جمعه ۷ شهريور ۱۴۰۴ - ۲۰:۵۴
کد مطلب : 134145

امکان‌سنجی اتحاد استراتژیک ایران و پاکستان

جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، که بر زمینه‌ی تشدید تنش‌های منطقه‌ای و رقابت‌های ژئوپلیتیکی چند دهه اخیر، سرانجام به رویارویی مستقیم انجامید، نه‌تنها محک توانایی‌ها و ضعف‌های دو طرف بود، بلکه معیاری برای ارزیابی لایه‌های پنهان روابط میان کشورهای دوست و دشمن نیز به شمار می‌رفت. در این میان، در شرایطی که بسیاری از دولت‌های منطقه و جهان در برابر تجاوزگری رژیم صهیونیستی به خاک ایران یا سکوت اختیار کرده بودند یا به‌طور غیرمستقیم جانب اسرائیل را گرفتند، موضع‌گیری آشکار پاکستان در حمایت از ایران بسیار مورد توجه بود. هرچند این حمایت بیشتر از آنکه جنبه عملیاتی داشه باشد در قالب ژستی سیاسی و نمادین بود، اما این موضع اسلام‌آباد لااقل برای تهران و بخشی از افکار عمومی ایران مضاف بر دلگرمی، به‌عنوان نشانه‌ای از ظرفیت بالقوه‌ی همگرایی تعبیر شد. تا آنجا که در نگاه بخشی از افکار عمومی ایران، پاکستان را به عنوان یک دوست واقعی و شریک بالقوه‌ی استراتژیک مطرح ساخت. با این حال، فارغ از هیجانات و احساسات گذرا، پرسشی اساسی پیش‌روی دولتمردان و تصمیم‌گیرندگان دو کشور باقی می‌ماند: آیا کدهای ژئوپلیتیکی مورد توجه طرفین، آن‌چنان درهم‌تنیده و وابسته‌اند که بتوانند بنیان یک اتحاد راهبردی پایدار را شکل دهند؟ برای یافتن پاسخ، باید به تصویر کلی روابط ایران و پاکستان نگریست؛ روابطی که همواره آمیزه‌ای از همگرایی و واگرایی بوده است.

روابط تاریخی ایران و پاکستان
از نظر تاریخی، روابط ایران و پاکستان دوره‌های متفاوتی را پشت سر گذاشته است. در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، هر دو کشور عضو پیمان سنتو بودند و در چارچوب جنگ سرد، همسویی امنیتی با غرب داشتند. پس از انقلاب اسلامی، این همسویی جای خود را به روابطی پیچیده‌تر داد که در آن، گاه همکاری تاکتیکی و گاه رقابت آشکار دیده می‌شد. نمونه‌ی بارز، همکاری دو کشور در دهه ۱۹۹۰ برای مقابله با قاچاق مواد مخدر و گروه‌های مسلح بلوچ بود، در حالی که همزمان در افغانستان در دو سوی جبهه قرار داشتند. در حوزه‌ی اقتصادی نیز پروژه خط لوله گاز ایران- پاکستان (موسوم به خط لوله صلح) نمونه‌ای مهم است. این پروژه که قرار بود گاز ایران را به پاکستان و حتی هند برساند، به دلیل فشارهای آمریکا و مشکلات مالی اسلام‌آباد عملاً متوقف شد. این تجربه نشان داد که حتی در حوزه‌ای که منافع اقتصادی آشکار وجود دارد، فشارهای خارجی می‌تواند مانع تحقق همکاری شود. در حوزه‌ی نظامی و امنیتی نیز روابط دو کشور بارها تحت تأثیر حوادث مرزی قرار گرفته است. نمونه‌ی اخیر، در ژانویه ۲۰۲۴، زمانی بود که ایران با استفاده از موشک و پهپاد به مواضع گروه جیش‌العدل در خاک پاکستان حمله کرد و اسلام‌آباد نیز با حملات تلافی‌جویانه به خاک ایران پاسخ داد. هرچند این تنشها می‌توانست به بحرانی جدی تبدیل شود، اما دو طرف با مدیریت دیپلماتیک مانع از گسترش آن شدند. این رویدادها نشان می دهد که حتی در اوج بی اعتمادی و تنش نظامی، هر دو کشور تمایل دارند روابط را از نقطه‌ی بی‌بازگشت دور نگه دارند.

امکان‌سنجی روابط استراتژیک ایران و پاکستان
در حال حاضر نیز، در حوزه‌ی تضاد منافع، افغانستان یکی از مهم‌ترین میدان‌هاست. در این عرصه ایران به‌طور سنتی همواره از گروه‌ها و جریان‌هایی حمایت کرده که با طالبان زاویه دارند، در حالی که پاکستان به دلیل عمق استراتژیک و پیوندهای تاریخی با طالبان، این گروه را ابزاری برای نفوذ خود در افغانستان می‌داند. این تفاوت رویکرد، به‌ویژه پس از بازگشت طالبان به قدرت، بارها باعث اصطکاک منافع دو کشور شده است. این تفاوت رویکرد باعث شده که در مقاطع مختلف، تهران و اسلام‌آباد در صحنه‌ی افغانستان در دو سوی معادله قرار گیرند. نمونه‌ی دیگر، جمهوری آذربایجان است؛ جایی که ایران به دلیل نگرانی از پان‌ترکیسم و پیوندهای مذهبی با شیعیان آذربایجان، روابط محتاطانه‌ای با باکو دارد، اما پاکستان به دلیل روابط نزدیک با ترکیه و حمایت از مواضع باکو در مناقشه قره‌باغ، عملاً در جبهه‌ای قرار می‌گیرد که با مواضع ایران همخوانی کامل ندارد. در مقابل، اشتراک منافع نیز وجود دارد. مسائل مربوط به ایالت بلوچستان پاکستان و سیستان وبلوچستان ایران یکی از این حوضه‌هاست. هر دو کشور با اقلیت بلوچ در مناطق مرزی خود مواجه‌اند که برخی گروه‌های مسلح و تجزیه‌طلب در میان آن‌ها فعال‌اند. همکاری امنیتی برای مهار این گروه‌ها، زمینه‌ای برای نزدیکی دو کشور فراهم کرده است. همچنین، هر دو در برابر نفوذ فزاینده‌ی هند در منطقه حساسیت دارند، هرچند شدت و نوع این حساسیت متفاوت است. 
اما یکی از پیچیده‌ترین لایه‌های این رابطه ،از یک سو پیوند آن با رقابت و دشمنی دیرینه‌ی هند و پاکستان و از سوی دیگر دشمنی ایران و اسرائیل در طی چند دهه اخیر است. در این باره، هرگونه اتحاد استراتژیک میان ایران و پاکستان، ناگزیر ایران و پاکستان را در معادلات این رقابت‌ها قرار خواهد داد. هند روابط گسترده‌ای با اسرائیل دارد و هر بحران جدی میان دهلی و اسلام‌آباد می‌تواند به شکلی غیرمستقیم ناگزیر ایران را در موقعیتی قرار دهد که با هر دو، یعنی هند و اسرائیل، درگیر شود. این همان نقطه‌ای است که ریسک اتحاد استراتژیک با پاکستان را بالا می‌برد. این در صورتی است که ایران همواره تلاش کرده است با هند روابط متوازن و حتی دوستانه‌ای داشته باشد، به‌ویژه به دلیل همکاری‌های اقتصادی و انرژی. بدین ترتیب نزدیکی بیش از حد ایران به پاکستان می‌تواند این توازن را بر هم زده و ایران را در معرض فشارهای دیپلماتیک و اقتصادی از سوی هند قرار دهد.
از سوی دیگر، اسرائیل و پاکستان رابطه‌ رسمی ندارند، اما نزدیکی تل‌آویو به دهلی‌نو، به‌ویژه در حوضه‌های نظامی و اطلاعاتی، برای اسلام‌آباد یک تهدید غیرمستقیم محسوب می‌شود. این پیوند هند و اسرائیل، در صورت تشدید تنش‌های هند و پاکستان، می‌تواند اسلام‌آباد را به سمت همسویی تاکتیکی با ایران سوق دهد، چرا که، ایران نیز اسرائیل را تهدید اصلی خود می‌داند. با این حال، این همسویی بیشتر حالت مقطعی دارد و به‌محض تغییر شرایط یا فشارهای خارجی، ممکن است فروبپاشد. اما اگر تهدیدها فراتر از ابراز نظرات سیاسی بوده، و به معنای تهدید بقا و موجودیت پاکستان باشد، این امکان را منتقی نمی‌کند، که موجب تحکیم هر چه بیشتر پیوندهای استراتژیک بین ایران و پاکستان گردد. در این باره اظهارات نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی مبنی بر اینکه بعد از ایران، نوبت پاکستان است، مورد توجه است! 
عامل مهم دیگر، روابط سه‌ضلعی پاکستان با چین و آمریکا است. پاکستان شریک راهبردی چین در پروژه‌هایی مانند کریدور اقتصادی چین- پاکستان است که برای پکن اهمیت ژئوپلیتیک و اقتصادی حیاتی دارد. این پیوند، در کنار نیاز اسلام‌آباد به حفظ کانال‌های ارتباطی با واشنگتن، باعث می‌شود که پاکستان به‌ندرت وارد اتحادهای کاملاً یک‌جانبه شود. در صفحه شطرنج ژئوپلیتیک جنوب آسیا، و در برابر حمایت روسیه از هند، پاکستان عملاً در جایگاه متحد آمریکا در منطقه قرار می‌گیرد. لذا آمریکا همچنان برای پاکستان منبع کمک‌های مالی، تجهیزات نظامی و نفوذ در نهادهای بین‌المللی است. پاکستان همچنان از روابط نزدیک و مطلوب با متحدان غربی، عربی و ترکی آمریکا برخوردار است؛ روابطی که ایران تا حد زیادی از آن بی‌بهره مانده است. این شکاف به آن معناست که اسلام‌آباد در بسیاری از بحران‌ها، به‌دلیل فشارهای واشنگتن یا ملاحظات پکن، یا نمی‌تواند و یا تمایلی ندارد که به‌طور کامل در کنار تهران بایستد. مگر آنکه آمریکا، بی‌اعتنا به امنیت و منافع پاکستان، اولویت‌های اسرائیل را پیش بگذارد؛ در چنین شرایطی، شکل‌گیری یک اتحاد راهبردی میان چین، پاکستان و ایران چندان دور از انتظار نخواهد بود. به‌عنوان نمونه، مقایسه‌ی این وضعیت با حمایت سوریه از ایران در دوران جنگ ایران و عراق نشان می‌دهد که معادلات امروز متفاوت است. سوریه در آن زمان، به‌سبب دشمنی آشکار با عراق بعثی و همسویی نسبی با سیاست‌های منطقه‌ای تهران، به متحدی راهبردی و واقعی بدل شد. اما در مورد پاکستان، نه تهدیدی مشترک و مستقیم وجود دارد و نه پیوندی هم‌سنگ آن تجربه تاریخی. برای اسلام‌آباد، هند همواره اولویت نخست بوده و حمایت از ایران در بحران‌هایی همچون جنگ ۱۲ روزه، بیش از آنکه بر مبنای یک همسویی استراتژیک باشد، رنگ و بوی یک حرکت تاکتیکی دارد. 
بنابراین، هرچند اتحاد استراتژیک ایران و پاکستان از نظر تئوریک ممکن است، اما پایداری آن در گرو مدیریت اختلافات، ایجاد سازوکار هماهنگی در برابر تهدیدات مشترک، و کاهش اثرات منفی رقابت هند و پاکستان است. در غیر این صورت، نزدیکی بیش از حد ایران به پاکستان ریسک کشیده شدن ایران به درگیری‌های نیابتی یا مستقیم با هند و حتی اسرائیل و بالعکس نزدیکی پاکستان به ایران، ریسک کشیده شدنش را به درگیری با اسرائیل و متحدانش را به دنبال خواهد داشت.
 
احمد رشیدی نژاد
https://siasatrooz.ir/vdcfjjdytw6dmya.igiw.html
نام شما
آدرس ايميل شما
کد امنيتی