تجاوزگری رژیم صهیونیستی به لبنان در حالی شدت گرفته است و حتی به ضاحیه رسیده و طرح ترور رهبران و فرماهندهان حزب الله با هدف بی دفاع سازی لبنان و تضعیف مقاومت منطقه در اولویت این رژیم قرار گرفته است که در یک ژست تبلیغاتی نتانیاهو به برجسته سازی تسلط ادعایی این رژیم بر قلعه شقیف خبر دادند. ادعایی که بهانهای برای توجیه کشتارهای بیشتر در لبنان شده است. هر چند که سران رژیم صهیونیستی بویژه نتانیاهو برآنند تا آنچه اشغال قلعه شقیف (بوفور) را یک دستاورد راهبردی عنوان نمایند و از فاز جدید اقدام علیه حزب الله خبر دهند که رژیم صهیونیستی از 1403 و به شهادت رساندن سیدن حسن نصرالله دبیر کل حزب الله و جمعی از فرماندهان نظامی ادعای نابودی حزب الله و رسیدن به اهدافشان در لبنان را مطرح کردهاند.
هیجان و بازی رسانه ای آنها در باب قلعه مذکور از یک سو رسوا کننده دو سال دروغ پردازی آنها مبنی بر پیروزی بر حزب الله است و از سوی دیگر واقعیتهای میدان بیانگر حقایقی است که تهی بودن این ادعا صهیونیستها را اشکار میسازد. در عرصه میدان دستاوردها نه بر اساس عملیاتهای موردی بلکه در تاب آوری و از کار انداختن ماشین جنگی طرف مقابل سنجیده میشود.
همزمان با ادعای تسلط بر قلعه توسط نتانیاهو حزبالله نه تنها شمال اراضی اشغالی را هدف قرار داده بلکه دامنه عملیات های آن برای نخستین مرتبه به طبریا رسیده است و این یعنی آنکه عملا راهبرد نظامی برای رژیم صهیونیستی در لبنان وجود ندارد. این وضعیت چنان است که روزنامه عبریزبان «معاریو» با اشاره به ناکامی صهیونیستها در مقابله با حزبالله گزارش داد که «ما قلعه شقیف را اشغال کردیم، اما هنوز هیچ ایدهای نداریم که به کجا میرویم؛ اسرائیل در حال کشیده شدن به یک جنگ فرسایشی در لبنان است.»
فرآیند جنگ حکایت از این واقعیت دارد که هر چند حزب الله بر آتش بس پایبند است اما هر زمان تجاوزی از سوی رژیم صهیونیستی صورت گرفته پاسخی سنگین به آن داده است و این یعنی آنکه حزب الله از پویایی و ابتکار عمل لازم در برابر متجاوزان برخوردار است و راز شعف نتانیاهو در باب قلعه شقیف خود حکایت از وضعیت متزلزل و شکست خورده ارتش صهیونیستی در لبنان دارد. نکته مهم آنکه کشورهای غربی و سازمان ملل نیز در ظاهر ادعای نگرانی از تجاوزگری صهیونیستها را سر می دهند اما در عمل با انفعالشان در این کشتار مشارکت دارند.
هیجان و بازی رسانه ای آنها در باب قلعه مذکور از یک سو رسوا کننده دو سال دروغ پردازی آنها مبنی بر پیروزی بر حزب الله است و از سوی دیگر واقعیتهای میدان بیانگر حقایقی است که تهی بودن این ادعا صهیونیستها را اشکار میسازد. در عرصه میدان دستاوردها نه بر اساس عملیاتهای موردی بلکه در تاب آوری و از کار انداختن ماشین جنگی طرف مقابل سنجیده میشود.
همزمان با ادعای تسلط بر قلعه توسط نتانیاهو حزبالله نه تنها شمال اراضی اشغالی را هدف قرار داده بلکه دامنه عملیات های آن برای نخستین مرتبه به طبریا رسیده است و این یعنی آنکه عملا راهبرد نظامی برای رژیم صهیونیستی در لبنان وجود ندارد. این وضعیت چنان است که روزنامه عبریزبان «معاریو» با اشاره به ناکامی صهیونیستها در مقابله با حزبالله گزارش داد که «ما قلعه شقیف را اشغال کردیم، اما هنوز هیچ ایدهای نداریم که به کجا میرویم؛ اسرائیل در حال کشیده شدن به یک جنگ فرسایشی در لبنان است.»
فرآیند جنگ حکایت از این واقعیت دارد که هر چند حزب الله بر آتش بس پایبند است اما هر زمان تجاوزی از سوی رژیم صهیونیستی صورت گرفته پاسخی سنگین به آن داده است و این یعنی آنکه حزب الله از پویایی و ابتکار عمل لازم در برابر متجاوزان برخوردار است و راز شعف نتانیاهو در باب قلعه شقیف خود حکایت از وضعیت متزلزل و شکست خورده ارتش صهیونیستی در لبنان دارد. نکته مهم آنکه کشورهای غربی و سازمان ملل نیز در ظاهر ادعای نگرانی از تجاوزگری صهیونیستها را سر می دهند اما در عمل با انفعالشان در این کشتار مشارکت دارند.
فرامرز اصغری
