انگار مدعیان اقتصاد محور در بستر دولت، امر برایشان مشتبه شده که علامههای دهر هستند تا هر روز الم شنگههای تازهای با شعار تامین مایحتاج عمومی را بر پا کنند و در حالی که تصمیمات نهایی پشت درهای بسته پایتخت گرفته میشود برای اجرای آنها توپ را در زمین استانداران تفویض اختیار شده اما با دستان خالی از تامین اعتبارهای مصوب شده و تنها با بلند کردن بوق جار و جنجال و تبلیغات گسترده به خصوص از طریق رسانه ملی در حالی که محکم به صندلیهای خود چسبیدهاند تا خدای ناخواسته مشمول استیضاح نشوند دوشنبه هر هفته را به بار عام اختصاص داده تا تفویض اختیار گرفتن صوری والیان استانها را از دور و نزدیک به پایتخت فراخوان کنند و در مجمع عمومی فرمایشی با حضور وزرا و رئیس جمهور شرکت نمایند و آنهایی هم که عذر فاصله طولی دارند از طریق «وبینار» در این نشستها شرکت نمایند که در نهایت ضمن تلف کردن وقت با ارزش این مدیران استانی پر مسئولیت و خسته از بیخوابیهای مفرط و استرسهای فراوان تنها به شنیدن وعدههای دل خوش کنک و طرحهای تازه و اکثراً بیمحتوا و فاقد اعتبار ریالی تخصیص یافته شده رضایت دهند و همچنان نگران جوابگویی وعده هایی باشند که قبل از آمدن به پایتخت به معترضان دادهاند! به آنهایی که شش ماه از دریافت کمکهای دولت برای تأمین قوت لایموت آحاد جامعه میگذرد اما هنوز هم باید منتظر بمانند تا در نهایت ناچار شوند واحدهای تولید نان خود را از یارانهای به پخت آزاد تغییر ماهیت دهند که فرماندار اردستان اعلام کند امسال مقدار ۲۵۰۰ کیسه ۵۰ کیلویی آرد سهمیه این شهرستان را صرفه جویی کردهاند! اما توضیح واضحات ندهند در مقابل آن چه تعداد از نانوایی ها به دلایل مختلف تعطیل یا تبدیل به آزاد پز شدهاند؟ تا فشار آن برای تنگی معیشت خانوادههای دهکهای پایین و متوسط جامعه باشد که به دلیل گرانی سرسام آور ارزاق عمومی باید شکم اعضای خانواده را با نان خالی سیر کنند!
اما اکثریت بالاتفاق مدیران بالادستی میانی و حتی پایین دستی هم که دستشان به دهانشان میرسد نه تنها از روند این جریان تأسف بار و قیمت نان آزاد بیخبرند بلکه خود نیز برای یکبار هم که شده در صفهای طویل معدودی از بازماندگان نسل پخت نان یارانه دار حضور پیدا نکردهاند!
چرخه پخت نان به صورت غیر خانگی از اواخر دوران قاجاریه شروع شد و ادامه یافت که در طول چهارصد سال آن تا به امروز همیشه شاهد نوسانات و چالشهای متنوع باشد و در اواخر سلسله قاجاریه به اوج خود برسد و بارها با بحران کمبود گندم و در نتیجه آرد مواجه باشد و البته با توجه به این که ایران از آغاز تا به امروز یکی از 10 کشور عمده تولید کننده گندم بوده است اما همیشه به دلیل ضعف سیاستهای مبتنی بر اقتصاد پویا نتوانسته قیمت آن را که اکثر مصرف کنندگانش اقشار ضعیف جامعه هستند مدیریت کرده و ثابت نگه دارد حال آنکه بهای یک قرص نان تافتون، بربری و لواش تا اواسط دهه شصت بین پنج تا پانزده ریال و نان سنگک بین ۲۰ تا ۲۵ ریال بود امروز با تورمی بیش از هزار درصد مواجه است.
اگرچه حداقل دستمزد یک کار گر ساختمانی در آن دهه روزانه پنجاه هزار تومان بود و امروز به پانصد هزار تومان یعنی 10 برابر افزایش یافته تا با این تضاد قیمت و ناهمگونی آن با یکدیگر با هیچ فرمولی قابل قیاس نباشد! از سوی دیگر صنف شریف نانوا هم با چالشها و دغدغههای خودشان مواجهند تا معدودی از آنها را ناچار به انجام تخلفاتی ناخواسته کند که بتوانند ضمن پرداخت به موقع دستمزد کارگران قبوض آب و برق و گاز و هزینه خرید مواد اولیه همچون آرد. مایع خمیر و نمک را از محل فروش آرد مازادی که با کارت بانکهای تکراری خرید نان صوری بدست آوردهاند در بازار آزاد تأمین نمایند. البته در اواخر دوران قاجاریه و اوایل سلسله سیاه پهلوی مستبدانی در پشت چهره پادشاه، بجای رفع معضلات و چالشهای موجود در این صنف.
برای کسب وجه یکی از متخلفان این صنف را در حضور جمع مشتریان منتظر نان به تنور میانداختند که این گونه اقدامات به ظاهر فجیح تنبیهی. هیچگونه تغییر مثبتی در تأمین نان جامعه و یا راضی شدن پزندگان آن ایجاد نمی کرد و امروز و به خصوص در دولت فعلی روند این نارضایتی دو سویه یعنی پزنده و مصرف کننده با شگردهایی رو به افزایش است تا به مرور زمان دیگر خبری از نان یارانهای که ارزشمندترین کمک به اقشار ضعیف جامعه است نباشد و بزرگ یک خانواده پنج نفره ضعیف با درآمدی ناکافی ناچار شود برای پرکردن شکم آنها با عنایت به اینکه قادر به خرید انواع پروتئین و برنج و حبوبات نیست از حداقلها یعنی ۱۵ قرص نان استفاده کند که بهای آن در یک شبانه روز حداقل به یکصد و پنجاه هزار تومان و ماهانه چهار میلیون و پانصد هزار تومان میرسد.
البته اگر مخارج ضروری دیگر چون درمان، تحصیل، میوه و تربار، پروتیین، پوشاک مسافرت و... را ندیده بگیریم. اجاره مسکن، هزینه آب و برق و گاز را از چه طریقی به جز شانتاژ و انجام امور خلاف عرف و قانون میتوان تأمین کرد؟
اما اکثریت بالاتفاق مدیران بالادستی میانی و حتی پایین دستی هم که دستشان به دهانشان میرسد نه تنها از روند این جریان تأسف بار و قیمت نان آزاد بیخبرند بلکه خود نیز برای یکبار هم که شده در صفهای طویل معدودی از بازماندگان نسل پخت نان یارانه دار حضور پیدا نکردهاند!
چرخه پخت نان به صورت غیر خانگی از اواخر دوران قاجاریه شروع شد و ادامه یافت که در طول چهارصد سال آن تا به امروز همیشه شاهد نوسانات و چالشهای متنوع باشد و در اواخر سلسله قاجاریه به اوج خود برسد و بارها با بحران کمبود گندم و در نتیجه آرد مواجه باشد و البته با توجه به این که ایران از آغاز تا به امروز یکی از 10 کشور عمده تولید کننده گندم بوده است اما همیشه به دلیل ضعف سیاستهای مبتنی بر اقتصاد پویا نتوانسته قیمت آن را که اکثر مصرف کنندگانش اقشار ضعیف جامعه هستند مدیریت کرده و ثابت نگه دارد حال آنکه بهای یک قرص نان تافتون، بربری و لواش تا اواسط دهه شصت بین پنج تا پانزده ریال و نان سنگک بین ۲۰ تا ۲۵ ریال بود امروز با تورمی بیش از هزار درصد مواجه است.
اگرچه حداقل دستمزد یک کار گر ساختمانی در آن دهه روزانه پنجاه هزار تومان بود و امروز به پانصد هزار تومان یعنی 10 برابر افزایش یافته تا با این تضاد قیمت و ناهمگونی آن با یکدیگر با هیچ فرمولی قابل قیاس نباشد! از سوی دیگر صنف شریف نانوا هم با چالشها و دغدغههای خودشان مواجهند تا معدودی از آنها را ناچار به انجام تخلفاتی ناخواسته کند که بتوانند ضمن پرداخت به موقع دستمزد کارگران قبوض آب و برق و گاز و هزینه خرید مواد اولیه همچون آرد. مایع خمیر و نمک را از محل فروش آرد مازادی که با کارت بانکهای تکراری خرید نان صوری بدست آوردهاند در بازار آزاد تأمین نمایند. البته در اواخر دوران قاجاریه و اوایل سلسله سیاه پهلوی مستبدانی در پشت چهره پادشاه، بجای رفع معضلات و چالشهای موجود در این صنف.
برای کسب وجه یکی از متخلفان این صنف را در حضور جمع مشتریان منتظر نان به تنور میانداختند که این گونه اقدامات به ظاهر فجیح تنبیهی. هیچگونه تغییر مثبتی در تأمین نان جامعه و یا راضی شدن پزندگان آن ایجاد نمی کرد و امروز و به خصوص در دولت فعلی روند این نارضایتی دو سویه یعنی پزنده و مصرف کننده با شگردهایی رو به افزایش است تا به مرور زمان دیگر خبری از نان یارانهای که ارزشمندترین کمک به اقشار ضعیف جامعه است نباشد و بزرگ یک خانواده پنج نفره ضعیف با درآمدی ناکافی ناچار شود برای پرکردن شکم آنها با عنایت به اینکه قادر به خرید انواع پروتئین و برنج و حبوبات نیست از حداقلها یعنی ۱۵ قرص نان استفاده کند که بهای آن در یک شبانه روز حداقل به یکصد و پنجاه هزار تومان و ماهانه چهار میلیون و پانصد هزار تومان میرسد.
البته اگر مخارج ضروری دیگر چون درمان، تحصیل، میوه و تربار، پروتیین، پوشاک مسافرت و... را ندیده بگیریم. اجاره مسکن، هزینه آب و برق و گاز را از چه طریقی به جز شانتاژ و انجام امور خلاف عرف و قانون میتوان تأمین کرد؟
حسن روانشید - روزنامهنگار پیشکسوت
