روشن است که در کنار اندوه، شادی نیز وجود دارد، صرفاً شاد بودن به معنای رقص و سرخوش بودن با برخی لوازم و ادوات نیست، بلکه باید در جامعه کاری کرد که درون انسانها شاد شود و این خرسندی از زندگی در طول و عرض یک جامعه بشری جاری گردد.
اندیشمندان و دانشمندان بر اساس آنچه پژوهش کردهاند، گریه و خنده را هر دو با معنا و مفهوم دانستهاند که نیاز بشر است، گریه یک واکنش انسانی است و خنده نیز، اما غم نکته دیگری است.
در مقاطعی انسان به واسطه اتفاقاتی غمگین میشود، مثلاً عزیزی را از دست میدهد و این اتفاق باعث غم و اندوه میشود و چه بسا طولانی.
حال برای نشاط و شادابی یک جامعه بشری که چارچوبهای مذهبی هم دارد، آیا برگزاری یک کنسرت مردمی در زمان مناسب (ماه ربیع که ماه شوق و شادمانی و زیبایی است) ایراد و اشکالی دارد؟
قطعاً برگزاری کنسرت مردمی همایون شجریان میتوانست به ایجاد فضای همدلی مردم ایران در شرایط کنونی بیفزاید و آنها را منسجم تر و متحدتر کند و نسبت به ترغیب و تشویق مردم به ایران دوستی کمک کند.آواز و ترانه ایران و او محشر است و قرار بود آن رلا زنده بخواند.
این خواننده که در نزد مردم نیز محبوبیت دارد، قرار بود کنسرت مردمی خود را با پیگیریهای طولانی و چندین ساله، روز جمعه یعنی فردا، در میدان آزادی برگزار کند آن هم به صورت رایگان.
او در نشست خبری چند روز پیش، این موضوع را اعلام کرد و از موافقت مسئولان مرتبط با این تصمیم خبر داد.
پس از اعلام این خبر از سوی همایون شجریان، موجی راه افتاد که بخش زیادی از آن موافق و خرسند از برگزاری چنین کنسرتی و بخش دیگر که آن هم به دو بخش تقسیم میشود، به مخالفت پرداختند و البته علیه همایون شجریان موضع گیری کردند و حتی ناسزا هم گفتند. یک بخش ضد انقلاب معاند که از هر مناسبتی، سعی میکند تا اهداف خود را پیگیری کند و بخش دیگر آنهایی که سیاست تند و غیر منطقی دارند.
اما آنچه در این میان مهم است، نوع مدیریتی است که از سوی مسئولان و آنهایی که در این جریان دخیل بودند، دیده شد.آیا آنها تحت تأثیر مخالفان قرار گرفتند؟
در حالی که همایون شجریان خبر از صدور مجوزهای لازم داده بود، اما دیروز شهردار تهران و شورای تأمین تهران با برگزاری کنسرت مخالفت کردند.
این مخالفت خود باعث واکنشهای تازهای شد که بیشتر آنها در انتقاد از تصمیم به لغو کنسرت است.
شهردار تهران دلیل لغو آن را نبود زیرساخت مناسب برای حضور چند میلیون جمعیت در کنسرت میدان آزادی اعلام کرد و شورای تأمین نیز دلیل آن را تأمین امنیت.
اما واکنشهای مردمی به این ممانعت جالب توجه بود؛ آنها در واکنشهای خود گفتند که این جلوگیری باید پیش از صدور مجوز و اعلام رسمی خبر برگزاری کنسرت انجام میشد نه این که خبر کنسرت منتشر شده و با استقبال گسترده مردم روبرو شده و اکنون میبینند که لغو شده، این همان مرز بین نشاط و شادمانی و غم و انده و افسوس است که تصمیمات نادرست باعث آن میشود و علاوه بر آن بدبینی مردم را نیز افزایش میدهد. آیا دستاندرکاران و مسئولانی که در این مخالفت نقش داشتند به تبعات تصمیم خود فکر هم کردهاند؟!
مردم میپرسند میدان آزادی همان میدانی است که مناسبتهای بسیاری را به خود دیده و هر سال نیز راهپیماییها بزرگی چون 22 بهمن و روز قدس را میزبانی میکند، آیا در این مواقع زیرساختها آماده است؟
علاوه بر آن در تهران و در وسط شهر جشنهای بزرگ و پرشکوهی همچون جشن بزرگ عید غدیر خم برپا شده است که یکی از تصمیمات خوب و مناسب برای برپایی چنین جشنی است و باید هر سال نیز برگزار شود، آیا نمیشد کنسرت مردمی همایون شجریان نیز به همین شکل برپا شود؟
شهرداری، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شورای تأمین، وزارت کشور، فراجا و دیگر نهادها و سازمانها در مناسبتهای گوناگون برای برپایی آیین و مراسم نقش دارند و درگیر هستند حتی صدا و سیما با اعزام تیمهای تصویر برداری اقدام به پخش مراسم از تلویزیون میکند. آیا نمیشد همه آنهایی که در آن آیینها نقش دارند در این نیز نقش خود را بازی میکردند؟
صدا و سیما میتوانست از این فرصت استفاده کند و کنسرت مردمی همایون شجریان را زنده از صدا و سیما پخش کند. این لغو کنسرت، فضای دوقطبی را نه تنها تشدید میکند بلکه باعث بدبینی بیشتر مردم نیز میشود. هیچ توجیهی برای این تصمیم نادرست هم وجود ندارد.
در اخبار آمده بود که قرار است شجریان کنسرت را در دبی برگزار کند. آقایان پاسخ دهند چرا؟
امیدوارم این خبر درست نباشد.
اندیشمندان و دانشمندان بر اساس آنچه پژوهش کردهاند، گریه و خنده را هر دو با معنا و مفهوم دانستهاند که نیاز بشر است، گریه یک واکنش انسانی است و خنده نیز، اما غم نکته دیگری است.
در مقاطعی انسان به واسطه اتفاقاتی غمگین میشود، مثلاً عزیزی را از دست میدهد و این اتفاق باعث غم و اندوه میشود و چه بسا طولانی.
حال برای نشاط و شادابی یک جامعه بشری که چارچوبهای مذهبی هم دارد، آیا برگزاری یک کنسرت مردمی در زمان مناسب (ماه ربیع که ماه شوق و شادمانی و زیبایی است) ایراد و اشکالی دارد؟
قطعاً برگزاری کنسرت مردمی همایون شجریان میتوانست به ایجاد فضای همدلی مردم ایران در شرایط کنونی بیفزاید و آنها را منسجم تر و متحدتر کند و نسبت به ترغیب و تشویق مردم به ایران دوستی کمک کند.آواز و ترانه ایران و او محشر است و قرار بود آن رلا زنده بخواند.
این خواننده که در نزد مردم نیز محبوبیت دارد، قرار بود کنسرت مردمی خود را با پیگیریهای طولانی و چندین ساله، روز جمعه یعنی فردا، در میدان آزادی برگزار کند آن هم به صورت رایگان.
او در نشست خبری چند روز پیش، این موضوع را اعلام کرد و از موافقت مسئولان مرتبط با این تصمیم خبر داد.
پس از اعلام این خبر از سوی همایون شجریان، موجی راه افتاد که بخش زیادی از آن موافق و خرسند از برگزاری چنین کنسرتی و بخش دیگر که آن هم به دو بخش تقسیم میشود، به مخالفت پرداختند و البته علیه همایون شجریان موضع گیری کردند و حتی ناسزا هم گفتند. یک بخش ضد انقلاب معاند که از هر مناسبتی، سعی میکند تا اهداف خود را پیگیری کند و بخش دیگر آنهایی که سیاست تند و غیر منطقی دارند.
اما آنچه در این میان مهم است، نوع مدیریتی است که از سوی مسئولان و آنهایی که در این جریان دخیل بودند، دیده شد.آیا آنها تحت تأثیر مخالفان قرار گرفتند؟
در حالی که همایون شجریان خبر از صدور مجوزهای لازم داده بود، اما دیروز شهردار تهران و شورای تأمین تهران با برگزاری کنسرت مخالفت کردند.
این مخالفت خود باعث واکنشهای تازهای شد که بیشتر آنها در انتقاد از تصمیم به لغو کنسرت است.
شهردار تهران دلیل لغو آن را نبود زیرساخت مناسب برای حضور چند میلیون جمعیت در کنسرت میدان آزادی اعلام کرد و شورای تأمین نیز دلیل آن را تأمین امنیت.
اما واکنشهای مردمی به این ممانعت جالب توجه بود؛ آنها در واکنشهای خود گفتند که این جلوگیری باید پیش از صدور مجوز و اعلام رسمی خبر برگزاری کنسرت انجام میشد نه این که خبر کنسرت منتشر شده و با استقبال گسترده مردم روبرو شده و اکنون میبینند که لغو شده، این همان مرز بین نشاط و شادمانی و غم و انده و افسوس است که تصمیمات نادرست باعث آن میشود و علاوه بر آن بدبینی مردم را نیز افزایش میدهد. آیا دستاندرکاران و مسئولانی که در این مخالفت نقش داشتند به تبعات تصمیم خود فکر هم کردهاند؟!
مردم میپرسند میدان آزادی همان میدانی است که مناسبتهای بسیاری را به خود دیده و هر سال نیز راهپیماییها بزرگی چون 22 بهمن و روز قدس را میزبانی میکند، آیا در این مواقع زیرساختها آماده است؟
علاوه بر آن در تهران و در وسط شهر جشنهای بزرگ و پرشکوهی همچون جشن بزرگ عید غدیر خم برپا شده است که یکی از تصمیمات خوب و مناسب برای برپایی چنین جشنی است و باید هر سال نیز برگزار شود، آیا نمیشد کنسرت مردمی همایون شجریان نیز به همین شکل برپا شود؟
شهرداری، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شورای تأمین، وزارت کشور، فراجا و دیگر نهادها و سازمانها در مناسبتهای گوناگون برای برپایی آیین و مراسم نقش دارند و درگیر هستند حتی صدا و سیما با اعزام تیمهای تصویر برداری اقدام به پخش مراسم از تلویزیون میکند. آیا نمیشد همه آنهایی که در آن آیینها نقش دارند در این نیز نقش خود را بازی میکردند؟
صدا و سیما میتوانست از این فرصت استفاده کند و کنسرت مردمی همایون شجریان را زنده از صدا و سیما پخش کند. این لغو کنسرت، فضای دوقطبی را نه تنها تشدید میکند بلکه باعث بدبینی بیشتر مردم نیز میشود. هیچ توجیهی برای این تصمیم نادرست هم وجود ندارد.
در اخبار آمده بود که قرار است شجریان کنسرت را در دبی برگزار کند. آقایان پاسخ دهند چرا؟
امیدوارم این خبر درست نباشد.
محمد صفری
