سیاست روز 27 ارديبهشت 1388 ساعت 10:47 https://www.siasatrooz.ir/vdchwinz.23n-vdftt2.html -------------------------------------------------- عنوان : قاتل مدرسه سازسرشناس اعدام مي‌شود -------------------------------------------------- متن : گروه حوادث - حکم اشد مجازات قاتل نيکوکار سرشناس و 45 سال زندان همدستانش که در دادگاه کيفري تهران صادر شده است ديروز در ديوان عالي کشور مهر تائيد خورد. به گزارش خبرنگار ما : ساعت 9 بامداد 19 آذر 1385 تلفن همراه بازپرس کشيک دادسراي جنايي تهران به صدا درآمد و خبر رسيد مديرعامل 80 ساله يک شرکت آسانسورسازي درخيابان «ايرانشهر» کشته شده است. اين مقام قضايي و افسران دايره 10 اداره آگاهي مرکز خيلي زود به قربانگاه رفتند و با پيکر غلامرضا مرداني – مدرسه‌ساز سرشناس – که دهانش با چسب پوشيده و روي سرش پلاستيک کشيده شده بود رو به رو شدند. جنازه درحالي به پزشکي قانوني برده شد که شواهد نشان مي‌داد جاني يا جانيان ، مرد نيکوکار را به خاطر دزديدن اوراق مشارکت به ارزش افزون بر سه ميليارد ريال قرباني کردند. با افشاي اين مسئله و کشف سرنخها «ليلا» 40 ساله که منشي «غلامرضا» بود تحت بازجويي قرار گرفت.اين دختر ابتدا خود را بي‌گناه خواند اما ضد و نقيض گويي‌هايش کليد معما را به افسران دايره 10آگاهي مرکز داد و دست او رو شد. «ليلا» سرانجام اعتراف کرد به طمع يک شبه ثروتمند شدن ، نقشه کشتن «غلامرضا» را با همدستي نامزدش «ناصر» خواهر زاده 31 ساله‌اش «مجيد» و مرد 34 ساله‌اي به نام «حسين» اجرا کرده‌ است.وي گفت : سالها بود در شرکت «غلامرضا» کار مي کردم تا اين که وسوسه‌ هاي شيطان به جانم افتاد و نقشه کشتن او را با «ناصر» و «مجيد» در ميان گذاشتم.آنها هم «حسين» را که قوي هيکل بود براي اجراي نقشه دعوت کردند.طبق قرار ، غلامرضا را به بهانه تعمير آسانسور به دام انداختيم و او را غافلگير کرديم. به دنبال اعتراف‌هاي «مجيد» و «ليلا» قرار مجرميت آنان از سوي بازپرس «شهرياري» صادر و پرونده به شعبه 71 دادگاه کيفري تهران فرستاده شد.در نخستين نشست رسيدگي به اين ماجرا که به رياست قاضي «نورا... عزيزمحمدي» برگزار شد ابتدا نماينده دادستان ، کيفرخواست را خواند.«آرش سيفي» اعلام کرد : با توجه به مدرک هاي موجود براي «مجيد»، «ليلا»، «ناصر» و «حسين» اشد مجازات خواهانم. سپس دو دختر مرد نيکوکار در جايگاه ويژه قرار گرفتند و براي عاملان جنايت ، حکم اعدام خواستند. مجرم رديف نخست ، وقتي رو به روي پنج قاضي ايستاد خاله ناتني اش «ليلا» را طراح اصلي سناريوي شيطاني خواند.«مجيد» 31 ساله گفت : خاله ام بارها در گوشم خواند که 100 ميليون تومان از غلامرضا طلب دارد و صاحب کارش بايد کشته شود.من به خاطر 80 درصد سوختگي از انجام خيلي کارها ناتوانم و براي اجراي نقشه به سراغ دوستم «حسين» رفتم.وي اضافه کرد : شب قبل از جنايت به خانه ناصر رفتيم.«ليلا» مي گفت من بايد به عنوان تعميرکار وارد دفتر شوم و سر «غلامرضا» را گرم کنم.بعد «حسين» از پشت دهان او را با دستمان بگيرد و «ناصر» هم پاهايش را ببندد. با پايان حرف هاي اين مجرم ، وکيل او به دفاع پرداخت :«شواهد نشان مي دهد ليلا نقشه جنايت را کشيد و اين سه مرد را اجير کرد. موکلم به خاطر سوختگي شديد ، نقص عضو دارد و نمي تواند به تنهايي عامل جنايت باشد.به نظر مي رسد مجيد ، تحت فشار کشتن غلامرضا را گردن گرفته بود.» همچنين «ليلا» در دفاع از خود توضيح داد : از سال 1372 در شرکت «غلامرضا» استخدام شدم. من اگر تصميم به کشتن صاحب کارم داشتم زودتر دست به کار مي شدم.«مجيد» خودش نقشه را کشيد و موضوع را با دوستش «حسين» در ميان گذاشت.عصر آن روز سياه «حسين» دهان «غلامرضا» را گرفت و «مجيد» او را روي زمين انداخت.«ناصر» هم به کمکشان رفت و من فقط نگاه مي کردم. من بي گناهم اما وقتي فهميدم «مجيد» مرا به عنوان عامل جنايت معرفي کرده است، سکوتم را شکستم و حقيقت را گفتم .من تحت فشار معاونت در قتل را پذيرفتم و حرف هاي «مجيد» را قبول ندارم. همچنين «ناصر» در دفاع از خود اظهار داشت : 17 سال پيش با «ليلا» آشنا شدم و راننده او بودم.مي گفت 100 ميليون تومان طلب دارد اما «غلامرضا» پولش را نمي دهد.به همين خاطر به شرکت رفتم. نوبت به «حسين» 35 ساله که رسيد گفت : معاونت در جنايت را قبول دارم. شش ماه قبل از اجراي نقشه «مجيد» سراغم آمد و وسوسه ام کرد.دوستم وعده داد که «ليلا» در قبال اين کار چندين ميليون تومان پول مي دهد.آن روز وقتي طبق نقشه وارد شرکت شديم مجيد ، غلامرضا را سرگرم کرد.«ليلا» هم از گوشه در به من اشاره کرد تا دهان «غلامرضا» را بگيرم. به دنبال اظهارات مجرمان ، وکيل خانواده داغدار به مشارکت هر چهار نفر آنان در اين جنايت اشاره کرد و توضيح داد : پزشکي قانوني اعلام کرده است عمل هر يک از اينان مي تواند به تنهايي کشنده باشد.اين درحالي است که در کيفر خواست ، جرمشان معاونت اعلام شده است.بنابراين تقاضاي صدور دستور بازنگري دارم.بدين ترتيب پرونده به دادسرا برگردانده شد و پس از رفع نواقص «ليلا» ، «ناصر» و «حسين» به جرم معاونت و «مجيد» به خاطر مباشرت در جنايت محاکمه شدند. در پايان ، هيئت قضايي وارد شور شد و «مجيد» را به اعدام محکوم کرد.هر يک از همدستانش نيز به 15 سال زندان محکوم شدند و ديروز راي به تائيد شعبه 27 ديوان عالي کشور رسيد.