فیلم «رامبو: اولین خون- قسمت دوم» (1985) به کارگردانی جورج پی. کاسمتوس و با بازی سیلوستر استالونه، یکی از شاخصترین نمونههای سینمای اکشن- ایدئولوژیک هالیوود در سالهای اوج جنگ سرد به شمار میآید. این اثر در ادامه فیلم «اولین خون» (1982) ساخته شد، اما برخلاف قسمت نخست که نگاهی انتقادی و روانشناختی به سرنوشت سربازان بازگشته از جنگ داشت، بهطور کامل وارد فضای قهرمانسازی نظامی و بازتولید گفتمان قدرت آمریکایی میشود.
داستان فیلم درباره جان رامبو، سرباز سابق نیروهای ویژه آمریکاست که بهدستور ارتش، برای انجام مأموریتی به جنگلهای ویتنام بازمیگردد. مأموریت او در ظاهر محدود به شناسایی و عکسبرداری از باقیمانده اسیران جنگی آمریکاست، اما روایت فیلم بهتدریج به یک نبرد یکنفره گسترده تبدیل میشود؛ نبردی که در آن، رامبو بهتنهایی با نیروهای ویتنامی و متحدان شوروی مقابله میکند و عملاً شکست آمریکا در جنگ ویتنام را با روایت قهرمانانهای بازنویسی مینماید. در این روند، شخصیت رامبو از یک انسان آسیبدیده به نماد اراده مطلق و قدرت نظامی آمریکا ارتقا مییابد.
از منظر منتقدان فرهنگی، «رامبو ۲» نمونهای روشن از سینمای تبلیغاتی هالیوود است که با سادهسازی واقعیتهای تاریخی، حذف زمینههای سیاسی جنگ و اغراق در خشونت، تلاش میکند حافظه جمعی مخاطب را نسبت به یکی از تلخترین شکستهای نظامی آمریکا بازسازی کند.
دشمن در فیلم، چهرهای کاملاً غیرانسانی و تکبعدی دارد و در مقابل، خشونت قهرمان آمریکایی نهتنها مشروع، بلکه نجاتبخش نمایش داده میشود. بر همین اساس، این فیلم امروزه بیش از آنکه صرفاً یک اثر سرگرمکننده اکشن تلقی شود، بهعنوان سندی فرهنگی از نگاه سیاسی و ایدئولوژیک سینمای آمریکا در دهه ۱۹۸۰ قابل تحلیل و نقد است.
داستان فیلم درباره جان رامبو، سرباز سابق نیروهای ویژه آمریکاست که بهدستور ارتش، برای انجام مأموریتی به جنگلهای ویتنام بازمیگردد. مأموریت او در ظاهر محدود به شناسایی و عکسبرداری از باقیمانده اسیران جنگی آمریکاست، اما روایت فیلم بهتدریج به یک نبرد یکنفره گسترده تبدیل میشود؛ نبردی که در آن، رامبو بهتنهایی با نیروهای ویتنامی و متحدان شوروی مقابله میکند و عملاً شکست آمریکا در جنگ ویتنام را با روایت قهرمانانهای بازنویسی مینماید. در این روند، شخصیت رامبو از یک انسان آسیبدیده به نماد اراده مطلق و قدرت نظامی آمریکا ارتقا مییابد.
از منظر منتقدان فرهنگی، «رامبو ۲» نمونهای روشن از سینمای تبلیغاتی هالیوود است که با سادهسازی واقعیتهای تاریخی، حذف زمینههای سیاسی جنگ و اغراق در خشونت، تلاش میکند حافظه جمعی مخاطب را نسبت به یکی از تلخترین شکستهای نظامی آمریکا بازسازی کند.
دشمن در فیلم، چهرهای کاملاً غیرانسانی و تکبعدی دارد و در مقابل، خشونت قهرمان آمریکایی نهتنها مشروع، بلکه نجاتبخش نمایش داده میشود. بر همین اساس، این فیلم امروزه بیش از آنکه صرفاً یک اثر سرگرمکننده اکشن تلقی شود، بهعنوان سندی فرهنگی از نگاه سیاسی و ایدئولوژیک سینمای آمریکا در دهه ۱۹۸۰ قابل تحلیل و نقد است.
نرگس مقبولی
