اکنون ۲۱۰ روز از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران گذشته است؛ جنگی که در کنار رویارویی نظامی، به عرصه فشار اقتصادی و محدودسازی ارتباطات ایران نیز کشیده شده است. در تازهترین نمونه، وزارت خزانهداری آمریکا در ۸ سپتامبر، ۲۷ شرکت هواپیمایی ایرانی را تحریم کرد و اعلام کرد که در مجموع ۳۶ هدف مرتبط با صنعت هوایی ایران را در فهرست تحریم قرار داده است. همزمان گزارشهای معتبر بینالمللی از استمرار فشار دریایی آمریکا بر ایران و تلاش واشنگتن برای استفاده از محاصره اقتصادی بهعنوان اهرم فشار در مذاکرات حکایت دارند.بنابراین مسئله اصلی این نیست که «مذاکره خوب است یا بد؟» پرسش اساسیتر این است که مذاکره در چه شرایطی، با چه تضمینهایی و از چه موضعی انجام میشود؟
اگر مذاکره در شرایط عادی و بر مبنای احترام متقابل باشد، میتواند یکی از ابزارهای سیاست خارجی باشد؛ اما اگر همزمان با مذاکره، تحریم تشدید شود، محاصره ادامه یابد، تهدید نظامی روی میز باشد و طرف مقابل بخواهد از فشار برای گرفتن امتیاز استفاده کند، طبیعی است که دستگاه سیاست خارجی باید با حساسیت بسیار بیشتری به مسئله نگاه کند.این همان نقطهای است که باید نسبت به «پالس ضعف» هشدار داد.
پالس ضعف الزاماً یک سخن صریح نیست. گاهی یک عقبنشینی نابهنگام، یک امتیاز بدون مابهازا، یک وعده بیش از اندازه برای مذاکره یا ایجاد این تصور که ایران برای پایان فشارها حاضر است هزینه هر توافقی را بپردازد، میتواند در محاسبات طرف مقابل اثر بگذارد. در سیاست بینالملل، برداشت طرف مقابل از ظرفیت، اراده و هزینهای که حاضر است برای مواضع خود بپردازد، بخشی از واقعیت قدرت است.
جنگ فقط در میدان نبرد جریان ندارد؛ گاهی یک جمله در برابر دوربین و یک تعبیر دیپلماتیک نیز میتواند در محاسبات دشمن اثرگذار باشد. در جنگ ترکیبی، «پیام» بخشی از قدرت ملی است و هر سخنی که بتواند بهعنوان نشانه ضعف، تردید یا شتاب برای توافق برداشت شود، نیازمند دقت و بازنگری است.این سخن را باید صریح، اما از سر دلسوزی و احترام، با دولت محترم، رئیسجمهور دکتر مسعود پزشکیان و دستگاه دیپلماسی کشور در میان گذاشت: امروز بیش از همیشه به دیپلماسی با صدای روشن ملت نیاز داریم.
رئیسجمهور در سخنرانی اخیر خود در هشتاد و یکمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل، موضعی روشن و محکم اتخاذ کرد؛ در برابر تهدید ایستاد و تأکید کرد که فشار و ارعاب، ایران را به تسلیم وادار نخواهد کرد. این همان صدایی بود که با شرایط میدان و ایستادگی مردم تناسب داشت.اما در دو مصاحبه اخیر با رسانههای آمریکایی در نیویورک، در کنار تأکید بر بیاعتمادی به واشنگتن و انتقاد از نقض تعهدات آمریکا، مطالبی درباره آمادگی ایران برای رقیقسازی اورانیوم ۶۰ درصد، پذیرش راستیآزمایی و تمایل به رسیدن به توافق پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا مطرح شد.این سخنان لزوماً به معنای عقبنشینی رسمی از مواضع جمهوری اسلامی نیست؛ اما در سیاست خارجی فقط نیت گوینده مهم نیست، برداشتی که طرف مقابل از پیام پیدا میکند نیز اهمیت دارد.
آیا ضرورتی داشت زمانبندی انتخابات آمریکا وارد پیام دیپلماتیک ایران شود؟ اگر ترامپ به توافق پیش از انتخابات نیاز دارد، چرا باید این نیاز به دغدغه تهران تبدیل شود؟ انتخابات آمریکا مسئله داخلی آمریکاست و تقویم منافع ملی ایران را نباید واشنگتن تعیین کند.هشدار اینجاست: آمریکا نباید احساس کند افزایش فشار، ایران را به امتیازدهی نزدیکتر میکند. مردم ایران در ماههای گذشته نشان دادهاند که نه جنگ میخواهند و نه از صلح گریزاناند؛ اما میان صلح و تسلیم تفاوت قائلاند. آنان از دولت خود نیز انتظار دارند همانگونه که مردم محکم ایستادهاند، دیپلماسی کشور نیز محکم سخن بگوید.این سخن به معنای نفی مذاکره نیست. مذاکره میتواند ابزار سیاست خارجی باشد؛ اما مذاکره زیر فشار، با مذاکره برای تأمین منافع ملی تفاوت دارد. اگر آمریکا خواهان توافق است، باید برای رسیدن به آن هزینه بدهد؛ اگر اعتماد میخواهد، باید اعتماد ازدسترفته را بازسازی کند؛ و اگر صلح میخواهد، باید از زبان تهدید و تحریم فاصله بگیرد.
دولت و دستگاه دیپلماسی نباید گرفتار ادبیات «یکی به نعل و یکی به میخ» شوند. امروز پیام ایران باید روشن باشد: ما جنگ را آغاز نکردهایم، اما از دفاع عقب نمینشینیم؛ مذاکره را نفی نمیکنیم، اما زیر فشار مذاکره نمیکنیم؛ صلح میخواهیم، اما صلح تحمیلی را نمیپذیریم. مردم در صحنهاند و رهبری با درایت تحولات را رصد میکند. بنابراین انتظار میرود هیچ پالس ناخواستهای از ضعف، شتاب یا اضطرار به واشنگتن مخابره نشود.رئیسجمهور محترم در سازمان ملل نشان داد که میتوان در برابر بزرگترین تریبون بینالمللی، محکم و روشن سخن گفت. انتظار مردم این است که همان صراحت در مصاحبهها و مذاکرات نیز حفظ شود.دیپلماسی ایران نباید پژواک نیازهای انتخاباتی ترامپ باشد؛ باید صدای منافع و اقتدار ملت ایران باشد.
اگر مذاکره در شرایط عادی و بر مبنای احترام متقابل باشد، میتواند یکی از ابزارهای سیاست خارجی باشد؛ اما اگر همزمان با مذاکره، تحریم تشدید شود، محاصره ادامه یابد، تهدید نظامی روی میز باشد و طرف مقابل بخواهد از فشار برای گرفتن امتیاز استفاده کند، طبیعی است که دستگاه سیاست خارجی باید با حساسیت بسیار بیشتری به مسئله نگاه کند.این همان نقطهای است که باید نسبت به «پالس ضعف» هشدار داد.
پالس ضعف الزاماً یک سخن صریح نیست. گاهی یک عقبنشینی نابهنگام، یک امتیاز بدون مابهازا، یک وعده بیش از اندازه برای مذاکره یا ایجاد این تصور که ایران برای پایان فشارها حاضر است هزینه هر توافقی را بپردازد، میتواند در محاسبات طرف مقابل اثر بگذارد. در سیاست بینالملل، برداشت طرف مقابل از ظرفیت، اراده و هزینهای که حاضر است برای مواضع خود بپردازد، بخشی از واقعیت قدرت است.
جنگ فقط در میدان نبرد جریان ندارد؛ گاهی یک جمله در برابر دوربین و یک تعبیر دیپلماتیک نیز میتواند در محاسبات دشمن اثرگذار باشد. در جنگ ترکیبی، «پیام» بخشی از قدرت ملی است و هر سخنی که بتواند بهعنوان نشانه ضعف، تردید یا شتاب برای توافق برداشت شود، نیازمند دقت و بازنگری است.این سخن را باید صریح، اما از سر دلسوزی و احترام، با دولت محترم، رئیسجمهور دکتر مسعود پزشکیان و دستگاه دیپلماسی کشور در میان گذاشت: امروز بیش از همیشه به دیپلماسی با صدای روشن ملت نیاز داریم.
رئیسجمهور در سخنرانی اخیر خود در هشتاد و یکمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل، موضعی روشن و محکم اتخاذ کرد؛ در برابر تهدید ایستاد و تأکید کرد که فشار و ارعاب، ایران را به تسلیم وادار نخواهد کرد. این همان صدایی بود که با شرایط میدان و ایستادگی مردم تناسب داشت.اما در دو مصاحبه اخیر با رسانههای آمریکایی در نیویورک، در کنار تأکید بر بیاعتمادی به واشنگتن و انتقاد از نقض تعهدات آمریکا، مطالبی درباره آمادگی ایران برای رقیقسازی اورانیوم ۶۰ درصد، پذیرش راستیآزمایی و تمایل به رسیدن به توافق پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا مطرح شد.این سخنان لزوماً به معنای عقبنشینی رسمی از مواضع جمهوری اسلامی نیست؛ اما در سیاست خارجی فقط نیت گوینده مهم نیست، برداشتی که طرف مقابل از پیام پیدا میکند نیز اهمیت دارد.
آیا ضرورتی داشت زمانبندی انتخابات آمریکا وارد پیام دیپلماتیک ایران شود؟ اگر ترامپ به توافق پیش از انتخابات نیاز دارد، چرا باید این نیاز به دغدغه تهران تبدیل شود؟ انتخابات آمریکا مسئله داخلی آمریکاست و تقویم منافع ملی ایران را نباید واشنگتن تعیین کند.هشدار اینجاست: آمریکا نباید احساس کند افزایش فشار، ایران را به امتیازدهی نزدیکتر میکند. مردم ایران در ماههای گذشته نشان دادهاند که نه جنگ میخواهند و نه از صلح گریزاناند؛ اما میان صلح و تسلیم تفاوت قائلاند. آنان از دولت خود نیز انتظار دارند همانگونه که مردم محکم ایستادهاند، دیپلماسی کشور نیز محکم سخن بگوید.این سخن به معنای نفی مذاکره نیست. مذاکره میتواند ابزار سیاست خارجی باشد؛ اما مذاکره زیر فشار، با مذاکره برای تأمین منافع ملی تفاوت دارد. اگر آمریکا خواهان توافق است، باید برای رسیدن به آن هزینه بدهد؛ اگر اعتماد میخواهد، باید اعتماد ازدسترفته را بازسازی کند؛ و اگر صلح میخواهد، باید از زبان تهدید و تحریم فاصله بگیرد.
دولت و دستگاه دیپلماسی نباید گرفتار ادبیات «یکی به نعل و یکی به میخ» شوند. امروز پیام ایران باید روشن باشد: ما جنگ را آغاز نکردهایم، اما از دفاع عقب نمینشینیم؛ مذاکره را نفی نمیکنیم، اما زیر فشار مذاکره نمیکنیم؛ صلح میخواهیم، اما صلح تحمیلی را نمیپذیریم. مردم در صحنهاند و رهبری با درایت تحولات را رصد میکند. بنابراین انتظار میرود هیچ پالس ناخواستهای از ضعف، شتاب یا اضطرار به واشنگتن مخابره نشود.رئیسجمهور محترم در سازمان ملل نشان داد که میتوان در برابر بزرگترین تریبون بینالمللی، محکم و روشن سخن گفت. انتظار مردم این است که همان صراحت در مصاحبهها و مذاکرات نیز حفظ شود.دیپلماسی ایران نباید پژواک نیازهای انتخاباتی ترامپ باشد؛ باید صدای منافع و اقتدار ملت ایران باشد.
اسدالله افشار
