بار دیگر حمله با سلاح گرم روزی خونین را در آمریکا رقم زد در حالی که اخیرا نیز سران آمریکا ادعای اقدام یک تبعه افغان علیه نیروهای کارد ملی را مطرح کردند. بحران امنیتی در آمریکا در حالی همچنان روزانه قربانی میگیرد که دولتمردان آمریکا این روزها بدون توجه به شرایط داخلی آمریکا با دادن آدرسهای غلط به افکار عمومی به دنبال توجیه برخی سیاسی کاریها، رفتارهای غیر انسانی و حتی جنگ افروزانه خود هستند.
نمود عینی این رفتارها در جوسازی این روزهای کاخ سفید و نهادهای اطلاعاتی آمریکا با محوریت نسبت دادن حملات مسلحانه به اتباع افغانستان تشکیل میدهد. این رفتارها از سوی دولتمردان آمریکا و البته با حمایت رسانهها در حالی صورت میگیرد که از اصلیترین برنامههای ترامپ را پرونده سازی علیه ترامپ و آنانی تشکیل میدهد که زمانی علیه او رفتار کردهاند. به نظر می رسد اکنون نیز ترامپ با برجسته کردن پرونده اتباع افغانستان بر آن است تا مسئلهای تیراندازیهای مسلحانه که عملا امری عادی در آمریکا شده را به ابزاری برای پرونده سازی و در نهایت بازخواست تحقیر آمیز بایدن مبدل سازد.
اصرار ترامپ مبنی بر نسبت دادن حوادث به خروج آمریکا از افغانستان گواهی بر این امر است که نشات گرفته از ماهیت خودشیفته و انتقام جوی ترامپ و البته جنگ قدرت گسترده در ساختار آمریکاست که افول خردگرایی و حضور کوتولههای سیاسی در عرصه قدرت را اشکارتر می سازد. در همین حال ترامپ مدتهاست که به دنبال اجرای سیاست اخراج مهاجرین و افزایش حضور گارد ملی در ایالتها برای سرکوب مخالفان است. ترامپ در حالی با نسبت دادن ماهیت عاملان ناامنی در آمریکا به مهاجرین دنبال توجیه این رفتارهاست که اسناد نشان میدهد که بسیاری از این افراد یا در ارتش آمریکا خدمت کردهاند و یا اینکه در استخدام ساختارهای امنیتی همچون سازمان سیا بودهاند.
نکته مهم دیگر آنکه سران آمریکا به دنبال جنگ افروزیهای خویش و احتمال این شماره با محوری ونزوئلا هستند که در روایت سازیها یک اصل را کتمان می کنند و آن اینکه عامل مهاجرتها و پناهندگیها، عملکردهای مداخله جویانه و بحران سازیهای آمریکا در سایر نقاط است.
اشغالگریها از عراق و افغانستان، بحران سازیهای امنیتی در غرب اسیا، جنگ افروزیها در آفریقا و امریکای لاتین، اعمال تحریمها علیه کشورها در قالب تروریسم اقتصادی که افراد را برای به مهاجرت اجباری وا میدارد، حمایت از رژیمهای جنایتکاری همچون رژیم صهیونیستی که اوارگان بی شماری را بر جای گذاشته است و... تنها بخشی از کارنامه سیاه آمریکاست که مهاجرین بیشماری را به همراه داشته است.
نمود عینی این رفتارها در جوسازی این روزهای کاخ سفید و نهادهای اطلاعاتی آمریکا با محوریت نسبت دادن حملات مسلحانه به اتباع افغانستان تشکیل میدهد. این رفتارها از سوی دولتمردان آمریکا و البته با حمایت رسانهها در حالی صورت میگیرد که از اصلیترین برنامههای ترامپ را پرونده سازی علیه ترامپ و آنانی تشکیل میدهد که زمانی علیه او رفتار کردهاند. به نظر می رسد اکنون نیز ترامپ با برجسته کردن پرونده اتباع افغانستان بر آن است تا مسئلهای تیراندازیهای مسلحانه که عملا امری عادی در آمریکا شده را به ابزاری برای پرونده سازی و در نهایت بازخواست تحقیر آمیز بایدن مبدل سازد.
اصرار ترامپ مبنی بر نسبت دادن حوادث به خروج آمریکا از افغانستان گواهی بر این امر است که نشات گرفته از ماهیت خودشیفته و انتقام جوی ترامپ و البته جنگ قدرت گسترده در ساختار آمریکاست که افول خردگرایی و حضور کوتولههای سیاسی در عرصه قدرت را اشکارتر می سازد. در همین حال ترامپ مدتهاست که به دنبال اجرای سیاست اخراج مهاجرین و افزایش حضور گارد ملی در ایالتها برای سرکوب مخالفان است. ترامپ در حالی با نسبت دادن ماهیت عاملان ناامنی در آمریکا به مهاجرین دنبال توجیه این رفتارهاست که اسناد نشان میدهد که بسیاری از این افراد یا در ارتش آمریکا خدمت کردهاند و یا اینکه در استخدام ساختارهای امنیتی همچون سازمان سیا بودهاند.
نکته مهم دیگر آنکه سران آمریکا به دنبال جنگ افروزیهای خویش و احتمال این شماره با محوری ونزوئلا هستند که در روایت سازیها یک اصل را کتمان می کنند و آن اینکه عامل مهاجرتها و پناهندگیها، عملکردهای مداخله جویانه و بحران سازیهای آمریکا در سایر نقاط است.
اشغالگریها از عراق و افغانستان، بحران سازیهای امنیتی در غرب اسیا، جنگ افروزیها در آفریقا و امریکای لاتین، اعمال تحریمها علیه کشورها در قالب تروریسم اقتصادی که افراد را برای به مهاجرت اجباری وا میدارد، حمایت از رژیمهای جنایتکاری همچون رژیم صهیونیستی که اوارگان بی شماری را بر جای گذاشته است و... تنها بخشی از کارنامه سیاه آمریکاست که مهاجرین بیشماری را به همراه داشته است.
علی تتماج

