سرمایشی خسارت زا؛ از مهمترین و مؤثرترین وسیلهها برای ایجاد ناترازی در انرژی و برق است.
گزارشهای پژوهشکده مطالعات فناوری حکایت از آن دارد که با تعویض به موقع کولرهای نسل قدیم حدود 850 میلیون دلار در بخش برق و یک میلیارد دلار در بخش آب صرفه جویی خواهد شد و این امر سوای میزان آبی است که در پی آن برای آیندگان حفاظت میشود و همچنان در چرخه بقا باقی میماند.
مسلم است اگر شاگردی به مکتب نرود و معلم و آموزندهای نداشته باشد نه تنها خوب و بد را از هم تشخیص نمیدهد بلکه به مراتب بدتر از آنی خواهد شد که از قبل بوده است!
فلات مرکزی و کویرهای ایران اگرچه در منطقه خشک قارهای واقع شده اما با توجه به منابع خدادادی که از قبل داشته و اکوسیستم رقم زده شده چهار فصل برای آن؛ با روند افزایش جمعیتی در دهههای قبل میتوانست ضمن دارا بودن مدیریتهای لایق؛ اداره اینگونه منابع را با آموزش صحیح همچنان حفاظت شده داشته تا بجای نسلهای سدههای بعد؛ امروز شاهد بحرانی به نام بیآبی نباشد.
نگاهی گذرا به مدیریت کلان و حتی پایین دستی توزیع آب در سراسر کشور به خصوص مرکز و شرق آن و بررسی مجدد رزومه کاری معدود کسانی که یک دوره شغلی 30 ساله را با دریافت حقوق و مزایا و امتیازات متنوع صرف قسمتهای مختلف پیرامون آب از برداشت تا اسراف کرده اند و در دفتر بعضی مدیریتی کلان و میانی هنوز هم قاب خاتم تصاویرشان با افتحار بر روی دیوار نصب است و خودنمایی میکند بدون اینکه خودشان آگاه شده باشند در این باره راه را از چاه تشخیص ندادهاند؛ شاید بتواند حداقل از ادامه اشتباه نسلهای امروز و بعدی جلوگیری کند؛ چنانکه نه تنها در گذشته متولیان این نعمت بیبدیل آن هم به علت ناآشنایی تخصصی با مبحث و فلسفه وجود آب نتوانستهاند ارزش استراتژیکی آن را برای خود توجیه کنند بلکه به جامعه و فرزندان آن نیز آموزش لازم را در این باره ندادهاند در حالی که هزینههایی بس کلان آن هم فقط روی کاغذ صورت گرفته و خرج شده است بدون اینکه تأثیری در حراست از آب داشته باشد که اسناد آن اگر در آرشیوهای مالی موجود نیست احتمالاً معدوم شده گویای این حقیقت و واقعیت تلخ است که طی این سالها بجای پیدا کردن راه حل مسئله به افزایش سوء مصرف دامن زدهاند تا امروز به این نتیجه تأسف بار برسند که نیمی از میزان آب شرب اکثراً تصفیه شده در گردش چرخ کولرهای آبی مصرف و در نهایت از چرخه خارج میگردد! جل الخالق که این همه متفکر تحصیل کرده در دانشگاههای داخلی و خارجی که وقتی پشت میزهای گران قیمت دستگاههایی چون وزیر نیرو یا معاونت بخش آب یا مدیرعاملی شرکت مهندسی آبفای کشور و ایضاً همین مشاغل در استانها مینشینند؛ اولین عامل حیاتی که در وجود خود به نسیان میسپارند! تعهد و مسئولیت وظیفه بسیار سنگینی است که پذیرفتهاند و اگر جز این بود همان سالهای اول به کارگیری پدیدهای نو به نام کولرهای گازی در اندیشه حذف کولرهای آبی بودند تا بجای هدر دادن این نعمت بیبدیل و گرانبها، گازهای سرگردان در هوای پالایشگاهها و تاسیسات فاز جنوبی عسلویه را که بی هدف میسوزد؛ جمع آوری و به عنوان سوخت سالم در اختیار اینگونه نیروگاهها میگذاشتند تا صرف تولید برق برای مصرف کولرهای گازی شود. روزنامهای در گزارشی اینگونه مینویسد؛ آمارهای مستند و رسمی ارائه شده از منابع معتبر مدیریت کلان در آب و همچنین شرکت مهندسی آبفا وابسته به وزارت نیرو حاکی از آن است که مصرف آب شرب در بخشهای مختلف از متوسط 7/6 میلیارد متر مکعب تنها 1/4 میلیارد متر مکعب یعنی 18 در صد آن صرف شرب میشود ومابقی حدود 6/2 میلیارد متر مکعب یعنی 82 درصد آن به فاضلاب تبدیل شده که در صورت برنامهریزی مناسب و با رعایت ملاحظات محیط زیستی و توجه به پایداری منابع آب زیر زمینی؛ میتوان بخش عمدهای از آن را دوباره به چرخه باز گرداند و مورد استفاده مجدد قرار داد. این در حالی است که بر اساس آمارهای شرکت مهندسی آبفای کشور؛ میزان پساب تولیدی از تصفیه خانههای فاضلاب کشور در سال 1402 تنها 1/7 میلیارد متر مکعب بوده است که این میزان تنها 27 درصد آب برگشتی از مصارف شرب است و نشان میدهد بسیاری از غفلتهای مدیریتی در حوزه امنیت آب شرب عامدانه و آگاهانه صورت گرفته که شدیداً نیازمند اصلاح سیاستها و سرمایه گذاریهای دولت و وزارت نیرو در این حوزه است؛ از سوی دیگر از 7/6 میلیارد متر مکعب آب در حوزه مصارف شرب؛ تنها 1/4 میلیارد متر مکعب از آب شرب کشور مصرف و بقیه از دسترسی و استفاده مجدد خارج است که بزرگترین مصرف کننده آن کولرهای قدیمی با تکنولوژی دهههای 40 و 50 شمسی است.
برای درک بهتر این مصرف آب در کولرهای مذکور؛ میتوان میزان کل آنها را با طرح 6 میلیارد دلاری نمک زدایی و انتقال آب از دریای عمان و خلیج فارس به فلات مرکزی و استان خراسان رضوی قیاس کرد که قرار است سالانه 280 میلیون متر مکعب آب نمک زدایی وبا چنین هزینهای به استانهای مختلف منتقل شود. بر این اساس میزان مصرف کولرهای آبی؛ به طور متوسط 700 میلیون متر مکعب آب در سال است که در مقام مقایسه با میزان آب مصرفی 1/4 میلیارد متر مکعب در سال نکات سیاسی بسیار مهمی را به نمایش میگذارد؛ به روایتی دیگر؛ میتوان عنوان کرد نیمی از آب مصرفی شرب در کشور توسط همین کولرهای آبی نابود میشود و قابلیت تبدیل و بازگشت به چرخه را ندارد که تکنولوژی فرسوده آن متعلق به شصت سال پیش است! البته مسئله مصرف غیر منطقی کولرهای آبی تنها به آب شرب محدود نمیشود و این ابزار سرمایشی خسارت زا؛ از مهمترین و مؤثرترین وسیلهها برای ایجاد ناترازی در انرژی و برق است.
گزارشهای پژوهشکده مطالعات فناوری حکایت از آن دارد که با تعویض به موقع کولرهای نسل قدیم حدود 850 میلیون دلار در بخش برق و یک میلیارد دلار در بخش آب صرفه جویی خواهد شد و این امر سوای میزان آبی است که در پی آن برای آیندگان حفاظت میشود و همچنان در چرخه بقا باقی میماند.
حسن روانشید - روزنامهنگار پیشکسوت
