مسئله بنزین ایران بیش از آنکه مسئله قیمت باشد، مسئله مدیریت، تخصیص و شفافیت است. اگر ادعا میشود روزانه حدود ۲۰ میلیون لیتر بنزین از کشور قاچاق میشود و همزمان تقریباً همین مقدار بنزین با پرداخت ارز وارد میکنیم، پرسش روشن است؛چرا باید برای جبران بنزینی که از شبکه رسمی خارج میشود، منابع ارزی کشور را هزینه کنیم و سپس هزینه این ناکارآمدی را با افزایش قیمت از مردم بگیریم؟
آقای دولت؛ ابتدا جلوی خروج غیرقانونی سوخت را بگیرید. اگر توان جلوگیری از قاچاق یا کنترل شبکه توزیع را ندارید، دستکم همان ۱۱۰ میلیون لیتر تولید داخلی را که تقریباً متناسب با نیاز واقعی مصرفکنندگان کشور است، عادلانه و شفاف سهمیهبندی کنید.
واردات ۲۰ میلیون لیتر بنزین با ارز و سپس گران کردن کل بنزین مصرفی کشور، نه اصلاح اقتصادی است و نه سیاستگذاری عاقلانه؛ بلکه انتقال هزینه ناکارآمدی دولت به سفره مردم است. بنزین داخلی عمدتاً با هزینهها، دستمزدها و زیرساختهای ریالی تولید میشود. مردم نیز درآمد و حقوق خود را به ریال دریافت میکنند. بنابراین دولت نمیتواند درآمد مردم را ریالی نگه دارد، اما قیمت انرژی را با منطق دلار و قیمتهای جهانی محاسبه کند. مقایسه قیمت بنزین ایران با قیمت جهانی، بدون مقایسه دستمزد، قدرت خرید، بهرهوری، مالیات، خدمات عمومی و ارزش پول ملی، مقایسهای ناقص و گمراهکننده است.
افزایش قیمت بنزین فقط قیمت یک فرآورده را تغییر نمیدهد. بنزین جزو مشترک هزینه حملونقل، تولید، کشاورزی، خدمات و توزیع کالاست. در نتیجه، افزایش قیمت آن از طریق زنجیره تأمین به قیمت تقریباً تمام کالاها و خدمات منتقل میشود. دولت با گران کردن بنزین، عملاً یک موج جدید تورمی را به اقتصاد تحمیل میکند و قدرت خرید حقوقبگیران را کاهش میدهد.
اگر کمبود واقعی وجود دارد، راهحل آن سهمیهبندی مقدار است، نه افزایش عمومی قیمت. دولت باید مصرف مازاد را مدیریت، مسیر توزیع را رهگیری، قاچاق را متوقف و تخصیص سهمیه را عادلانه کند. اصلاح قیمت، پیش از اصلاح حکمرانی و تقویت ارزش ریال، فقط صورتحساب ناکارآمدی را به مردم تحویل میدهد. درباره منافع احتمالی اشخاص یا شرکتهای فعال در واردات بنزین نیز دولت موظف است اسامی واردکنندگان، حجم واردات، منشأ ارز، نرخ تخصیص ارز، مبلغ قراردادها و ذینفعان نهایی را بهطور عمومی منتشر کند. اگر واردات بنزین واقعاً برای تأمین نیاز کشور است، شفافیت نباید نگرانی ایجاد کند.
نام شوهر ان خانمی که تخصصش بالا رفتن از دیوار سفارت و انداختن کشور در مسیری که نتیجه ان تبدیل دلار 7 تومانی به 200 هزار تومانی بوده و حالا وارد کننده و فروشنده بنزین به دولت و مردم ایران شده است را اعلام کنید تامردم مظلوم کشور ما این سود میلیارد دلاری واردات بنزین را هم به عنوان هزینه و صورتحساب دیوار سفارت نوردی ان خانم در سفره خالی خود ببینند.
اگر منافع خاصی پشت تداوم واردات وجود دارد، مردم حق دارند بدانند چه کسانی از منابع ارزی کشور و کوچکتر شدن سفره خانوارها منتفع میشوند. صورت مسئله روشن است: تولید داخلی را به مصرفکننده ایرانی که درآمد ریالی دارد اختصاص دهید، قاچاق را متوقف کنید و برای جبران ضعف مدیریت، بنزین را گران نکنید.
آقای دولت؛ ابتدا جلوی خروج غیرقانونی سوخت را بگیرید. اگر توان جلوگیری از قاچاق یا کنترل شبکه توزیع را ندارید، دستکم همان ۱۱۰ میلیون لیتر تولید داخلی را که تقریباً متناسب با نیاز واقعی مصرفکنندگان کشور است، عادلانه و شفاف سهمیهبندی کنید.
واردات ۲۰ میلیون لیتر بنزین با ارز و سپس گران کردن کل بنزین مصرفی کشور، نه اصلاح اقتصادی است و نه سیاستگذاری عاقلانه؛ بلکه انتقال هزینه ناکارآمدی دولت به سفره مردم است. بنزین داخلی عمدتاً با هزینهها، دستمزدها و زیرساختهای ریالی تولید میشود. مردم نیز درآمد و حقوق خود را به ریال دریافت میکنند. بنابراین دولت نمیتواند درآمد مردم را ریالی نگه دارد، اما قیمت انرژی را با منطق دلار و قیمتهای جهانی محاسبه کند. مقایسه قیمت بنزین ایران با قیمت جهانی، بدون مقایسه دستمزد، قدرت خرید، بهرهوری، مالیات، خدمات عمومی و ارزش پول ملی، مقایسهای ناقص و گمراهکننده است.
افزایش قیمت بنزین فقط قیمت یک فرآورده را تغییر نمیدهد. بنزین جزو مشترک هزینه حملونقل، تولید، کشاورزی، خدمات و توزیع کالاست. در نتیجه، افزایش قیمت آن از طریق زنجیره تأمین به قیمت تقریباً تمام کالاها و خدمات منتقل میشود. دولت با گران کردن بنزین، عملاً یک موج جدید تورمی را به اقتصاد تحمیل میکند و قدرت خرید حقوقبگیران را کاهش میدهد.
اگر کمبود واقعی وجود دارد، راهحل آن سهمیهبندی مقدار است، نه افزایش عمومی قیمت. دولت باید مصرف مازاد را مدیریت، مسیر توزیع را رهگیری، قاچاق را متوقف و تخصیص سهمیه را عادلانه کند. اصلاح قیمت، پیش از اصلاح حکمرانی و تقویت ارزش ریال، فقط صورتحساب ناکارآمدی را به مردم تحویل میدهد. درباره منافع احتمالی اشخاص یا شرکتهای فعال در واردات بنزین نیز دولت موظف است اسامی واردکنندگان، حجم واردات، منشأ ارز، نرخ تخصیص ارز، مبلغ قراردادها و ذینفعان نهایی را بهطور عمومی منتشر کند. اگر واردات بنزین واقعاً برای تأمین نیاز کشور است، شفافیت نباید نگرانی ایجاد کند.
نام شوهر ان خانمی که تخصصش بالا رفتن از دیوار سفارت و انداختن کشور در مسیری که نتیجه ان تبدیل دلار 7 تومانی به 200 هزار تومانی بوده و حالا وارد کننده و فروشنده بنزین به دولت و مردم ایران شده است را اعلام کنید تامردم مظلوم کشور ما این سود میلیارد دلاری واردات بنزین را هم به عنوان هزینه و صورتحساب دیوار سفارت نوردی ان خانم در سفره خالی خود ببینند.
اگر منافع خاصی پشت تداوم واردات وجود دارد، مردم حق دارند بدانند چه کسانی از منابع ارزی کشور و کوچکتر شدن سفره خانوارها منتفع میشوند. صورت مسئله روشن است: تولید داخلی را به مصرفکننده ایرانی که درآمد ریالی دارد اختصاص دهید، قاچاق را متوقف کنید و برای جبران ضعف مدیریت، بنزین را گران نکنید.
فرهاد بیاشاد
