ضرب المثل معروف ایرانی است که میگوید« با پا راه برویم کفش پاره میشود و از سر برویم کلاه!» و این مثال در زندگی امروز صدق میکند که معلوم نیست چگونه باید مراقب روال درست آن بود تا دو سر باخت نباشد!؟
تبلیغات متنوع و بعضاً اغوا کننده از طریق رسانههای مختلف آزاد و حتی ملی! جامعه نگران از مبتلا شدن به بیماریهای مختلف و از همه مهم تر نوع گوارشی آن را به شدت تحت تاثیر قرار میدهد تا فریب پاراپاگانداهای اقتصادی را بخورند در حالی که زیر بار سنگین هزینههای معیشتی کمر خم کردهاند تا با دریافت پر دردسر وامهای نزولی از بانکهای موجود؛ دامی تازه برای خود و گرانترین سرمایه موجود و در حال انحطاط بشریت یعنی «آب» گسترده نمایند.
این خلاصه اتفاق عجیب و بیسروصدایی است که در کنار تبلیغات گسترده اما مسئولان موظف و متعهد از جمله قوه قضائیه را هوشیار کند تا به عنوان مدعی العموم اجازه ندهند اینگونه حقوق بقاء موجودات زنده از جمله انسانها و همچنین دیگر جانداران و اکوسیستم محیط زیست پایمال شود! که وزیر مسئول در کابینه را ناچار سازد ضمن مصاحبه با رسانهها اعلام کند « یکی از گزینه ما برای برون رفت از بحران بی آبی خرید آن به هر قیمت از کشورهای همسایه است؛ بنابر این هر کدام که حاضر به فروش باشند ما خریداریم! »
روزگاری نه چندان دور ایران قادر بود نه تنها نیاز خود را به این مایه حیات از داخل تأمین کند بلکه عرضه کننده حقابه به دیگر کشورهای اطراف هم بود اما امروز نه تنها ذخیرهای برای برون رفت از چالشهای موجود ندارد از سویی حقابههایی را هم که اسناد تاریخی گواه آن است؛ از جمله رودخانه هیرمند در شرق کشور را هم همسایگان از او سلب کردهاند تا ناچار به انتقال آب از دریاهای جنوبی به فلات مرکزی باشد که با تصفیه آن نیاز غیر آشامیدنی را تأمین کند در حالی که بسیاری از کشورهای همسایه از جمله عربستان سعودی سالها پیش به این فکر افتادند تا از سواحل محدود خود از جمله استان جده آب دریا را با پیشرفته ترین دستگاهها؛ نمک زدایی و تصفیه کنند که محصول به دست آمده از طریق شبکه انتقال به اقصی نقاط کشورشان برسد!
اما تهران امروز که روزگاری به داشتن آبی سبک و گوارا معروف بود حالا باید توسط چاههای عمیق و ژرف و پنج سد تهی از آب تامین شود و با این احوال برای اولین بار در طول تاریخ شبکه آبرسانی آن؛ آب شبها قطع و روزها قطره چکانی باشد تا خانههای قدیمی و فرسوده یک طبقه موجود در جنوب و شرق پایتخت و آپارتمانهای فقیر نشین که فاقد مخزن و پمپ است ناچار به ذخیره آن در مخزنهای فلزی و پلاستیکی شوند!
البته بارندگیهای اخیر در سراسر کشور برای یک بازه زمانی کوتاه نگرانیها را رفع میکند ولی اگر ادامه دار نباشد باز هم همان آش است و همان کاسه که تابستان در پیش را با یک فاجعه مواجه سازد.
مسئله مصارف کشاورزی و صنایع مختلف که بیش از 90 درصد از ذخایر آبی را به خود اختصاص دادهاند بعد دیگر این چالش است اما از این سو اسراف خانگی را نمیتوان نادیده گرفت که یکی از مهم ترین و در عین حال پیش پا افتاده ترین آنها دستگاههای بیخاصیت و پر مخاطره و پرهزینه تصفیه آب خانگی است تا با تبلیغات گسترده در هر یک از آشپزخانههای کوچک و بزرگ با هزینهای گزاف و تحمیلی به خانوادهها نصب شده باشد تا علاوه بر مخارج زائدی که در بر دارد؛ روزانه میلیاردها لیترآب ارزشمندی که با هزینهای هنگفت تصفیه شده به مخازن و شبکههای فاضلاب ریخته شود.
بر اساس تحقیقات صورت گرفته در مقابل هر 10 لیتر آب به ظاهر تصفیه شده با این دستگاههای خانگی روزانه 30 لیتر آب به فاضلاب ریخته میشود و این به اصطلاح تصفیه هم بخش مهمی از املاح مفید آب را از آن حذف میکند که اگر مقصود اطمینان از بهداشت آب است؛ تصفیه خانههای معظم با دارا بودن استانداردهای بین المللی وظیفه خود را به خوبی انجام میدهند و استفاده از دستگاههای خانگی نیز هیچ تاثیری به جز حذف املاح و دور ریز آب و مخارج قابل توجه برای جامعه نخواهد داشت.
این مسئله با اهمیت، مسئولان قوه قضائیه را موظف به ورود به آن میکند تا ضمن رسیدگی، اجازه اجحاف به حقوق مادی و معنوی آحاد جامعه را به خاطیان ندهند که باعث از دست رفتن بیهوده آب و ریختن به شبکه فاضلاب و اجحاف به عموم باشد.
تبلیغات متنوع و بعضاً اغوا کننده از طریق رسانههای مختلف آزاد و حتی ملی! جامعه نگران از مبتلا شدن به بیماریهای مختلف و از همه مهم تر نوع گوارشی آن را به شدت تحت تاثیر قرار میدهد تا فریب پاراپاگانداهای اقتصادی را بخورند در حالی که زیر بار سنگین هزینههای معیشتی کمر خم کردهاند تا با دریافت پر دردسر وامهای نزولی از بانکهای موجود؛ دامی تازه برای خود و گرانترین سرمایه موجود و در حال انحطاط بشریت یعنی «آب» گسترده نمایند.
این خلاصه اتفاق عجیب و بیسروصدایی است که در کنار تبلیغات گسترده اما مسئولان موظف و متعهد از جمله قوه قضائیه را هوشیار کند تا به عنوان مدعی العموم اجازه ندهند اینگونه حقوق بقاء موجودات زنده از جمله انسانها و همچنین دیگر جانداران و اکوسیستم محیط زیست پایمال شود! که وزیر مسئول در کابینه را ناچار سازد ضمن مصاحبه با رسانهها اعلام کند « یکی از گزینه ما برای برون رفت از بحران بی آبی خرید آن به هر قیمت از کشورهای همسایه است؛ بنابر این هر کدام که حاضر به فروش باشند ما خریداریم! »
روزگاری نه چندان دور ایران قادر بود نه تنها نیاز خود را به این مایه حیات از داخل تأمین کند بلکه عرضه کننده حقابه به دیگر کشورهای اطراف هم بود اما امروز نه تنها ذخیرهای برای برون رفت از چالشهای موجود ندارد از سویی حقابههایی را هم که اسناد تاریخی گواه آن است؛ از جمله رودخانه هیرمند در شرق کشور را هم همسایگان از او سلب کردهاند تا ناچار به انتقال آب از دریاهای جنوبی به فلات مرکزی باشد که با تصفیه آن نیاز غیر آشامیدنی را تأمین کند در حالی که بسیاری از کشورهای همسایه از جمله عربستان سعودی سالها پیش به این فکر افتادند تا از سواحل محدود خود از جمله استان جده آب دریا را با پیشرفته ترین دستگاهها؛ نمک زدایی و تصفیه کنند که محصول به دست آمده از طریق شبکه انتقال به اقصی نقاط کشورشان برسد!
اما تهران امروز که روزگاری به داشتن آبی سبک و گوارا معروف بود حالا باید توسط چاههای عمیق و ژرف و پنج سد تهی از آب تامین شود و با این احوال برای اولین بار در طول تاریخ شبکه آبرسانی آن؛ آب شبها قطع و روزها قطره چکانی باشد تا خانههای قدیمی و فرسوده یک طبقه موجود در جنوب و شرق پایتخت و آپارتمانهای فقیر نشین که فاقد مخزن و پمپ است ناچار به ذخیره آن در مخزنهای فلزی و پلاستیکی شوند!
البته بارندگیهای اخیر در سراسر کشور برای یک بازه زمانی کوتاه نگرانیها را رفع میکند ولی اگر ادامه دار نباشد باز هم همان آش است و همان کاسه که تابستان در پیش را با یک فاجعه مواجه سازد.
مسئله مصارف کشاورزی و صنایع مختلف که بیش از 90 درصد از ذخایر آبی را به خود اختصاص دادهاند بعد دیگر این چالش است اما از این سو اسراف خانگی را نمیتوان نادیده گرفت که یکی از مهم ترین و در عین حال پیش پا افتاده ترین آنها دستگاههای بیخاصیت و پر مخاطره و پرهزینه تصفیه آب خانگی است تا با تبلیغات گسترده در هر یک از آشپزخانههای کوچک و بزرگ با هزینهای گزاف و تحمیلی به خانوادهها نصب شده باشد تا علاوه بر مخارج زائدی که در بر دارد؛ روزانه میلیاردها لیترآب ارزشمندی که با هزینهای هنگفت تصفیه شده به مخازن و شبکههای فاضلاب ریخته شود.
بر اساس تحقیقات صورت گرفته در مقابل هر 10 لیتر آب به ظاهر تصفیه شده با این دستگاههای خانگی روزانه 30 لیتر آب به فاضلاب ریخته میشود و این به اصطلاح تصفیه هم بخش مهمی از املاح مفید آب را از آن حذف میکند که اگر مقصود اطمینان از بهداشت آب است؛ تصفیه خانههای معظم با دارا بودن استانداردهای بین المللی وظیفه خود را به خوبی انجام میدهند و استفاده از دستگاههای خانگی نیز هیچ تاثیری به جز حذف املاح و دور ریز آب و مخارج قابل توجه برای جامعه نخواهد داشت.
این مسئله با اهمیت، مسئولان قوه قضائیه را موظف به ورود به آن میکند تا ضمن رسیدگی، اجازه اجحاف به حقوق مادی و معنوی آحاد جامعه را به خاطیان ندهند که باعث از دست رفتن بیهوده آب و ریختن به شبکه فاضلاب و اجحاف به عموم باشد.
حسن روانشید - روزنامهنگار پیشکسوت
