بیایید یک‌بار با عدد حرف بزنیم، نه با شعار. امروز ۱۷ هزار همت نقدینگی در اقتصاد ایران وجود دارد در مقابل، کل درآمد ارزی کشور حدود ۹۵ میلیارد دلار است. وقتی این حجم پول مسیر امن و مولد نداشته باشد، طبیعی است که مقابل دلار صف بکشد. نتیجه‌اش هم با یک تقسیم ساده روشن است: دلار ۱۸۰ هزار تومانی! حالا سؤال این است؛ آیا واقعاً کشور راه ‌حل ندارد؟ آیا حق ریال ما قیمت‌گذاری در حد ۱۸۰ هزارتومان است یا ارزشش بیش از این حرفهاست؟
در همین کشور حدود ۵ هزار طرح دانش‌بنیان وجود دارد که بسیاری از آن‌ها می‌توانند بازدهی بالای ۹۰ درصد داشته باشند، اما معطل ۱۰۰۰ همت سرمایه‌گذاری مانده‌اند. یعنی پول هست، طرح هست، ظرفیت هست؛ آنچه نیست، عقلانیت در هدایت منابع است. اگر همین 5 هزار طرح دانش‌بنیان با ضمانت دولت و از مسیر پذیره‌نویسی وارد بازار سرمایه شوند، می‌توانند ۱۰ هزار همت از آن ۱۷ هزار همت نقدینگی را جذب کنند. یعنی فشار نقدینگی از جلوی دلار برداشته می‌شود و همان دلار ۱۸۰ هزار تومانی می‌تواند به حدود ۷۳ هزار تومان برسد. اگر استارتاپ‌ها هم به این مسیر اضافه شوند و ۵ هزار همت دیگر جذب شود، حتی می‌توان از دلار ۲۱ هزار تومانی حرف زد. پس مشکل، کمبود پول نیست. مشکل، کمبود شجاعت مدیریتی است. مشکل، اصرار بر ساختارهای ناکارآمدی است که پول را به‌جای تولید، به سمت ارز هل می‌دهند. اگر شهامت اصلاح داریم، وقت اقدام همین حالاست. 
ساختار فشل بورس را اصلاح کنید، طرح‌های استارتاپی و دانش بنیان را به بورس برده و با ضمانت دولت پذیره نویسی کنید، آن وقت قیمت و ارزش واقعی پول ملی را ببینید. اگر همت پیمودن راه را نداریم، منکر وجود راه نشویم، اگر شجاعت صخره نوردی نداریم، منکر امکان کوهنوردی نشویم. وقتی بی‌دانشی اقتصادی جای فهم و تدبیر را بگیرد، نخستین قربانی آن سفره مردم است و این بهایی نیست که جامعه برای بلندپروازی افراد بپردازد. تحویل گرفتن دلار با نرخ ۸۰ هزارتومان و تبدیل آن به ۱۸۰ هزارتومانی ظرف یک‌سال و به سرعت برق، فقط از یک برقکار بر می‌آید و بس! وقتی یک برق کار سکاندار اقتصاد کشور شود، در رسای مرگ پول ملی کشور به روزگار منطبق با شعر سهراب می‌رسیم، آنجا که گفت: پدرم وقتی مرد، پاسبان‌ها همه شاعر بودند!
 
فرهاد بیاشاد - کارشناس اقتصادی
https://siasatrooz.ir/vdchi-nzv23nx6d.tft2.html
نام شما
آدرس ايميل شما
کد امنيتی