سه شنبه ۱۰ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۰
کد مطلب : 137654

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد...

وقتی به او رسیدم‌؛ انگار نفس‌های آخر را می‌کشید زیرا به سختی راه می‌رفت و حتی عصای زهوار در رفته او هم نمی‌توانست کمکی برایش باشد. پیراهنی به ظاهر سفید به تن داشت که پر از لکه‌های مختلف بود، به نظرمی‌رسید فقیری پایین‌تر از سه دهک معیشتی معروف به یک و دو و سه باشد!
آرام در گوشش گفتم « کمک نمی‌خواهی پدر» نگاهی خسته  و بی‌فروغ از پشت شیشه‌های کدر عینک خود به من انداخت و در حالی‌ که انگار از ته چاهی عمیق صحبت می‌کند گفت« کار من از این حرف‌ها گذشته» و ضمن تکیه دادن به تیر سیمانی چراغ برق کنار کوچه، آرام روی زمین نشست‌؛ من هم در کنارش نشستم‌؛ بازهم نگاه بی‌فروغش را به من انداخت و پرسید کار و زندگی نداری؟ جواب دادم چرا اما می‌خواهم شما را به مقصد برسانم‌. آهی سوزناک کشید و گفت «کدام مقصد‌؟ من سی سال رسمی و10 سال غیررسمی در یکی از معادن پر درآمد کشورم کلنگ زده‌ام و سلامتی ریه‌هایم را روی این کار گذاشته‌ام، تا حالا با این وضعیتی که می‌بینی حقوق بازنشستگیم کفاف خرید داروهایم را در بازار رسمی و آزاد ندهد و اگر داد پولی برای سیر کردن شکم خودم و همسر بیمارم نداشته باشم‌.
آن زمان که جوان بودم و زور بازو داشتم‌؛ کار فرمایان معدن برای بدست آوردن من سر و دست می‌شکستند اما حالا هیچ‌کس و حتی نهادهای مربوطه هم برای امثال ما تره خرد نمی‌کنند! مگر اینکه مورد لطف حضرت عزرائیل قرار بگیرم تا پارتی بازی کند و جان مارا زودتر بگیرد!»
 بر اساس آمارهای متفاوت در حال حاضر بیش از هفت میلیون بازنشسته  و مستمری بگیر که جمعیتشان همراه با اعضاء  خانواده از مرز 10 میلیون نفر می گذرد تنها 10 درصدشان توان تحمل کمبودها و گرانی‌های افسار گسیخته این ایام رادارند و 90 درصد بقیه یا پا به خط فقر گذاشته و یا از آن هم عبور کرده‌اند تا به قعر آن سقوط کنند! 
کافی است سری به کانون‌های بازنشستگی در بستر تامین اجتماعی و یا صندوق بازنشستگی کشوری و دیگر ارگانهای خصواتی و وابسته و یا آزاد بزنید که تا اواخر دولت  سیزدهم کمتر بازنشسته‌ای به آنها مراجعه می‌کرد مگر کسانی که نیاز به  دریافت گواهی و تاییدیه بازنشستگی از این مکانها داشتند و یا می‌خواستند از امتیازاتی چون تورهای گردشگری استفاده کنند؛ اما امروز همین کانون‌ها با صف‌های طویلی مواجه‌ هستند که اکثر بازنشستگان و خانواده‌های آنها با بحران و بهتر است بگوییم فاجعه اقتصادی و بیمه‌های ناکار آمد درمانی ایجاد شده توسط دولت چهاردهم روبرو هستند که به هیچ عنوان نمی‌توانند گلیم خود را از آب بیرون بکشند.
 از این نظر تنها مرجعشان همین کانون‌ها هستند زیرا وقتی به محل قبلی که کار می‌کردند و از آنجا بازنشسته شده‌اند برای دریافت و استمداد کمک مراجعه می‌کنند‌؛ اغلب پذیرفته نمی‌شوند و آنها را به این سو پاس می‌دهند ! متاسفیم اما باید اقرار کنیم  کانون‌های بازنشستگان آموزش و پرورش که اعضاء آنها روزگاری معلمان من و شما بوده‌اند امروز حد اقل 90 درصدشان به این بلیه عظیم دچار شده‌اند که چون  اکثر آحاد جامعه آنها را می‌شناسند و برایشان احترام قاعلند رویشان نمی‌شود درهای دیگر را بزنند‌؛ بنابر این به کانون‌های خودشان مراجعه می‌کنند که بعضی از کار کنان آن همچون خودشان  گرفتار اینگونه بحران‌ها هستند ! 
آقای رئیس جمهور و همچنین وزیر آموزش و پرورش و مدیران کل آن که  یک هفته گذشته را به جای رفع تنگناهای موجود زندگی  و معیشت بازنشستگان این نهاد ارزشمند‌؛ در اردوگاه با صفای شهید باهنر پایتخت به بهانه سمینار مدیران به  پیک نیک  دستجمعی رفته بودند، چه بهتر که کمی هم به نهیب وجدان بیندیشند و به خود آمده و آگاه باشند شتر بازنشستگی و عواقب اینگونه که این روزها به فاجعه‌ای  تبدیل شده‌؛ در انتظار آنها هم هست مگر اینکه قسمتی از وقت خود را صرف رفع و دفع همیشگی این چالش عظیم کنند تا  نه تنها دعای این قشر فرهیخته  را به همراه داشته باشد بلکه سالهای بعد، خودشان در این تنگنا گیر محبوس نشوند!
 
حسن روانشید - روزنامه‌نگار پیشکسوت
https://siasatrooz.ir/vdcdk50foyt0s96.2a2y.html
نام شما
آدرس ايميل شما
کد امنيتی