به بهانهی روز جهانی جهانگردی، هتل همای تهران میزبان جمعی از مسئولان دولتی، نمایندگان مجلس، تعدادی از سفرای کشورهای خارجی و فعالان صنعت گردشگری بود. گردهماییای که قرار بود آیینهی ظرفیتها و دستاوردهای این صنعت باشد، اما آنچه در عمل رقم خورد، بیشتر به اجرای یک سمفونی بینُت شباهت داشت.
فارغ از آشفتگی کلی در طراحی و اجرای برنامه، نخستین نکتهای که در همان دقایق ابتدایی خودنمایی میکرد، ناهماهنگی و پراکندگی سخنان مدعوین بود. از رئیس سازمان برنامه تا وزیر میراث فرهنگی و رؤسای انجمنهای مرتبط، هر یک بهجای پرداختن به موضوع روز ـ یعنی «روز جهانی جهانگردی» و ضرورت تدوین راهبردهای تازه برای این صنعت در شرایط امروز کشور ـ تریبون را فرصتی دیدند برای بازگویی مشکلات و مصائب مجموعهی خود. سخنرانیها بیش از آنکه نقشهی راهی برای آینده ترسیم کنند، یادآور ارکستری بودند که بدون پارتیتور، هر نوازندهاش ساز خود را میزند.
در این میان، تنها اتفاق امیدوارکنندهی مراسم، انتخاب ۱۲ هتل کشور بهعنوان «حافظان محیط زیست و توسعه پایدار» در حوزهی مهماننوازی بود؛ رخدادی که شایستهی تقدیر و الگوسازی است. اما این روز، پایان خوشی نداشت.
پایانبندی مراسم ـ پذیرایی هتل هما ـ ضربهی نهایی را بر پیکر این گردهمایی زد. خدماتی که نهتنها با استانداردهای یک هتل پنجستاره فاصله داشت، بلکه گاه به سطح یک فاجعهی حرفهای نزدیک میشد. کیفیتی که بیتردید برای مهمانان خارجی و فعالان این حوزه، تصویری نامطلوب از صنعت هتلداری و گردشگری ایران بهجا گذاشت؛ گویی هتل هما آخرین تیر را بر پیکر نیمهجان صنعت ایرانگردی و جهانگردی کشور شلیک کرده است.
مراسمی که میتوانست ویترین توانمندیها و چشماندازهای گردشگری ایران باشد، در نهایت با یادآوری ضرورتهای جدی برای بازنگری در مدیریت، برنامهریزی و استانداردهای حرفهای این صنعت، تنها یک پیام روشن به همراه داشت: جهانگردی ایران، برای شنیده شدن نیاز به نُتهای تازه دارد.
محمد شهاب
فارغ از آشفتگی کلی در طراحی و اجرای برنامه، نخستین نکتهای که در همان دقایق ابتدایی خودنمایی میکرد، ناهماهنگی و پراکندگی سخنان مدعوین بود. از رئیس سازمان برنامه تا وزیر میراث فرهنگی و رؤسای انجمنهای مرتبط، هر یک بهجای پرداختن به موضوع روز ـ یعنی «روز جهانی جهانگردی» و ضرورت تدوین راهبردهای تازه برای این صنعت در شرایط امروز کشور ـ تریبون را فرصتی دیدند برای بازگویی مشکلات و مصائب مجموعهی خود. سخنرانیها بیش از آنکه نقشهی راهی برای آینده ترسیم کنند، یادآور ارکستری بودند که بدون پارتیتور، هر نوازندهاش ساز خود را میزند.
در این میان، تنها اتفاق امیدوارکنندهی مراسم، انتخاب ۱۲ هتل کشور بهعنوان «حافظان محیط زیست و توسعه پایدار» در حوزهی مهماننوازی بود؛ رخدادی که شایستهی تقدیر و الگوسازی است. اما این روز، پایان خوشی نداشت.
پایانبندی مراسم ـ پذیرایی هتل هما ـ ضربهی نهایی را بر پیکر این گردهمایی زد. خدماتی که نهتنها با استانداردهای یک هتل پنجستاره فاصله داشت، بلکه گاه به سطح یک فاجعهی حرفهای نزدیک میشد. کیفیتی که بیتردید برای مهمانان خارجی و فعالان این حوزه، تصویری نامطلوب از صنعت هتلداری و گردشگری ایران بهجا گذاشت؛ گویی هتل هما آخرین تیر را بر پیکر نیمهجان صنعت ایرانگردی و جهانگردی کشور شلیک کرده است.
مراسمی که میتوانست ویترین توانمندیها و چشماندازهای گردشگری ایران باشد، در نهایت با یادآوری ضرورتهای جدی برای بازنگری در مدیریت، برنامهریزی و استانداردهای حرفهای این صنعت، تنها یک پیام روشن به همراه داشت: جهانگردی ایران، برای شنیده شدن نیاز به نُتهای تازه دارد.
محمد شهاب

