یک ماه اخیر را درمانگاهها به همراه شعب دانشگاههای فرهنگیان کشور درگیر معاینه و مصاحبه نهایی با کسانی بودند که قرار است به استخدام آموزش وپرورش درآیند. البته پیرامون این انتخاب حرف و حدیثها فراوان است زیرا این اتفاق در حالی میافتد که بخش تولید کشور به دلایل متعدد از جمله بازگشت بیش از یک میلیون اتباع خارجی به کشورشان همچنان ادامه دارد تا بخش خصوصی داخل با چالش کمبود نیروی کار در زمینههای مختلف مواجه باشد که اگر ادامه یابد امکان دارد از آن سوی بام افتاده و با بحران تازه ای مواجه گردد و از این سوی بام دولت همچنان فربه تر شود تا هزینههای خود از جمله فشار مضاعف به صندوق بازنشستگی کشوری را به همراه داشته باشد و بازهم در واحدهای ستادی و اداری ارگانهای مختلف پایتخت و همچنین مراکز استانها؛ باشند نیروهای بالفعل اما فاقد قوه تا میانگین واقعی روزانه زمان کار هر نفر را بر همان مبنای 13 دقیقه ثابت نگه دارند که البته میشود به جای استخدامهای جدید ضمن تعدیل آنچه موجود است و اعزامشان پس از آموزش به عنوان معلم به مدارس کشور با یک تیر چند نشان را زد که یکی این هدفها افت هزینههای مازاد در این دولت و آینده ای است که باید جوابگوی بازنشستگان و مستمری بگیران قدیم و حال و آینده باشد.
اگرچه در سال جدید برای ارگانهای مختلف از جمله وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی هم استخدامهای جدید مصوب شده است که اگر نگاهی به زیر مجموعه این وزارتخانه و همچنین زیر مجموعه دانشگاههای علوم پزشکی سراسر کشور بیندازیم؛ مشخص میشود نیروی کاردرمان مقیم ادارات و درمانگاههایی که اکثراً وابسته به بیمه سلامت هستند با پزشکانی کار میکنند که از ساعت 9 صبح تا 12 ظهر در محل حضور داشته و همچنان پزشکان شاغل در بیمارستانها نیز سعی میکنند به سرعت خودشان را به منزل برسانند و پس از صرف ناهار عازم مطبها و یا کلینیکهای خصوصی شوند در حالیکه ساعات موظف کارکنان دولت برخلاف کشورهای دیگر؛ به جز 5شنبه و جمعه که تعطیل است در طول 5 روز باقی مانده؛ حداقل 7 ساعت تعیین شده البته اگر تعطیلات ناخواسته فراوان را هم در این بین نادیده بگیریم! با این تفاسیر معلوم نیست چه زمانی قرار است تکلیف دولت فربه که روز به روز فربه تر میشود ؛ یکبار و برای همیشه مشخص گردد و سازمان امور اداری و استخدامی و مجلس از خود سوال کنند؛ فرق ایران 85 میلیون نفری با ژاپن بیش از دویست میلیون نفر جمعیت در چیست که تعداد حقوق بگیران دولتی ایران باید چهار برابر کشور آفتاب تابان باشد؟ نیازی نیست بازهم چون گذشته آزمون و خطاها را تکرار کرد و با تصویب و اجرای دقیقه نودی یک قانون در مجلس همه نهادها و ارگانها را مشمول تعدیل نیروی کار دانست تا نظام اداری مختل شود بلکه میتوان گام به گام پیش رفت و در آغاز؛ این مسئله را از وزارت پر هزینه اما کم درآمد آموزش و پرورش به عنوان پایلوت شروع نمود تا در نتیجه بسیاری از قسمتها در هم ادغام شود همانگونه که قبلاً گفته شد نیروهای مازاد و کم بازده مقیم ادارات آن شناسایی و پس از آموزش فشرده در دانشگاههای فرهنگیان متعدد سراسر کشور به عنوان معلم عازم مدارس شوند و از بسیاری واحدها از حوزه ستادی گرفته تا پایینترین قسمت آن یعنی نمایندگیهایی که در بخشها هستند در هم ادغام گردند؛ امروز اماکن وسیع و پر هزینه بنام اردوگاههای کشور از جمله در حاشیه جنوب غربی اصفهان به وسعت هشت هکتار و کارکنان رسمی و غیر رسمی فراوان دورانی را طی میکند که شاید سالی یک سمینار یا چند اردوی یکروزه به تورشان بخورد در حالیکه از این امکانات و نیروهای آن میتوان استفادههای بهینه تری داشت که چون عنوان کشوری دارد؛ مدیرکل آموزش و پرورش هم نقشی در اداره آن داشته و تنها میماند استاندار اصفهان تا برای تعیین تکلیف این مکان ارزشمند پا پیش بگذارد.
وجود این همه سازمان و اداره کل که اکثراً بی بهره بوده و یا سود چندانی ندارد برای بخش نهاد تعلیم و تربیت نوعی بد آموزی است که دامنه آن به استانها هم کشیده شده و برای نمونه در مرکز هر استان به جای اینکه سازمانی منسجم و یکپارچه برای آموزش وپرورش همچون وزارت صمت؛ مشخص نمایند که رئیس آن یعنی مدیران کل فعلی اداره کل آموزش وپرورش بر همه آنها مشرف باشند؛ ادارات کل توسعه و نوسازی و تجهیز مدارس وهمچنین کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و حتی دانشگاههای فرهنگیان نیز ساز خودشان را مینوازند تا هرکدام مستقیماً تابع حوزه ستادی باشند و تره هم برای مدیرکل آموزش وپرورش محل خرد نکنند! اگرچه آموزش وپرورش غنی ترین نهاد تربیتی کشور است که دارای مخزنی از نخبگان مدیریتی از هر نظر میباشد ولی بازهم به وفور اتفاق میافتد تا برای پست مدیر کلی و رئیس و استاد و دانشگاههای آن از افراد خارج از بدنه تعلیم و تربیت استفاده شود که این مسئله نیز میتواند نوعی بد پنداری را ترویج داده و نیروهای مخلص و خدوم فرهنگی و پرورشی آن را نا امید نماید! همین چند روز پیش بود که بنابر انتخاب مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان وزارت آموزش وپرورش ؛ یکی از کارمندان شهرداری اصفهان به سمت سرپرست این کانون در استان اصفهان منصوب شد که در قسمتی از ابلاغ او به شماره 1/433 مورخ 1/5/1404 اینگونه آمده«امید است با اتکال به خداوند منان و رعایت منشور اخلاقی! و مدیریتی کارگزاران دولت چهارهم« وفاق ملی» ! در تحقق اهداف دولت و حل مشکلات کشور مجدانه بکوشید؛ همچنین ضمن هماهنگی با استاندار محترم و سایر مسئولان دستگاههای ذیربط؛ در مسیر تحقق اهداف انقلاب اسلامی قدمهای موثری بردارید ( که انگاری آموزش و پرورش در اصفهان بالادستی بنام مدیر کل ندارد تا با او هم تعامل شود!) توفیق جنابعالی را درانجام شایسته وظایف محوله از درگاه خداوند سبحان خواستارم » تا یکبار دیگر تعجب همگان را برانگیزد که این ابهام تکراری از استاندار سوال شود؛ آیا این گونه انتصابات قبل از هماهنگی و شور و مشورت با جنابعالی و وزیر مربوطه محقق و قائم به صدور حکم میگردد یا مدیران پایین دستی خودسرانه و درعالم رفاقت دست به قلم میشوند!؟ آیا در وسعت آموزش وپرورش استان اصفهان شخصیتهای مبرزتری پیدا نمیشوند که باید از مدیران کل وارداتی و تحمیلی بهره جست!؟
رسانه مکتوب چشم به راه جوابیه قانع کننده برای جامعه و شبکههای اجتماعی متعدد از وزیر آموزش وپرورش وهمچنین استاندار همیشه پاسخگوی اصفهان میباشد تا در همین صفحه درج گردد.
اگرچه در سال جدید برای ارگانهای مختلف از جمله وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی هم استخدامهای جدید مصوب شده است که اگر نگاهی به زیر مجموعه این وزارتخانه و همچنین زیر مجموعه دانشگاههای علوم پزشکی سراسر کشور بیندازیم؛ مشخص میشود نیروی کاردرمان مقیم ادارات و درمانگاههایی که اکثراً وابسته به بیمه سلامت هستند با پزشکانی کار میکنند که از ساعت 9 صبح تا 12 ظهر در محل حضور داشته و همچنان پزشکان شاغل در بیمارستانها نیز سعی میکنند به سرعت خودشان را به منزل برسانند و پس از صرف ناهار عازم مطبها و یا کلینیکهای خصوصی شوند در حالیکه ساعات موظف کارکنان دولت برخلاف کشورهای دیگر؛ به جز 5شنبه و جمعه که تعطیل است در طول 5 روز باقی مانده؛ حداقل 7 ساعت تعیین شده البته اگر تعطیلات ناخواسته فراوان را هم در این بین نادیده بگیریم! با این تفاسیر معلوم نیست چه زمانی قرار است تکلیف دولت فربه که روز به روز فربه تر میشود ؛ یکبار و برای همیشه مشخص گردد و سازمان امور اداری و استخدامی و مجلس از خود سوال کنند؛ فرق ایران 85 میلیون نفری با ژاپن بیش از دویست میلیون نفر جمعیت در چیست که تعداد حقوق بگیران دولتی ایران باید چهار برابر کشور آفتاب تابان باشد؟ نیازی نیست بازهم چون گذشته آزمون و خطاها را تکرار کرد و با تصویب و اجرای دقیقه نودی یک قانون در مجلس همه نهادها و ارگانها را مشمول تعدیل نیروی کار دانست تا نظام اداری مختل شود بلکه میتوان گام به گام پیش رفت و در آغاز؛ این مسئله را از وزارت پر هزینه اما کم درآمد آموزش و پرورش به عنوان پایلوت شروع نمود تا در نتیجه بسیاری از قسمتها در هم ادغام شود همانگونه که قبلاً گفته شد نیروهای مازاد و کم بازده مقیم ادارات آن شناسایی و پس از آموزش فشرده در دانشگاههای فرهنگیان متعدد سراسر کشور به عنوان معلم عازم مدارس شوند و از بسیاری واحدها از حوزه ستادی گرفته تا پایینترین قسمت آن یعنی نمایندگیهایی که در بخشها هستند در هم ادغام گردند؛ امروز اماکن وسیع و پر هزینه بنام اردوگاههای کشور از جمله در حاشیه جنوب غربی اصفهان به وسعت هشت هکتار و کارکنان رسمی و غیر رسمی فراوان دورانی را طی میکند که شاید سالی یک سمینار یا چند اردوی یکروزه به تورشان بخورد در حالیکه از این امکانات و نیروهای آن میتوان استفادههای بهینه تری داشت که چون عنوان کشوری دارد؛ مدیرکل آموزش و پرورش هم نقشی در اداره آن داشته و تنها میماند استاندار اصفهان تا برای تعیین تکلیف این مکان ارزشمند پا پیش بگذارد.
وجود این همه سازمان و اداره کل که اکثراً بی بهره بوده و یا سود چندانی ندارد برای بخش نهاد تعلیم و تربیت نوعی بد آموزی است که دامنه آن به استانها هم کشیده شده و برای نمونه در مرکز هر استان به جای اینکه سازمانی منسجم و یکپارچه برای آموزش وپرورش همچون وزارت صمت؛ مشخص نمایند که رئیس آن یعنی مدیران کل فعلی اداره کل آموزش وپرورش بر همه آنها مشرف باشند؛ ادارات کل توسعه و نوسازی و تجهیز مدارس وهمچنین کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و حتی دانشگاههای فرهنگیان نیز ساز خودشان را مینوازند تا هرکدام مستقیماً تابع حوزه ستادی باشند و تره هم برای مدیرکل آموزش وپرورش محل خرد نکنند! اگرچه آموزش وپرورش غنی ترین نهاد تربیتی کشور است که دارای مخزنی از نخبگان مدیریتی از هر نظر میباشد ولی بازهم به وفور اتفاق میافتد تا برای پست مدیر کلی و رئیس و استاد و دانشگاههای آن از افراد خارج از بدنه تعلیم و تربیت استفاده شود که این مسئله نیز میتواند نوعی بد پنداری را ترویج داده و نیروهای مخلص و خدوم فرهنگی و پرورشی آن را نا امید نماید! همین چند روز پیش بود که بنابر انتخاب مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان وزارت آموزش وپرورش ؛ یکی از کارمندان شهرداری اصفهان به سمت سرپرست این کانون در استان اصفهان منصوب شد که در قسمتی از ابلاغ او به شماره 1/433 مورخ 1/5/1404 اینگونه آمده«امید است با اتکال به خداوند منان و رعایت منشور اخلاقی! و مدیریتی کارگزاران دولت چهارهم« وفاق ملی» ! در تحقق اهداف دولت و حل مشکلات کشور مجدانه بکوشید؛ همچنین ضمن هماهنگی با استاندار محترم و سایر مسئولان دستگاههای ذیربط؛ در مسیر تحقق اهداف انقلاب اسلامی قدمهای موثری بردارید ( که انگاری آموزش و پرورش در اصفهان بالادستی بنام مدیر کل ندارد تا با او هم تعامل شود!) توفیق جنابعالی را درانجام شایسته وظایف محوله از درگاه خداوند سبحان خواستارم » تا یکبار دیگر تعجب همگان را برانگیزد که این ابهام تکراری از استاندار سوال شود؛ آیا این گونه انتصابات قبل از هماهنگی و شور و مشورت با جنابعالی و وزیر مربوطه محقق و قائم به صدور حکم میگردد یا مدیران پایین دستی خودسرانه و درعالم رفاقت دست به قلم میشوند!؟ آیا در وسعت آموزش وپرورش استان اصفهان شخصیتهای مبرزتری پیدا نمیشوند که باید از مدیران کل وارداتی و تحمیلی بهره جست!؟
رسانه مکتوب چشم به راه جوابیه قانع کننده برای جامعه و شبکههای اجتماعی متعدد از وزیر آموزش وپرورش وهمچنین استاندار همیشه پاسخگوی اصفهان میباشد تا در همین صفحه درج گردد.
حسن روانشید - روزنامهنگار پیشکسوت
