سه شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۳:۱۵
کد مطلب : 135978
فجر زیر سایه تأخیر؛

جشنواره‌ای که هنوز رسانه را جدی نمی‌گیرد

جشنواره‌ای که هنوز رسانه را جدی نمی‌گیرد
روز دوم جشنواره فیلم فجر امسال، پیش از آن‌که فیلم‌ها فرصت دیده شدن پیدا کنند، با یک اتفاق ساده اما معنادار به حاشیه رفت؛ اتفاقی که نه تازه بود و نه غافلگیرکننده، اما بار دیگر ضعف‌های مزمن جشنواره را عیان کرد. قرار بود رأس ساعت ۱۴ فیلم «تقاطع نهایی» در پردیس ملت، کاخ رسمی جشنواره، برای اهالی رسانه اکران شود. سالن پر بود، برنامه‌ریزی‌ها انجام شده بود و خبرنگاران و منتقدان طبق همان نظم نیم‌بند همیشگی، زمان خود را با جدول نمایش‌ها هماهنگ کرده بودند. اما ناگهان اعلام شد که فیلم به دلیل آماده نشدن نسخه نهایی یا نرسیدن نسخه اصلی به دبیرخانه جشنواره، با تأخیری طولانی روی پرده خواهد رفت. تأخیری که در نهایت به حدود یک ساعت و نیم رسید و تنها یک نمایش را عقب نینداخت، بلکه کل ریتم روز دوم جشنواره را از هم پاشید.
این اتفاق، اگر در خلأ رخ می‌داد، شاید در حد یک خبر کوتاه یا گلایه شفاهی باقی می‌ماند، اما مسئله دقیقاً در همین تکرار نهفته است. جشنواره‌ای که بیش از چهار دهه از عمرش می‌گذرد، هنوز در ابتدایی‌ترین سطح اجرایی، یعنی تحویل به‌موقع نسخه نهایی فیلم، دچار بحران است. این‌که در روز رسمی نمایش، فیلمی به دبیرخانه نرسیده باشد یا نسخه نهایی آن آماده نباشد، نه یک حادثه غیرمترقبه، بلکه نشانه‌ای روشن از بی‌برنامگی ساختاری است. بی‌برنامگی‌ای که سال‌هاست به شکل‌های مختلف خود را بازتولید می‌کند و حالا در یکی از شلوغ‌ترین و حساس‌ترین روزهای جشنواره، دوباره به چشم آمده است.
تأخیر در نمایش «تقاطع نهایی» تنها یک مسئله فنی نبود. این تأخیر به‌سرعت به تمام اجزای روز دوم سرایت کرد. کنداکتور نمایش‌ها به هم ریخت، فاصله زمانی میان فیلم‌ها از دست رفت، نشست‌های خبری یا با تأخیر برگزار شدند یا به‌شدت فشرده و بی‌رمق پیش رفتند و در نهایت، آن‌چه بیش از همه آسیب دید، کار رسانه‌ای جشنواره بود. خبرنگار و منتقدی که قرار است در فاصله‌ای محدود چند فیلم ببیند، یادداشت بنویسد، در نشست خبری حاضر شود و گزارش روزانه تحویل دهد، ناگهان با روزی مواجه شد که هیچ‌چیزش سر جای خودش نبود. این بی‌نظمی، مستقیماً کیفیت پوشش جشنواره را پایین آورد و خروجی رسانه‌ای روز دوم را به متونی شتاب‌زده و ناقص تقلیل داد.
مسئله مهم‌تر اما این است که چنین بی‌نظمی‌هایی در جشنواره فجر دیگر استثنا محسوب نمی‌شوند، بلکه به نوعی قاعده نانوشته تبدیل شده‌اند. هر سال به شکلی تازه، اما با همان منطق قدیمی، جشنواره در لحظه آخر تصمیم می‌گیرد، تغییر می‌دهد، جابه‌جا می‌کند و از رسانه‌ها می‌خواهد خودشان را با شرایط وفق دهند. گویی زمان و برنامه‌ریزی اهالی رسانه، کم‌اهمیت‌ترین عنصر این رویداد است. در حالی که جشنواره‌ای که مدعی تأثیرگذاری فرهنگی و ملی است، بدون رسانه عملاً وجود خارجی ندارد.
این بی‌اعتنایی به رسانه، فقط در تأخیر نمایش‌ها خلاصه نمی‌شود. نشست‌های خبریِ به‌هم‌ریخته، پاسخ‌های عجولانه، حذف پرسش‌ها به بهانه کمبود وقت، و خستگی مفرط خبرنگاران، همه محصول همین نگاه ابزاری به رسانه است. جشنواره از رسانه انتظار دارد بازتاب‌دهنده باشد، اما خود را موظف به تأمین حداقل‌های حرفه‌ای برای این بازتاب نمی‌داند. نتیجه، تولید محتوایی است که نه از سر دقت و تحلیل، بلکه از سر اجبار و عجله نوشته می‌شود.
در این میان، خود فیلم «تقاطع نهایی» نیز قربانی این وضعیت شد. فیلمی که هنوز دیده نشده بود، پیش از اکران، با حاشیه شناخته شد. نخستین مواجهه آن با جشنواره نه از مسیر تصویر و روایت، بلکه از مسیر تأخیر و بی‌نظمی شکل گرفت. این مسئله به‌ظاهر کوچک، در فضای رسانه‌ای جشنواره تأثیر جدی دارد. فیلم‌ها پیش از آن‌که دیده شوند، در ذهن خبرنگاران و منتقدان با یک حس اولیه ثبت می‌شوند و وقتی این حس با انتظار، خستگی و کلافگی گره می‌خورد، طبیعی است که نگاه‌ها از ابتدا منفی‌تر باشد. این البته به معنای توجیه نقد تند نیست، اما نشان می‌دهد که جشنواره با مدیریت نادرست خود، حتی به فیلم‌هایش هم ضربه می‌زند.
اگر کمی عقب‌تر بایستیم و تصویر کلی‌تری ببینیم، روز دوم جشنواره فجر امسال نمونه‌ای فشرده از وضعیتی است که سال‌هاست بر این رویداد حاکم شده است. جشنواره‌ای که همواره در حال برگزاری است، اما انگار هیچ‌وقت آماده نیست. تغییر کاخ جشنواره در فاصله کوتاه مانده به آغاز رویداد، مشکلات دسترسی پردیس ملت، ناهماهنگی میان بخش‌های مختلف اجرایی، و حالا نرسیدن نسخه فیلم در روز نمایش، همگی نشانه‌های یک مدیریت فرسوده‌اند؛ مدیریتی که بیشتر به اداره روزمره فکر می‌کند تا طراحی یک ساختار حرفه‌ای و قابل پیش‌بینی.
این وضعیت، وقتی در کنار شرایط اجتماعی و فرهنگی امسال قرار می‌گیرد، معنای جدی‌تری پیدا می‌کند. جشنواره‌ای که بعد از اعتراضات سراسری برگزار می‌شود، بیش از هر زمان دیگری نیازمند نظم، اعتمادسازی و حرفه‌ای‌گری است. اما آن‌چه در عمل دیده می‌شود، تزریق دوباره بی‌نظمی و بی‌اعتمادی است. برای اهالی رسانه، این بی‌نظمی فقط یک دردسر اجرایی نیست، بلکه نشانه‌ای از بی‌اهمیتی نقش آن‌ها در معادله جشنواره است. برای مخاطبان محدود کاخ جشنواره نیز، این آشفتگی تجربه‌ای خسته‌کننده و ناامیدکننده می‌سازد. نکته مهم دیگر این است که این مشکلات معمولاً پس از پایان جشنواره به فراموشی سپرده می‌شوند. نه گزارشی رسمی منتشر می‌شود، نه مسئولی پاسخ‌گوست و نه اصلاحی ساختاری رخ می‌دهد. سال بعد، همان خطاها با نامی تازه تکرار می‌شوند. در چنین چرخه‌ای، تأخیر «تقاطع نهایی» نه یک استثنا، بلکه حلقه‌ای دیگر از زنجیره‌ای فرسوده است.
روز دوم جشنواره فجر امسال، بیش از آن‌که با فیلمی خاص به یاد آورده شود، با بی‌نظمی اجرایی در ذهن‌ها ثبت شد. این شاید تلخ‌ترین واقعیت برای رویدادی باشد که قرار است ویترین سینمای ایران باشد. جشنواره‌ای که هنوز نتوانسته میان تولید فیلم، نمایش، رسانه و مخاطب یک نظم حداقلی برقرار کند، چگونه می‌خواهد ادعای نقش‌آفرینی فرهنگی در سطح ملی و بین‌المللی داشته باشد؟
آن‌چه رخ داد، هشداری دوباره است؛ هشداری که سال‌هاست شنیده می‌شود اما جدی گرفته نمی‌شود. اگر جشنواره فجر قرار است بیش از یک رویداد تقویمی باقی بماند، باید از همین نقاط به‌ظاهر کوچک شروع کند. احترام به زمان، برنامه‌ریزی دقیق، پاسخ‌گویی شفاف و درک نقش رسانه، نه امتیاز که حداقل‌های یک جشنواره حرفه‌ای‌اند. روز دوم فجر ۴۴ نشان داد که هنوز فاصله قابل توجهی میان جشنواره‌ای که برگزار می‌شود و جشنواره‌ای که می‌توان به آن اعتماد کرد وجود دارد.

علی کلانتری - منتــقد
https://siasatrooz.ir/vdca0mn6a49neo1.k5k4.html
نام شما
آدرس ايميل شما
کد امنيتی