۷۳ خبر جعلی در تنها هفت روز؛ عددی که اگر فقط بهعنوان یک آمار خبری از کنار آن عبور کنیم، شاید اهمیت واقعی آن را درک نکنیم. اما وقتی بدانیم ۶۱ مورد از این ۷۳ خبر، یعنی بیش از ۸۳ درصد، به سیاست خارجی و سفر هیئت ایرانی به نیویورک مربوط بوده است، مسئله از یک پدیده معمول در شبکههای اجتماعی فراتر میرود.
گزارش ستاد رسانهای فضای مجازی کشور درباره هفته اول مهرماه ۱۴۰۵، تصویری قابل تأمل از وضعیت گردش اطلاعات در فضای مجازی ارائه میکند؛ تصویری که در آن تلگرام پرتکرارترین بستر انتشار اولیه اخبار جعلی معرفی شده است.
اما سؤال مهم اینجاست: چرا سیاست خارجی و موضوعاتی مانند مذاکره، پرونده هستهای، تنشهای منطقهای و سفر هیئت ایرانی به نیویورک، تا این اندازه مستعد تولید و انتشار اخبار جعلی هستند؟پاسخ را باید تا حد زیادی در ماهیت خود «خبر» جستوجو کرد. در موضوعات سیاسی و امنیتی، فاصله میان واقعیت و اطلاعرسانی رسمی گاهی به اندازه چند ساعت یا حتی چند دقیقه است. همین فاصله، فضای مناسبی برای شکلگیری شایعه ایجاد میکند. وقتی مخاطب منتظر یک خبر مهم است اما هنوز اطلاعات قطعی منتشر نشده، یک جمله کوتاه، یک تصویر، یک نقلقول بدون منبع یا حتی یک «خبر فوری» میتواند جای خالی اطلاعات را پر کند.
در چنین شرایطی، سرعت از صحت جلو میزند.مشکل تلگرام نیز فقط تعداد کانالها یا سرعت انتشار نیست. ساختار پیامرسانی آن امکان میدهد یک ادعا در چندین کانال بازنشر شود و پس از چند مرحله انتشار، حتی منبع اولیه آن گم شود. مخاطب در نهایت با خبری مواجه میشود که ظاهراً از چندین منبع مختلف منتشر شده، در حالی که ممکن است همه آنها به یک منشأ ناشناخته بازگردند.
اما یک نکته مهم در این گزارش وجود دارد که نباید از آن غافل شد: بازدید زیاد الزاماً به معنای باورپذیری یا تأثیرگذاری بیشتر نیست.بر اساس همین گزارش، در ۱۲ مورد بررسیشده، مجموع بازدید تکذیبیهها از خبرهای اولیه بیشتر بوده و فاصله مجموع بازدیدها حدود ۵۰ میلیون اعلام شده است. در یکی از نمونهها، ادعای انصراف ایران از پیششرطهای بازگشایی تنگه هرمز حدود ۱۴۹ هزار بازدید داشته، در حالی که تکذیبیه آن بیش از ۲ میلیون بازدید گرفته است.
این اتفاق یک واقعیت مهم را نشان میدهد: جامعه فقط مصرفکننده شایعه نیست؛ بخشی از جامعه برای فهمیدن حقیقت نیز به دنبال تکذیبیه میرود.با این حال، تکذیبیه همیشه نمیتواند خسارت خبر جعلی را بهطور کامل جبران کند. خبر نادرست ممکن است در چند ساعت نخست، واکنش اجتماعی، اقتصادی یا روانی ایجاد کند و بعد تکذیب شود؛ اما اثر اولیه آن الزاماً با انتشار تکذیبیه از بین نمیرود.اینجاست که مسئولیت رسانههای رسمی اهمیت پیدا میکند.
اگر رسانه رسمی دیر اطلاعرسانی کند، اگر خبرهای مهم را با ادبیات پیچیده منتشر کند، اگر منابع خبری روشن نباشند یا اگر مخاطب احساس کند برای فهم یک موضوع باید منتظر چندین مرحله تأیید بماند، طبیعتاً فضای خالی اطلاعاتی ایجاد میشود. فضای خالی اطلاعات، دیر یا زود توسط روایت دیگری پر خواهد شد.
از سوی دیگر، نباید تمام مسئولیت را بر دوش یک پلتفرم یا کاربران گذاشت. مسئله اخبار جعلی یک مسئله چندلایه است: تولیدکننده محتوا، بستر انتشار، الگوریتمها، رسانههای رسمی، شیوه پاسخگویی، سواد رسانهای مخاطبان و حتی شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه، همه در آن نقش دارند.گزارش مورد بحث همچنین سهم بالایی برای رسانههای بینالمللی و رسانههایی که در ادبیات گزارش «معاند» توصیف شدهاند، در تولید این اخبار ذکر میکند؛ اما برای تحلیل علمی این ادعا باید میان منبع تولید، بستر انتشار اولیه، بازنشرکننده و مخاطب نهایی تفکیک قائل شد. نمیتوان صرفاً از اینکه یک خبر از یک بستر خاص منتشر شده، درباره انگیزه تمام منتشرکنندگان یا همه کاربران آن بستر نتیجهگیری کرد. واقعیت این است که جنگ امروز فقط جنگ بر سر خاک و مرز نیست؛ جنگ بر سر روایتها نیز هست. کسی که زودتر روایت یک حادثه را در ذهن جامعه تثبیت کند، لزوماً حقیقت را در اختیار ندارد، اما میتواند بر ادراک عمومی از حقیقت اثر بگذارد.به همین دلیل، مقابله با اخبار جعلی صرفاً با تکذیب امکانپذیر نیست. تکذیب باید سریع، شفاف، مستند و قابل فهم باشد. مخاطب باید بداند چه چیزی نادرست بوده، واقعیت چیست، منبع اطلاعات صحیح کدام است و چرا ادعای اولیه نادرست تشخیص داده شده است. از سوی دیگر، شهروند امروز نیز دیگر نمیتواند هر «خبر فوری» را خبر واقعی فرض کند. منبع خبر، زمان انتشار، سابقه منتشرکننده، وجود تأیید مستقل و تفاوت میان خبر و تحلیل باید برای مخاطب به عادت روزانه تبدیل شود.
تلگرام ممکن است در این گزارش پرتکرارترین بستر انتشار اولیه اخبار جعلی باشد، اما مسئله اصلی فراتر از تلگرام است. امروز هر شبکه اجتماعی، هر پیامرسان و حتی رسانه رسمی میتواند در چرخه تولید یا بازنشر اطلاعات نادرست قرار بگیرد.بنابراین شاید سؤال درست این نباشد که «کدام شبکه اجتماعی مرجع اخبار جعلی است؟»سؤال مهمتر این است:چرا یک خبر جعلی میتواند آنقدر سریع منتشر شود که قبل از رسیدن حقیقت، بخش بزرگی از افکار عمومی را درگیر خود کند؟پاسخ به این سؤال، نقطه آغاز مبارزه واقعی با اخبار جعلی است؛ مبارزهای که نه با فیلتر کردن یک پلتفرم، بلکه با شفافیت، سرعت اطلاعرسانی، راستیآزمایی مستقل و افزایش سواد رسانهای جامعه معنا پیدا میکند.چرا که در عصر انفجار اطلاعات، مشکل مردم کمبود خبر نیست؛ شکل، تشخیص خبر از روایت است.
گزارش ستاد رسانهای فضای مجازی کشور درباره هفته اول مهرماه ۱۴۰۵، تصویری قابل تأمل از وضعیت گردش اطلاعات در فضای مجازی ارائه میکند؛ تصویری که در آن تلگرام پرتکرارترین بستر انتشار اولیه اخبار جعلی معرفی شده است.
اما سؤال مهم اینجاست: چرا سیاست خارجی و موضوعاتی مانند مذاکره، پرونده هستهای، تنشهای منطقهای و سفر هیئت ایرانی به نیویورک، تا این اندازه مستعد تولید و انتشار اخبار جعلی هستند؟پاسخ را باید تا حد زیادی در ماهیت خود «خبر» جستوجو کرد. در موضوعات سیاسی و امنیتی، فاصله میان واقعیت و اطلاعرسانی رسمی گاهی به اندازه چند ساعت یا حتی چند دقیقه است. همین فاصله، فضای مناسبی برای شکلگیری شایعه ایجاد میکند. وقتی مخاطب منتظر یک خبر مهم است اما هنوز اطلاعات قطعی منتشر نشده، یک جمله کوتاه، یک تصویر، یک نقلقول بدون منبع یا حتی یک «خبر فوری» میتواند جای خالی اطلاعات را پر کند.
در چنین شرایطی، سرعت از صحت جلو میزند.مشکل تلگرام نیز فقط تعداد کانالها یا سرعت انتشار نیست. ساختار پیامرسانی آن امکان میدهد یک ادعا در چندین کانال بازنشر شود و پس از چند مرحله انتشار، حتی منبع اولیه آن گم شود. مخاطب در نهایت با خبری مواجه میشود که ظاهراً از چندین منبع مختلف منتشر شده، در حالی که ممکن است همه آنها به یک منشأ ناشناخته بازگردند.
اما یک نکته مهم در این گزارش وجود دارد که نباید از آن غافل شد: بازدید زیاد الزاماً به معنای باورپذیری یا تأثیرگذاری بیشتر نیست.بر اساس همین گزارش، در ۱۲ مورد بررسیشده، مجموع بازدید تکذیبیهها از خبرهای اولیه بیشتر بوده و فاصله مجموع بازدیدها حدود ۵۰ میلیون اعلام شده است. در یکی از نمونهها، ادعای انصراف ایران از پیششرطهای بازگشایی تنگه هرمز حدود ۱۴۹ هزار بازدید داشته، در حالی که تکذیبیه آن بیش از ۲ میلیون بازدید گرفته است.
این اتفاق یک واقعیت مهم را نشان میدهد: جامعه فقط مصرفکننده شایعه نیست؛ بخشی از جامعه برای فهمیدن حقیقت نیز به دنبال تکذیبیه میرود.با این حال، تکذیبیه همیشه نمیتواند خسارت خبر جعلی را بهطور کامل جبران کند. خبر نادرست ممکن است در چند ساعت نخست، واکنش اجتماعی، اقتصادی یا روانی ایجاد کند و بعد تکذیب شود؛ اما اثر اولیه آن الزاماً با انتشار تکذیبیه از بین نمیرود.اینجاست که مسئولیت رسانههای رسمی اهمیت پیدا میکند.
اگر رسانه رسمی دیر اطلاعرسانی کند، اگر خبرهای مهم را با ادبیات پیچیده منتشر کند، اگر منابع خبری روشن نباشند یا اگر مخاطب احساس کند برای فهم یک موضوع باید منتظر چندین مرحله تأیید بماند، طبیعتاً فضای خالی اطلاعاتی ایجاد میشود. فضای خالی اطلاعات، دیر یا زود توسط روایت دیگری پر خواهد شد.
از سوی دیگر، نباید تمام مسئولیت را بر دوش یک پلتفرم یا کاربران گذاشت. مسئله اخبار جعلی یک مسئله چندلایه است: تولیدکننده محتوا، بستر انتشار، الگوریتمها، رسانههای رسمی، شیوه پاسخگویی، سواد رسانهای مخاطبان و حتی شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه، همه در آن نقش دارند.گزارش مورد بحث همچنین سهم بالایی برای رسانههای بینالمللی و رسانههایی که در ادبیات گزارش «معاند» توصیف شدهاند، در تولید این اخبار ذکر میکند؛ اما برای تحلیل علمی این ادعا باید میان منبع تولید، بستر انتشار اولیه، بازنشرکننده و مخاطب نهایی تفکیک قائل شد. نمیتوان صرفاً از اینکه یک خبر از یک بستر خاص منتشر شده، درباره انگیزه تمام منتشرکنندگان یا همه کاربران آن بستر نتیجهگیری کرد. واقعیت این است که جنگ امروز فقط جنگ بر سر خاک و مرز نیست؛ جنگ بر سر روایتها نیز هست. کسی که زودتر روایت یک حادثه را در ذهن جامعه تثبیت کند، لزوماً حقیقت را در اختیار ندارد، اما میتواند بر ادراک عمومی از حقیقت اثر بگذارد.به همین دلیل، مقابله با اخبار جعلی صرفاً با تکذیب امکانپذیر نیست. تکذیب باید سریع، شفاف، مستند و قابل فهم باشد. مخاطب باید بداند چه چیزی نادرست بوده، واقعیت چیست، منبع اطلاعات صحیح کدام است و چرا ادعای اولیه نادرست تشخیص داده شده است. از سوی دیگر، شهروند امروز نیز دیگر نمیتواند هر «خبر فوری» را خبر واقعی فرض کند. منبع خبر، زمان انتشار، سابقه منتشرکننده، وجود تأیید مستقل و تفاوت میان خبر و تحلیل باید برای مخاطب به عادت روزانه تبدیل شود.
تلگرام ممکن است در این گزارش پرتکرارترین بستر انتشار اولیه اخبار جعلی باشد، اما مسئله اصلی فراتر از تلگرام است. امروز هر شبکه اجتماعی، هر پیامرسان و حتی رسانه رسمی میتواند در چرخه تولید یا بازنشر اطلاعات نادرست قرار بگیرد.بنابراین شاید سؤال درست این نباشد که «کدام شبکه اجتماعی مرجع اخبار جعلی است؟»سؤال مهمتر این است:چرا یک خبر جعلی میتواند آنقدر سریع منتشر شود که قبل از رسیدن حقیقت، بخش بزرگی از افکار عمومی را درگیر خود کند؟پاسخ به این سؤال، نقطه آغاز مبارزه واقعی با اخبار جعلی است؛ مبارزهای که نه با فیلتر کردن یک پلتفرم، بلکه با شفافیت، سرعت اطلاعرسانی، راستیآزمایی مستقل و افزایش سواد رسانهای جامعه معنا پیدا میکند.چرا که در عصر انفجار اطلاعات، مشکل مردم کمبود خبر نیست؛ شکل، تشخیص خبر از روایت است.
فرهاد خادمی
