در شرایط «نه جنگ و نه صلح» فعلی که تهدیدات آمریکا برای حمله به ایران شدت یافته جامعه ملتهب شده و اطلاع‌رسانی هم ناکافی است.
جامعه در وضعیت تعلیق روانی و عدم قطعیت به‌‌سر می‌برد، اطلاع‌ رسانی عمومی به یکی از حساس‌ترین و تعیین ‌کننده‌ترین نیازهای مؤلفه‌های حکمرانی تبدیل شده است.
 در چنین وضعیتی، خطر اصلی نه‌ فقط تهدید خارجی، بلکه فرسایش اعتماد عمومی، گسترش شایعات، اضطراب جمعی و تصمیم‌گیری‌های هیجانی در سطح جامعه است.
 اطلاع‌ رسانی اگر شتاب‌زده، متناقض، اغراق‌آمیز یا بیش ‌از حد امنیتی باشد، می‌تواند ناخواسته همان اثری را ایجاد کند که دشمن به ‌دنبال آن است؛ «بی‌ثباتی ذهنی و روانی.»  از سوی دیگر، سکوت طولانی، پنهان‌کاری یا کوچک‌نمایی واقعیت نیز باعث می‌شود مرجعیت خبری از نهادهای رسمی سلب و به رسانه‌های غیررسمی و بعضاً معاند واگذار شود. بنابراین منطق ارتباطی در این وضعیت باید بر «شفافیت کنترل ‌شده، صداقت، تداوم و اطمینان‌بخشی» استوار باشد.
اطلاع‌ رسانی مؤثر در این فضا نیازمند پذیرش این واقعیت است که مردم صرفاً دریافت‌ کننده خبر نیستند، بلکه بازیگران فعال فضای ادراکی‌اند. 
جامعه‌ای که احساس کند بالغ و محترم شمرده می‌شود، کمتر دچار هراس می‌شود. در این چارچوب، پیام‌ها باید واقع‌گرایانه، بدون ادبیات تهدید محور یا جنگ‌ طلبانه و در عین حال قاطع و آرامش ‌بخش باشد. استفاده افراطی از واژه‌ها و تصاویر نظامی، حتی در غیاب درگیری واقعی، می‌تواند ذهن جامعه را وارد وضعیت «جنگ روانی دائمی» کند و تاب‌آوری اجتماعی را کاهش دهد. در مقابل، تأکید بر تداوم زندگی عادی، کارکرد مستمر خدمات عمومی، آمادگی نهادها و توان مدیریت شرایط، نقش مهمی در حفظ تعادل روانی جامعه دارد.
در این میان، وظایف دستگاه‌های مسئول باید به‌ صورت هماهنگ و مکمل تعریف شود. دولت و سخنگویان رسمی وظیفه دارند مرجعیت اصلی خبر را حفظ کنند، به‌صورت منظم اطلاع ‌رسانی کنند، به شایعات پاسخ دهند و از چند صدایی متناقض در بدنه حاکمیت جلوگیری کنند. دستگاه‌های امنیتی و انتظامی باید بدون ورود مستقیم به فضای رسانه‌ای عمومی، از طریق کانال‌های رسمی و مدیریت‌شده، اطلاعات لازم برای اطمینان‌بخشی را در اختیار دولت قرار دهند و تمرکز خود را بر پیشگیری از ناامنی روانی و اجتماعی بگذارند. رسانه‌های رسمی و عمومی مسئولیت دارند به‌جای بازتولید هیجان و ترس، تحلیل‌های متوازن، توضیح‌ محور و مبتنی بر منافع ملی ارائه دهند و از تبدیل شدن به تریبون شایعه یا تهدید پرهیز کنند. نهادهای خدماتی و امدادی نیز باید با اطلاع ‌رسانی دقیق درباره آمادگی‌ها و ظرفیت‌های خود، احساس امنیت عملی را در جامعه تقویت کنند.
نکته کلیدی آن است که در شرایط نه جنگ و نه صلح، هدف اطلاع‌رسانی «آماده‌سازی جامعه برای زیستن آگاهانه» است، نه بسیج احساسی یا القای وضعیت فوق‌العاده دائمی. تهدیدات شدید نظامی، حتی اگر واقعی باشند، زمانی که بدون چارچوب تحلیلی و مدیریت ارتباطی مناسب به افکار عمومی منتقل شوند، می‌توانند بیش از آنکه بازدارنده باشند، آسیب‌زا شوند. مدیریت هوشمندانه اطلاعات در چنین فضایی به‌معنای حذف واقعیت نیست، بلکه به‌معنای ارائه واقعیت در بستری است که به عقلانیت جمعی، انسجام اجتماعی و اعتماد عمومی لطمه نزند. 
در نهایت، جامعه‌ای که احساس کند دیده می‌شود، آگاه نگه داشته می‌شود و در تصمیم‌سازی‌ها محترم شمرده می‌شود، خود به یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های امنیت ملی تبدیل خواهد شد.
 
فرهاد خادمی
https://siasatrooz.ir/vdcc1pqs02bq1o8.ala2.html
نام شما
آدرس ايميل شما
کد امنيتی