پیرامون این ضرب المثل معروف ایرانی،تمثیلهای فراوانی میتوان آورد در حالی که هنوز قرینهای برای آن پیدا نشده تا مورد استفاده قرار گیرد.
حرف بسیار است که این روزها فرصتی پیش آمده تا یه به یک به هر کدام توجه عمیق تری داشته باشیم زیرا تفسیر این مثال بصورت گسترده هویدا است که بعضی از ارگانها برای فرار از واقعیات امر و رسیدن به فصل میزان یا همان ترازویی که میتواند سهمها را از طریق آراء جامعه مشخص نماید « از پاپ کاتولیکتر شوند»! بدون اینکه نتیجه بیتوجهی و رعایت حقوقهای پایمال شده را با استدلالهای واهی در نظر داشته باشند و تا آنجا که در ید قدرتشان است به زیر دستان و پارهای از مردم زور بگویند که درآمد دولت زیادتر شود اگر چه بعضی از این ارگانها خصولتی هستند تا هم از آخور بخورند و هم از توبره! و در حاشیه نیز برای کسب مقامات بالاتر دنیوی بر روی کوخهای جامعه کاخ بنا کنند!
حاشیه روی کافی است و باید همچون دوشنبههای گذشته به اصل مطلب پرداخت؛ شهرداری اصفهان که همچون دیگر ارگانهای خدمات شهری کشور وظیفه اصلیش رسیدن به نظافت؛بهداشت محیط زیست؛تامین شهری سالم از نظرآبوهوای قابل سکونت و امثالهم است و باید اولویت اول و لاینفک آنها باشد؛طی 5سال گذشته بسیاری از این وظایف را به حال خود رها کرده و بیشتر در محدوده مرکزی و جنوب کلان شهر به آنها پرداخته تا بودجه مورد نیاز برای ساخت بزرگترین چرخ وفلک خاورمیانه و 5 سالن نمایش آن هم نه بصورت پراکنده در گوشه و کنار محروم شهر بلکه در چارچوب شهر رویاها یعنی همان شهر بازی کذایی همیشه تعطیل به دلیل نبودن علاقمند بعد فاصله از نظر طولی؛تر افیکی و برهوتی یعنی خارج از محدوده کلانشهر اصفهان تا فقط قشرخاصی از دهکهای بالای جامعه و بخصوص دارندگان خودرو و پول کافی بتوانند از آنها استفاده کنند و چراغ سالنهای نمایش ساخته شده هم در یک برهه 10 روزه برگزاری جشنواره فیلم کودکان و نوجوانان طی سال روشن باشد و بقیه ایام سال را با پذیرفتن هزینههای فراوان؛خاک بخورد در حالی که سینماهای موجود بخش خصوصی در مرکز شهر اصفهان بیشتر ایام را به دلیل عدم استقبال جامعه و بحران اقتصادی موجود این چند سال؛غاز میچرانند و با هر شرایطی حاضرند در اختیار متولی برگزاری جشنوارهها بگذارند!
اما از دیگر حرفههای این شهرداری که با وظایف قانونیش منافات دارد شراکت در مالکیت و اداره یک بیمارستان به سبک خصوصی آن هم همچون هتل دو همتی صددرصد ساخت که اخیراً بدست وزیر میراث با چراغ خاموش افتتاح شد؛در دیگر منطقه مرفه نشین اصفهان است تا باز هم خدمتی بنام محرومان و به کام از ما بهتران باشد که همین تجارتخانه نیز در حالیکه نزدیک 900 نفر نیرو در سه شیفت کاری دارد و نیمی از آنها را خانمها و به خصوص مادران تشکیل میدهند و بر اساس قوانین موجود در سازمان بهزیستی باید اطفال و کودکان آنها در کنارشان باشند اما مهد کودک این مجموعه بزرگ درمانی هم بنا به تصویب هیئت مدیره و به بهانه صرفه جویی در هزینهها تعطیل شده است تا مادران شاغل نتوانند شش دانگ حواسشان را جمع بیماران بستری کنند و حالا این شورای اسلامی کلانشهر اصفهان است که 5 ساله گذشته را بجای نظارت مستمر و دقیق بر امور شهرداری؛به چله نشینی پرداخته و امروز برای گرم کردن تنور انتخابات دوره هفتم شورا باز هم به نفع خود از چله نشینی خارج میشود و هر روز در یومیه نامه کاغذی و دیجیتال پر هزینه متعلق شهرداری اصفهان و تارنمای آن مصاحبه و به ارائه شرح فعالیتها میکنند؛بجای اینکه پاسخگوی مادرانی باشند که 12 ساعت از شیفت پرستاری بخصوص در شبهای سرد و پر دلهره زمستان سال گذشته را بیخبر از اطفال و کودکان خود به شیفت کاری در بیمارستان مذکور گذراندهاند که حاصل کچ سلیقگی در تعطیل کردن مهد کودک بر خلاف قوانین موجود است!
ناگفته نماند اینکه در هیئت مدیره فعلی بیمارستان هم به روایتی دست کاریهایی شده که در ادامه و قسمت بعدی پیرامون آن سخن خواهیم گفت! البته با انبوهی از مستندات که بدست ما رسیده این سلسله مطالب انشا الله همچنان ادامه دارد.
حرف بسیار است که این روزها فرصتی پیش آمده تا یه به یک به هر کدام توجه عمیق تری داشته باشیم زیرا تفسیر این مثال بصورت گسترده هویدا است که بعضی از ارگانها برای فرار از واقعیات امر و رسیدن به فصل میزان یا همان ترازویی که میتواند سهمها را از طریق آراء جامعه مشخص نماید « از پاپ کاتولیکتر شوند»! بدون اینکه نتیجه بیتوجهی و رعایت حقوقهای پایمال شده را با استدلالهای واهی در نظر داشته باشند و تا آنجا که در ید قدرتشان است به زیر دستان و پارهای از مردم زور بگویند که درآمد دولت زیادتر شود اگر چه بعضی از این ارگانها خصولتی هستند تا هم از آخور بخورند و هم از توبره! و در حاشیه نیز برای کسب مقامات بالاتر دنیوی بر روی کوخهای جامعه کاخ بنا کنند!
حاشیه روی کافی است و باید همچون دوشنبههای گذشته به اصل مطلب پرداخت؛ شهرداری اصفهان که همچون دیگر ارگانهای خدمات شهری کشور وظیفه اصلیش رسیدن به نظافت؛بهداشت محیط زیست؛تامین شهری سالم از نظرآبوهوای قابل سکونت و امثالهم است و باید اولویت اول و لاینفک آنها باشد؛طی 5سال گذشته بسیاری از این وظایف را به حال خود رها کرده و بیشتر در محدوده مرکزی و جنوب کلان شهر به آنها پرداخته تا بودجه مورد نیاز برای ساخت بزرگترین چرخ وفلک خاورمیانه و 5 سالن نمایش آن هم نه بصورت پراکنده در گوشه و کنار محروم شهر بلکه در چارچوب شهر رویاها یعنی همان شهر بازی کذایی همیشه تعطیل به دلیل نبودن علاقمند بعد فاصله از نظر طولی؛تر افیکی و برهوتی یعنی خارج از محدوده کلانشهر اصفهان تا فقط قشرخاصی از دهکهای بالای جامعه و بخصوص دارندگان خودرو و پول کافی بتوانند از آنها استفاده کنند و چراغ سالنهای نمایش ساخته شده هم در یک برهه 10 روزه برگزاری جشنواره فیلم کودکان و نوجوانان طی سال روشن باشد و بقیه ایام سال را با پذیرفتن هزینههای فراوان؛خاک بخورد در حالی که سینماهای موجود بخش خصوصی در مرکز شهر اصفهان بیشتر ایام را به دلیل عدم استقبال جامعه و بحران اقتصادی موجود این چند سال؛غاز میچرانند و با هر شرایطی حاضرند در اختیار متولی برگزاری جشنوارهها بگذارند!
اما از دیگر حرفههای این شهرداری که با وظایف قانونیش منافات دارد شراکت در مالکیت و اداره یک بیمارستان به سبک خصوصی آن هم همچون هتل دو همتی صددرصد ساخت که اخیراً بدست وزیر میراث با چراغ خاموش افتتاح شد؛در دیگر منطقه مرفه نشین اصفهان است تا باز هم خدمتی بنام محرومان و به کام از ما بهتران باشد که همین تجارتخانه نیز در حالیکه نزدیک 900 نفر نیرو در سه شیفت کاری دارد و نیمی از آنها را خانمها و به خصوص مادران تشکیل میدهند و بر اساس قوانین موجود در سازمان بهزیستی باید اطفال و کودکان آنها در کنارشان باشند اما مهد کودک این مجموعه بزرگ درمانی هم بنا به تصویب هیئت مدیره و به بهانه صرفه جویی در هزینهها تعطیل شده است تا مادران شاغل نتوانند شش دانگ حواسشان را جمع بیماران بستری کنند و حالا این شورای اسلامی کلانشهر اصفهان است که 5 ساله گذشته را بجای نظارت مستمر و دقیق بر امور شهرداری؛به چله نشینی پرداخته و امروز برای گرم کردن تنور انتخابات دوره هفتم شورا باز هم به نفع خود از چله نشینی خارج میشود و هر روز در یومیه نامه کاغذی و دیجیتال پر هزینه متعلق شهرداری اصفهان و تارنمای آن مصاحبه و به ارائه شرح فعالیتها میکنند؛بجای اینکه پاسخگوی مادرانی باشند که 12 ساعت از شیفت پرستاری بخصوص در شبهای سرد و پر دلهره زمستان سال گذشته را بیخبر از اطفال و کودکان خود به شیفت کاری در بیمارستان مذکور گذراندهاند که حاصل کچ سلیقگی در تعطیل کردن مهد کودک بر خلاف قوانین موجود است!
ناگفته نماند اینکه در هیئت مدیره فعلی بیمارستان هم به روایتی دست کاریهایی شده که در ادامه و قسمت بعدی پیرامون آن سخن خواهیم گفت! البته با انبوهی از مستندات که بدست ما رسیده این سلسله مطالب انشا الله همچنان ادامه دارد.
حسن روانشید - روزنامهنگار پیشکسوت
