دوشنبه ۱۰ شهريور ۱۴۰۴ - ۲۲:۳۸
کد مطلب : 134168
چرخ صنعت خودرو با قوانین معیوب نمی‌چرخد؛

ضرورت اصلاح مقررات خصوصی‌سازی

خصوصی‌سازی در ایران و به ویژه در صنعت خودروسازی از جمله موضوعاتی است که همواره محل بحث و چالش بوده است. از یک‌سو، اصل خصوصی‌سازی با هدف کاهش تصدی‌گری دولت، افزایش بهره‌وری، ارتقای کیفیت محصولات و ایجاد فضای رقابتی سالم در اقتصاد دنبال شده، اما در عمل بارها به انحراف رفته و به جای تحقق اهداف اعلامی، به شکل‌گیری رانت، انتقال دارایی‌های عمومی به گروه‌های خاص و کاهش اعتماد عمومی منجر شده است. صنعت خودروسازی به دلیل سهم بالای آن در اقتصاد، اشتغال و مصرف مستقیم مردم، جایگاه ویژه‌ای دارد و کوچک‌ترین خللی در فرآیند خصوصی‌سازی آن می‌تواند پیامدهای سنگین اقتصادی و اجتماعی به همراه داشته باشد. بازنگری در قوانین و مقررات خصوصی‌سازی در این حوزه نه تنها ضرورتی اقتصادی، بلکه ضرورتی اجتماعی و سیاسی نیز محسوب می‌شود.
یکی از چالش‌های اساسی خصوصی‌سازی در صنعت خودرو، فقدان شفافیت در واگذاری‌ها بوده است. تجربه گذشته نشان داده که واگذاری سهام شرکت‌های بزرگ خودروسازی گاه به شرکت‌های وابسته به نهادهای شبه‌دولتی یا افراد ذی‌نفوذ صورت گرفته است، به نحوی که عملاً مدیریت از دایره دولت خارج نشده و تنها به شکل ظاهری تغییر کرده است. این پدیده که از آن به عنوان خصوصی‌سازی صوری یاد می‌شود، موجب شد اهدافی چون افزایش کارایی و رقابت تحقق نیابد و در عوض ساختارهای ناکارآمد گذشته تداوم یابد. در چنین شرایطی بازنگری در قوانین باید با تأکید بر الزام شفافیت کامل، نظارت عمومی و جلوگیری از حضور واسطه‌های رانتی صورت گیرد تا اعتماد اجتماعی و سرمایه عمومی حفظ شود.
نکته دیگر، ضرورت توجه به اهلیت و توانمندی خریداران در فرآیند خصوصی‌سازی است. بسیاری از واگذاری‌های گذشته به دلیل بی‌توجهی به اهلیت مدیریتی و مالی خریداران شکست خورده و در نهایت زیان‌های سنگینی بر پیکره اقتصاد ملی تحمیل کرده است. در حوزه خودرو که نیازمند سرمایه‌گذاری سنگین در تحقیق و توسعه، فناوری و زیرساخت‌های تولید است، ورود سرمایه‌گذارانی که فاقد تخصص و توانایی مالی باشند به معنی عقب‌گرد و حیف و میل منابع ملی خواهد بود. بنابراین بازنگری در قوانین باید معطوف به ایجاد معیارهای دقیق برای سنجش اهلیت باشد و مکانیزم‌های تضمینی برای جلوگیری از انتقال دارایی‌ها به افراد یا شرکت‌های ناکارآمد در نظر گرفته شود.
مسئله مهم دیگر، تضاد منافع و جایگاه دولت به عنوان سیاست‌گذار و ناظر است. وقتی دولت هم‌زمان مالک، ناظر و سیاست‌گذار باشد، امکان بروز تعارض منافع بالا می‌رود. بنابراین قوانین باید به گونه‌ای اصلاح شوند که دولت پس از واگذاری واقعی، صرفاً در جایگاه ناظر بی‌طرف باقی بماند و از دخالت مستقیم در مدیریت شرکت‌های خصوصی پرهیز کند. البته این نظارت باید قوی، کارآمد و به‌ویژه در جهت صیانت از منافع عمومی باشد. به عبارت دیگر، خصوصی‌سازی به معنای رهاسازی و کنار کشیدن دولت از مسئولیت‌های اجتماعی نیست، بلکه به معنای تغییر نقش دولت از مالکیت به حکمرانی مؤثر و حمایت‌گر است.
از سوی دیگر، در فرآیند خصوصی‌سازی خودروسازان باید به جنبه عدالت اجتماعی توجه ویژه‌ای داشت. خودرو کالایی است که ارتباط مستقیم با زندگی روزمره مردم دارد و ناکارآمدی یا گرانی بیش از حد آن می‌تواند فشار شدیدی بر اقشار متوسط و ضعیف جامعه وارد کند. بنابراین بازنگری در قوانین باید بر ایجاد تعادلی میان منطق بازار و مصلحت اجتماعی استوار باشد. اگر خصوصی‌سازی صرفاً به افزایش قیمت‌ها بدون ارتقای کیفیت و خدمات منجر شود، نه تنها منافع عمومی صیانت نشده، بلکه نارضایتی اجتماعی و کاهش اعتماد عمومی نیز شدت خواهد گرفت.
همچنین مسئله رقابت واقعی در بازار خودرو باید مورد توجه قرار گیرد. خصوصی‌سازی در شرایطی که بازار در انحصار چند بازیگر محدود باقی بماند، نه تنها رقابتی ایجاد نمی‌کند، بلکه موقعیت انحصاری را به بخش خصوصی منتقل می‌سازد. این وضعیت می‌تواند خطرناک‌تر از انحصار دولتی باشد، زیرا در غیاب نظارت‌های کارآمد، منجر به افزایش قیمت، کاهش کیفیت و بهره‌برداری بیشتر از مصرف‌کنندگان خواهد شد. بنابراین قوانین خصوصی‌سازی باید الزاماتی برای شکستن انحصار، تسهیل ورود رقبا و حتی حمایت هدفمند از تولیدکنندگان کوچک و متوسط در نظر بگیرد تا رقابتی سالم 
و واقعی شکل گیرد.
در نهایت، خصوصی‌سازی در صنعت خودروسازی نباید صرفاً به عنوان یک پروژه مالی یا درآمدی برای دولت تلقی شود. نگاه کوتاه‌مدت به واگذاری‌ها که صرفاً برای جبران کسری بودجه یا کسب درآمد فوری صورت می‌گیرد، در بلندمدت زیان‌های سنگینی بر اقتصاد ملی و منافع عمومی تحمیل خواهد کرد. بازنگری در قوانین باید مبتنی بر نگاه بلندمدت، توسعه‌گرا و ملی باشد و با محوریت شفافیت، اهلیت، عدالت اجتماعی، رقابت سالم و نظارت مؤثر طراحی شود. تنها در این صورت است که خصوصی‌سازی می‌تواند از یک تجربه تلخ و رانتی به ابزاری برای توسعه پایدار، ارتقای کیفیت زندگی مردم و صیانت از منافع عمومی تبدیل شود.
 
نوراحمد قهرمانی - کارشناس حوزه تقنینی
https://siasatrooz.ir/vdcaiyn6a49ne61.k5k4.html
نام شما
آدرس ايميل شما
کد امنيتی