شنبه ۴ مرداد ۱۴۰۴ - ۲۱:۴۰
کد مطلب : 133835

حراج بی‌صدای حریم خصوصی

در سال‌هایی که فضای مجازی و ابزارهای ارتباطی جای خود را در متن زندگی ایرانیان باز کرده‌ است، حریم خصوصی نیز باید یکی از اصول خدشه‌ناپذیر هر جامعه‌ای باشد که داعیه حکمرانی هوشمند دارد. اما واقعیت تجربه زیسته‌ی میلیون‌ها ایرانی چیز دیگری است. 
حریم خصوصی شهروندان در کشور ما به سادگی، به قیمت ارسال یک پیامک تخفیف کاشت مو یا فروش اقساطی آپارتمان، حراج شده است.شاید تا همین چندی پیش، پیامک‌های تبلیغاتی صرفاً مزاحم تلقی می‌شد. اما تحولات اخیر، به‌ویژه در جریان جنگ سایبری ۱۲روزه‌ای که بخش‌هایی از زیرساخت ارتباطی کشور را با اختلال مواجه کرد، نشان داد ماجرا از یک مزاحمت دیجیتال فراتر رفته و وارد قلمرو تهدید امنیت اجتماعی و افشای گسترده اطلاعات شخصی شده است.

*گمشده‌ای به نام مسئولیت!
نهاد متولی تنظیم ارتباطات کشور، یعنی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، سال‌هاست وعده داده که با پیامک‌های تبلیغاتی ناخواسته مقابله خواهد کرد. اما حقیقت این است که نه‌تنها روند ارسال این پیامک‌ها کاهش نیافته، بلکه افزایش نفوذ و تنوع فرستندگان آن‌ها حاکی از نوعی رهاشدگی مطلق در نظام صیانت از اطلاعات کاربران است.
هیچکس نمی‌پرسد این شماره‌ها از کجا آمده‌ است. اپراتورهای تلفن همراه در تمام این سال‌ها، بارها در معرض اتهام فروش یا واگذاری اطلاعات مشترکان به شرکت‌های تبلیغاتی قرار گرفته‌اند، اما هیچ‌گاه گزارش روشنی از نحوه برخورد با این تخلفات منتشر نشده است.
چه نهادی اجازه داده شماره تلفن یک زن خانه‌دار، یک دانش‌آموز، یک خبرنگار، یک پزشک، یا حتی یک مقام رسمی، در اختیار شرکت‌های تبلیغاتی یا کانال‌های ناشناس قرار بگیرد؟ چگونه ممکن است میلیون‌ها شماره تلفن، که باید در سامانه‌های امن اپراتورها و زیر نظر وزارت ارتباطات نگهداری شود، در بازارهای زیرزمینی خرید و فروش شود؟
 در عمل، شهروندان شاهد هیچ اقدام مؤثری برای متوقف‌سازی این روند نبوده‌اند. مردم بارها از دریافت پیامک‌های متعدد و ناخواسته شکایت کرده‌اند، اما نتیجه‌ای نگرفته‌اند. این در حالی است که دسترسی به شماره تلفن همراه افراد، طبق عرف جهانی، باید تنها در اختیار نهادهای مجاز با حکم قانونی باشد، نه آن‌که به سادگی در اختیار بنگاه‌های اقتصادی، واسطه‌های تبلیغاتی، یا حتی افراد غیرمجاز قرار گیرد.

*جنگ اطلاعاتی و افشای ضعف ساختاری
تحولات هفته‌های اخیر بار دیگر اثبات کرد که ما با چالش جدی در ساختار حفاظت از داده‌ها مواجه‌ایم. پیامدهای جنگ اطلاعاتی، از جمله ارسال پیامک‌های تخریبی، فیشینگ، حملات روانی هدفمند و هک شبکه‌های ارتباطی، همگی یک نقطه ضعف مشترک را عیان کردند؛ اطلاعات پایه‌ای کاربران ایرانی، از شماره تلفن گرفته تا هویت و گاه حتی موقعیت مکانی،در سیستم‌های داخلی به درستی حفاظت نشده‌اند.
وقتی زیرساخت‌های دیجیتال تا این اندازه آسیب‌پذیرند، پیامد آن صرفاً آسیب به حریم خصوصی افراد نیست؛ بلکه پایه‌های اعتماد عمومی به حاکمیت دیجیتال کشور را متزلزل می‌کند. آیا می‌توان در چنین فضایی، از «اقتصاد دیجیتال»،«دولت هوشمند» یا «امنیت ملی» سخن گفت، وقتی ابتدایی‌ترین مؤلفه‌اش ،یعنی حفاظت از داده،نادیده گرفته شده است؟

*قانون هست، اجرا نیست
در قوانین و آیین‌نامه‌های کشور، مقررات روشنی درباره صیانت از اطلاعات کاربران، محرمانگی داده‌های ارتباطی و جرایم مرتبط با افشای اطلاعات شخصی وجود دارد. اما مسئله در ایران، نه نبود قانون، بلکه فقدان اراده در اجرای آن است.در نظامی که اطلاعات مشترکان تلفن همراه، بدون رضایت‌شان، در اختیار ده‌ها شرکت تبلیغاتی و کاربر ناشناس قرار می‌گیرد، نمی‌توان از مسئولیت نهادهای ناظر، اپراتورها و وزارتخانه مربوطه چشم پوشید. اینکه چگونه شماره‌ تلفن یک فرد، بی‌هیچ رضایتی، به فهرست مشتریان تبلیغاتی یک فروشگاه، یک مرکز پزشکی، یا حتی یک وب‌سایت مشکوک راه می‌یابد، باید پاسخ روشن، مستند و قابل پیگیری داشته باشد.

*خسارت خاموش، اعتماد فرسوده 
شاید این مسئله در نگاه نخست کوچک به نظر برسد، اما آنچه در حال رخ دادن است، فرسایش مستمر اعتماد مردم به نظام ارتباطی کشور است. اعتماد به این‌که داده‌های آن‌ها در جایی امن، بدون دسترسی بیگانگان و خارج از دسترس کسب‌وکارهای سودجو نگهداری می‌شود. اگر نتوان این اعتماد را بازیابی کرد، سایر طرح‌ها و برنامه‌های ملی در حوزه دیجیتال نیز با تردید، بی‌اعتمادی و مقاومت عمومی مواجه خواهند شد.حفاظت از حریم خصوصی شهروندان، مسئله‌ای تکنولوژیک نیست، مسئله‌ای اخلاقی، اجتماعی و امنیتی است. اکنون وقت آن است که وزارت ارتباطات، رگولاتوری، اپراتورها و سایر نهادهای مسئول، به جای انکار، سکوت یا وعده‌های بی‌ثمر، پاسخ‌گو باشند، شفاف‌سازی کنند و ساختارهای حفاظتی را بازنگری کنند.بی‌تردید، ادامه‌ی این روند، نه‌تنها حقوق شهروندی را زیر پا می‌گذارد، بلکه کشور را در برابر تهدیدهای دیجیتال، بی‌دفاع‌تر از همیشه خواهد گذاشت.

*مسئولیت اصلی متوجه کیست؟
1- وزیر ارتباطات جمهوری اسلامی ایران،  2- مدیران عامل اپراتورهای تلفن همراه کشور،3-نهادهای ناظر بر امنیت داده‌های ملی
ما شهروندان از این مسئولان می‌پرسیم؛ کدام سیستم امنیتی از داده‌های ما محافظت کرده است؟چه کسی اجازه دسترسی گسترده به شماره‌ها را صادر کرده؟چرا با وجود شکایات مکرر مردمی، تغییری در سیاست‌های محافظت از داده‌ها رخ نداده است؟چرا هنوز هم امکان لغو کامل پیامک‌های تبلیغاتی فراهم نیست؟
این‌ها فقط ضعف مدیریتی نیست، خیانت به اعتماد عمومی است.
در دوران جنگ‌های اطلاعاتی، داده‌ی شخصی مساوی جان، امنیت و آبروی انسان است. وقتی شماره‌های مردم از طریق سامانه‌های رسمی به ‌راحتی فروخته یا لو می‌رود، دیگر هیچ اعتمادی به ساختار دیجیتال کشور باقی نمی‌ماند.
 
فرهاد خادمی
https://siasatrooz.ir/vdcaeen6m49nea1.k5k4.html
نام شما
آدرس ايميل شما
کد امنيتی