يکشنبه ۶ مهر ۱۴۰۴ - ۲۱:۲۴
کد مطلب : 134445
صدای بی‌واسطه؛

تغییر ذائقه مخاطب ایرانی در عصر شبکه‌های اجتماعی

تغییر ذائقه مخاطب ایرانی در عصر شبکه‌های اجتماعی
در روزهایی که یک ویدئوی گفت‌وگو میان چند چهره سینمایی در یوتیوب ظرف چند روز میلیون‌ها بار دیده می‌شود، مسئله فقط یک رکورد عددی نیست؛ این پدیده نمادی از تغییر ژرف ذائقه مخاطب ایرانی است. دیگر معیارهای سنتی و مرجعیت رسانه‌ای تنها عامل جلب توجه مخاطب نیست. مخاطب امروز به دنبال تجربه مستقیم، صمیمیت و ارتباط بی‌واسطه است؛ چیزی که رسانه‌های رسمی و تلویزیون کلاسیک دیگر به سختی می‌تواند ارائه دهد.
برای سال‌ها، رسانه‌های سنتی نقش دروازه‌بان اطلاعات را ایفا می‌کردند. یک گفت‌وگو یا مصاحبه صرفاً وقتی معتبر محسوب می‌شد که در روزنامه‌ای شناخته ‌شده منتشر شود یا در تلویزیون ملی پخش گردد. اما حالا یک ویدئو در یوتیوب، با حداقل امکانات تولید و بدون دکور و مجری رسمی، می‌تواند میلیون‌ها مخاطب جذب کند. این تغییر نشان می‌دهد که مخاطب امروز ارزش تجربه مستقیم و حس حضور را بر اعتبار رسانه‌ای مقدم می‌داند.
عوامل اجتماعی و فرهنگی نیز در این تغییر نقش دارد. سال‌ها بی‌اعتمادی به رسانه‌های رسمی و فاصله گرفتن مخاطب از روایت‌های دولتی، او را به سمت فضاهایی کشانده که کنترل ‌شده و رسمی نیست. در این فضاها، روایت‌های شخصی، خاطرات انسانی و بیان نقاط ضعف و تناقض‌های چهره‌ها بیشتر از تحلیل‌های خشک و رسمی ارزش پیدا می‌کند. مخاطب، حس مشارکت و همدلی را تجربه می‌کند و همین باعث می‌شود حتی گفت‌وگوهای طولانی نیز دیده شود.
این تغییر ذائقه به معنای فاصله گرفتن مخاطب از اطلاعات صرف و تمایل او به روایت‌های انسانی و تجربی است. مخاطب امروز حاضر است یک مصاحبه طولانی را به‌ طور کامل ببیند، اگر حس کند که گفت‌وگو صادقانه، خودمانی و بی‌واسطه است. بنابراین، دیگر نمی‌توان بر حوصله محدود مخاطب یا کوتاه ‌نویسی برای جذب او حساب کرد؛ زیرا این حوصله در برابر صراحت و صداقت صرف می‌شود و از هر تبلیغ یا دکور پرزرق و برق تأثیرگذارتر است.
با این حال، این وضعیت دارای ابعاد متناقض نیز هست. از یک سو، دموکراتیک شدن رسانه و امکان دیده شدن هر کسی با کمترین امکانات، فرصت‌های تازه‌ای برای تولید محتوا ایجاد کرده است. از سوی دیگر، فقدان مرجعیت مرکزی، زمینه موج ‌سواری و سطحی‌سازی را فراهم کرده است؛ جایی که هر بازدید و هر ادعای رکورد می‌تواند خود را به‌عنوان معیار موفقیت معرفی کند، بی‌آنکه سنجه محکمی برای اثر اجتماعی واقعی وجود داشته باشد. این پراکندگی، ذائقه مخاطب را هم سیال و لحظه‌ای کرده و تثبیت ارزش‌های فرهنگی را دشوار می‌سازد.
یکی از ویژگی‌های مهم این تغییر، پذیرش گفت‌وگوهای طولانی و پیچیده توسط مخاطب است. وقتی فضای روایت صمیمانه و انسانی فراهم می‌شود، دیگر طول زمان مانعی برای توجه نیست. برخلاف دهه‌های گذشته که هر برنامه تلویزیونی یا مصاحبه طولانی مخاطب را فراری می‌داد، امروز می‌توان یک گفت‌وگوی بیش از یک ساعت را منتشر کرد و میلیون‌ها نفر پای آن بنشینند. این نشان می‌دهد که ارزش واقعی امروز، کیفیت تجربه انسانی است، نه کمیت محتوای اطلاعاتی.
با این حال، این سیالیت و آزادی، چالش‌هایی هم دارد. نبود مرجعیت مشخص باعث شده هر کسی بتواند ادعای معتبر بودن کند. در نتیجه، مخاطب نیازمند توسعه مهارت‌های ارزیابی محتوای خود شده است؛ توانایی‌ای که بتواند میان صادقانه بودن یک روایت و موج‌سازی صرف تمایز قائل شود. این مسأله برای رسانه‌ها، تولید کنندگان محتوا و تحلیلگران فرهنگی یک پرسش اساسی ایجاد می‌کند؛ چگونه می‌توان در فضای بدون مرجع، اعتماد مخاطب را جلب و نگه داشت؟
علاوه بر آن، فضای بی‌مرجعی که در آن هر ویدئو یا محتوا می‌تواند به سرعت ویروسی شود، نشانگر تغییر رفتار اجتماعی نیز هست. مخاطب امروز علاوه بر مصرف محتوا، نقش فعال در انتشار و ترویج آن دارد. به بیان دیگر، رسانه دیگر یک مسیر یک‌ طرفه نیست؛ بلکه شبکه‌ای از تعامل و بازتولید است که هر فرد در آن نقش دارد. این شبکه، خود بخشی از قدرت و جذابیت محتوا را تشکیل می‌دهد و باعث می‌شود هیچ معیاری از پیش تعیین ‌شده نتواند موفقیت را تضمین کند.
با این حال، این بی‌مرجعی مسیر را برای شکل‌گیری ذائقه‌های متنوع باز کرده است. مخاطب امروز آزادی انتخاب بیشتری دارد و می‌تواند میان ده‌ها پلتفرم و صدها برنامه، آنچه با او هم‌دلانه‌تر است برگزیده و دنبال کند. معیارهای تازه‌ای برای جذابیت شکل گرفته‌ است، صداقت، شفافیت، روایت شخصی و دوری از تکلف رسانه‌ای. این معیارها بیش از هر زمان دیگری نشان می‌دهد که مخاطب امروز به دنبال تجربه انسانی و نزدیک شدن به واقعیت است، نه صرفاً دریافت اطلاعات از یک منبع رسمی.
این روند همچنین به تولید کنندگان محتوا درس‌های مهمی می‌دهد. تولید محتوایی که با مخاطب هم‌دلی کند و تجربه انسانی او را برجسته سازد، می‌تواند موفقیت بیشتری داشته باشد. این به معنای توجه به لحن، فضای روایت، انتخاب موضوع و حتی نحوه ارائه است. تولید کنندگان باید بفهمند که ارزش واقعی در «ارتباط انسانی» نهفته است و نه صرفاً در تکنیک یا کیفیت تصویر. از نظر تاریخی، این تغییر ذائقه، ادامه طبیعی روند جهانی است. در سراسر جهان، پلتفرم‌های دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی نشان داده‌اند که مرجعیت سنتی رسانه‌ها در حال افول است و مخاطب به سمت محتوای شخصی، بی‌واسطه و تعاملی گرایش پیدا کرده است. این گرایش در ایران نیز کاملاً مشهود است و نشان می‌دهد که تحولات فناوری و تغییرات اجتماعی دست در دست هم، نحوه مصرف و بازتولید محتوا را دگرگون کرده‌اند.
جمع‌بندی اینکه دیده شدن میلیونی یک گفت‌وگوی اینترنتی را نباید صرفاً به‌عنوان رکورد آماری تحلیل کرد. این پدیده بازتابی است از تحول ژرف در ذائقه فرهنگی مخاطب ایرانی و نشان می‌دهد که عصر مرجعیت‌های مطلق رسانه‌ای به پایان رسیده است و جای آن را شبکه‌ای از تجربه‌های پراکنده و صمیمی گرفته است؛ تجربه‌هایی که حتی اگر موقتی باشد، تصویر دقیقی از نیاز جامعه امروز به شنیدن «صدای بی‌واسطه» و تجربه مشترک ارائه می‌دهد و راه را برای تحلیل دقیق‌تر رفتار مخاطب و آینده رسانه هموار می‌کند. آینده رسانه‌های ایرانی، به‌ویژه در فضای آنلاین، در گرو درک و پاسخ به همین ذائقه‌های نوظهور است؛ ذائقه‌ای که ارزش صمیمیت، صداقت و تجربه مستقیم را بر هر معیار سنتی ترجیح می‌دهد.
در نهایت، این تغییر نه تنها برای رسانه‌ها و تولید کنندگان محتوا، بلکه برای جامعه شناختی و فرهنگی نیز مهم است. فهم این تحول می‌تواند به سیاستگذاران فرهنگی، پژوهشگران رسانه و حتی فعالان اجتماعی کمک کند تا بهتر درک کنند که چگونه روایت‌ها، تجربیات و گفت‌وگوها می‌توانند جامعه را تحت تأثیر قرار دهند و چه نوع محتوایی واقعاً در ذهن و زندگی مردم باقی می‌ماند.
 
علی کلانتری - منتــقد
https://siasatrooz.ir/vdci55azwt1ap52.cbct.html
نام شما
آدرس ايميل شما
کد امنيتی