با یک اصلاح بسیار محدود در ساختار مالیاتی، میتوان ظرف کمتر از سه ماه بساط سفتهبازی، دلالی و رانت در بازار خودرو را جمع کرد؛ بهگونهای که قیمت خودرو بیش از ۵۰ درصد سقوط کند، سود بادآورده واردات خودرو به پایان برسد و تقاضای ارز برای این بخش تقریباً به صفر برسد.
در آن صورت، میلیاردها دلار ارزی که امروز صرف واردات خودرو و جیب مونتاژکارانی میشود که عملاً کل خودرو را وارد و فقط در مدت کوتاهی سرهم میکنند، از هدر رفت نجات پیدا میکند.
اما سؤال اصلی اینجاست؛ بدون دست زدن به قوانین مالیاتی، بدون اصلاح ساختار، بدون تغییر رئیس سازمان مالیاتیِ بجا مانده از دولتهای قبل و بدون کمترین تغییر در تاکتیک، تکنیک و بازیکنان تیم مالیاتی کشور، سکاندار اقتصاد دقیقاً چگونه میخواهد دومین منبع درآمدی کشور را در شرایط حذف یا افت شدید درآمد نفتی تأمین کند؟
تیمی که در دقیقه ۸۰ بازی، سه بر صفر عقب است، اگر نه بازیکن عوض میکند، نه تاکتیک، نه آرایش بازی، حق ندارد در ۱۰ دقیقه آخر فقط شعار زدن ۵ گل را بدهد. با همین تیم خسته، همین تفکر فرسوده و همین فرماندهی ناکارآمد، نه معجزهای در مالیات رخ میدهد، نه کسری بودجه مهار میشود، نه سوداگری جمع میشود و نه اقتصاد از این بنبست بیرون میآید.
برق کاری که با وامدار شدن به جناحهای سیاسی سکان اقتصاد کشور را در دست داشته باشد مانند سرمربی تیم فوتبالی است که با سفارش مربی شده، نه جرأت تغییر بازیکنان تیم را دارد نه تاکتیک و نه تکنیک تیم را میتواند تغییر دهد. این وسط مردم و تماشاچیان هستند که حرص میخورند و نابود میشوند.
در آن صورت، میلیاردها دلار ارزی که امروز صرف واردات خودرو و جیب مونتاژکارانی میشود که عملاً کل خودرو را وارد و فقط در مدت کوتاهی سرهم میکنند، از هدر رفت نجات پیدا میکند.
اما سؤال اصلی اینجاست؛ بدون دست زدن به قوانین مالیاتی، بدون اصلاح ساختار، بدون تغییر رئیس سازمان مالیاتیِ بجا مانده از دولتهای قبل و بدون کمترین تغییر در تاکتیک، تکنیک و بازیکنان تیم مالیاتی کشور، سکاندار اقتصاد دقیقاً چگونه میخواهد دومین منبع درآمدی کشور را در شرایط حذف یا افت شدید درآمد نفتی تأمین کند؟
تیمی که در دقیقه ۸۰ بازی، سه بر صفر عقب است، اگر نه بازیکن عوض میکند، نه تاکتیک، نه آرایش بازی، حق ندارد در ۱۰ دقیقه آخر فقط شعار زدن ۵ گل را بدهد. با همین تیم خسته، همین تفکر فرسوده و همین فرماندهی ناکارآمد، نه معجزهای در مالیات رخ میدهد، نه کسری بودجه مهار میشود، نه سوداگری جمع میشود و نه اقتصاد از این بنبست بیرون میآید.
برق کاری که با وامدار شدن به جناحهای سیاسی سکان اقتصاد کشور را در دست داشته باشد مانند سرمربی تیم فوتبالی است که با سفارش مربی شده، نه جرأت تغییر بازیکنان تیم را دارد نه تاکتیک و نه تکنیک تیم را میتواند تغییر دهد. این وسط مردم و تماشاچیان هستند که حرص میخورند و نابود میشوند.
فرهاد بیاشاد - اقتصاددان
