معاون وزیر بهداشت اخیراً با بیان اینکه «سرانه مصرف الکل در کشور رو به افزایش است»، زنگ خطری جدی را برای جامعه به صدا درآورد. او هشدار داد که مصرف بیرویه و اغلب غیراستاندارد الکل، علاوه بر مشکلات اجتماعی، عوارض جسمی جبرانناپذیری مانند کوری و سرطان کبد را به دنبال داشته است.
این سخنان، بار دیگر ضرورت بازنگری در سیاستهای پیشگیرانه و آموزشی کشور را آشکار میسازد. با وجود ممنوعیت قانونی و مذهبی مصرف الکل در ایران، آمارهای غیررسمی و گزارشهای پزشکی نشان میدهد که الکل همچنان در بخشی از جامعه مصرف میشود. این مصرف، به دلیل نبود نظارت و تولید زیرزمینی، اغلب با الکلهای تقلبی و سمی همراه است. همین مسئله منجر به مسمومیتهای گسترده، کوری و مرگ در سالهای اخیر شده است.
الکل نه تنها یک ماده مخدر روانگردان است، بلکه یکی از عوامل اصلی بروز بیماریهای غیرواگیر محسوب میشود.
1- کبد چرب الکلی و سرطان کبد از پیامدهای مستقیم مصرف مستمر الکل است.
2- نارسایی کلیه، سکته مغزی و قلبی، افسردگی و اختلالات روانی نیز در تحقیقات جهانی بهعنوان اثرات بلندمدت الکل شناخته شدهاند.
3- هزینههای درمان ناشی از این بیماریها بار سنگینی بر دوش نظام سلامت و خانوادهها تحمیل میکند.
افزایش مصرف الکل در کشوری که همواره با آموزههای دینی و فرهنگی بر پرهیز از آن تأکید داشته، نشان میدهد که شکاف اجتماعی و فرهنگی در حال گسترش است. از یک سو، نبود آگاهی کافی در میان جوانان و از سوی دیگر، کنجکاوی و گرایش به الگوهای غربی، مصرف الکل را به یک رفتار پرخطر تبدیل کرده است.
سیاست صرفاً ممنوعیت محور تاکنون نتوانسته به طور کامل مانع مصرف الکل شود. تجربه جهانی نشان داده است که آگاهی رسانی، آموزش خانوادهها، تقویت مشاورههای روانی و ایجاد جایگزینهای سالم برای اوقات فراغت جوانان بسیار مؤثرتر از برخورد صرفاً قضایی است.
هشدار وزارت بهداشت باید جدی گرفته شود. اگر برنامههای پیشگیرانه و آگاهیبخشی گسترده در رسانهها، مدارس و دانشگاهها اجرا نشود، در سالهای آینده با موجی از بیماریهای صعبالعلاج و مشکلات اجتماعی روبرو خواهیم شد.
یکی از دلایل اصلی تشدید خطر، سوءاستفاده تولید کنندگان غیرقانونی و زیرزمینی الکل در کشور است که از مواد سمی برای تولید آن استفاده میکنند. همین وضعیت باعث شده مسمومیتهای گسترده و فجایع انسانی متعددی رخ دهد که بارها شاهد انتشار اخبار تلخ آن بودهایم. منظور به رسمیت شناختن تولید و عرضه مشروبات الکلی نیست، الکل حتی استاندار، زیانبار است و غیر استاندارد آن بیشتر زیان میرساند.
در این شرایط، نقش دستگاههای قضایی و انتظامی بیش از پیش اهمیت پیدا میکند. مبارزه جدی با قاچاقچیان و تولید کنندگان مشروبات سمی، رهگیری شبکههای زیرزمینی تولید و توزیع الکل و اعمال مجازاتهای بازدارنده میتواند تا حد زیادی از گسترش این پدیده بکاهد.
با این حال، باید اذعان کرد که اقدامات قضایی و انتظامی به تنهایی کافی نیست. تجربه نشان داده است که برخورد صرفاً قهری نه تنها مصرف الکل را ریشه کن نمیکند، بلکه بعضاً به افزایش جذابیت و کنجکاوی در میان جوانان منجر میشود. آنچه میتواند سیاستهای مقابلهای را اثر بخشتر کند، ترکیب اقدامات سختگیرانه با برنامههای فرهنگی، آموزشی و پیشگیرانه است. یعنی همانطور که دستگاههای انتظامی باید با شبکههای قاچاق و تولید کنندگان برخورد کنند، آموزش و آگاهی بخشی عمومی نیز باید تقویت شود تا افراد، به ویژه نسل جوان، از خطرات الکل آگاه شوند و انگیزهای برای مصرف پیدا نکنند.
از سوی دیگر، باید به این نکته توجه کرد که بسیاری از افرادی که به سمت مصرف الکل میروند، از مشکلات روحی و روانی، بیکاری، فشارهای اجتماعی و یا خلأهای فرهنگی رنج میبرند. این افراد نیازمند حمایتهای مشاورهای، روان درمانی و ایجاد فرصتهای سالم برای گذران اوقات فراغت هستند. تنها در چنین شرایطی است که میتوان انتظار داشت تقاضای اجتماعی برای مصرف الکل کاهش یابد. در مجموع، سخنان معاون وزیر بهداشت هشداری جدی برای همه ارکان کشور است.
اگر برخورد انتظامی و قضایی با عرضه کنندگان الکل تقلبی و شبکههای زیرزمینی همراه با اقدامات پیشگیرانه، فرهنگی و آموزشی نباشد، چرخه مسمومیتها، بیماریها و آسیبهای اجتماعی همچنان ادامه خواهد داشت. آینده سلامت جامعه در گرو آن است که این هشدارها جدی گرفته شود و مجموعهای هماهنگ از سیاستهای بازدارنده و اصلاحی به اجرا درآید؛ در غیر این صورت، باید در سالهای نه چندان دور شاهد بحرانهای بهداشتی و اجتماعی گستردهتری باشیم.
این سخنان، بار دیگر ضرورت بازنگری در سیاستهای پیشگیرانه و آموزشی کشور را آشکار میسازد. با وجود ممنوعیت قانونی و مذهبی مصرف الکل در ایران، آمارهای غیررسمی و گزارشهای پزشکی نشان میدهد که الکل همچنان در بخشی از جامعه مصرف میشود. این مصرف، به دلیل نبود نظارت و تولید زیرزمینی، اغلب با الکلهای تقلبی و سمی همراه است. همین مسئله منجر به مسمومیتهای گسترده، کوری و مرگ در سالهای اخیر شده است.
الکل نه تنها یک ماده مخدر روانگردان است، بلکه یکی از عوامل اصلی بروز بیماریهای غیرواگیر محسوب میشود.
1- کبد چرب الکلی و سرطان کبد از پیامدهای مستقیم مصرف مستمر الکل است.
2- نارسایی کلیه، سکته مغزی و قلبی، افسردگی و اختلالات روانی نیز در تحقیقات جهانی بهعنوان اثرات بلندمدت الکل شناخته شدهاند.
3- هزینههای درمان ناشی از این بیماریها بار سنگینی بر دوش نظام سلامت و خانوادهها تحمیل میکند.
افزایش مصرف الکل در کشوری که همواره با آموزههای دینی و فرهنگی بر پرهیز از آن تأکید داشته، نشان میدهد که شکاف اجتماعی و فرهنگی در حال گسترش است. از یک سو، نبود آگاهی کافی در میان جوانان و از سوی دیگر، کنجکاوی و گرایش به الگوهای غربی، مصرف الکل را به یک رفتار پرخطر تبدیل کرده است.
سیاست صرفاً ممنوعیت محور تاکنون نتوانسته به طور کامل مانع مصرف الکل شود. تجربه جهانی نشان داده است که آگاهی رسانی، آموزش خانوادهها، تقویت مشاورههای روانی و ایجاد جایگزینهای سالم برای اوقات فراغت جوانان بسیار مؤثرتر از برخورد صرفاً قضایی است.
هشدار وزارت بهداشت باید جدی گرفته شود. اگر برنامههای پیشگیرانه و آگاهیبخشی گسترده در رسانهها، مدارس و دانشگاهها اجرا نشود، در سالهای آینده با موجی از بیماریهای صعبالعلاج و مشکلات اجتماعی روبرو خواهیم شد.
یکی از دلایل اصلی تشدید خطر، سوءاستفاده تولید کنندگان غیرقانونی و زیرزمینی الکل در کشور است که از مواد سمی برای تولید آن استفاده میکنند. همین وضعیت باعث شده مسمومیتهای گسترده و فجایع انسانی متعددی رخ دهد که بارها شاهد انتشار اخبار تلخ آن بودهایم. منظور به رسمیت شناختن تولید و عرضه مشروبات الکلی نیست، الکل حتی استاندار، زیانبار است و غیر استاندارد آن بیشتر زیان میرساند.
در این شرایط، نقش دستگاههای قضایی و انتظامی بیش از پیش اهمیت پیدا میکند. مبارزه جدی با قاچاقچیان و تولید کنندگان مشروبات سمی، رهگیری شبکههای زیرزمینی تولید و توزیع الکل و اعمال مجازاتهای بازدارنده میتواند تا حد زیادی از گسترش این پدیده بکاهد.
با این حال، باید اذعان کرد که اقدامات قضایی و انتظامی به تنهایی کافی نیست. تجربه نشان داده است که برخورد صرفاً قهری نه تنها مصرف الکل را ریشه کن نمیکند، بلکه بعضاً به افزایش جذابیت و کنجکاوی در میان جوانان منجر میشود. آنچه میتواند سیاستهای مقابلهای را اثر بخشتر کند، ترکیب اقدامات سختگیرانه با برنامههای فرهنگی، آموزشی و پیشگیرانه است. یعنی همانطور که دستگاههای انتظامی باید با شبکههای قاچاق و تولید کنندگان برخورد کنند، آموزش و آگاهی بخشی عمومی نیز باید تقویت شود تا افراد، به ویژه نسل جوان، از خطرات الکل آگاه شوند و انگیزهای برای مصرف پیدا نکنند.
از سوی دیگر، باید به این نکته توجه کرد که بسیاری از افرادی که به سمت مصرف الکل میروند، از مشکلات روحی و روانی، بیکاری، فشارهای اجتماعی و یا خلأهای فرهنگی رنج میبرند. این افراد نیازمند حمایتهای مشاورهای، روان درمانی و ایجاد فرصتهای سالم برای گذران اوقات فراغت هستند. تنها در چنین شرایطی است که میتوان انتظار داشت تقاضای اجتماعی برای مصرف الکل کاهش یابد. در مجموع، سخنان معاون وزیر بهداشت هشداری جدی برای همه ارکان کشور است.
اگر برخورد انتظامی و قضایی با عرضه کنندگان الکل تقلبی و شبکههای زیرزمینی همراه با اقدامات پیشگیرانه، فرهنگی و آموزشی نباشد، چرخه مسمومیتها، بیماریها و آسیبهای اجتماعی همچنان ادامه خواهد داشت. آینده سلامت جامعه در گرو آن است که این هشدارها جدی گرفته شود و مجموعهای هماهنگ از سیاستهای بازدارنده و اصلاحی به اجرا درآید؛ در غیر این صورت، باید در سالهای نه چندان دور شاهد بحرانهای بهداشتی و اجتماعی گستردهتری باشیم.
فرهاد خادمی
