سه شنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۴ - ۲۰:۰۶
کد مطلب : 135219

فولاد مبارکه ؛ افتاده در سراشیبی تند! (3)

«گزاره سوم»
هر آنچه تاکنون پیرامون فولاد به تحریر درآمد و تقدیم شد؛ نشان می‌دهد که اصولاً و از آغاز این تفکر نابجای جانمایی احداث ذوب آهن اصفهان و در ادامه فولاد مبارکه، که هردو مادر این صنعت است آن هم در منطقه لنجانات یعنی حاشیه کویری خشک که به دلیل پرآبی و سر سبز بودن ریه منطقه بود تا به گونه ای شمال کشور را روایت کند؛ اشتباه و خطایی فاحش رقم خورد؛ زیرا اگر به هر دلیل اکوسیستم آن تغییر پیدا می‌کرد و رودخانه خروشان و سیصد و شصت کیلومتری و سرسبزی خود را از دست میداد؛ مرگ آن 
فرا می‌رسید.
این اتفاق که به روایتی عمدی و به روایتی دیگر سهوی پیش آمد و به روایتی شاید از سوی بیگانگان اروپایی به ایران و استان اصفهان تحمیل شد و کسانی که در داخل کشور با این گونه خطاها همراهی کردند نادان یا خیانت پیشه بودند و یا منفعت طلبان تا زمینهای بکر خود را به ثمن بخس واگذار نمایند و هر کدام در باتلاق زرق و برق‌های داخل و خارج از کشور گم شوند! اما مسئولان بعدی پیرامون این خطاهای فاحش چاره ای جز تحمل نیافتند و بجای اینکه قبل از فراگیر شدن آنها؛ همه این صنایع مخرب محیط زیستی از جمله فولاد؛ صنایع شیمیایی؛ سیمان؛ پالایشگاه و امثالهم را به سواحل طولانی و پر وسعت جنوب کشور انتقال دهند که هم آب کافی داشته باشد و هم از جنبه صادرات بتوانند از بنادر نزدیک بهره ببرند و ضمناً نیروهای محلی لازم را بدون محدودیت و تغییر اقلیم بکار بگیرند نه اینکه یک منطقه مستعد و گسترده برای صنعت کشاورزی؛ دامپروری و طیور داری؛ ایجاد استخرهای پرورش آبزیان و باغستانهای فراوان به منظور تولید انواع میوه‌های درختی و جالیزی و همچنین وسیع ترین شالیزارهای کشت برنج را که در کنار نعمت بی بدیل آب زاینده رود بود به ویرانه ای دود گرفته و خشک تبدیل نمایند! حالا ضمن اینکه محیط زیست و تولید سرمایه تغذیه جامعه را به بستر صنایع مخرب کشیده اند ؛ لباس کشاورزی و دامداری را هم از تن آنها خارج کرده اند تا ثروتمندانشان به شهرهای بزرگ داخل و یا دیگر کشورها مهاجرت نمایند و دهکهای پایین دستی نیز به جای کشاورزی و دامپروری؛ لباس کارگری صنعت را به تن کنند تا در نهایت هوای تمیز و تازه دو استان همجوار آلوده و آب شرب و کشاورزی و ادامه حیات موجودات زنده وسرشاری باغهای وسیع آنها به یغما برده شود! 
در گزاره‌های گذشته و در ادامه خریدن امتیازات ارزشمند شهرداری اصفهان از جمله مصادره حقابه و هوای مطبوع و مطلوب این شهر تاریخی و ارزشمند مطالب لازم گفته شده اما اشاره مبسوط به آنچه همچنان اهمیت دارد این است که از آن سو هر یک از نشست‌های مدیران فولاد با هزینه کردن سود سرمایه سهامداران عدالت به گونه‌های مختلف توام است اما فراموش نکنیم تعهدمان به امانت داری را «چراغی که به منزل رواست به مسجد حرام است»! که شاید و قطعاً با وضعیت اقتصادی موجود بسیاری از این سهامداران که اکثراً در دهکهای پایین جامعه قرار دارند شاید رضایت نداشته باشد هیات مدیره انتصابی این بنگاه تولیدی و خصولتی به جز تامین درآمد؛ ضمن هزینه کردن توام با صرفه جویی مطلق به منظور افزایش هرچه بیشتر سود سهامداران خرد که البته به روایتی ولی نعمت این مدیران هستند؛ در مسیر دیگری گام بردارند که انجام این خبط را میتوان نوعی ترک فعل قلمداد نمود اگرچه تا قبل از آن تعارض منافع هم در این پروسه محتمل و نقش پررنگ تری در بدنه فولاد مبارکه داشته است! که برای نمونه شهر اصفهان و شهرداری آن با فاصله شصت کیلومتری از این صنعت و کمکهای داده شده به آن باعث عدم ارائه سود کامل به سهامداران واقعی و اکثراً مستحق میشود که در سطح کشور پراکنده هستند و اگر قرار بر مساعدت باشد؛ دیگر شهرداری‌های کشور نیز مشمول اینگونه کمک‌ها هستند تا حداقل « ظلم بالسویه عدل باشد»، نه اینکه ضمن اتکا به شعارهایی همچون « نباید اجازه دهیم نگاههای کلامی چیره شوند». اما بازهم در ادامه جزیره ای عمل کرده و قسمتی از درآمدهای متعلق به سهامداران را در گذشته صرف کمک به شهرداری اصفهان کنند تا بده بستانهای آنچنانی حادث گردد؛ که البته این مشتی از خروار است تا مجلس با ابزار تحقیق و تفحص به اینگونه بذل و بخششها از محل سود امانات سپرده جامعه به یک هیات مدیره و مدیرعامل؛ ورود پیدا کنند! 
اگرچه بر اساس کلام بابا طاهر« توکه نوشم نیی نیشم چرایی؟!» چه بهتر که به جای این گونه حاتم بخشیها و هر نوع مساعدت از کیسه سهامداران به دستگاههایی چون آموزش و پرورش با هدیه میز و نیمکت و وایت برد و شهرداری اصفهان با شعار تعهد اجتماعی؛ میزان آلودگی هوای منطقه سوق الجیشی را ضمن تامین فیلترهای پیشرفته برای خود و دیگر صنایع آلاینده محدوده هر دو استان همجوار کاهش دهد یا حذف نماید؛ همانگونه که صنایع فولادی معروف SKF در منطقه یوتبری سوئد با 40 هزار نیروی کار انسانی؛ بدون هیچگونه آلاینده ای مشغول تولید بلبرینگ مورد نیاز جهان است، تا از طریق نهادهای مسئول و بخصوص سازمان حفاظت محیط زیست و دیگر ارگانهای قضایی مورد بازخواست‌های مکرر قرار نگیرند؛ امروز در حالی که این صنعت مدعی است به دلیل قطع پیاپی برق در تابستانهای گذشته میزان تولیدش کاهش یافته اما صادرات چند برابر افزایش داشته تا قیمتها در داخل همچنان بالا برود؛ اگرچه سالانه دو هزار میلیارد تومان از یارانه‌های موجود نصیب آن میشود اما معلوم نیست با این همه هزینه‌های پرت چه میزان از درآمد کلان و نجومی خود را نصیب سهامداران خرد عدالت و صندوق بازنشستگی کشوری میکند که حالا بار سنگین پرداخت مطالبات بیش از هشتاد هزار بازنشسته فولاد راهم بر روی دوش آن گذشته که خود برای تامین مستمری و حقوق بازنشستگان چند میلیون نفری روزهای پایانی هر ماه دست به دامان سازمان برنامه و بودجه میشود و پرداخت دیونی چون بیمه‌های تکمیلی را به تاخیر می‌اندازد تا بیماران سالمند سرگردان باشند! 
این در حالی است که استاندار اصفهان در تاریخ ششم اسفند 1403 طی مراسم معارفه و تودیع مدیرعامل جدید و قدیم فولاد مبارکه به مواردی اشاره میکند که فضا را برای مدیرعامل تازه از گرد راه رسیده تنگ و کار را سختتر کند و شاید بیشتر آنها را بتوان نوعی پاراپاگاندای مرسوم به حساب آورد زیرا اگرچه تیم قبلی در گذشته توانسته باشد گامهای قابل اعتنایی در امر خدمات عمومی بر دارد اما باید توجه داشت که دستشان از نظر صادرات و شرایط خاص آن زمان پیرامون ارزآوری بازتر از امروز بوده که امروز فولاد مبارکه با چالشها و بن بستهای تازه ای از جمله ناترازیها مواجه است که میتواند به نوعی ترمز دوبل برای رکود تبدیل شود؛ بنابراین مدیران بالادستی باید شرایط این دو زمان را با چشم بصیرت رصد کنند و به مقایسه بپردازند.
همچنانکه استاندار فعلی هم در انجام امور با مشکلات و معضلاتی تازه از جمله فقدان بودجه و اعتبار لازم مواجه است که می‌تواند تلاشها را کندتر کند؛ استاندار اصفهان در آن تاریخ پیرامون مدیرعامل قدیم فولاد مبارکه اینگونه بیان کرد که « باور عینی ایشان به شرکتهای دانش بنیان و جوانان در حل مسائل فولاد مبارکه بی نظیر بود و ایشان به این اعتقاد که شرکتهای دانش بنیان کیمیای عصر جدید است؛ اقدامات جسورانه و مسئولانه مدیریت قبلی شرکت فولاد مبارکه در احداث نیروگاه خورشیدی و سیکل ترکیبی تحسین برانگیز بود و جای شکر دارد؛ استان ما خواستگاه مدیران لایق و متخصصان ویژه است و در برخی دولتها بیش از نیمی از کابینه اصفهانی بودند اما امروز تصور میشود که برخی مدیران اصفهانی با مسئولیت قهر کرده اند؛این برای ما مطالبه است که چرا هیات مدیره چنین مجموعه بزرگی فاقد افراد اصفهانی است؛ در حالیکه با مشکلات استان؛ شهرستان و همچنین مردم این سرزمین گره خورده است! 
انتظارات بالا؛ نه به عنوان مطالبات کور بلکه به معنای اعتماد بالا به مدیر جوان کنونی است؛ امیدواریم که آغاز این مدیریت نه تنها تغییر بلکه شروعی برای دستاوردهای بزرگتر این شرکت باشد؛ انتظار داریم که مدیریت جدید این شرکت پروژه آبی را با سرعت و جدیت پیش ببرد» البته باید پذیرفت که بسیاری از اتفاقات ناخواسته و پیش آمده در هشت ماه گذشته باعث شده تا سیاستهای برون مرزی تغییرات عمده ای را به همراه داشته باشد که قطعاً بر روند کاری فولاد مبارکه هم که در امر صادرات با دنیا ارتباط دارد تأثیر خود را گذاشته تا به مدیریت جدید آن فرصت بدهیم و همان انتظار را داشته باشیم که شاید از سراشیبی تند به راحتی عبور کند. انشاالله این سلسله مطالب در شماره‌های بعدی هم ادامه خواهد داشت. 
 
حسن روانشید - روزنامه‌نگار پیشکسوت
https://siasatrooz.ir/vdcizwaz3t1apr2.cbct.html
نام شما
آدرس ايميل شما
کد امنيتی