ببینید، این خبر به ظاهر کوتاه یعنی اینکه آمریکا معافیت تحریم نفتی دو ماه ایران را دوباره لغو کرد، در واقع شلیک نهایی به شقیقه حضور ساختارمند و شناسنامهدار ایران در بازار جهانی انرژی بود: موضوع اصلاً بالا و پایین شدن چند صدهزار بشکه نفت در روز نیست؛ موضوع، ویران شدن ویترین و اعتبار تجاری ایران در کل اقتصاد بینالملل است.
در اتمسفر تجارت بینالملل، بهویژه در بخشهای استراتژیک مثل نفت و صنایع معدنی، بازیگران بزرگ بر اساس برنامهریزیهای بلندمدت پنج تا ده ساله تصمیم میگیرند. یک خریدار کلان، پالایشگاه چند میلیارد دلاری خود را به امید عرضه قطع و وصلشونده تنظیم نمیکند.خریدار امنیت عرضه میخواهد، ثبات میخواهد و تضمین جریان کالا بدون سکته و وقفه.
حالا ببینید چه اتفاقی رخ داده است: وقتی معافیت تحریمی میدهند و بعد از دو ماه آن را لغو میکنند، پیامی که به کل دنیا مخابره میشود این است که روی این فروشنده حساب باز نکنید. با این بیثباتی، ما عملاً از یک شریک استراتژیک در بازار اوپک، به یک فروشنده دورهگرد سقوط میکنیم. قانون بقا برای فروشنده دورهگرد در اقتصاد جهانی کاملاً مشخص است. دورهگرد چون ثبات ندارد و در حاشیه بازار فعالیت میکند، محکوم است کالای خود را با تخفیفهای کمرشکن و بسیار ارزانتر از قیمت واقعی حراج کند. فروش او هرگز مبنای برنامهریزی خریدار نیست، بلکه صرفاً به عنوان یک زاپاس و زنگ تفریح در معاملات دیده میشود که هر وقت لازم بود از آن استفاده کنند و هر وقت اراده کردند، آن را کنار بگذارند. این یعنی نابودی توان چانهزنی و حراج منابع ملی تحت فشار بیثباتی ساختاری.
در اتمسفر تجارت بینالملل، بهویژه در بخشهای استراتژیک مثل نفت و صنایع معدنی، بازیگران بزرگ بر اساس برنامهریزیهای بلندمدت پنج تا ده ساله تصمیم میگیرند. یک خریدار کلان، پالایشگاه چند میلیارد دلاری خود را به امید عرضه قطع و وصلشونده تنظیم نمیکند.خریدار امنیت عرضه میخواهد، ثبات میخواهد و تضمین جریان کالا بدون سکته و وقفه.
حالا ببینید چه اتفاقی رخ داده است: وقتی معافیت تحریمی میدهند و بعد از دو ماه آن را لغو میکنند، پیامی که به کل دنیا مخابره میشود این است که روی این فروشنده حساب باز نکنید. با این بیثباتی، ما عملاً از یک شریک استراتژیک در بازار اوپک، به یک فروشنده دورهگرد سقوط میکنیم. قانون بقا برای فروشنده دورهگرد در اقتصاد جهانی کاملاً مشخص است. دورهگرد چون ثبات ندارد و در حاشیه بازار فعالیت میکند، محکوم است کالای خود را با تخفیفهای کمرشکن و بسیار ارزانتر از قیمت واقعی حراج کند. فروش او هرگز مبنای برنامهریزی خریدار نیست، بلکه صرفاً به عنوان یک زاپاس و زنگ تفریح در معاملات دیده میشود که هر وقت لازم بود از آن استفاده کنند و هر وقت اراده کردند، آن را کنار بگذارند. این یعنی نابودی توان چانهزنی و حراج منابع ملی تحت فشار بیثباتی ساختاری.
فرهاد بیاشاد - اقتصاددان
