امروز در شرایطی که کشور با بحران ناترازی شدید برق دستوپنجه نرم میکند و در میز مذاکرات هستهای نیازمند ابزارهای فشار عینی است، باید با صراحت اعلام کرد که عقبماندگی بیستساله در حوزه تولید برق هستهای، یک آسیب بزرگ به منافع ملی کشور وارد کرده است. از سال ۱۳۸۶ که هدفگذاری راهبردی تولید ۲۰ هزار مگاوات برق هستهای ابلاغ شد، نزدیک به دو دهه میگذرد. اگر در طول این سالها، به جای شعارهای تکراری و گزارشهای کاغذی و اقامت در بهترین هتلهای وین و زوریخ و ژنو و نیویورک و واشنگتن برای مذاکرات هستهای! حتی یک نیروگاه جدید هستهای به بهرهبرداری رسیده بود، امروز نه در مذاکرات هستهای در موضع ضعف یا انفعال قرار داشتیم و نه ناترازی برق، صنایع و زندگی روزمره مردم را فلج میکرد.
این ناکامی، سندی روشن از یک ترک فعل بزرگ ملی است که آسیبهای مادی و معنوی جبرانناپذیری به کشور تحمیل کرده است. کافی است این تعلل را با همسایه جنوبی مقایسه کنیم. امارات متحده عربی پروژه نیروگاه هستهای برکه را با چهار واحد راکتور و مجموع ظرفیت ۵۶۰۰ مگاوات، از سال ۲۰۱۲ آغاز کرد و در سپتامبر ۲۰۲۴ به بهرهبرداری کامل تجاری رساند. یعنی کشوری که فاقد تجربه، زیرساخت و نیروی انسانی در حوزه هستهای بود، ظرف تنها ۱۲ سال توانست پروژهای عظیم را تکمیل کند تا امروز ۲۵ درصد برق مصرفی خود را بدون قطعی و با پایداری کامل تأمین کند. در مقابل، کشور ما با وجود برخورداری از دههها دانش بومی، نخبگان متعهد و اصرار مداوم بر حقوق هستهای، همچنان در تحقق اهداف اولیه خود متوقف مانده است.
این شکاف فاحش نشان میدهد که مسئله کشور، کمبود دانش یا فناوری نبوده، بلکه فقدان اراده، بیبرنامگی، ضعف شدید نظارت و بیمسئولیتی مدیران ارشد سازمان انرژی اتمی در بیست سال گذشته بوده است. وقت آن رسیده است که دوره مصونیتهای خودخوانده پایان یابد. ورود قاطع، فوری و بدون اغماض قوه قضاییه به این پرونده ترک فعل مسئولان ارشد سازمان انرژی اتمی کمترین انتظار مردم از قوه قضاییه است. تمامی رؤسای سازمان انرژی اتمی و مقامات تصمیمگیر در حوزه انرژی کشور طی بیست سال گذشته باید بابت این ترک فعل آشکار، اهمال در اجرای تکالیف قانونی و تضییع گسترده منافع و منابع ملی احضار شده و در برابر قانون پاسخگو باشند.
ملت ایران حق دارد بداند که چرا و با تصمیم چه کسانی، ظرفیت عظیمی که میتوانست حامی معیشت، صنعت و امنیت ملی باشد، فدای بیتدبیری و تعللهای بیپایان شد.
حتی یک نیروگاه اتمی تولید برق در مقیاس کوچک هم نساختهاند، در چنین حالتی دول خارجی به خود حق میدهند که از ما بپرسند اگر شما انرژی هستهای را برای مقاصد صلح آمیز نیاز دارید، با وجود ۲۰ هزار مگاوات ناترازی برق کشورتان و تاکید رهبرتان در ۲۰ سال پیش، چرا حتی یک نیروگاه برق اتمی نساختهاید؟!
این ناکامی، سندی روشن از یک ترک فعل بزرگ ملی است که آسیبهای مادی و معنوی جبرانناپذیری به کشور تحمیل کرده است. کافی است این تعلل را با همسایه جنوبی مقایسه کنیم. امارات متحده عربی پروژه نیروگاه هستهای برکه را با چهار واحد راکتور و مجموع ظرفیت ۵۶۰۰ مگاوات، از سال ۲۰۱۲ آغاز کرد و در سپتامبر ۲۰۲۴ به بهرهبرداری کامل تجاری رساند. یعنی کشوری که فاقد تجربه، زیرساخت و نیروی انسانی در حوزه هستهای بود، ظرف تنها ۱۲ سال توانست پروژهای عظیم را تکمیل کند تا امروز ۲۵ درصد برق مصرفی خود را بدون قطعی و با پایداری کامل تأمین کند. در مقابل، کشور ما با وجود برخورداری از دههها دانش بومی، نخبگان متعهد و اصرار مداوم بر حقوق هستهای، همچنان در تحقق اهداف اولیه خود متوقف مانده است.
این شکاف فاحش نشان میدهد که مسئله کشور، کمبود دانش یا فناوری نبوده، بلکه فقدان اراده، بیبرنامگی، ضعف شدید نظارت و بیمسئولیتی مدیران ارشد سازمان انرژی اتمی در بیست سال گذشته بوده است. وقت آن رسیده است که دوره مصونیتهای خودخوانده پایان یابد. ورود قاطع، فوری و بدون اغماض قوه قضاییه به این پرونده ترک فعل مسئولان ارشد سازمان انرژی اتمی کمترین انتظار مردم از قوه قضاییه است. تمامی رؤسای سازمان انرژی اتمی و مقامات تصمیمگیر در حوزه انرژی کشور طی بیست سال گذشته باید بابت این ترک فعل آشکار، اهمال در اجرای تکالیف قانونی و تضییع گسترده منافع و منابع ملی احضار شده و در برابر قانون پاسخگو باشند.
ملت ایران حق دارد بداند که چرا و با تصمیم چه کسانی، ظرفیت عظیمی که میتوانست حامی معیشت، صنعت و امنیت ملی باشد، فدای بیتدبیری و تعللهای بیپایان شد.
حتی یک نیروگاه اتمی تولید برق در مقیاس کوچک هم نساختهاند، در چنین حالتی دول خارجی به خود حق میدهند که از ما بپرسند اگر شما انرژی هستهای را برای مقاصد صلح آمیز نیاز دارید، با وجود ۲۰ هزار مگاوات ناترازی برق کشورتان و تاکید رهبرتان در ۲۰ سال پیش، چرا حتی یک نیروگاه برق اتمی نساختهاید؟!
فرهاد بیاشاد - اقتصاددان
