و این سونامی تأسف بار برای آحاد جامعه بشریت در جهانی که از داشتن نهاد سالمی بنام سازمان ملل متحد و ضمایم آن از جمله شورای امنیت محروم است تا اکثریت بالاتفاق اعضاء آن اگر صهیونیست نباشند؛ دمی برای اسرائیل یعنی منجلاب بیقانونی و نفرت و آمریکای جنایتکار تکان میدهند تا شرکتهای بینالمللی و کارتلهای بیمه گر دنیا در زمانی که به وجودشان نیاز است ضمن پیوستن به تحریمهای ناجوامردانه؛ از بیمه نمودن کشتیهای نفتکش ایرانی خودداری و پرداخت خسارات دیگر حاملان محمولههای عبوری از تنگههای هرمز و جبل الطارق را پیرامون حوادث غیر مترقبه نپذیرند که این اتفاق در تمامی طول تاریخ فعالیت بیمهگری اگر بینظیر نباشد کم نظیر است!
ضعف مطلق در نهادی به ظاهر جهانی با نام سازمان ملل متحد؛ بخوانید((ملل منفعل)) طی تمام 75 سالی که از عمر تاسیس آن میگذرد و به خصوص 47 سال گذشته؛ گویای این حقیقت تلخ است که اعضای ضعیف و ناتوان آن روز به روز از حقوق خود محروم و محرومتر میشوند تا قدرتمندان شیطان صفت قویتر شوند!
امروز کارتلهای بزرگ بیمهگر که اکثر مالکانشان مقامات با نفوذی چون رؤسای جمهور و اعضای مجالس و دیگر سیاستمداران کشورهای غربی از جمله آمریکا هستند؛ ضمن دستکاری در امور اقتصادی جهان؛ اکثریت منافع هر معامله خرد و کلان را به سوی خود جلب میکنند و این یک فاجعه بزرگ برای اقتصاد نسلهایی خواهد بود که میخواهند در آینده ساکن آن باشند.
البته این سونامی تا حدودی به کشور ما هم رخنه کرده تا بسیاری از شرکتهای بیمهگر را از آن سوی بام به زمین بیندازد!
یک نگاه گذرا به وضعیت دارو و درمان در ایران طی دو دهه گذشته؛ نشان دهنده چنین واقعیت تلخی است که شرکتهای بیمه چند منظوره برای به دست آوردن امتیاز اینگونه بیمهها در بستر کارمندان و کارگران شاغل بخصوص نوع اکمل و تکمیلی آن سر و دست میشکنند اما به سختی و گاه به ندرت زیر بار چنین مسئولیتی پیرامون بیمههای درمانی بازنشستگان میروند چون معتقدند فرد شاغل؛ اولاً جوان و یا میان سال است و نه تنها فرصت مراجعه به پزشک و درمانگاه و بیمارستان و مصرف داروهای گرانقیمت را ندارد بلکه به دلیل گرفتاریهای کاری زندگی اگر بیمار هم باشد؛ فرصتی برای پیگیری درمان خود ندارد؛ بنابراین همه سهم دریافتی شرکت بیمه از حقوق این گونه افراد سود مطلق به حساب میآید اما بازنشستگان علاوه بر اینکه پا به بستر پیری گذاشتهاند و اوقات بیکاری فراوانی هم دارند؛ اکثر آن را در مطبها؛ کلینیک ها؛ پلی کلینیکها؛ درمانگاهها و بیمارستانها میگذرانند که این نوع معامله برای شرکتهای بیمهای سود چندانی ندارد! که حالا بعضی از آنها به دلیل کسادی بازار؛ به شرطی انجام آن را میپذیرند که دستگاه مربوطه؛ بیمه های تکمیلی و مکمل شاغلان خود را هم به آنها بسپارد تا هر دو گروه همچنان مشمول کم کاری و فرانشیزهای اینگونه شرکتهای بیمهای باشند که در نهایت هزینه درمان به قیمت روز و آزاد برای بیمه شده بازنشسته تمام شود و دستگاههای متولی یعنی سازمان تأمین اجتماعی و همچنین صندوق بازنشستگی کشوری به جای پیدا کردن مسیری سالم تر؛ باز هم پا در کوره راههای گذشته که بارها امتحان خود را پس داده بگذارند و درمان نزدیک 5 میلیون بازنشسته را همراه با خانوادههایشان به اینگونه شرکتهای بیمهای متزلزلی بسپارند که نفسهای آخر را میکشند!
ضعف مطلق در نهادی به ظاهر جهانی با نام سازمان ملل متحد؛ بخوانید((ملل منفعل)) طی تمام 75 سالی که از عمر تاسیس آن میگذرد و به خصوص 47 سال گذشته؛ گویای این حقیقت تلخ است که اعضای ضعیف و ناتوان آن روز به روز از حقوق خود محروم و محرومتر میشوند تا قدرتمندان شیطان صفت قویتر شوند!
امروز کارتلهای بزرگ بیمهگر که اکثر مالکانشان مقامات با نفوذی چون رؤسای جمهور و اعضای مجالس و دیگر سیاستمداران کشورهای غربی از جمله آمریکا هستند؛ ضمن دستکاری در امور اقتصادی جهان؛ اکثریت منافع هر معامله خرد و کلان را به سوی خود جلب میکنند و این یک فاجعه بزرگ برای اقتصاد نسلهایی خواهد بود که میخواهند در آینده ساکن آن باشند.
البته این سونامی تا حدودی به کشور ما هم رخنه کرده تا بسیاری از شرکتهای بیمهگر را از آن سوی بام به زمین بیندازد!
یک نگاه گذرا به وضعیت دارو و درمان در ایران طی دو دهه گذشته؛ نشان دهنده چنین واقعیت تلخی است که شرکتهای بیمه چند منظوره برای به دست آوردن امتیاز اینگونه بیمهها در بستر کارمندان و کارگران شاغل بخصوص نوع اکمل و تکمیلی آن سر و دست میشکنند اما به سختی و گاه به ندرت زیر بار چنین مسئولیتی پیرامون بیمههای درمانی بازنشستگان میروند چون معتقدند فرد شاغل؛ اولاً جوان و یا میان سال است و نه تنها فرصت مراجعه به پزشک و درمانگاه و بیمارستان و مصرف داروهای گرانقیمت را ندارد بلکه به دلیل گرفتاریهای کاری زندگی اگر بیمار هم باشد؛ فرصتی برای پیگیری درمان خود ندارد؛ بنابراین همه سهم دریافتی شرکت بیمه از حقوق این گونه افراد سود مطلق به حساب میآید اما بازنشستگان علاوه بر اینکه پا به بستر پیری گذاشتهاند و اوقات بیکاری فراوانی هم دارند؛ اکثر آن را در مطبها؛ کلینیک ها؛ پلی کلینیکها؛ درمانگاهها و بیمارستانها میگذرانند که این نوع معامله برای شرکتهای بیمهای سود چندانی ندارد! که حالا بعضی از آنها به دلیل کسادی بازار؛ به شرطی انجام آن را میپذیرند که دستگاه مربوطه؛ بیمه های تکمیلی و مکمل شاغلان خود را هم به آنها بسپارد تا هر دو گروه همچنان مشمول کم کاری و فرانشیزهای اینگونه شرکتهای بیمهای باشند که در نهایت هزینه درمان به قیمت روز و آزاد برای بیمه شده بازنشسته تمام شود و دستگاههای متولی یعنی سازمان تأمین اجتماعی و همچنین صندوق بازنشستگی کشوری به جای پیدا کردن مسیری سالم تر؛ باز هم پا در کوره راههای گذشته که بارها امتحان خود را پس داده بگذارند و درمان نزدیک 5 میلیون بازنشسته را همراه با خانوادههایشان به اینگونه شرکتهای بیمهای متزلزلی بسپارند که نفسهای آخر را میکشند!
حسن روانشید - روزنامهنگار پیشکسوت
