سه شنبه ۱۱ شهريور ۱۴۰۴ - ۲۰:۴۸
کد مطلب : 134182
صدای ایران در میدان آزادی؛

چرا کنسرت رایگان همایون شجریان یک پیروزی فرهنگی است؟

چرا کنسرت رایگان همایون شجریان یک پیروزی فرهنگی است؟
همایون شجریان در سال‌های اخیر به‌عنوان یکی از مهم‌ترین چهره‌های موسیقی ایران نه فقط در عرصه‌ی هنری بلکه در سپهر عمومی جامعه نقشی ویژه ایفا کرده است. او فرزند خلف محمدرضا شجریان، خسرو آواز ایران است، اما بیش از آن ‌که به تکیه بر نام پدر بسنده کند، توانسته با زبان و سبک خود، با مخاطبان نسل‌های مختلف پیوند برقرار کند. به همین دلیل وقتی خبر برگزاری یک کنسرت رایگان توسط او در میدان آزادی منتشر شد، بسیاری از مردم آن را به مثابه یک جشن فرهنگی دانستند و واکنشی سرشار از شوق نشان دادند. 
این حرکت پیش از هر چیز نشان‌دهنده‌ درک درست او از نیازهای جامعه‌ای است که در میانه‌ فشارهای اقتصادی و مشکلات اجتماعی، بیش از هر زمان دیگری به روزنه‌هایی برای شادی، امید و آرامش نیاز دارد. هنر موسیقی و به‌ویژه صدای همایون شجریان می‌تواند به‌عنوان یک تسکین جمعی عمل کند، زیرا موسیقی نه ‌تنها کارکرد زیبایی‌شناسانه دارد بلکه نقشی روانشناسانه و جامعه‌ شناسانه نیز ایفا می‌کند و در بزنگاه‌های بحرانی می‌تواند به عاملی برای همبستگی، انسجام و بازسازی روحیه جمعی بدل شود.
با این همه، همان‌گونه که انتظار می‌رفت، واکنش‌ها به این اقدام محدود به تحسین و استقبال نبود. عده‌ای از مخالفان که سال‌هاست در فضای رسانه‌ای بیرون از کشور هر حرکت هنری و اجتماعی داخل را به چشم ابزاری برای تبلیغات حکومتی نگاه می‌کنند، بلافاصله تلاش کردند این کنسرت را یک «شو رسانه‌ای» معرفی کنند و با نسبت دادن انگیزه‌های سیاسی به آن، چهره‌ همایون شجریان را تخریب کنند. در این نگاه، هنرمندی که می‌خواهد در فضای عمومی و در کنار مردم بخواند، دیگر هنرمند نیست بلکه ابزاری برای پروپاگاندای حکومتی فرض می‌شود. این نگاه بیش و پیش از آنکه ریشه در تحلیل واقعی داشته باشد، برخاسته از نوعی عصبیت سیاسی و ناتوانی در درک کارکردهای مستقل هنر است. 
هنر همواره فراتر از سیاست‌های زودگذر می‌ایستد و نمی‌توان آن را صرفاً به کارکردهای سیاسی تقلیل داد. تخطئه‌ چنین کنسرتی در حقیقت تخطئه‌ی حق مردم برای شادی، برای جمع شدن در یک فضای امن و برای تجربه‌ی زیبایی‌های هنر است. آنچه در این موضع‌گیری‌ها به چشم می‌آید، نه نقد منصفانه بلکه نوعی تلاش برای مصادره‌ی هر رویداد فرهنگی به نفع یک گفتمان سیاسی خاص است، گفتمانی که حاضر است برای تقویت خود حتی بر شادی و آرامش مردم خط بطلان بکشد.
از سوی دیگر اما ما شاهد واکنش‌هایی در میان تندروهای داخلی هم بودیم. برخی از آنها، به جای آنکه از چنین رویدادی حمایت کنند یا دست‌کم آن را به‌عنوان یک فرصت فرهنگی برای کاهش فشارهای اقتصادی و 12 روز جنگ ببینند، با بهانه‌هایی مانند «ضرورت توجه دولت به مشکلات اقتصادی»،«اولویت معیشت مردم» یا حتی «ناهماهنگی با ارزش‌ها» به مخالفت با برگزاری کنسرت پرداختند. این مخالفت‌ها ریشه در نگاهی دارد که هنر را یک سرگرمی بی‌فایده و حتی تهدید تلقی می‌کند و فراموش می‌کند که جامعه انسانی تنها با نان و آب زنده نیست. اگر قرار بود نیاز انسان فقط معیشتی باشد، قرن‌ها تاریخ، هنر، ادبیات و موسیقی بی‌معنا می‌شد. در حالی‌که واقعیت این است که هنر بخشی جدایی‌ناپذیر از زیست انسانی است و نیاز به زیبایی، هم‌پای نیاز به عدالت و رفاه، یک رکن اساسی در زندگی بشر به شمار می‌رود. هنر در کنار نان، آزادی در کنار امنیت و شادی در کنار معیشت، همگی ابعادی از یک زندگی سالم و متوازن است. نادیده گرفتن این نیازها در نهایت به جامعه‌ای افسرده، خسته و فرسوده می‌انجامد که توان مقابله با بحران‌های واقعی را هم از دست خواهد داد.
در میان این دو افراط، یعنی ضد انقلاب‌هایی که می‌خواهند هر حرکت فرهنگی را مصادره و تخریب کنند و تندروهایی که هنر را زائد می‌دانند، صدای همایون شجریان معنای دیگری پیدا می‌کند. او بی‌آنکه درگیر بازی‌های سیاسی شود، سعی کرده به مردم هدیه‌ای فرهنگی بدهد. کنسرت رایگان در میدان آزادی، فارغ از هر تفسیر سیاسی، یک حرکت فرهنگی بزرگ است. میدان آزادی نماد هویت شهری تهران است؛ مکانی که بارها در تاریخ معاصر ایران صحنه‌ تجمعات، جشن‌ها و عزاداری‌ها و راهپیمایی‌ها بوده است. انتخاب این مکان به‌عنوان محل کنسرت حامل پیام همدلی و همگرایی است. مردم قرار است نه به‌عنوان هواداران یک جریان یا مخالفان یک جریان، بلکه به ‌عنوان مخاطبان موسیقی و به‌ عنوان انسان‌هایی که نیاز به شادی دارند گردهم بیایند. در این فضا، مرزهای سیاست رنگ می‌بازد و هنر در مقام یک زبان مشترک عمل می‌کند.
از منظر جامعه ‌شناسی فرهنگی، چنین رویدادهایی در جامعه‌ای مانند ایران که زیر فشار بحران‌های متعدد قرار دارد، اهمیتی دوچندان می‌یابد. موسیقی می‌تواند به تخلیه‌ هیجانات منفی، به ایجاد حس همبستگی اجتماعی و به بازسازی امید کمک کند. جامعه‌ای که فرصت تجربه‌ی شادی‌های جمعی را از دست بدهد، به ‌تدریج در خود فرو می‌رود، اعتماد اجتماعی را از دست می‌دهد و زمینه برای رشد خشونت و ناامیدی فراهم می‌شود. به همین دلیل است که بسیاری از جوامع حتی در سخت‌ترین شرایط اقتصادی، از برگزاری جشنواره‌های فرهنگی و هنری غافل نمی‌شوند، زیرا می‌دانند که هزینه نکردن در این زمینه در نهایت به هزینه‌های سنگین‌تر اجتماعی خواهد انجامید. شادی یک نیاز لوکس نیست، بلکه یک ضرورت روانی و اجتماعی است.
این ‌که عده‌ای با استناد به مشکلات اقتصادی، ضرورت چنین برنامه‌هایی را زیر سؤال می‌برند، در ظاهر منطقی به نظر می‌رسد اما در واقع نوعی مغالطه است. مشکلات اقتصادی بدون تردید مهم و فوری‌اند اما مگر همه‌ی دستگاه‌ها و نهادها فقط باید به معیشت بپردازند؟ مگر جامعه‌ی انسانی تنها از اقتصاد ساخته شده است؟ همان‌طور که بهداشت، آموزش، امنیت و فرهنگ همگی در کنار هم یک جامعه سالم را می‌سازد، هنر نیز بخشی ضروری از این کلیّت است. اگر قرار باشد به بهانه‌ی تورم و گرانی، همه‌ی فعالیت‌های فرهنگی و هنری متوقف شود، در حقیقت ما بخشی از پیکره‌ی جامعه را فلج کرده‌ایم. هنر اتفاقاً می‌تواند در چنین شرایطی یاری‌گر جامعه باشد، چرا که به مردم امید و انگیزه می‌دهد تا با مشکلات دست‌وپنجه نرم کنند. در تاریخ ایران و جهان نمونه‌های فراوانی وجود دارد که موسیقی و هنر در روزگار سختی، به پناهگاهی برای مردم تبدیل شده‌ است. از نوحه‌ها و آوازهای حماسی دوران جنگ گرفته تا موسیقی‌های امیدبخش پس از بحران‌ها، همگی نشان می‌دهد که هنر به ‌مثابه یک سلاح نرم می‌تواند جامعه را سرپا نگه دارد.
تخریب‌کنندگان ضد انقلاب اما از زاویه‌ای دیگر به خطا می‌روند. آن‌ها با نفی هر حرکت فرهنگی در داخل کشور، در واقع ناآگاهانه به همان نتیجه‌ای خدمت می‌کنند که تندروهای داخلی می‌خواهند. هر دو گروه از دو سوی متضاد، در عمل به یک نقطه می‌رسند؛ حذف روحیه شاد و سرکوب هنر. یکی به نام مبارزه با حکومت و دیگری به نام دفاع از ارزش‌ها، اما حاصل هر دو رویکرد یکی است؛ جامعه‌ای خاموش و افسرده که از تجربه‌ی جمعی هنر محروم است. اینجاست که ارزش حرکت همایون شجریان دوچندان می‌شود. او با حضور در میدان آزادی و با دعوت از مردم به یک کنسرت رایگان، عملاً پاسخی به هر دو طیف داده است. او نشان داده که هنر را نمی‌توان مصادره کرد، نه توسط مخالفان بیرونی و نه توسط مخالفان داخلی. هنر متعلق به مردم است و صدای هنرمند زمانی معنا پیدا می‌کند که در میان مردم طنین‌انداز شود.
همایون شجریان با این انتخاب، علاوه بر نقش هنری، یک نقش اجتماعی نیز ایفا کرده است. او با هزینه‌ی شخصی و بدون وابستگی آشکار به جریان سیاسی، یک برنامه‌ی عمومی ترتیب داده که هم در دسترس طبقات مختلف اجتماعی است و هم در یکی از مهم‌ترین نمادهای شهری کشور برگزار می‌شود. چنین اقدامی در شرایط کنونی می‌تواند به الگویی برای سایر هنرمندان بدل شود. جامعه به کنش‌های فرهنگی و داوطلبانه نیاز دارد؛ کنش‌هایی که نه از بالا و به اجبار بلکه از دل مردم و برای مردم شکل بگیرد. هرچه این دست رویدادها بیشتر شود، فضا برای تخریب و مصادره هم تنگ‌تر خواهد شد.
از زاویه‌ای دیگر باید به جایگاه شخصی همایون شجریان نیز پرداخت. او طی سال‌های فعالیت خود کوشیده است تا مرزهای موسیقی سنتی و موسیقی نوین را به هم پیوند دهد. او مخاطبانی دارد که شاید هیچ‌گاه شنونده‌ی جدی موسیقی سنتی نبوده‌اند، اما با صدای او به این حوزه علاقه‌مند شده‌اند. این توانایی برای جذب نسل جوان و ایجاد ارتباط میان میراث موسیقایی ایران با ذائقه‌ی معاصر، خود یک سرمایه‌ی بزرگ فرهنگی است. وقتی چنین هنرمندی تصمیم می‌گیرد کنسرتی رایگان برگزار کند، معنای آن چیزی فراتر از یک رویداد موسیقایی است. این یک دعوت عمومی به مشارکت فرهنگی است، یک پیام روشن به جامعه که «هنر برای همه است». در جهانی که هنر روزبه‌روز بیشتر در معرض کالایی‌شدن قرار دارد و بلیت کنسرت‌ها برای بسیاری از اقشار جامعه دست ‌نیافتنی شده است، چنین اقدامی نشانه‌ی تعهد اجتماعی هنرمند است.
این‌که برخی می‌کوشند چنین حرکتی را «نمایشی» و «تبلیغاتی» جلوه دهند، بیش از هر چیز ناشی از ناتوانی در پذیرش حقیقتی ساده است؛ این‌که مردم نیاز به شادی دارند و هنرمندی مانند همایون شجریان می‌تواند بخشی از این نیاز را برآورده کند. اگر قرار باشد هر حرکت فرهنگی را با سوءظن سیاسی بنگریم، در نهایت هیچ عرصه‌ای برای نفس کشیدن باقی نخواهد ماند. سیاست بدون فرهنگ و جامعه‌ای بدون هنر، چیزی جز خشکی و سترونی به همراه نخواهد داشت. باید پذیرفت که هنر گاه فراتر از همه‌ی مرزبندی‌های سیاسی می‌ایستد و کارکردی مستقل دارد. همان‌طور که در طول تاریخ، موسیقی بارها مرزهای قدرت را درنوردیده و به زبان مردم بدل شده است، امروز هم می‌تواند چنین نقشی را ایفا کند.
بنابراین، برگزاری کنسرت رایگان همایون شجریان در میدان آزادی را باید اقدامی مثبت و ارزشمند دانست که شایسته‌ی تقدیر است. در شرایطی که جامعه با مشکلات متعدد اقتصادی و اجتماعی روبرو است، چنین حرکتی می‌تواند به‌ عنوان یک تنفس جمعی عمل کند. این رویداد فرصتی است برای آن‌که مردم، فارغ از تنش‌های روزمره، گرد هم آیند، صدای موسیقی را بشنوند و لحظاتی از همدلی و شادی را تجربه کنند. نقدهای تند و افراطی چه از سوی مخالفان بیرونی و چه از سوی مخالفان داخلی، در حقیقت نادیده گرفتن این نیاز انسانی است. باید به یاد داشت که هنر و شادی بخشی از حیات اجتماعی‌اند و حذف آن‌ها چیزی جز تشدید بحران‌ها به همراه ندارد.
جامعه‌ی ایران در طول تاریخ بارها نشان داده است که به‌رغم فشارها و مشکلات، با تکیه بر هنر و فرهنگ خود توانسته سرپا بماند. امروز نیز چنین است. همایون شجریان با این حرکت، یادآوری کرده است که موسیقی هنوز می‌تواند نیرویی برای امید باشد، هنوز می‌تواند مردمی را که زیر بار مشکلات هستند گرد هم آورد و به آن‌ها لحظاتی از آرامش ببخشد. این ارزش را نباید با هیچ معیاری کوچک شمرد. اگر سیاست‌مداران خردمند باشند، از چنین ظرفیت‌هایی برای ترمیم شکاف‌ها و تقویت سرمایه‌ی اجتماعی بهره خواهند گرفت و اگر گروه‌های افراطی بخواهند این فرصت‌ها را نابود کنند، تنها نشان داده‌اند که فهمی از نیازهای واقعی جامعه ندارند.
 
علی کلانتری - منتــقد
https://siasatrooz.ir/vdcg7t9qxak9wq4.rpra.html
نام شما
آدرس ايميل شما
کد امنيتی