دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۳:۴۱
کد مطلب : 136324

تهران، زنده است!

زخمِ جنگ چند صباحی است پوست لطیف ایران را خراشیده است. پوستی به قدمت چندین هزار سال که در طول سالیان گذشته ردِ تیغ دوست و دشمن، حالا آن را آب‌دیده کرده است.
این روزها که ایران‌مان درگیر جنگ است و حدودِ نیمی از ماه را در ناآرامی زیست کرده، نزدیک شدن به عید نوروز اما صورت شهر را به کلی تغییر داده است. کافی است یک‌روز عصر سری به خیابان‌های تهران بزنید.مردم با وجود ناامنی و حتی صدای پدافند و موشک‌باران برای سالی جدید برنامه‌ریزی می‌کنند. بچه‌ها دست در دست پدر و مادرشان طلبِ جامه‌ای جدید دارند، ماهی‌های قرمز بسان هر سال این روزها، در پیاده‌روهای شهر خودنمایی می‌کند، سبزه‌های آماده بیشتر از همیشه و هرسال، وعده‌ی سالی نو و بهاری جدید را می‌دهد. گویی تهران عادت به غم ندارد حتی زیر سنگین‌ترین فشارها و عجیب‌ترین حملات!و البته همه شهرهای کشور هم همین باید باشد که هست.
تهران علاوه بر این‌که پایتخت ایران است، همواره حس و حالی عجیب دارد. از زیبایی‌های ولیعصر گرفته تا شلوغی‌های دلچسب تجریش و دورنمای دماوند در روزهای بدون آلودگی، همه و همه حس زیبای زندگی را در مردم زنده می‌کند حتی آن‌هایی که در پایتخت زندگی نمی‌کنند از دیدن این تصاویر حسِ زندگی می‌گیرند، حسِ بودن و امید، این روزها که تصاویری ناخوشایند از تهران در دستان مردم دست به دست می‌شود، گمان می‌رود که تهران رو به افول است. گمان می‌رود که تهران دیگر آن زیبایی‌های همیشگی را ندارد. دورنمای شهر به تلی از خاک و خرابی تبدیل شده و حتی دماوند هم این روزها پشت ابرهای سیاه پنهان شده و روی خود را از شهر گرفته تا مبادا تصویر خرابی‌ها او را نیز ناراحت کند.
درست است و انکارناپذیر که این تهران با تهران ماهِ پیش زمین تا آسمان توفیر دارد ولی تمامی مواردی که در ابتدا به آن اشاره شد گواه بر این است که امید آخرین چیزی است که می‌میرد و امید هم مرگ ندارد.
این روزها می‌گذرد و دوباره تهران به مانند قبل، خاک از چهره می‌شوید و به آن شهری تبدیل می‌شود که انتظارش را داریم. البته که همین الان هم با تمام ناجوانمردی‌ها، شهر زنده است و نفس می‌کشد و خود را برای سالی جدید آماده می‌کند.
شاید خواندن این جملات و کلمات برای عده‌ای که سرشان به تنشان نمی‌ارزد کمی خنده‌دار و محال به نظر برسد. عده‌ای در این روزها اعتقاد دارند که کار تهران که کار کل ایران تمام است و دیگر ایران روی خوش را نمی‌بیند. باید خدمت آن دسته از دوستان بگوییم که طی سالیان دراز گذشته، نه فقط چند ده سال اخیر بلکه طی هزاران سال، ایران عزیز زخم‌های فراوانی خورده و ناملایمتی‌های زیادی را از سر گذرانده ولی همان‌طور که انتظار می‌رود، ایران پابرجاتر از همیشه سرپا و استوار به حیات خود ادامه داده است.
این روزها بحث سر ایران است، ایرانی که تهران‌اش را دوست داریم و عاشق تک به تک شهرها و روستاهایش هستیم و اما آنهایی که وطن فروشی می‌کنند و در واقع خودفروشی می‌کنند، عشق از ایران در دل ندارند چرا که اصلا وجدانی در آنها نیست که بخواهد حس وطن دوستی را رد این مزدوران زنده نگه دارد.
ایران و تهران تمام‌ شدنی نیست، دوباره چند صباح دیگر بسان ققنوس از خاکستر سر بر می‌آورد و می‌شود همان تهران دوست‌داشتنی که برای بودنش لحظه ‌شماری می‌کنیم.
 
علی کلانتری
https://siasatrooz.ir/vdcgx39qtak9ww4.rpra.html
نام شما
آدرس ايميل شما
کد امنيتی