خیلی خوش باور هستیم و خودمان را فریب میدهیم که هر فرد ایرانی چه ساکن در وطن و چه اگر سالها بیرون از این نقشه «گربه مانند»که نشسته به نظر میرسد؛ زندگی میکنند اما قلبشان برای ایران میتپد و میتوان یک به یک آنها اعتماد کرد ولی به دیگران هرگز چون در شرایط مطلوب باران شفیق و مگسان گرد شیرینی هستند اما پیرامون چالشهای موقت ایران بیتفاوت میمانند اگر در ادامه تیغ و دندان نشان ندهند و نقاب بر ندارند!
دو همسایه غربی و پر مدعا در بستر برادری و همبستگی که در گذشته نه چندان دور متعلق به این آب و خاک بودهاند تا فدای عهدنامه ترکمنچای شوند؛ برای دشمن قسم خورده ایران چراغ سبز روشن میکنند و اجازه میدهند که کریدوری مشترک فیمابین آنها و اتفاقاً به نام«ترامپ»ایجاد شود تا ایران را تحت فشار اقتصادی، سیاسی واردات و صادرات قرار دهد! و حکومت موقتی در شرق با مرز مشترکی بیش از یک میلیون کیلومتر ضمن قطع حقابه رودخانه هیرمند؛ به ساخت سدهایی بر روی همه آبهای مشترک و استراتژیک میزند تا استان سیستان و بلوچستان با چالشهای غیرقابل درمان بیآبی مواجه باشد و از این سو همسایهای در جنوب دست از ادعای مالکیت واهی بر سه جزیره تنب بزرگ؛ تنب کوچک و بوموسی که همگی متعلق و جزء لاینفک ایران است بر نمیدارد در حالی که ایران همچنان میتواند ادعای مالکیت یکی از شیخ نشینهایی را که جزو همان اتحادیه است و تا نیم قرن پیش، از استانهای ایران بوده؛ داشته باشد که در زمان پهلوی! توسط انگلیس و آمریکا از ما جدا شد تا حکومتی جعلی پیدا کند و از طرفی شیخ نشینی دارای ذخایر نفت و گاز فراوان که قسمت اعظمی از آنها متعلق به میادین ایران است و آن دیار نیزجدا شده از شبه جزیره عربستان میباشد ضمن دادن مجوز و چراغ سبز به دشمن مشترک برای احداث بزرگترین پایگاه نظامی؛ بیش از یکسال است طلب واریزی ایران از کره جنوبی را به مبلغ 7 میلیارد دلار در بانک های خود بلوکه کند که قبل از آن چند سالی از سوی بدهکار اصلی مسدود شده بود تا منتقدی در روزنامه ایران سه شنبه هشتم مهر همین امسال بنویسد« مبلغ 7 میلیارد دلار داراییهای کشورمان تحت تاثیر نظام ظالمانه تحریمهای آمریکا در کره جنوبی بلوکه شده بود و بعد از رایزنیهای مکرر؛ این دارایی با کاهش یک میلیارد دلاری بر اثر افت ارزش واحد پول کره جنوبی «وون» در تابستان سال گذشته به قطر منتقل شود؛ ضمن اینکه سیستم مالی قطر و کشورهای منطقه ما بر پایه سوئیفت است در حالی که قطر شاید یک بازیگر موازنه گر در منطقه و تا حدودی همسو با سیاستها ما باشد اما امکان چانه زنی کمتری با آمریکا دارد بنابراین نگاه؛ دلایل تأکید بر انتخاب قطر به عنوان سازوکار جابجایی این چه پول بود؟
البته اگر این پول به چین منتقل میشد؛ سرنوشتی مشابه با وضعیت فعلی پیدا نمیکرد» و کشور دیگری در شرق هم با ما هم مرز است و اخیراً و به صورت جدی ادعای دوستی عمیق دیرینه دارد و پیرامون جنایات صهیونیسم به خصوص در غزه همسو و هم کلام با ایران شده اما چند سالی است پیرامون انتقال گاز به صورت ترانزیت از سرزمین خود به دیگر کشورهای بزرگ و مطرح روی خوش نشان نمیدهد که شاید تحولات اخیر بتواند این گره بزرگ را هم بگشاید زیرا حتماً منافع برد بردی برای هر دو طرف خواهد داشت؛ در حالی که همسایه مشترک شرقی ضمن مصادره حقابههای ایران و ایجاد کانالهای تلگرامی متعدد و فراوان در خاک خود، زمینه را برای مدیریت منفی و انحرافی در تعیین روزانه و حتی لحظهای قیمت صوری ارز و طلا در کشور ایران فراهم و تشنج اقتصادی را رقم میزند!
یادش بخیر و روحش پر فتوح شهید قاسم سلیمانی که اگر به کمک اقلیم کردستان نرفته بود؛ امروز داعش بر قسمتی از عراق حکومت میکرد اما پس از ایجاد آرامش و امنیت در آن خطه ؛ این منافقین بودند که برای مدتی جای تروریستها را در جوار مرزی مشترک گرفتند و پایگاه تخریب ساختند تا روستاهای ایران را تهدید کند ولی اقتداری که ایران داشته و دارد نه تنها اقلیم را ناچار به عذرخواهی کرد و منافقان را از حاشیه مهد شیران فراری داد؛ بلکه این همسایه کوچک را مجاب کرد بدون وجود ایرانی مقتدر و مصمم قادر به تأمین امنیت خود در مقابل تروریست در لباس داعش و صهیونیسم با پرچم خون آلود اسرائیل و منافق با حمایت اروپا و آمریکا نبوده و نیستند.
دو همسایه غربی و پر مدعا در بستر برادری و همبستگی که در گذشته نه چندان دور متعلق به این آب و خاک بودهاند تا فدای عهدنامه ترکمنچای شوند؛ برای دشمن قسم خورده ایران چراغ سبز روشن میکنند و اجازه میدهند که کریدوری مشترک فیمابین آنها و اتفاقاً به نام«ترامپ»ایجاد شود تا ایران را تحت فشار اقتصادی، سیاسی واردات و صادرات قرار دهد! و حکومت موقتی در شرق با مرز مشترکی بیش از یک میلیون کیلومتر ضمن قطع حقابه رودخانه هیرمند؛ به ساخت سدهایی بر روی همه آبهای مشترک و استراتژیک میزند تا استان سیستان و بلوچستان با چالشهای غیرقابل درمان بیآبی مواجه باشد و از این سو همسایهای در جنوب دست از ادعای مالکیت واهی بر سه جزیره تنب بزرگ؛ تنب کوچک و بوموسی که همگی متعلق و جزء لاینفک ایران است بر نمیدارد در حالی که ایران همچنان میتواند ادعای مالکیت یکی از شیخ نشینهایی را که جزو همان اتحادیه است و تا نیم قرن پیش، از استانهای ایران بوده؛ داشته باشد که در زمان پهلوی! توسط انگلیس و آمریکا از ما جدا شد تا حکومتی جعلی پیدا کند و از طرفی شیخ نشینی دارای ذخایر نفت و گاز فراوان که قسمت اعظمی از آنها متعلق به میادین ایران است و آن دیار نیزجدا شده از شبه جزیره عربستان میباشد ضمن دادن مجوز و چراغ سبز به دشمن مشترک برای احداث بزرگترین پایگاه نظامی؛ بیش از یکسال است طلب واریزی ایران از کره جنوبی را به مبلغ 7 میلیارد دلار در بانک های خود بلوکه کند که قبل از آن چند سالی از سوی بدهکار اصلی مسدود شده بود تا منتقدی در روزنامه ایران سه شنبه هشتم مهر همین امسال بنویسد« مبلغ 7 میلیارد دلار داراییهای کشورمان تحت تاثیر نظام ظالمانه تحریمهای آمریکا در کره جنوبی بلوکه شده بود و بعد از رایزنیهای مکرر؛ این دارایی با کاهش یک میلیارد دلاری بر اثر افت ارزش واحد پول کره جنوبی «وون» در تابستان سال گذشته به قطر منتقل شود؛ ضمن اینکه سیستم مالی قطر و کشورهای منطقه ما بر پایه سوئیفت است در حالی که قطر شاید یک بازیگر موازنه گر در منطقه و تا حدودی همسو با سیاستها ما باشد اما امکان چانه زنی کمتری با آمریکا دارد بنابراین نگاه؛ دلایل تأکید بر انتخاب قطر به عنوان سازوکار جابجایی این چه پول بود؟
البته اگر این پول به چین منتقل میشد؛ سرنوشتی مشابه با وضعیت فعلی پیدا نمیکرد» و کشور دیگری در شرق هم با ما هم مرز است و اخیراً و به صورت جدی ادعای دوستی عمیق دیرینه دارد و پیرامون جنایات صهیونیسم به خصوص در غزه همسو و هم کلام با ایران شده اما چند سالی است پیرامون انتقال گاز به صورت ترانزیت از سرزمین خود به دیگر کشورهای بزرگ و مطرح روی خوش نشان نمیدهد که شاید تحولات اخیر بتواند این گره بزرگ را هم بگشاید زیرا حتماً منافع برد بردی برای هر دو طرف خواهد داشت؛ در حالی که همسایه مشترک شرقی ضمن مصادره حقابههای ایران و ایجاد کانالهای تلگرامی متعدد و فراوان در خاک خود، زمینه را برای مدیریت منفی و انحرافی در تعیین روزانه و حتی لحظهای قیمت صوری ارز و طلا در کشور ایران فراهم و تشنج اقتصادی را رقم میزند!
یادش بخیر و روحش پر فتوح شهید قاسم سلیمانی که اگر به کمک اقلیم کردستان نرفته بود؛ امروز داعش بر قسمتی از عراق حکومت میکرد اما پس از ایجاد آرامش و امنیت در آن خطه ؛ این منافقین بودند که برای مدتی جای تروریستها را در جوار مرزی مشترک گرفتند و پایگاه تخریب ساختند تا روستاهای ایران را تهدید کند ولی اقتداری که ایران داشته و دارد نه تنها اقلیم را ناچار به عذرخواهی کرد و منافقان را از حاشیه مهد شیران فراری داد؛ بلکه این همسایه کوچک را مجاب کرد بدون وجود ایرانی مقتدر و مصمم قادر به تأمین امنیت خود در مقابل تروریست در لباس داعش و صهیونیسم با پرچم خون آلود اسرائیل و منافق با حمایت اروپا و آمریکا نبوده و نیستند.
حسن روانشید - روزنامهنگار پیشکسوت

