امانوئل ماکرون رئیسجمهور فرانسه، چهارمین سفر دولتی خود به چین را انجام خواهد داد. این سفر در حالی صورت می گیرد ک کشورهای اروپایی در تناقضی آشکار در قبال چین قرار دارند. در یک سوی معادله آنها می دانند که با از دست دادن منابع روسیه، وابستگی شدید به آمریکا آنها را فلج کرده است بویژه آنکه ترامپ از این وضعیت برای باج گیری از آنها بهره برداری میکند که افزایش بودجه ناتو و هزینه های جنگ اوکراین نمودی از آن است. از سوی دیگر اروپا چین را رقیبی برای نظام سرمایه داری می داند که میتواند یک جانبه گرایی آن را بر هم زند. در این راستا نیز ماکرون همواره درصدد بوده است که در امور مربوط به چین، موضعی اروپایی و قدرتمندتر نشان دهد، در حالی که با احتیاط از تحریک پکن خودداری میکند.
ماکرون اکنون از یک سو با وضعیت نابسامان سیاسی و اقتصادی در داخل مواجه است که رویکرد به کشورهایی همچون چین می تواند عاملی برای خروج از این وضعیت باشد از سوی دیگر غرب در اجماعی سرمایه دارانه با موضع گیری علیه چین در تایوان از آن به عنوان ابزار فشار استفاده می کند. رویه ای که اکنون با عضویت ناظر کره جنوبی و ژاپن در ناتو ابعاد جدیدتری گرفته است چنانکه اکنون توکیو رسما ادعای حمایت نظامی از تایوان را مطرح می کند. این رویه از سوی سایر کشورهای اروپایی نیز تکرار میشود چنانکه کییِر استارمر نخستوزیر بریتانیا، و مرتس صدراعظم آلمان، نیز در اوایل سال آینده به چین سفر خواهند کرد در حالی که از یک سو این کشور را یک رقیب خطرناک معرفی می کنند و از سوی دیگر روابط با آن را یک ضرورت می دانند.
در همین حال ماکرون امید دارد تا در این سفر بتواند پکن را متقاعد سازد تا در روابط خود با ایران و روسیه نیز تجدید نظر داشته باشد بویژه اینکه مواضع چین در شورای حکام و شورای امنیت عملا مواضع و اهداف غرب را تحت الشعاع قرار داده است. به هر تقدیر سفر ماکرون به چین را باید مجموعه ای از نیاز و تقابل دانست در حالی که چین نیز با مدیریت تنش ها سعی خواهد کرد تا از هزینههای جهانی خود کاسته در عین آنکه از خطوط قرمز خویش نیز عبور نخواهد کرد و تمامیت ارضی و روابط با کشورهایی همچون ایران و روسیه برایش یک اصل تغییر ناپذیر است.
ماکرون اکنون از یک سو با وضعیت نابسامان سیاسی و اقتصادی در داخل مواجه است که رویکرد به کشورهایی همچون چین می تواند عاملی برای خروج از این وضعیت باشد از سوی دیگر غرب در اجماعی سرمایه دارانه با موضع گیری علیه چین در تایوان از آن به عنوان ابزار فشار استفاده می کند. رویه ای که اکنون با عضویت ناظر کره جنوبی و ژاپن در ناتو ابعاد جدیدتری گرفته است چنانکه اکنون توکیو رسما ادعای حمایت نظامی از تایوان را مطرح می کند. این رویه از سوی سایر کشورهای اروپایی نیز تکرار میشود چنانکه کییِر استارمر نخستوزیر بریتانیا، و مرتس صدراعظم آلمان، نیز در اوایل سال آینده به چین سفر خواهند کرد در حالی که از یک سو این کشور را یک رقیب خطرناک معرفی می کنند و از سوی دیگر روابط با آن را یک ضرورت می دانند.
در همین حال ماکرون امید دارد تا در این سفر بتواند پکن را متقاعد سازد تا در روابط خود با ایران و روسیه نیز تجدید نظر داشته باشد بویژه اینکه مواضع چین در شورای حکام و شورای امنیت عملا مواضع و اهداف غرب را تحت الشعاع قرار داده است. به هر تقدیر سفر ماکرون به چین را باید مجموعه ای از نیاز و تقابل دانست در حالی که چین نیز با مدیریت تنش ها سعی خواهد کرد تا از هزینههای جهانی خود کاسته در عین آنکه از خطوط قرمز خویش نیز عبور نخواهد کرد و تمامیت ارضی و روابط با کشورهایی همچون ایران و روسیه برایش یک اصل تغییر ناپذیر است.
علی تتماج

