در خاورمیانه، گاهی یک تاریخ روی تقویم می‌تواند به اندازه یک تحرک نظامی اهمیت پیدا کند. نه به این دلیل که تاریخ‌ها خودشان جنگ می‌آفرینند، بلکه از آن جهت که تصمیم‌های سیاسی در مقاطع انتخاباتی، تحت تأثیر مجموعه‌ای از ملاحظات داخلی و خارجی گرفته می‌شوند. اکنون دو تاریخ در فاصله‌ای بسیار کوتاه از یکدیگر قرار گرفته‌اند: ۲۷ اکتبر(۵آبان)، زمان برگزاری انتخابات پارلمانی اسرائیل و ۳ نوامبر(۱۲آبان)، موعد انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا. تنها هفت روز فاصله میان این دو رویداد وجود دارد؛ هفت روزی که در شرایط عادی شاید اهمیت چندانی نداشته باشد، اما وقتی با افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه، تهدیدهای متقابل و بن‌بست شکننده دیپلماتیک همراه شود، نمی‌توان به سادگی از کنار آن عبور کرد.
مسئله اصلی البته خود انتخابات نیست. پرسش مهم‌تر این است که آیا تصمیم‌های امنیتی و نظامی ممکن است با این تقویم سیاسی تلاقی پیدا کنند؟گزارش‌هایی درباره تقویت حضور نظامی آمریکا در منطقه و احتمال اعزام نیرو و تجهیزات بیشتر منتشر شده است. اگر این گزارش‌ها را در کنار سخنان مربوط به احتمال ازسرگیری عملیات نظامی علیه ایران قرار دهیم، تصویری شکل می‌گیرد که نشان می‌دهد گزینه نظامی همچنان در محاسبات واشنگتن کنار گذاشته نشده است.اما باید در تحلیل این تحولات یک مرز مهم را رعایت کرد: آمادگی نظامی با تصمیم قطعی برای جنگ یکسان نیست.
یک ناو هواپیمابر یا هزاران نیروی نظامی بیشتر می‌توانند برای بازدارندگی، افزایش فشار، حفاظت از نیروهای موجود یا آماده‌سازی برای عملیات احتمالی به کار گرفته شوند. بنابراین، صرف افزایش حضور نظامی را نمی‌توان سندی قطعی برای آغاز جنگ دانست.با این حال، حضور چنین ظرفیت نظامی گسترده‌ای در منطقه، یک پیام روشن دارد: سطح ریسک بالا رفته است.در چنین شرایطی، دیپلماسی اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. گفت‌وگو میان تهران و واشنگتن اگرچه با دشواری و اختلافات جدی روبه‌روست، اما همچنان یکی از معدود مسیرهایی است که می‌تواند مانع تبدیل فشار سیاسی به رویارویی مستقیم شود. هر اندازه این مسیر ضعیف‌تر شود، نقش محاسبات نظامی در تعیین آینده بحران بیشتر خواهد شد.
از سوی دیگر، اسرائیل نیز در آستانه یک رویداد سیاسی مهم قرار دارد. انتخابات پارلمانی ۲۷ اکتبر می‌تواند فضای تصمیم‌گیری سیاسی این کشور را تحت تأثیر قرار دهد. پس از آن، تنها یک هفته تا انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا باقی می‌ماند؛ انتخاباتی که برای دولت واشنگتن نیز از اهمیت داخلی برخوردار است.همین همجواری زمانی، زمینه را برای شکل‌گیری سناریوهای مختلف فراهم می‌کند.
یکی از این سناریوها آن است که هرگونه درگیری پیش از انتخابات اسرائیل آغاز شود و پیامدهای آن به روزهای بعد از انتخابات آمریکا کشیده شود. در چنین حالتی، واشنگتن ممکن است با شرایطی مواجه شود که تصمیم‌گیری درباره ادامه یا گسترش عملیات نظامی به مسئله‌ای تازه تبدیل شود.اما این فقط یک احتمال است.
هیچ داده علنی کافی وجود ندارد که بتوان بر اساس آن با قطعیت گفت چنین نقشه‌ای در حال اجراست یا بازیگران اصلی از هم‌اکنون درباره زمان‌بندی یک جنگ گسترده به توافق رسیده‌اند. تحلیل سیاسی زمانی اعتبار خود را حفظ می‌کند که میان «آنچه می‌دانیم» و «آنچه احتمال می‌دهیم» مرز روشنی بگذارد. آنچه می‌دانیم، افزایش سطح تنش است.آنچه می‌دانیم، افزایش توجه نظامی آمریکا به منطقه و مطرح بودن گزینه نظامی است.
و آنچه می‌دانیم، قرار گرفتن دو انتخابات مهم در فاصله‌ای تنها هفت‌روزه است.اما اینکه این عوامل الزاماً به جنگ منتهی خواهند شد، هنوز مشخص نیست.اتفاقاً خطرناک‌ترین بخش ماجرا می‌تواند همین فضای مبهم باشد. در بحران‌های بین‌المللی، همیشه جنگ از یک تصمیم بزرگ و آشکار آغاز نمی‌شود. گاهی مجموعه‌ای از تصمیم‌های کوچک، پاسخ‌های متقابل و محاسبات اشتباه، شرایطی ایجاد می‌کند که خروج از آن بسیار دشوارتر از ورود به آن باشد.یک عملیات محدود ممکن است با پاسخ متقابل روبه‌رو شود؛ پاسخ متقابل می‌تواند به اقدام دیگری منجر شود و در نهایت، زنجیره‌ای شکل بگیرد که هیچ‌یک از طرف‌ها در نقطه آغاز، ابعاد نهایی آن را پیش‌بینی نکرده بودند.به همین دلیل، نگاه دقیق به روزهای پایانی اکتبر و روزهای ابتدایی نوامبر اهمیت دارد. نه از این منظر که باید وقوع جنگ را از پیش قطعی دانست، بلکه از این جهت که این مقطع می‌تواند آزمونی برای میزان کارآمدی دیپلماسی، عقلانیت تصمیم‌گیری و توان بازیگران برای کنترل بحران باشد.
اگر مذاکرات دوباره فعال شود، اگر پیام‌های کاهش تنش ارسال شود و اگر آرایش نظامی به سمت بازدارندگی محدود باقی بماند، می‌توان انتظار داشت مسیر دیگری شکل بگیرد.اما اگر هم‌زمان شاهد افزایش تحرکات نظامی، کاهش کانال‌های ارتباطی و تندتر شدن مواضع سیاسی باشیم، طبیعتاً نگرانی‌ها درباره احتمال تشدید بیشتر خواهد شد.بنابراین، شاید بهتر باشد به جای اعلام «شمارش معکوس جنگ»، از «هفت روز پرریسک» سخن بگوییم؛ هفت روزی که در آن تقویم سیاسی اسرائیل و آمریکا با یک بحران امنیتی گسترده تلاقی پیدا می‌کند.تاریخ‌ها به‌تنهایی جنگ نمی‌سازند؛ تصمیم انسان‌ها جنگ می‌سازد.و در نهایت، آنچه سرنوشت این هفت روز را تعیین خواهد کرد، نه عددهای روی تقویم، بلکه تصمیم‌هایی است که پشت درهای بسته گرفته می‌شوند؛ تصمیم‌هایی که می‌توانند مسیر منطقه را به سوی کاهش تنش یا دور تازه‌ای از رویارویی سوق دهند.
 
فرهاد خادمی
https://siasatrooz.ir/vdcd950fzyt0sn6.2a2y.html
نام شما
آدرس ايميل شما
کد امنيتی