«کایا کالاس» مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا از کشورهای عضو این اتحادیه خواست موشکهای رهگیر موجود در ذخایر خود را در اختیار اوکراین قرار دهند و سپس ذخایر خود را با استفاده از تولیدات جدید تکمیل کنند. این درخواست در حالی صورت گرفته است که ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهوری اوکراین در اوت ۲۰۲۶ اعلام کرد کشورهای متحد در نیمه نخست سال تنها حدود یکسوم میزان موشکهای پدافندی تحویلدادهشده در سال ۲۰۲۵ را در اختیار کییف قرار دادهاند و کمبود موشکهای رهگیر «پاتریوت» بهویژه محسوس است. پیش از درخواست کالاس، اروپاییها در حاشیه نشست سالیانه سازمان ملل متحد نیز از کمک 6 میلیارد دلاری به اوکراین خبر داده بودند.
مجموع این تحرکات با محور کمکهای نظامی به اوکراین در حالی صورت میگیرد که نگاهی به وضعیت واقعی انبارهای تسلیحاتی و ظرفیتهای تولید کشورهای غربی از حقیقتی ورای این درخواستها حکایت دارد. کارنامه جنگ اوکراین نشان میدهد که اروپاییها عملا استقلال نظامی نداشته و در لوای ناتو و تحت سلطه آمریکا اقدام می کنند چنانکه ترامپ نیز گفته است تسلیحات از آمریکا به اروپا فروخته و از آنجا به اوکراین ارسال میگردد. در همین حال وضعیت اروپا ویژه به دلیل شرایط حاکم شده بر بازار انرژی چنان است که عملا ظرفیت مالی لازم برای تولید تسلیحات بویژه سامانههای موشکی و رهگیر وجود ندارد.
نکته بسیار مهم آن است که بخش عمده ای از موشکهای رهگیر پاترویت و تاد توسط آمریکا تولید می شود حال آنکه در طول جنگ رمضان حداقل نیمی از این تسلیحات استفاده شده اند و برای بازیابی دوباره انبارهای تسلیحاتی چندین سال زمان نیاز است. تولید سامانه نیاز به منابع انسانی، فنی، انسانی و... دارد حال آنکه تحقق این امور عملا با شرایط کنونی امکان پذیر نمیباشد. در کنار کاستیهای نظامی که دست آمریکا را برای کمک به اروپا و اوکراین بستهاند سیاست ترامپ در آستانه انتخابات نیز به دستاورد سازی دیپلماتیک در اوکراین معطوف شده چنانکه دونالد ترامپ از گفتوگو با ولودیمیر زلنسکی درباره کاهش حملات اوکراین به پالایشگاهها و زیرساختهای سوخت روسیه خبر داد؛ درخواستی که به گفته رئیس جمهور آمریکا، زلنسکی احتمال موافقت با آن را مطرح کرده است.
در چنین شرایطی عملا اروپا نمیتواند کارکرد چندانی برای کمک به سامانههای پدافندی اوکراین داشته باشد و ادعاهای کالاس بیشتر یک نمایش دیپلماتیک بدون پشتوانه نظامی و تسلیحاتی است که هدف آن نیز پنهان سازی وضعیت بحرانی اروپا در اقتصاد و امنیت است بویژه اینکه نشست سازمان ملل امسال نشان داد که اروپا مسیر زوال و حذف شدن از بازیگری جهانی را با شتابی بسیار سریع میپیماید و توان حفظ اتحاد داخلی را نیز ندارد.
مجموع این تحرکات با محور کمکهای نظامی به اوکراین در حالی صورت میگیرد که نگاهی به وضعیت واقعی انبارهای تسلیحاتی و ظرفیتهای تولید کشورهای غربی از حقیقتی ورای این درخواستها حکایت دارد. کارنامه جنگ اوکراین نشان میدهد که اروپاییها عملا استقلال نظامی نداشته و در لوای ناتو و تحت سلطه آمریکا اقدام می کنند چنانکه ترامپ نیز گفته است تسلیحات از آمریکا به اروپا فروخته و از آنجا به اوکراین ارسال میگردد. در همین حال وضعیت اروپا ویژه به دلیل شرایط حاکم شده بر بازار انرژی چنان است که عملا ظرفیت مالی لازم برای تولید تسلیحات بویژه سامانههای موشکی و رهگیر وجود ندارد.
نکته بسیار مهم آن است که بخش عمده ای از موشکهای رهگیر پاترویت و تاد توسط آمریکا تولید می شود حال آنکه در طول جنگ رمضان حداقل نیمی از این تسلیحات استفاده شده اند و برای بازیابی دوباره انبارهای تسلیحاتی چندین سال زمان نیاز است. تولید سامانه نیاز به منابع انسانی، فنی، انسانی و... دارد حال آنکه تحقق این امور عملا با شرایط کنونی امکان پذیر نمیباشد. در کنار کاستیهای نظامی که دست آمریکا را برای کمک به اروپا و اوکراین بستهاند سیاست ترامپ در آستانه انتخابات نیز به دستاورد سازی دیپلماتیک در اوکراین معطوف شده چنانکه دونالد ترامپ از گفتوگو با ولودیمیر زلنسکی درباره کاهش حملات اوکراین به پالایشگاهها و زیرساختهای سوخت روسیه خبر داد؛ درخواستی که به گفته رئیس جمهور آمریکا، زلنسکی احتمال موافقت با آن را مطرح کرده است.
در چنین شرایطی عملا اروپا نمیتواند کارکرد چندانی برای کمک به سامانههای پدافندی اوکراین داشته باشد و ادعاهای کالاس بیشتر یک نمایش دیپلماتیک بدون پشتوانه نظامی و تسلیحاتی است که هدف آن نیز پنهان سازی وضعیت بحرانی اروپا در اقتصاد و امنیت است بویژه اینکه نشست سازمان ملل امسال نشان داد که اروپا مسیر زوال و حذف شدن از بازیگری جهانی را با شتابی بسیار سریع میپیماید و توان حفظ اتحاد داخلی را نیز ندارد.
فرامرز اصغری
