انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا، هر چند در ظاهر انتخاباتی مدنی- محلی به نظر می‌رسد، اما در واقع یکی از حساسترین میدانهای آزمون بلوغ سیاسی جبهه انقلاب است. 
تجربه سیاسی ایران نشان داده است که مدیریت شهری، بویژه در پایتخت، می‌تواند دروازه بازگشت جریانهای شکست‌ خورده سیاسی به عرصه قدرت باشد. در انتخاباتی که تقریباً  قرار است پنج ماه دیگر برگزار شود، اصلاح‌طلبان با تمام ظرفیتهای خود پروژه‌ای سازمان ‌یافته برای بازپس گیری مدیریت تهران طراحی کرده‌اند، پروژه‌ای که می‌تواند مقدمه‌ای برای بازسازی قدرت سیاسی و رسانه‌ای آنان در سطح ملی محسوب شود.
پس از انتخابات ریاست‌ جمهوری 1403 و پیروزی حاصل از تفرقه و چنددستگی میان نیروهای انقلابی، نشانه‌‌ها حاکی از آن است که همان الگو ممکن است در انتخابات شوراها نیز تکرار شود. جریان انقلابی هنوز درگیر مباحث درون‌ جریانی و زمزمه‌‌های شکل‌ گیری فهرست‌های متعدد انتخاباتی است، در حالی که اصلاح‌ طلبان با رویکردی منسجم‌تر، در حال برنامه‌ ریزی برای حضور مؤثر در عرصه شوراها هستند. هرچند هنوز چندین ماه تا زمان برگزاری انتخابات باقی مانده، اما تحرکات آرام و هماهنگی‌های سیاسی و رسانه‌ای آنان از هم‌ اکنون آغاز شده است.
واقعیت آن است که برای اصلاح ‌طلبان، شهرداری تهران صرفاً یک نهاد خدماتی نیست، بلکه قلب عملیات روانی، رسانه‌ای و سیاسی آنان در کشور محسوب می‌شود. از برخی مقاطع پس از شورای اول تا پیش از دوران شهرداری محمد باقر قالیباف، هر بار که این جریان توانسته است مدیریت شهرداری تهران را در اختیار بگیرد، آن را به سکوی پرتاب سیاسی برای تسلط بر دولت و مجلس تبدیل کرده‌اند. بازگشت آنان به این سنگر، به معنای احیای همان شبکه رسانه‌ای، اقتصادی و سیاسی است که سالها از طریق پروژه‌ های شهری تغذیه و تثبیت شده بود. اینبار نیز هدفشان روشن است؛ تبدیل شهرداری تهران به ستاد انتخاباتی جریان غربگرا و طیف فرصت‌ طلب وابسته به شبکه‌ های نفوذ داخلی و خارجی.
در این میان، بخشی از جریان انقلابی هنوز خطر را جدی نگرفته است. تجربه تلخ خرداد 1403 و پیروزی آنان در تیرماه همان سال باید برای همیشه در حافظه نیروهای انقلاب باقی بماند، آنجا که رقابت درون‌ جریانی، اختلاف بر سر نامزدها و عدم تبعیت از محورهای وحدت موجب شد جبهه انقلاب انتخابات را واگذار کند و اصلاح‌ طلبان در غبار اختلافات، خود را منجی معرفی نمایند.
امروز نیز هر صدای تفرقه، هر حرکت خود محور و هر تصمیم غیرجمعی، پله‌ای است برای بازگشت همان جریان سیاسی که سالها مانع تحقق عدالت، شفافیت و کارآمدی در مدیریت کشور بوده است.
نیروهای مؤمن به انقلاب باید بدانند که شوراها، خط مقدم خدمت‌ رسانی به مردم‌ هستند و هرچه در این سنگر انقلابی‌تر عمل شود، اعتماد عمومی به جریان ولایی تقویت خواهد شد. 
وحدت حول محور گفتمان انقلاب، پرهیز از سهم‌خواهی حزبی و اطاعت از تصمیمات جمعی، امروز نه یک توصیه اخلاقی بلکه یک ضرورت استراتژیک است. نباید اجازه داد دشمن از درون ما تفرقه بسازد و اصلاح‌طلبان از بیرون میوه آن را بچینند.
جریان انقلابی اگر بخواهد بار دیگر سرمایه اجتماعی خود را تثبیت کند، باید از منطق عقلانیت سیاسی و هم‌ افزایی استفاده کند. شوراها فرصتی است برای اثبات توان خدمتگزاری نیروهای ارزشی در سطح شهر و روستا. 
این یادداشت، با هدف هشدار و آگاهی به تمامی نیروهای مؤمن، جوانان انقلابی و گروه‌های اصولگرا تهیه شده است، که  از تکرار تجربه تلخ تفرقه عبرت بگیریم. پس، هر قدم اشتباه، هر لیست جداگانه، هر لجاجت فردی، هر تفرقه، هر توهین یا انتقاد مخرب علیه دیگر نیروهای انقلابی، خیانت به خون شهدا و آرمان انقلاب است. این میدان، میدان آزمون بلوغ سیاسی و تبعیت از ولایت است.
دشمن در کمین است تا از هر شکاف، نردبانی برای صعود خود بسازد. امروز، وحدت رمز بقا و استمرار گفتمان انقلاب است. اگر از تفرقه پرهیز کنیم، شوراهای اسلامی به دانشگاه خدمت و جهاد تبدیل خواهد شد، اما اگر غفلت کنیم، دوباره همان چهره‌های فرسوده، شهر را به آزمایشگاه سیاسی، فرصت طلبانه و غربگرایانه بدل خواهند کرد.
و اینبار، دیگر تاریخ هیچ بهانه‌ای را از ما نخواهد پذیرفت.
 
سامان پارسانیان - فعال سیاسی و رسانه‌ای اصولگرا
https://siasatrooz.ir/vdcjtievyuqetyz.fsfu.html
نام شما
آدرس ايميل شما
کد امنيتی