بر اساس گزارشهای منتشره کنگره به دنبال طرحی برای توسعه همکاری نظامی با رژیم صهیونیستی در تولید و کارهای زیربنایی است. با توجه به اقدام کنگره در بررسی طرحی جدید در خدمت به صهیونیستها، هر چند که همچنان بخشی از ساختار حاکمیتی آمریکا در تصور رسیدن و ماندگاری در قدرت با تکیه بر لابی صهیونیستی هستند اما نظر سنجیهای و نیز عملکرد بخشی از ساختار حاکمیتی آمریکا حکایت از تغییراتی در این دیدگاه دارد بگونهای اکثریت قابل توجهی از جامعه آمریکا به این نتیجه رسیدهاند که کشورشان گروگان رژیم صهیونیستی است که جز هزینههای نظامی، اقتصادی و حیثیتی پیامدی برای آنها نداشته است. رسیدن اعتراضات ضد صهیونیستی به دانشگاه ها و مراکز علمی و دانشگاهی امریکا و نیز مخالفت 70 درصد جامعه آمریکا با جنگ افروزی علیه ایران گواهی بر این رویکرد است. در حوزه سیاست نیز مخالفت با هزینه شدن آمریکا برای رژیم صهیونیستی در حال افزایش است چنانکه جوکنت مسئول مبارزه با تروریسم آمریکا در متن استعفا خود رسما عنوان می کند که ایران هیچ تهدیدی برای امریکا نبوده و ترامپ صرفا به خاطر اسرائیل وارد جنگ شده است.
مجموعه هزینههای سنگین این رژیم برای آمریکا موجب شده تا عملا نفوذ و جایگاهی را که این رژیم در این کشور داشته رو به کاستی رود و این تهدیدی برای رژیمی است که حیات نامشروع آن همچون انگلی است که از بدن موجودات دیگر ( آمریکا ) ادامه می یابد. با توجه به این حقایق میتوان گفت که رژیم صهیونیستی با دور زدن قوانین و جابه جایی کمکها از سالانه 3 و 8 دهم میلیارد دلار به مشارکت در ساخت تجهیزات و فن آوریها به دنبال فریب افکار عمومی و استمرار خرج کردن از جیب مالیات دهندگان آمریکایی برای کشتارها و اشغالگریهای آینده هستند در حالی که همزمان نیز سیطره بر ساختار آمریکا را تشدید میکنند.
فرایند تشدید وابسته سازی ساختاری آمریکا به رژیم صهیونیستی را می توان واقعیتی تلخ برای دلبستگان به سازشکاری و همراهی با طرحهایی همچون آبراهام دانست چرا که عملا برای سران آمریکا اصل اول اسرائیل را با هیچ چیزی حتی منافع 300 میلیون آمریکایی تعویض نخواهند و دلبستگان به سازش را نیز در مسیر تن دادن به سلطه رژیم قرار خواهند داد. فرایندهای مذکور بار دیگر اثباتگر این حقیقت است که تنها راه رسیدن به امنیت پایدار در غرب اسیا پایان دادن به حضور نظامی آمریکا و مقابله واحد با رژیم صهیونیستی است. امروز ایران با ایستادگی در عرصه نظامی و دیپلماتیک در پیگیری حقوق حقه خویش و گسترش آن به امنیت در سراسر منطقه، و مدیریت هوشمند تنگه هرمز گامهای بلندی برای تحقق این اهداف مهم برداشته است که همراهی سایر کشورها با این اقدامات میتواند نقش آفرینی آنها در تحقق امنیت بومی محور را به همراه داشته باشد.
مجموعه هزینههای سنگین این رژیم برای آمریکا موجب شده تا عملا نفوذ و جایگاهی را که این رژیم در این کشور داشته رو به کاستی رود و این تهدیدی برای رژیمی است که حیات نامشروع آن همچون انگلی است که از بدن موجودات دیگر ( آمریکا ) ادامه می یابد. با توجه به این حقایق میتوان گفت که رژیم صهیونیستی با دور زدن قوانین و جابه جایی کمکها از سالانه 3 و 8 دهم میلیارد دلار به مشارکت در ساخت تجهیزات و فن آوریها به دنبال فریب افکار عمومی و استمرار خرج کردن از جیب مالیات دهندگان آمریکایی برای کشتارها و اشغالگریهای آینده هستند در حالی که همزمان نیز سیطره بر ساختار آمریکا را تشدید میکنند.
فرایند تشدید وابسته سازی ساختاری آمریکا به رژیم صهیونیستی را می توان واقعیتی تلخ برای دلبستگان به سازشکاری و همراهی با طرحهایی همچون آبراهام دانست چرا که عملا برای سران آمریکا اصل اول اسرائیل را با هیچ چیزی حتی منافع 300 میلیون آمریکایی تعویض نخواهند و دلبستگان به سازش را نیز در مسیر تن دادن به سلطه رژیم قرار خواهند داد. فرایندهای مذکور بار دیگر اثباتگر این حقیقت است که تنها راه رسیدن به امنیت پایدار در غرب اسیا پایان دادن به حضور نظامی آمریکا و مقابله واحد با رژیم صهیونیستی است. امروز ایران با ایستادگی در عرصه نظامی و دیپلماتیک در پیگیری حقوق حقه خویش و گسترش آن به امنیت در سراسر منطقه، و مدیریت هوشمند تنگه هرمز گامهای بلندی برای تحقق این اهداف مهم برداشته است که همراهی سایر کشورها با این اقدامات میتواند نقش آفرینی آنها در تحقق امنیت بومی محور را به همراه داشته باشد.
سید مهدی لنکرانی
