در روزهای اخیر دولت خودخوانده سوریه بار دیگر ادعاهایی علیه حزب الله مطرح کرده است. این ادعا درحالی مطرح میشود که هر چند که بخشی از جامعه سوریه در زمان به قدرت رسیدن جولانی با تصور آیندهای بهتر بهویژه در عرصه امنیتی و اقتصادی از او استقبال کردند اما دیری نپایید که ماهیت واقعی و تروریستی و انحصارگرایانه آن برهمگان آشکار شد.
تفکرات داعشی جولانی از یک سو و گسترش موج اعتراضات مردمی از سوی دیگر موجب شده تا در بخشهای بسیاری از سوریه و بویژه به صورت سیستماتیک در بخشهای علوی نشین سرکوب گسترده مردمی صورت گیرد. صدای نهادهای حقوق بشری از این سرکوبها در حالی بلند شده است که این وضعیت شکستی بزرگ برای غرب می باشد که سعی داشت تا با معادله تروریسم خوب و بد به توجیه دخالتهای خود در سایر کشورها و الگو سازی از سوریه بپردازند.
بر این اساس به نظر می رسد حاکمان خودخوانده دمشق با توصیه اربابان غربی با سیاست پرچم دروغین به دنبال سفید سازی این سرکوبها و نیز پنهان سازی اعتراضات مردمی به حاکمیت جولانی و به تبع آن محقق نشدن وعدههای غرب هستند.
جولانی که از پشتوانه مردمی برخوردار نمیباشد همواره به دنبال ماندن بر مسند قدرت با جلب رضایت امریکاست هر چند که در مقاطعی برای اعمال فشار بر این کشور گرایشاتی به روسیه و چین از خود نشان میدهد. جولانی که در برابر اشغالگری آمریکا و غارت منابع نفت سوریه سکوت کرده است امیدوار است تا با خوش خدمتی به ترامپ در کنار استمرار ماندن در قدرت، طرحهایی همچون انتقال انرژی از عراق به سوریه و از آنجا به سایر کشورهای عربی و اروپا را کسب نماید تا در لوای این طرحها به حیات سیاسی خود ادامه دهد.
از خواستههای ترامپ از جولانی ورود رسمی به جنگ علیه حزب الله بوده در حالی که دمشق میداند که توان چنین مقابله ای راندارد لذا به نظر می رسد با تحرکاتی همچون پرچم دروغین سعی دارد تا نقش خود در پازل ضد حزباللهی آمریکا را ایفا نماید.
پازلی که بخشی از آن مذاکره دولت لبنان با رژیم صهیونیستی، اعمال تحریم علیه حزب الله و نیز آزاد رژیم صهیونیستی برای ترور و نابودی لبنان است در حالی که همزمان نیز در جنگ روانی حزب الله را تروریست و عامل بی ثباتی در منطقه معرفی می کند تا به زعم خویش اجماع سازی علیه آن را محقق سازد که تاکنون ناموفق بوده است.
تفکرات داعشی جولانی از یک سو و گسترش موج اعتراضات مردمی از سوی دیگر موجب شده تا در بخشهای بسیاری از سوریه و بویژه به صورت سیستماتیک در بخشهای علوی نشین سرکوب گسترده مردمی صورت گیرد. صدای نهادهای حقوق بشری از این سرکوبها در حالی بلند شده است که این وضعیت شکستی بزرگ برای غرب می باشد که سعی داشت تا با معادله تروریسم خوب و بد به توجیه دخالتهای خود در سایر کشورها و الگو سازی از سوریه بپردازند.
بر این اساس به نظر می رسد حاکمان خودخوانده دمشق با توصیه اربابان غربی با سیاست پرچم دروغین به دنبال سفید سازی این سرکوبها و نیز پنهان سازی اعتراضات مردمی به حاکمیت جولانی و به تبع آن محقق نشدن وعدههای غرب هستند.
جولانی که از پشتوانه مردمی برخوردار نمیباشد همواره به دنبال ماندن بر مسند قدرت با جلب رضایت امریکاست هر چند که در مقاطعی برای اعمال فشار بر این کشور گرایشاتی به روسیه و چین از خود نشان میدهد. جولانی که در برابر اشغالگری آمریکا و غارت منابع نفت سوریه سکوت کرده است امیدوار است تا با خوش خدمتی به ترامپ در کنار استمرار ماندن در قدرت، طرحهایی همچون انتقال انرژی از عراق به سوریه و از آنجا به سایر کشورهای عربی و اروپا را کسب نماید تا در لوای این طرحها به حیات سیاسی خود ادامه دهد.
از خواستههای ترامپ از جولانی ورود رسمی به جنگ علیه حزب الله بوده در حالی که دمشق میداند که توان چنین مقابله ای راندارد لذا به نظر می رسد با تحرکاتی همچون پرچم دروغین سعی دارد تا نقش خود در پازل ضد حزباللهی آمریکا را ایفا نماید.
پازلی که بخشی از آن مذاکره دولت لبنان با رژیم صهیونیستی، اعمال تحریم علیه حزب الله و نیز آزاد رژیم صهیونیستی برای ترور و نابودی لبنان است در حالی که همزمان نیز در جنگ روانی حزب الله را تروریست و عامل بی ثباتی در منطقه معرفی می کند تا به زعم خویش اجماع سازی علیه آن را محقق سازد که تاکنون ناموفق بوده است.
علی تتماج
