داستان از زمانی شروع میشود که رئیس جمهور؛ اختیارات خود و وزرا را به استانداران تفویض میکند تا مدیران استانی کبوتران دوبرجه شوند یعنی وقتی وزارتخانه به آنها دستور میدهد بگویند تابع استاندارمان هستیم و زمانی که نمیخواهند زیر بار والی استان بروند ادعای تابعیت از پایتخت را داشته باشند! حالا این به هم ریختگی را چه کسی میخواهد جمع وجور کند خدا میداند وبس! زیرا حداقل کار این است که بعضی استانداران نه تنها توان اداره چهار دیواری محل مدیریت خود را ندارند بلکه نمیدانند در فلان اداره کل نوسازی مدارس شان که تافتههای جدا بافته از آموزش وپرورش استان هستند و پرداخت بدهیهای خود را به پیمانکاران بینوا راهی انجمن خیران میکنند و میلیاردها تومان از سال 1395 به این قشر زحمت کش مدیون میباشند نیز حواله خیرانی میکنند که چوب خط مالیاتی شان پر شده و دیگر زیر بار پرداخت این بدهیها نمیروند تا از آن سو مدیرکل نوسازی مدارس از محل دیون پرداخت نشده؛ خودرو شاسی بلند برای اداره بخرد و سوار بر آن جولان مدیریت بدهد! و خادمان اقتصادی جامعه هم در بخش خصوصی که عمر و اموال طیب و طاهر خود را سالیان دراز وقف فرهنگ کرده بودند؛ به مرور زمان پا به سن گذاشته و لبیک گویان به دروازههای بهشت وارد شوند و جوانترها نیز طاقت نیاورده و از دست طلبکاران ناخواسته ترک وطن کنند! و معدودی تازه به دوران رسیده هم که بیشتر به خیّر نما شباهت دارند تا خیّر! وقتی چوب خط مالیاتی شان پر شد با کسب مفاصا حساب صوری این عنوان پر طمطراق؛ عازم بازارهای ناشناخته و پر درآمدی از جمله بز خری! میراث فرهنگی در قالب خانههای تاریخی کلانشهر شوند و ضمن استفاده از غفلتهای آشکار مدیریتی در شهرداری و نهادهای متولی و وارثان ؛ آنها را راضی به فروش ثمن بخس کرده و بلافاصله و با چراغ خاموش قبل از اینکه رئیس جمهور دولتهای یازدهم و دوازدهم و احیاناً چهاردهم از خواب صبحگاهی روز تعطیل بیدار شوند؛ تخریب و تسطیح نمایند تا بیشتر به یک پارکینگ مسطح و بدون درخت و اشجار شباهت پیدا کند نه این که اثر تاریخی! همانگونه که حمام باغ تخت در نبش خیابانهای چهارباغ عباسی و شیخ بهایی به این سرنوشت دچار شد و شورای اسلامی شهر پنجم و شهردار و متولیان میراث فرهنگی وقت نیز آن را نادیده گرفتند!
نمیخواهیم همه ارگانهای مسئول را زیر سوال ببریم اما وجود وکلای مبرز کنار این گونه افراد بز خر! است که باعث میشود از خللهای موجود در قوانین سوء استفاده یا موضوع دور زده شود تا آن ثروتمند باد آوردهای که هنوز سبیلهایش سبز نشده و میلیونها ارز به بانک مرکزی بدهکار است؛ موفق به ورود بیش از یازده کیلو شمش طلا از خارج به گمرکات کشور شود و آب از آب تکان نخورد مگر این که یک مقام مسئول بیدار و هوشیار باشد و شمشها را قبل از این که به ارز تبدیل شود توقیف نماید تا بهره کلان آن به سود همین ثروتمند باد آورده باشد!
بیش از اندازه پایمان را روی خورده نانها نمی گذاریم و زیاد از حد وارد قضا یا نمیشویم و به قول دوستان دامن نمیزنیم و از آقای استاندار همیشه پاسخگو سوال میکنیم که آیا به ایشان اجازه داده شده که پایشان را به این گونه حریمهایی که حفظ حقوق آحاد جامعه به آن بستگی دارد؛ بگذارند و تحقیق نمایند چگونه اداره کل نوسازی و تجهیز مدارس استان اصفهان به عنوان متولی ساخت و ساز و تأمین واحدهای آموزشی و پرورشی به جای پاسخگو بودن به مطالبات پیمانکاران؛ توپ را در زمین نهادهای غیر مسئول و غیر موظف خیّران مدرسه ساز میاندازد که جواب مطالبه گران را بدهند! در حالی که خیّران هیچگونه تعهد قانونی و الزامی برای این منظور ندارند و تنها در صورت علاقه مند بودن است که میتوانند به کمک این دستگاه موظف دولتی وارد شوند و متأسفانه نه تنها از تعهد دستگاه توسط مدیران بالا دستی حمایت نمیشود بلکه همه آتشهای حاصل شده را به سوی خرمن پیمانکاران روان میسازند تا به روز سیاه افتاده و ورشکست شوند!
آقای استاندار همیشه پاسخگو و تا پای جان؛ البته برای رسانه ملی بد نیست یکی از این صبحهای علی الطلوع را به اداره کل نوسازی و تجهیز مدارس استان اصفهان اختصاص دهید و در میان مطالبه گران از آن به سخنرانی بپردازید که چگونه میتوانند حقوق از دست رفته را بر اساس قوانین موجود از آنها دریافت کنند والا هر یک از این موارد دیده نشده به تنهایی میتواند آتش زیر خاکستری برای بی اعتمادی به شعارهایی باشد که توسط نماینده تام الاختیار دولت در این استان داده میشود!
نمیخواهیم همه ارگانهای مسئول را زیر سوال ببریم اما وجود وکلای مبرز کنار این گونه افراد بز خر! است که باعث میشود از خللهای موجود در قوانین سوء استفاده یا موضوع دور زده شود تا آن ثروتمند باد آوردهای که هنوز سبیلهایش سبز نشده و میلیونها ارز به بانک مرکزی بدهکار است؛ موفق به ورود بیش از یازده کیلو شمش طلا از خارج به گمرکات کشور شود و آب از آب تکان نخورد مگر این که یک مقام مسئول بیدار و هوشیار باشد و شمشها را قبل از این که به ارز تبدیل شود توقیف نماید تا بهره کلان آن به سود همین ثروتمند باد آورده باشد!
بیش از اندازه پایمان را روی خورده نانها نمی گذاریم و زیاد از حد وارد قضا یا نمیشویم و به قول دوستان دامن نمیزنیم و از آقای استاندار همیشه پاسخگو سوال میکنیم که آیا به ایشان اجازه داده شده که پایشان را به این گونه حریمهایی که حفظ حقوق آحاد جامعه به آن بستگی دارد؛ بگذارند و تحقیق نمایند چگونه اداره کل نوسازی و تجهیز مدارس استان اصفهان به عنوان متولی ساخت و ساز و تأمین واحدهای آموزشی و پرورشی به جای پاسخگو بودن به مطالبات پیمانکاران؛ توپ را در زمین نهادهای غیر مسئول و غیر موظف خیّران مدرسه ساز میاندازد که جواب مطالبه گران را بدهند! در حالی که خیّران هیچگونه تعهد قانونی و الزامی برای این منظور ندارند و تنها در صورت علاقه مند بودن است که میتوانند به کمک این دستگاه موظف دولتی وارد شوند و متأسفانه نه تنها از تعهد دستگاه توسط مدیران بالا دستی حمایت نمیشود بلکه همه آتشهای حاصل شده را به سوی خرمن پیمانکاران روان میسازند تا به روز سیاه افتاده و ورشکست شوند!
آقای استاندار همیشه پاسخگو و تا پای جان؛ البته برای رسانه ملی بد نیست یکی از این صبحهای علی الطلوع را به اداره کل نوسازی و تجهیز مدارس استان اصفهان اختصاص دهید و در میان مطالبه گران از آن به سخنرانی بپردازید که چگونه میتوانند حقوق از دست رفته را بر اساس قوانین موجود از آنها دریافت کنند والا هر یک از این موارد دیده نشده به تنهایی میتواند آتش زیر خاکستری برای بی اعتمادی به شعارهایی باشد که توسط نماینده تام الاختیار دولت در این استان داده میشود!
حسن روانشید -روزنامهنگار پیشکسوت
