سه شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۸
کد مطلب : 137926

فساد اقتصادی؛ تهدیدی که نباید دست‌کم گرفته شود!

فساد اقتصادی معمولاً با واژه‌هایی مانند اختلاس، رشوه، رانت و سوءاستفاده از منابع عمومی شناخته می‌شود؛ اما واقعیت آن بسیار گسترده‌تر است. فساد، زمانی که در ساختارهای اقتصادی ریشه بدواند، فقط منابع مالی را منحرف نمی‌کند؛ بلکه به‌تدریج کیفیت سیاست‌گذاری، اجرای قانون، عدالت اجتماعی، اعتماد عمومی و کارآمدی حکمرانی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.این مسئله در شرایطی که کشور با جنگ، تحریم، فشارهای خارجی و محدودیت منابع روبه‌روست، اهمیت مضاعف پیدا می‌کند. در چنین وضعیتی، منابع کمیاب باید با بیشترین بهره‌وری مصرف شوند و هرگونه انحراف، رانت یا تبعیض می‌تواند هزینه‌ای فراتر از زیان مالی مستقیم خود ایجاد کند.از همین منظر، فساد اقتصادی را باید یک مسئله چندبعدی دانست؛ پدیده‌ای که از اقتصاد آغاز می‌شود، اما آثار آن می‌تواند سیاست، حقوق، جامعه، فرهنگ، سلامت و در نهایت امنیت ملی را دربرگیرد.

وقتی فساد، اقتصاد را از مسیر توسعه خارج می‌کند
اقتصاد سالم بر رقابت، شفافیت، شایسته‌سالاری و دسترسی عادلانه به فرصت‌ها استوار است. فساد این قواعد را برهم می‌زند. هنگامی که دریافت تسهیلات، مجوز، ارز، قرارداد یا امتیاز اقتصادی به رابطه و نفوذ وابسته شود، تولیدکننده سالم در برابر رانت‌خوار مزیت خود را از دست می‌دهد.در چنین اقتصادی، سرمایه به جای حرکت به سوی تولید، ممکن است به سمت سوداگری و فعالیت‌های رانتی برود. کارآفرین به جای افزایش بهره‌وری، ناچار شود انرژی خود را صرف یافتن مسیرهای غیررسمی کند و سرمایه‌گذار نیز به جای پیش‌بینی‌پذیری اقتصاد، به دنبال ارتباطات و حاشیه‌های امن باشد.این وضعیت در شرایط جنگی و تحریمی خطرناک‌تر است؛ زیرا کشور با منابع محدود باید حداکثر ظرفیت تولید، اشتغال، صادرات و تأمین نیازهای اساسی را فعال کند. هر ریالی که در اثر فساد از مسیر اصلی منحرف می‌شود، فقط یک زیان حسابداری نیست؛ بخشی از توان اقتصادی کشور را از بین می‌برد.

تاثیر فساداقتصادی در سیاست و امنیت
فساد هنگامی به تهدیدی جدی‌تر تبدیل می‌شود که با قدرت سیاسی پیوند بخورد. اگر ثروت بتواند قدرت سیاسی بخرد و قدرت سیاسی نیز امکان تولید ثروت بیشتر را فراهم کند، چرخه‌ای شکل می‌گیرد که نتیجه آن تضعیف منافع عمومی است. در چنین شرایطی، تصمیم عمومی ممکن است به جای آنکه بر اساس نیاز جامعه و منافع ملی اتخاذ شود، تحت تأثیر گروه‌های ذی‌نفوذ قرار گیرد. این همان نقطه‌ای است که فساد اقتصادی از یک مسئله اقتصادی به مسئله حکمرانی تبدیل می‌شود.از سوی دیگر، فساد بدون اجرای مؤثر و بی‌تبعیض قانون مهار نخواهد شد. جامعه زمانی به عدالت اعتماد می‌کند که بداند قانون برای صاحب قدرت و شهروند عادی، معیارهای متفاوتی ندارد. اگر پرونده فساد بر اساس وابستگی سیاسی یا اجتماعی فرد، متفاوت دیده شود، اعتماد به قانون آسیب می‌بیند.مبارزه با فساد نیز نباید به ابزار رقابت جناحی تبدیل شود. فساد، خودی و غیرخودی ندارد. اگر فساد رقیب محکوم و فساد هم‌پیمان توجیه شود، آنچه از بین می‌رود نه فقط عدالت، بلکه اعتبار اصل مبارزه با فساد است.

تاثیر فساداقتصادی در حوزه های مختلف زندگی مردم 
فساد اقتصادی در نهایت خود را در زندگی مردم نشان می‌دهد. وقتی منابع عمومی منحرف می‌شود، هزینه خدمات افزایش می‌یابد، فرصت‌های شغلی کاهش پیدا می‌کند، فاصله طبقاتی بیشتر می‌شود و احساس بی‌عدالتی در جامعه گسترش می‌یابد.خطر بزرگ‌تر، فرسایش سرمایه اجتماعی است. جوانی که احساس کند شایستگی و تلاش، تضمین‌کننده پیشرفت نیست و رابطه و رانت تعیین‌کننده آینده است، انگیزه خود را برای ماندن، ساختن و سرمایه‌گذاری در کشور از دست می‌دهد. فساد همچنین می‌تواند به حوزه‌هایی وارد شود که پیامدهای آن مستقیماً با زندگی انسان‌ها ارتباط دارد. در حوزه بهداشت و درمان، هرگونه رانت در تخصیص منابع، خرید تجهیزات، زنجیره تأمین دارو یا قراردادهای درمانی می‌تواند علاوه بر خسارت مالی، هزینه انسانی نیز داشته باشد.در حوزه فرهنگ و هنر نیز فساد الزاماً به معنای جابه‌جایی غیرقانونی پول نیست. 

اصلاح ساختار و برخورد با مفسد؛ لازم و ملزوم یکدیگر
مبارزه با فساد دو بال دارد: اصلاح ساختار و اجرای قاطع قانون.اگر منافذ فساد اصلاح نشود، برخورد با افراد متخلف ممکن است تنها جای افراد را عوض کند. بنابراین شفافیت قراردادها، حذف امضاهای طلایی، مقابله با تعارض منافع، هوشمندسازی فرآیندهای اداری، اصلاح نظام انتصابات و تقویت نظارت، ضرورت دارد.اما اصلاح ساختار نیز نباید به معنای به تعویق انداختن برخورد با فساد موجود باشد. اگر متخلف احساس کند که هزینه فساد کمتر از منفعت آن است، هیچ اصلاح اداری به تنهایی بازدارندگی لازم را ایجاد نخواهد کرد.اصل مهم این است: ساختار سالم، فرصت فساد را محدود می‌کند و قانون قاطع، هزینه فساد را بالا می‌برد.در شرایط فشار اقتصادی و جنگی، این دو ضرورت اهمیت بیشتری دارند؛ زیرا کشور بیش از هر زمان دیگری به سلامت مدیریتی و حداکثر بهره‌وری منابع نیازمند است.

فساداقتصادی؛ تهدیدی که نباید دست‌کم گرفته شود
فساد اقتصادی را نباید یک آسیب حاشیه‌ای در کنار مشکلات کشور دانست. فساد می‌تواند اقتصاد را از مسیر توسعه منحرف کند، سیاست را تحت تأثیر منافع خاص قرار دهد، اجرای عدالت را تضعیف کند، اعتماد عمومی را فرسوده سازد، نابرابری را افزایش دهد و ظرفیت‌های فرهنگی و انسانی کشور را تحلیل ببرد.
در شرایط جنگ و تحریم، این زنجیره خطرناک‌تر می‌شود؛ زیرا تضعیف هر یک از این حوزه‌ها، بخشی از توان ملی را کاهش می‌دهد.امنیت ملی فقط با قدرت نظامی حفظ نمی‌شود. اقتصاد سالم، جامعه امیدوار، قانون عادلانه، مدیریت شایسته و اعتماد عمومی نیز اجزای قدرت ملی‌اند. فساد اقتصادی اگر مهار نشود، می‌تواند همه این مؤلفه‌ها را هم‌زمان هدف قرار دهد.از این رو، مبارزه با فساد نه یک اقدام تبلیغاتی و نه یک تسویه‌حساب سیاسی است؛ یک ضرورت ملی برای حفظ منابع، عدالت، اعتماد و توان کشور است. فساد از اقتصاد آغاز می‌شود؛ اما اگر مهار نشود، می‌تواند به تهدیدی برای تمامیت ظرفیت ملی تبدیل شود.
 
اسدالله افشار
https://siasatrooz.ir/vdcf0edyvw6dm1a.igiw.html
نام شما
آدرس ايميل شما
کد امنيتی