یکی ازمهمترین گلایه و شکایت پرورش دهندگان و فعالین صنعت مرغداری و ماکیان،گرانی نهادههای دامی بخصوص کنجاله سویاست که سالهاست برای دولتمردان و تولید کنندگان مزاحمتهای اساسی ایجاد کرده است.
شروع جنگ تحمیلی اسفند ماه و محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا،برخی از اشتباهات فاحش در سیاستگذاریهای کشور را عیان ساخت.
از آنجا که در شرایط کنونی،قیمت مرغ و تخم مرغ بصورت فزاینده و سرسام آوری برای مردم کمرشکن شده است لذا در این فرصت برآنم که به این موضوع و وابستگی بی حدوحصر کشور به کنجاله سویا بپردازم.
وابستگی افراطی به کنجاله سویا در صنعت خوراک دام و طیور را باید یکی از مهمترین خطاهای راهبردی در سیاستگذاری نهادههای دامی دانست؛ خطایی که نه تنها هزینه تولید را به شکل چشمگیری افزایش داده، بلکه امنیت غذایی و پایداری تولید را نیز در معرض تهدید قرار داده است.
در شرایطی که کنجاله سویا به عنوان یکی از گرانترین نهادههای خوراکی شناخته میشود و اختلاف قیمت آن با ذرت به چندین برابر میرسد، اصرار بر استفاده گسترده از این نهاده بدون توجه به ظرفیتهای جایگزین، پرسشهای جدی درباره منطق اقتصادی و فنی تصمیمگیران ایجاد میکند.
سالهاست کارشناسان، پژوهشگران و فعالان این حوزه درباره امکان بهرهگیری از منابع جایگزین پروتئینی و انرژیزا هشدار داده و پیشنهادهایی عملی ارائه کردهاند. محصولاتی مانند تریتیکاله، باقالای کمتانن، گیاه سمر، سرطوقه چغندر، ضایعات پسته و سرشاخه نیشکر از جمله ظرفیتهایی است که میتواند بخشی از وابستگی به کنجاله سویا را کاهش دهد.
با این حال، به نظر میرسد نظام تصمیمگیری در این بخش بیش از آنکه به تنوعبخشی منابع خوراکی بیندیشد، به الگوهای سنتی و واردات محور وابسته مانده است.
نکته قابل تأمل آن است که تجربه کشورهای دیگر نیز نشان میدهد کیفیت تولید الزاماً در گرو مصرف گسترده کنجاله سویا نیست. بسیاری از تولید کنندگان بینالمللی با استفاده از ترکیبهایی شامل کنجاله آفتابگردان، کنجاله پنبه و سایر نهادههای بومی یا ارزانتر، توانستهاند ضمن حفظ کیفیت، هزینههای تولید خود را کاهش دهند. این واقعیت نشان میدهد که مشکل اصلی کمبود گزینههای جایگزین نیست، بلکه فقدان اراده برای اصلاح الگوی مصرف و سرمایهگذاری در تحقیق، توسعه و بومیسازی جیرههای غذایی است.
تداوم این وابستگی، علاوه بر تحمیل هزینههای سنگین به تولیدکنندگان، کشور را در برابر نوسانات بازار جهانی و محدودیتهای تجاری نیز آسیبپذیر میکند.
هرگونه اختلال در واردات یا افزایش قیمت جهانی سویا میتواند زنجیره تولید را با بحران مواجه سازد. در مقابل، حرکت به سمت تنوعبخشی نهادهها نهتنها هزینهها را کاهش میدهد، بلکه تابآوری بخش کشاورزی و دامپروری را نیز افزایش خواهد داد. از این رو، نقد اصلی متوجه سیاستهایی است که با وجود وجود شواهد فنی، تجربیات موفق بینالمللی و ظرفیتهای داخلی، همچنان بر یک نهاده گرانقیمت و وارداتی تکیه دارد.
آینده پایدار تولید در گرو کنار گذاشتن این نگاه تک محصولی و حرکت به سمت مدیریت علمی، اقتصادی و متنوع منابع خوراک دام است؛ رویکردی که میتواند هم منافع تولیدکننده را تأمین کند و هم امنیت غذایی کشور را تقویت سازد.
شروع جنگ تحمیلی اسفند ماه و محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا،برخی از اشتباهات فاحش در سیاستگذاریهای کشور را عیان ساخت.
از آنجا که در شرایط کنونی،قیمت مرغ و تخم مرغ بصورت فزاینده و سرسام آوری برای مردم کمرشکن شده است لذا در این فرصت برآنم که به این موضوع و وابستگی بی حدوحصر کشور به کنجاله سویا بپردازم.
وابستگی افراطی به کنجاله سویا در صنعت خوراک دام و طیور را باید یکی از مهمترین خطاهای راهبردی در سیاستگذاری نهادههای دامی دانست؛ خطایی که نه تنها هزینه تولید را به شکل چشمگیری افزایش داده، بلکه امنیت غذایی و پایداری تولید را نیز در معرض تهدید قرار داده است.
در شرایطی که کنجاله سویا به عنوان یکی از گرانترین نهادههای خوراکی شناخته میشود و اختلاف قیمت آن با ذرت به چندین برابر میرسد، اصرار بر استفاده گسترده از این نهاده بدون توجه به ظرفیتهای جایگزین، پرسشهای جدی درباره منطق اقتصادی و فنی تصمیمگیران ایجاد میکند.
سالهاست کارشناسان، پژوهشگران و فعالان این حوزه درباره امکان بهرهگیری از منابع جایگزین پروتئینی و انرژیزا هشدار داده و پیشنهادهایی عملی ارائه کردهاند. محصولاتی مانند تریتیکاله، باقالای کمتانن، گیاه سمر، سرطوقه چغندر، ضایعات پسته و سرشاخه نیشکر از جمله ظرفیتهایی است که میتواند بخشی از وابستگی به کنجاله سویا را کاهش دهد.
با این حال، به نظر میرسد نظام تصمیمگیری در این بخش بیش از آنکه به تنوعبخشی منابع خوراکی بیندیشد، به الگوهای سنتی و واردات محور وابسته مانده است.
نکته قابل تأمل آن است که تجربه کشورهای دیگر نیز نشان میدهد کیفیت تولید الزاماً در گرو مصرف گسترده کنجاله سویا نیست. بسیاری از تولید کنندگان بینالمللی با استفاده از ترکیبهایی شامل کنجاله آفتابگردان، کنجاله پنبه و سایر نهادههای بومی یا ارزانتر، توانستهاند ضمن حفظ کیفیت، هزینههای تولید خود را کاهش دهند. این واقعیت نشان میدهد که مشکل اصلی کمبود گزینههای جایگزین نیست، بلکه فقدان اراده برای اصلاح الگوی مصرف و سرمایهگذاری در تحقیق، توسعه و بومیسازی جیرههای غذایی است.
تداوم این وابستگی، علاوه بر تحمیل هزینههای سنگین به تولیدکنندگان، کشور را در برابر نوسانات بازار جهانی و محدودیتهای تجاری نیز آسیبپذیر میکند.
هرگونه اختلال در واردات یا افزایش قیمت جهانی سویا میتواند زنجیره تولید را با بحران مواجه سازد. در مقابل، حرکت به سمت تنوعبخشی نهادهها نهتنها هزینهها را کاهش میدهد، بلکه تابآوری بخش کشاورزی و دامپروری را نیز افزایش خواهد داد. از این رو، نقد اصلی متوجه سیاستهایی است که با وجود وجود شواهد فنی، تجربیات موفق بینالمللی و ظرفیتهای داخلی، همچنان بر یک نهاده گرانقیمت و وارداتی تکیه دارد.
آینده پایدار تولید در گرو کنار گذاشتن این نگاه تک محصولی و حرکت به سمت مدیریت علمی، اقتصادی و متنوع منابع خوراک دام است؛ رویکردی که میتواند هم منافع تولیدکننده را تأمین کند و هم امنیت غذایی کشور را تقویت سازد.
فرهاد خادمی
