چهار پایه یا همان میز اگر یک ستونش را از دست بدهد و یا به دلایلی لق شده باشد؛ قطعاً این ابزار ناقص وخطر آفرین نمیتواند کار آرایی لازم را ارائه دهد و اگر پیامد های این مثال ساده به استانی محدود شود که دستگاهها؛ سازمانها, ادارات کل ودیگر ارگانها در آن مامور به تلاش تا پای جان هستند؛ مجموعهای خاص که البته از نظر مالی به دلیل دستی که همیشه در جیب همه مردم دارد و محدودیتهای چندانی را هم از نظر قوانین نظارتی در امور خود نمیبیند؛ ساز ناکوک بزند و مسئولان آن به جای همسو بودن با دیگر نهادها و تلاش صادقانه و بیریا؛ وقتشان را صرف نمایش و تبلیغات کنند حال آنکه هنوز وظیفه اصلی و حیاتی بازسازی خانه و کاشانه جنگ زدگان را به پایان نرسانده و یا حتی بعضاً شروع نکردهاند؛ طی مراسمی از پوستر جشنواره پرهزینه فیلم کودک و نو جوانان رو نمایی کنند تا باز هم به نام مردم اصفهان باشد و به کام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و درآمد تبلیغاتی آن هم به جیب رسانه ملی و نشریات و سایتهای اختصاصی و متمایل به شهرداری واریز شود! که همه اینها برای اهالی کلان شهر اصفهان که اکثر خسارت دیدگانشان از حملات هوایی جنگ سوم هنوز نتوانستهاند سر بلند کنند و همچنان در بهت و حیرتند؛ آب هم نمیشود که البته برا ی دیگران نان دارد! غافل از اینکه دروازه را میتوان بست اما دهان مردم را نه.
اما به یکی از اعضا این جماعت گفتند حرف نزن جواب داد چشم؛ گفتند نگاه نکن جواب چشم؛ گفتند نفهم؛ جواب داد این یکی را نمیتوانم بگویم چشم! که بالاخره تشت رسوایی این گونه ارگانها هم روزی به زمین خواهد خورد و صدایش گوش فلک را کر خواهد کرد! از پیرمرد دوچرخه بدستی که لنگان لنگان حرکت میکرد و سعی داشت سوار شود اما نمیتوانست پرسیدند چرا از اتوبوس و مترو استفاده نمیکند جواب داد؛ چون قیمت بلیط آن چند برابر شده؛ گفتند با توجه به سن و سالی که داری میتوانی کارت منزلت نیم بها از شهرداری دریافت کنی؛ گفت رفتم بگیرم میگویند36 هزار تومان برای ثبت نام و بهای کارت بده و 180 هزار تومان هم برای شارژ یکسال درحالیکه من پیر مرد در طول یک سال به تعداد انگشتان یک دست هم سوار اتوبوس نمیشوم و از مترو هم نمیتوانم به تنهایی استفاده کنم! که اینها انگارشتر را گم کردناند و دنبال مهارش میگردند؛ در حالیکه والی استان شب و روز خود را وقف آحاد مردم و حل مشکلات عدیده آنها کرده که یکی از مهم ترین آنها معضل همیشگی رفتارهای آنچنانی شهرداریچیها با مراجعه کنندگان است!
پیش از ظهرچهارشنبه گذشته همین استاندار فرهیخته بمناسبت اول مهر و روز باز شدن مدارس از ساعت شش صبح به همراه مدیر کل روابط عمومی و اموربین الملل استانداری که برای صرفه جویی شخصاً دوربین بدست گرفته بود تا چند نفر از دانش آموزان فرزند شهدای دو جنگ اخیر را برای رفتن به مدارسشان همراهی کند و در ضمن زنگ روز اول آن مدارس را به صدا در آورد؛ برای اولین بار در تاریخ پس از انجام این احترام ارزند ه به صورت سر زده و بدون اطلاع قبلی خودشان را به کانون بازنشستگان و مستمری بگیران فرهنگی و معلمان استان اصفهان رساندند و ضمن بازرسی از همه قسمتها؛ این روز را به یک یک فرهیختگان تبریک گفتند در حالیکه اکثرشان از برخوردهای شهرداریچیها و همچنین نابسامانی بیمههای درمانی و تکمیلی شکایت داشتند از جمله در این بین خانم معلمی سالمند همراه با بغض از رفتار ارگان شهرداری و شادمانی از ملاقات رودررو با استاندار اصفهان گلویش را گرفته بود ناله کنان میگفت: «زمانی که موشک به کنار خانه من اصابت کرد دیگر چیزی نفهمیدم و ضمن این که گوشهایم ناشنوا شده بود؛ شاهد رفت و آمد نارنجی پوشهایی بودم که بازیافتهای تخریب را جمع آوری میکردند! که پس بهبودی نسبی و تا به امروز تمام خرابیهای خانهام را با هزینه خودم از هر نظر رفع کردهام و چند وقت پس از آن ماموران شهرداری در اولین برخورد به من گفتند؛ ا اگر بودجهای آمد انداختن شیشههایتان با ما که نهایتاً این هزینه را هم خودمان تامین کردیم»!
مستندات آنچه با حضور سرزده استاندار اصفهان در روز اول مهر و در کانون بازنشستگان و مستمری بگیران اتفاق افتاد؛ از جمله ریزش چند قطره اشک شوق و تاسف از چشمان این استاندار تا پای جان به همراه قولهای مساعد مالی و عاطفی این مقام ارزنده به اعضا کانون برای برگزاری نشستهای بعدی, در حافظه دوربین مدیر کل ارتباطات و روابط بین الملل استانداری اصفهان به یادگار موجود است تا آلارمی باشد برای سازمان شهرداریها و دهیاریهای کشور که اجازه ندهند شوراهای اسلامی و شهرداریهایی چون اصفهان با دست و دلبازی در انجام هزینههای زاید از محل درآمدها و وامهای اخذ شده از بانک شهر؛ دست شورای اسلامی هفتم و شهردار بعدی را در حنا بگذارند!
البته به نظر میرسد در این باره حضور مستمر اداره کل بازرسی کشور در استان اصفهان هم در این زمینهها ضرورت داشته باشد تا خدای ناخواسته تلنبار شدن این گلایهها روی هم عقدهای برای اهالی کلانشهر به جا نگذارد! باید پذیرفت که با سخنرانی قاطعانه و شجاعان رئیس جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به پشتوانه بیش از دویست و اندی شب حضور آحاد جامعه در میادین و خیابانهای سراسر کشور در حالیکه فرزندانشان در سر حدها بخصوص تنگه هرمز و سراسر خلیج فارس و دریای عمان مدافع هستند و همچنین اقتدار میلیونی جانفدایان در جای جای کشور؛ دیگر نمیتوان با این مردم دو پهلو حرف زد بلکه باید تا پای جان عمل کرد. انشاالله اگر عمری بود در ادامه این مبحث پیرامون نحوه و ریشه بعضی مالکیتها در محدوده « لچکیهای!» باقی مانده از اراضی نمایشگاه جدید بینالمللی اصفهان و حواشی پارک ناژوان آن بیشتر سخن خواهیم گفت!
اما به یکی از اعضا این جماعت گفتند حرف نزن جواب داد چشم؛ گفتند نگاه نکن جواب چشم؛ گفتند نفهم؛ جواب داد این یکی را نمیتوانم بگویم چشم! که بالاخره تشت رسوایی این گونه ارگانها هم روزی به زمین خواهد خورد و صدایش گوش فلک را کر خواهد کرد! از پیرمرد دوچرخه بدستی که لنگان لنگان حرکت میکرد و سعی داشت سوار شود اما نمیتوانست پرسیدند چرا از اتوبوس و مترو استفاده نمیکند جواب داد؛ چون قیمت بلیط آن چند برابر شده؛ گفتند با توجه به سن و سالی که داری میتوانی کارت منزلت نیم بها از شهرداری دریافت کنی؛ گفت رفتم بگیرم میگویند36 هزار تومان برای ثبت نام و بهای کارت بده و 180 هزار تومان هم برای شارژ یکسال درحالیکه من پیر مرد در طول یک سال به تعداد انگشتان یک دست هم سوار اتوبوس نمیشوم و از مترو هم نمیتوانم به تنهایی استفاده کنم! که اینها انگارشتر را گم کردناند و دنبال مهارش میگردند؛ در حالیکه والی استان شب و روز خود را وقف آحاد مردم و حل مشکلات عدیده آنها کرده که یکی از مهم ترین آنها معضل همیشگی رفتارهای آنچنانی شهرداریچیها با مراجعه کنندگان است!
پیش از ظهرچهارشنبه گذشته همین استاندار فرهیخته بمناسبت اول مهر و روز باز شدن مدارس از ساعت شش صبح به همراه مدیر کل روابط عمومی و اموربین الملل استانداری که برای صرفه جویی شخصاً دوربین بدست گرفته بود تا چند نفر از دانش آموزان فرزند شهدای دو جنگ اخیر را برای رفتن به مدارسشان همراهی کند و در ضمن زنگ روز اول آن مدارس را به صدا در آورد؛ برای اولین بار در تاریخ پس از انجام این احترام ارزند ه به صورت سر زده و بدون اطلاع قبلی خودشان را به کانون بازنشستگان و مستمری بگیران فرهنگی و معلمان استان اصفهان رساندند و ضمن بازرسی از همه قسمتها؛ این روز را به یک یک فرهیختگان تبریک گفتند در حالیکه اکثرشان از برخوردهای شهرداریچیها و همچنین نابسامانی بیمههای درمانی و تکمیلی شکایت داشتند از جمله در این بین خانم معلمی سالمند همراه با بغض از رفتار ارگان شهرداری و شادمانی از ملاقات رودررو با استاندار اصفهان گلویش را گرفته بود ناله کنان میگفت: «زمانی که موشک به کنار خانه من اصابت کرد دیگر چیزی نفهمیدم و ضمن این که گوشهایم ناشنوا شده بود؛ شاهد رفت و آمد نارنجی پوشهایی بودم که بازیافتهای تخریب را جمع آوری میکردند! که پس بهبودی نسبی و تا به امروز تمام خرابیهای خانهام را با هزینه خودم از هر نظر رفع کردهام و چند وقت پس از آن ماموران شهرداری در اولین برخورد به من گفتند؛ ا اگر بودجهای آمد انداختن شیشههایتان با ما که نهایتاً این هزینه را هم خودمان تامین کردیم»!
مستندات آنچه با حضور سرزده استاندار اصفهان در روز اول مهر و در کانون بازنشستگان و مستمری بگیران اتفاق افتاد؛ از جمله ریزش چند قطره اشک شوق و تاسف از چشمان این استاندار تا پای جان به همراه قولهای مساعد مالی و عاطفی این مقام ارزنده به اعضا کانون برای برگزاری نشستهای بعدی, در حافظه دوربین مدیر کل ارتباطات و روابط بین الملل استانداری اصفهان به یادگار موجود است تا آلارمی باشد برای سازمان شهرداریها و دهیاریهای کشور که اجازه ندهند شوراهای اسلامی و شهرداریهایی چون اصفهان با دست و دلبازی در انجام هزینههای زاید از محل درآمدها و وامهای اخذ شده از بانک شهر؛ دست شورای اسلامی هفتم و شهردار بعدی را در حنا بگذارند!
البته به نظر میرسد در این باره حضور مستمر اداره کل بازرسی کشور در استان اصفهان هم در این زمینهها ضرورت داشته باشد تا خدای ناخواسته تلنبار شدن این گلایهها روی هم عقدهای برای اهالی کلانشهر به جا نگذارد! باید پذیرفت که با سخنرانی قاطعانه و شجاعان رئیس جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به پشتوانه بیش از دویست و اندی شب حضور آحاد جامعه در میادین و خیابانهای سراسر کشور در حالیکه فرزندانشان در سر حدها بخصوص تنگه هرمز و سراسر خلیج فارس و دریای عمان مدافع هستند و همچنین اقتدار میلیونی جانفدایان در جای جای کشور؛ دیگر نمیتوان با این مردم دو پهلو حرف زد بلکه باید تا پای جان عمل کرد. انشاالله اگر عمری بود در ادامه این مبحث پیرامون نحوه و ریشه بعضی مالکیتها در محدوده « لچکیهای!» باقی مانده از اراضی نمایشگاه جدید بینالمللی اصفهان و حواشی پارک ناژوان آن بیشتر سخن خواهیم گفت!
حسن روانشید - روزنامهنگار پیشکسوت
