اینکه بگویند از ماه قبل ترمز تورم را کشیدیم! در حالی که همزمان چهار بانک بزرگ و پرتراکنش کشور درگیر اختلال بودهاند، بیشتر شبیه مصادره یک بحران به نام دستاورد است تا گزارش موفقیت اقتصادی. این یعنی اینکه این اختلال را خودمان ایجاد کردیم تا تورم کاهش یابد، این ادعا میتواند موضوع دادخواست و شکایت فعالان اقتصادی قرار گیرد که حدودا 8,500 همت پول آنها در ۴ بانک ملی، صادرات، تجارت و سپه، حدود یکماه از دسترس خارج شده و خسارات فراوانی متقبل شدهاند! ماجرا ساده است.
وقتی شبکهای از بانکها که برآورد میشود حدود ۴۰ تا ۴۵ درصد منابع بانکی را در اختیار دارند، برای مدتی از ریتم عادی خارج میشود، یعنی با تودهای در حدود ۷ تا ۸ هزار همت طرف هستیم.
حتی اگر فقط بخش پرگردشتر این منابع (حسابهای جاری و دیداری) یعنی چیزی نزدیک به ۳ تا ۳.۵ هزار همت سپردههای جاری، دیداری و کوتاهمدت، دچار اختلال در دسترسی و جابهجایی شده باشد، اثرش مستقیم روی سرعت مبادله، تسویه روزانه و تب خرید و فروش مینشیند.
این اسمش مهار تورم نیست. این اسمش کند کردن اجباری گردش پول است.این اعتراف بچگانه، زمینه طرح شکایت علیه بانک مرکزی را فراهم میکند! وقتی در چنین فضایی تورم یک ماه آرامتر دیده شود، این آرامش لزوما محصول نبوغ سیاستگذار نیست؛ این کار نتیجه آن بوده که پول مردم، پول کسبوکارها و پول مبادله برای مدتی نتوانسته مثل قبل حرکت کند. یعنی اقتصاد را آرام نکردهاند؛ فقط برای چند هفته نفس اقتصاد را گرفتهاند.
نکته مهمتر اینجاست: این پول از بین نرفته است. این ۷ یا ۸ هزار همت نسوخته، حذف نشده و دود نشده؛ فقط بخشی از آن موقتا پشت دیوار اختلال مانده است. بنابراین اثر اصلی ماجرا با تاخیر خودش را نشان خواهد داد. یعنی همان فشار خرید، همان پرداختهای عقبافتاده، همان تسویههای انباشته و همان تقاضای فشردهشده، در ماههای بعد دوباره به بازار باز خواهد گشت، با زور و فشار بیشتر! کاهش مقطعی تورم، اگر هم رخ داده باشد! بیش از آنکه «مهار» باشد، «تعویق» است. تورم را نکشتهاند؛ فقط هلش دادهاند به ماه بعد! با فشار بیشتر. صبر کنید تا ببینید!
اگر بخواهیم خیلی صریح حرف بزنیم، کسی که از دل اختلال بانکی برای خودش کارنامه ضدتورمی میسازد، باید توضیح دهد سهم سیاستگذاری او در این کاهش چقدر بوده، نوع سیاست خود را توضیح دهد یا با شرمندگی اعلام کند سهم قفل شدن شریان بانکی در این کاهش تورم! ادعایی چقدر بوده است! اگر بخشی از افت تورم، ناشی از زمینگیر شدن جریان پول بوده باشد، دیگر نمیشود آن را با افتخار به نام ترمز تورم برای مردم فاکتور کرد و فروخت.
جمعبندی روشن است: اختلال در بانکهای بزرگ، که وقتی بین ۷ تا ۸ هزار همت منابع را موقتا از ریتم طبیعی اقتصاد خارج میکنید و با ارفاق! حداقل ۳ تا ۳.۵ هزار همت از بخش پرگردش پول در کشور را کند میکنید، کاهش موقت فشار قیمتها چیز عجیبی نیست. نه عجیب است نه افتخار، فقط مایه شرمساری و خجالت است و بس! عجیب آن جاست که بزرگوار، این اختلال را به جای عذرخواهی! در شمایل کشف ارشمیدس گونه خود در اقتصاد کشور، به عنوان دستاورد خود معرفی کنند.
این موفقیت پولی نیست؛ این بهرهبرداری تبلیغاتی از یک بینظمی پرهزینه است، که هزینه آن را مثل همیشه مردم میپردازند! آنچه امروز به شکل آرامش دیده میشود، فردا به صورت فشار برگشتی در تورم ماههای بعد ظاهر خواهد شد.
امیدواریم آقای همتی حدودا ۳ ماه آینده، حاضر به مصاحبه در مورد تورم وحشتناکتر آن روز باشند!
وقتی شبکهای از بانکها که برآورد میشود حدود ۴۰ تا ۴۵ درصد منابع بانکی را در اختیار دارند، برای مدتی از ریتم عادی خارج میشود، یعنی با تودهای در حدود ۷ تا ۸ هزار همت طرف هستیم.
حتی اگر فقط بخش پرگردشتر این منابع (حسابهای جاری و دیداری) یعنی چیزی نزدیک به ۳ تا ۳.۵ هزار همت سپردههای جاری، دیداری و کوتاهمدت، دچار اختلال در دسترسی و جابهجایی شده باشد، اثرش مستقیم روی سرعت مبادله، تسویه روزانه و تب خرید و فروش مینشیند.
این اسمش مهار تورم نیست. این اسمش کند کردن اجباری گردش پول است.این اعتراف بچگانه، زمینه طرح شکایت علیه بانک مرکزی را فراهم میکند! وقتی در چنین فضایی تورم یک ماه آرامتر دیده شود، این آرامش لزوما محصول نبوغ سیاستگذار نیست؛ این کار نتیجه آن بوده که پول مردم، پول کسبوکارها و پول مبادله برای مدتی نتوانسته مثل قبل حرکت کند. یعنی اقتصاد را آرام نکردهاند؛ فقط برای چند هفته نفس اقتصاد را گرفتهاند.
نکته مهمتر اینجاست: این پول از بین نرفته است. این ۷ یا ۸ هزار همت نسوخته، حذف نشده و دود نشده؛ فقط بخشی از آن موقتا پشت دیوار اختلال مانده است. بنابراین اثر اصلی ماجرا با تاخیر خودش را نشان خواهد داد. یعنی همان فشار خرید، همان پرداختهای عقبافتاده، همان تسویههای انباشته و همان تقاضای فشردهشده، در ماههای بعد دوباره به بازار باز خواهد گشت، با زور و فشار بیشتر! کاهش مقطعی تورم، اگر هم رخ داده باشد! بیش از آنکه «مهار» باشد، «تعویق» است. تورم را نکشتهاند؛ فقط هلش دادهاند به ماه بعد! با فشار بیشتر. صبر کنید تا ببینید!
اگر بخواهیم خیلی صریح حرف بزنیم، کسی که از دل اختلال بانکی برای خودش کارنامه ضدتورمی میسازد، باید توضیح دهد سهم سیاستگذاری او در این کاهش چقدر بوده، نوع سیاست خود را توضیح دهد یا با شرمندگی اعلام کند سهم قفل شدن شریان بانکی در این کاهش تورم! ادعایی چقدر بوده است! اگر بخشی از افت تورم، ناشی از زمینگیر شدن جریان پول بوده باشد، دیگر نمیشود آن را با افتخار به نام ترمز تورم برای مردم فاکتور کرد و فروخت.
جمعبندی روشن است: اختلال در بانکهای بزرگ، که وقتی بین ۷ تا ۸ هزار همت منابع را موقتا از ریتم طبیعی اقتصاد خارج میکنید و با ارفاق! حداقل ۳ تا ۳.۵ هزار همت از بخش پرگردش پول در کشور را کند میکنید، کاهش موقت فشار قیمتها چیز عجیبی نیست. نه عجیب است نه افتخار، فقط مایه شرمساری و خجالت است و بس! عجیب آن جاست که بزرگوار، این اختلال را به جای عذرخواهی! در شمایل کشف ارشمیدس گونه خود در اقتصاد کشور، به عنوان دستاورد خود معرفی کنند.
این موفقیت پولی نیست؛ این بهرهبرداری تبلیغاتی از یک بینظمی پرهزینه است، که هزینه آن را مثل همیشه مردم میپردازند! آنچه امروز به شکل آرامش دیده میشود، فردا به صورت فشار برگشتی در تورم ماههای بعد ظاهر خواهد شد.
امیدواریم آقای همتی حدودا ۳ ماه آینده، حاضر به مصاحبه در مورد تورم وحشتناکتر آن روز باشند!
فرهاد بیاشاد - اقتصاددان
