سیاست روز 24 فروردين 1390 ساعت 16:18 https://www.siasatrooz.ir/vdcj8hem.uqev8zsffu.html -------------------------------------------------- عنوان : رویکردها و نظریه‌ها در حفظ و نشر ارزش‌های دفاع مقدس -------------------------------------------------- متن : سرتيپ پاسدار احمد سوداگر: جنگ یکی از پدیده های اجتماعی جوامع بشری و از جمله پدیده های منحصر به فرد انسان ها ومنفورترین آن محسوب می گردد، لیکن هنگامی که جنگ ماهیت دفاعی به خود می گیرد و یا دفع تجاوزی را به همراه می ‌آورد به خصوص اگر جهت‌گیری مستقیم آن به حفظ استقلال ملت‌ها بینجامد تبديل به یکی از اساسی‌ترین زمينه‌هاي بالندگی و رشد ملت‌ها خواهد شد. صرف نظر از وجود واژه‌های روان‌گرای متعدد بالقوه و بالفعل که در پدیده جنگ و بخصوص دفاع ظهور و بروز پیدا می‌کنند، خود دفاع و موفقیت در دفاع بالندگی بزرگی را برای ملت‌ها به همراه دارد. برای پی بردن به این مهم به همین بسنده می شود که اکثر کشورهای بزرگ و کوچک در برنامه های گردشگری خود بازدید کننده‌ گان رابه موزه ها بخصوص موزه نظامی راهنمائی می کنند آنها در این رهگذر به معرفی دلاوران و قهرمانان ملی خود پرداخته و به این نتیجه می رسند که همه این افتخارات و بالندگی ها مرهون تلاش و از خود گذشتگی های قهرمانانشان بوده و از این طریق در صددند به گونه ای شایسته بتوانند اسطوره ها و قهرمانانی دیگر را در طول نسل ها خلق کرده و آینده کشور و ملت خود را با الگو برداری از قهرمانان ملی تضمین نمایند. جنگ تحمیلی عراق علیه ایران اسلامی نیز یکی از این پدیده هاست، با توجه به ویژگی های استثنائی خود باید مورد توجه قرار گرفته و در فرایند زمانی برنامه ریزی شده ای با رویکردهای مختلف به عنوان اصلی ترین بالندگی ملت قهرمان ایران، علوم و فرهنگ و ارزش های نهفته در آن استخراج و به آیندگان سپرده شود. در یک بررسی اجمالی از فعاليت هاي فرهنگي و ارزشی گذشته در می یابیم ، تا كنون با رويكرد های مختلفی به جنگ و دفاع مقدس توجه شده ،همه این رویکردها با هدف باز یابی فرهنگ و ارزش های نهفته در دفاع مقدس و انتقال به نسل های آینده صورت گرفته است، اکنون به نظر می رسد باید این رویکردها بعد از 20 سال از پايان جنگ واکاوی و با آسیب شناسی دقیق نقاط قوت و ضعف آن بررسی و مورد ارزیابی قرار گیرد.برای ورود به بحث ابتدا چند سئوال طرح می‌گردد. • چرا دفاع مقدس با همه ارزش های درونی و پیرامونی خود باید ماندگار بماند؟ • آیا ما توانسته ایم فرهنگ و ارزش های دفاع مقدس را به ظهور و بروز برسانیم ؟ • آیا فعالیت های فرهنگی ونشر ارزش های دفاع مقدس تا کنون توانسته است گستره اجتماعی مناسبی را در بر بگیرد؟ • آیا رویکردهای فردی و جمعی مدیران و مسئولان و سازمان های مختلف پاسخگوی این رسالت مهم بوده است؟ • راز ماندگاری چنین پدیده بزرگی که موجب بالندگی اجتماعی و ملی می شود در چیست؟ با یک بررسی اجمالی از جهات مختلف در می یابیم، تا کنون رویکردهای مختلفی به دفاع مقدس وجود داشته اما تا کنون نتوانسته اند رسالتی که باعث بالندگی ملی و اجتماعی شود را به انجام برسانند. بررسی نظریه های موجود: رويكرد اول : الهی ، ارزشی و حماسي این رویکرد از آغاز انقلاب توسط مسئولان دلسوز نظام با محوریت امام(ره) شکل گرفت و توانست انقلابی اسلامی را با این وسعت و عظمت درمقابل دیدگان نا باور جهانیان به پیروزی برساند . در ابتدای جنگ تحمیلی با بی توجهی به این رویکرد شاهد کاستی هائی در صحنه های جنگ بودیم که پس از ظهور این رویکرد در سال دوم جنگ توانستیم در مدت زمانی اندک بیشتر سرزمین های اشغال شده را از تصرف رژیم بعث عراق خارج نمائیم . با توجه اساسی به این رویکرد در می یابیم که علت اصلي عنوان دفاع مقدس به جنگ تحميلي متائر از این رویکرد بوده است . تهییج عمومی مردم و شکل گیری بسیج مستضعفین و ورود نیروهای داوطلب و پدید آمدن روحیه شهادت طلبی و اسلام خواهی و همچنین غیرت دینی و ملی را می توان دستا ورد های این رویکرد عظیم دانست. اساسا اين نگرش و رویکرد انسان ، معنويت و ارزش محوري بوده . گرايش اين رويكرد بيشتر بر روي انسان ها ي ارزشمند و وارسته است. پس از جنگ جمعی از مدیران و مسئولان سازمان های مختلف فرهنگی و هنری از جمله شهید آوینی سعی در توسعه این تفکر داشته اند. این رویکرد تا کنون توانسته قشر وسیعی از جامعه دینی ایران را با خود هماهنگ نموده و اثر گذار باشد . رويكرد دوم : تاریخ نگاری، این رویکرد از دريچه هاي مختلف تاريخي ، به دفاع مقدس پرداخته و اكنون به شكل مكتوبات تاريخي، خاطرات ، تاریخ شفاهی و یا باز خوانی نوارهای ضبط و ثبت شده در دوران جنگ مطالعه مي شوند. این رویکرد با آینده نگری فرمانده وقت سپاه آقای محسن رضائی از زمان جنگ شروع شد ، بدین شکل که ابتدا گروه هائی به نام راوی وارد صحنه نبرد شده و جلسات و گفتگوهای فرماندهان و مدیران عالی و میانی و حتی نیروهای رزمنده در مناطق عملیاتی را ثبت و ضبط می كردند . وظیفه این تیم هاجمع آوری ، و بطور کلی ثبت و ضبط وقایع جنگ در میان فرماندهان و سایر نیروها بود و و سپاه و جهاد سازندگی فعالیت گسترده ای را داشتند، با اینکه اين رويكرد با آینده نگری و ژرف نگری خوبی همراه بود اما فعالیت بسختی انجام می شد و همکاری مناسبی از طرف فرماندهان و افراد با آنها نمی شد. خیلی از فرماندهان و مدیران بر این باور بودند که کار برای خدا این گفتگوها را ندارد و به نوعی متاثر از رویکرد الهی ارزشی بودند،این رویکرد بعد از جنگ با تلاش فراوان در پي این مهم بود که از لابلای مطالب گرد آوری شده، تاریخ جنگ را تدوين نماید. لیکن به دلایل متعدد نتوانسته پاسخگوی منتقدان خویش باشد . به نظر می رسد که وجود مرکزی برای رسیدگی به این مهم یکی از ضروریات است که اگر همچنان مورد غفلت قرار گیرد عرصه منتقدان دفاع مقدس وسیع تر می شود . مرکز مطالعات و تحقیقات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و گروه معارف شهید صیاد شیرازی از جمله موفق ترین سازمان های هستند که با این رویکرد توانستند خدمات شایانی به کشور و نسل های دوم و سوم انقلاب نمایند . رویکرد سوم : جغرافیائی، رویکرد سومی که تا کنون وجود داشته است و توانسته بخشی از دفاع مقدس و ارزش های آن را حفظ و انتقال دهد ، رویکرد جغرافیائی و بومی بوده ،گاهی این گرایش رنگ و بوی قومی و منطقه ای و گاهی سازمانی و گاهی هم خانوادگی به خود می گیرد.مانند برگزاری مراسم ها و کنگره ها ي استانی و شهرستانی و برگزاری مراسم هاي مختلف ارتش و سپاه و بسیج و دیگر سازمان ها و نهادها همچنین مراسم سالگردها و یادواره های شهدا در مساجد و تکایا و مزارهای شهدا. همانگونه که گفته شد عملکرد این رویکرد در جغرافیای وسیع کشور هم گستره فردی و هم گستره اجتماعی و هم سازمانی داشته و توانسته خدمات خوب و مناسبی را به نسل های بعد از جنگ ارايه نماید . از جمله نمادهای این رویکرد برگزاري کنگره ها ویادواره های استانی و شهرستانی و همچنین گرد همايی های مختلف شب خاطره مي باشد که غالبا با رویکرد ارزشی و فرهنگی همراه بوده است اما کمتر به جنبه ملی و کشوری مي پردازد و گرایش زیادی به جغرافیا و ناسیونالیسم جغرافیائی و سازمانی دارد. رویکرد چهارم : انتقادي، رويكرد چهارمی كه در دوران بيست سال گذشته وجود داشته ، رويكرد انتقادي و يا نقادي است. همان گونه که محققین و فرهیختگان می دانند،نقد و انتقاد اساسا از دو وجه سازنده و اصلاح گر و وجه تخریبي يا منفی برخوردار است. عوامل گوناگوني همانند اهداف و گرایش های فکری ، وابستگی حزبی و گروهی همچنین عوامل موثر محیطی در پیدایش هر کدام از این وجوه بر نقد کننده موثرند . با یک نگاه اجمالی پی می بریم که متاسفانه ‌ منفي نگري بر بعد مثبت نگري رویکرد نقد و نقادی برتري داشته و نقد تخريبي آن از نقد سازنده اش بيشتر بوده به طوري كه این نقد ها تاكنون پايه و اساس منطقي نداشته و بر مبناي حزب گرايی و اساسا تفکرات حزبی و در بعضی مواقع احساسی و عدم درک شرایط استوار بوده است . در اين زمينه نگاه بسیار خوش بینانه نسبت به دشمن اصلی و یا گرایش تبرئه محور مشاهده مي شود ، در این نگرش معمولامنتقدین در دفاع مقدس حضور نداشته و عدم جضور خود را با رویکرد نقادی به دفاع مقدس توجیه مي كنند و به عناوین مختلف جنگ را زیر سوال برده و کم مانده که ادعا کنند ایران شروع کننده جنگ بوده است. چه اینکه سازمان منافقین در نشستی با طارق عزیز، سندی را به امضا رساند که بر اساس آن تحرکات ایران باعث شروع جنگ شده و یا ادامه جنگ بعد از خرمشهر و غیره از محصولات این رویکرد است . در یک نگاه روانشناسانه و فردگرا این رویکرد بیشتر توجیه کننده عدم حضور خود در میادین نبرد بوده و به عبارتی یا خواسته اند عدم حضور خود و همراهی نكردن با ملت را توجیه کنند و یا ژست روشنفکرانه بگیرند. برخي متاثر از گرایش های فکری و حزبی چون مي خواهند اين احساس شرمندگي را توجيه كنند، جنگ را زير سوال مي برند . در این رویکرد گاهي اوقات كل زيبايي ها و حماسه هاي خلق شده ناديده گرفته وتنها يك عیب و نقص را مورد توجه قرار مي گيرد.اما نگاهي منطقي مي گويد كه جنگ مانند سایر پدیده های ديگرمنطق خود را دارد . بايد بپذيريم جنگ يكي از پديده هاي بزرگ بشري است كه منطق خاص خود را دارد زيرا هر جنگي از عواملي مانندريسك پذيري در جنگ،كشتن و كشته شدن در جنگ وپيروزي يا شكست برخوردار است. پیروزی یا شکست نيز تعریف خاص خود را دارد. در هیچ جنگی نمی توان بدون در نظر گرفتن این تعریف و نسبت، پیروزی و یا شکست را تعریف کرد . هیچگاه محقق و یا پژوهشگری نتوانسته در جنگ های باستان و معاصر بدون این تعاریف برنده و بازنده جنگ را تعریف کند. پیروزی و یا شکست باید بطور نسبی در سه سطح مورد بحث قرار گیرد . راهبرد / عملیات / تاکتیک الف- راهبرد: ما مدعي هستيم كه به دلايل مختلف ، متقن و محكمه پسند در سطح راهبردی و راهبري پيروز مطلق جنگ بوده ايم ،زيرا: 1- اجازه نداديم كه دشمن به اهدافش دست يابد. 2- سازمان ملل متحدعراق را به عنوان متجاوز و آغاز گر جنگ معرفی کرد، آيا نام اين را نمي توان پيروزي گذاشت؟ اهميت اين موضوع يعني متجاوز بودن عراق چنان است كه یکی از شروط اساسی ایران براي رسیدن به صلحی پایدار در منطقه از همان اوايل بوده است .به عنوان نمونه در ملاقاتي كه دبیرکل سازمان کشورهای اسلامی آقای حبيب شطي در روزهای آغازین جنگ با امام «ره» داشت از ايشان مي خواهند كه جنگ را تمام كند، امام مي فرمايند: شما از اين در بيرون برويد و اعلام كنيد كه عراق متجاوز است ، ما جنگ را تمام مي كنيم، اما آنها حاضر نبودند كه عراق را به عنوان متجاوز معرفي كنند. 3- نامه هايي كه صدام حسين براي آقاي هاشمي رفسنجاني رئيس جمهور وقت نوشت ودر آن قيد كرد « اکنون همان چيزي كه شما خواستيد محقق شده» و در حقيقت اين سه دليل كافي است كه ما در سطح راهبردی و راهبری پيروزمطلق در دفاع مقدس باشيم. ب- عملیات: سطح عملیات نیز با توجه به منطق جنگ باید اذعان کرد که درصد قابل قبولی از پیروزی را نصیب خود کرده ایم و اگر بخواهیم گروه بندی کنیم 70 درصد عملیات های ما با پیروزی همراه بوده است و به اهداف خود رسیده است و 20 درصد عملیات های ما پیروزی نسبی کسب کرده است که کمتر از حد انتظار بوده است و 10 درصد عملیات های ما همانند والفجر مقدماتی و کربلای 4 و همچنین قادر با شکست مواجه شده اند . ج – تاکتیک سطح تاکتیک نیز موفقیت ها ی فراوان والبته اشتباهاتی نیز داشته ایم که با وضعیت نظامی وسیاسی هر مقطع از دفاع مقدس و شرایط حاکم بر ایران و عراق در نوسان بوده است . اگر چه در مسايل تاكتيكي اشتباهاتي داشته ايم اما دقت نظر در این مسئله حائز اهمیت است که ما در شرایط انقلاب بوده و آمادگی جنگی نداشته ایم ، دانشگاه و دانشکده جنگ ندیده بودیم ، جوان و کم تجربه بوده ایم ارتش نیز بعد از انقلاب در اختیار نیروهای حزب اللهی قرار گرفته بود مسلما" این نیروها در دوران شاهنشاهی نقشی در ارتش نداشته اند. با اين همه در يك منظومه كل نگر ، توانستيم حزب بعث را كاملا مرعوب و با افزايش قدرت بازدارندگي چتر امنيتي را درست كنيم كه احدي امروز نمي تواند خيال حمله به كشور ما را در سر بپروراند، آیا استکبار جهانی از تجهيزات ما مي ترسد ؟ يا ارتش و سپاه از نظر تجهيزات و نيروي انساني بيشتر از عراق توان داشت ؟ اين طور نيست ؛ آمار وارقام مي گويند كه ارتش عراق در تمام مراحل و مقاطع جنگ برتری بالايی از نظر تجهیزات و امکانات و نیروی انسانی برخوردار بوده و حمایت های سیاسی و اقتصادی و نظامی از ارتش حزب بعث عراق هیچ گونه محدودیتی نداشته است . ارتش بعث عراق در سال آخر جنگ در تجاوز مجدد به ايران ، نزديك به 3 تا 4 برابر جمهوري اسلامي تجهيزات داشت. الان هم استکبار جهانی از توانائیها و تجهيزات ما با خبر است ، ولي علت اين كه به ما تعرض نمي كند چيست؟ آيا دليل آن رفتار بشر دوستانه آمریکا و انگلیس و اسرائيل است؟در واقع تنها دليلش اين است كه در مورد ما نمي توانند پيش بيني كنند كه عاقبت جنگ چه خواهد شد، و اين درسي است كه آنها از دفاع مقدس گرفته اند. و حتما استدلال خواهند كرد كه ما با تمام تجهيزات مان پشت سر عراق ايستاديم وبه ايران كه در آن زمان هيچ نداشت تاختيم، اما عملا نتوانستيم كاري از پيش ببريم. پس چرا اين تجربه منجر به شكست را دوباره تكرار كنيم؟ بر اين اعتقاد نيستم كه برخي مي گويند جوانان براي دفاع از كشور انگيزه و آمادگي ندارند.غيرت و مردانگي واژه هاي روانگرا است. الان اگرسوال شودكه نظرتان در باره جوانان امروز و روحيه و آمادگي آنان براي دفاع چيست ؟ مانند اين است كه در غير ماه رمضان بخواهيم تعداد روزه داران را بشماريم. امروز در مملكت ما مردم ونظام در هم ذوب شده اند و این وحدت ملی که اساسی ترین رکن باز دارندگی تجاوز است را پدید آورده اند ،لذا در پاسخ به این منتقدان وافراد باید گفت: اگر متخصص جنگ هستید ، چرا وارد جنگ نشدید؟ و اگر هم متخصص نيستند به اموري كه در تخصص شان مربوط نيست بدون علم و منطق سخن نگويند . در این مختصر نه می شود و نه می توان دفاع مقدس را تشریح و به همه شبهات پاسخ گفت ، بلکه به دنبال این هستیم تا اثبات کنیم رویکردهای موجود نتوانسته فراگیری مناسبی را در گستره ملی و کشوری داشته باشد و باید با نگاه عالمانه به نقد و بررسی رویکردهای موجود پرداخت و نقاط ضعف و قوت آنها را استخراج و استنتاج نمود. رویکرد پنجم : علمی، رویکرد پنجم با اینکه خیلی دیر شروع شده است اما نگرشي علمی و آکادمیک به جنگ و دفاع مقدس داشته و از زاویه علمی با تئوری خاص خود به جنگ پرداخته است . تئوری این رویکرد بیانگر این حقيقت است که جنگ مجموعه علوم و معارفی را در خود نهفته دارد كه توانسته است در همه کشورها اثر گذار باشد و یا به عبارت دیگر توانسته منشا تحولات عظیمی باشد . بايد گفت که جنگ گنجینه عظیمی از علوم و معارف است که باید استخراج شده و علمی و کاربردی شده و از طریق موسسات آموزشی و آموزش عالی ترویج و توسعه و در اختیار نسل ها قرار گیرد. اين علوم معمولا در جنگ ما بومی بوده و مي تواند سر منشاء تغيير و تحولات اساسي شود چنانكه در حال حاضر سر منشاء بسياري از پيشرفت هاي كشور رامي توان در دفاع مقدس جستجو كرد. نکته مهم این است که علاوه بر اینکه جنگ در تاریخ فعلی مظلوم واقع شد و رزمنده به فراموشی سپرده شده ، دو مظلومیت ديگرنيز در مقطع پس از جنگ به چشم می خورد. 1- مدیریت عالی جنگ : بسياري تصورشان بر این است که ما در جنگ بدون برنامه بوده ایم . و شمائی از جنگ سرخ پوستی را ارائه نموده ایم لاکن بجای هورا کشیدن تکبیر گفته ایم . غافل از اینکه در پشت سر جنگ مدیریتي قدرتمند، در راس نظام و نیروهای مسلح وجود داشته که با بهره گیری از علوم و متخصصان مختلف توانسته این اثر گذاری والا را داشته باشد . ما در تاریخ چند صد ساله گذشته خود در هرجنگی بخشی از کشورمان را از دست داده ایم و تنها در دفاع مقدس بوده که حتی یک وجب از خاک کشور جدا نشده است با کالبد شکافی علت ها و ماجراهای پشت پرده به این حقیقت پی می بریم که سر سپردگی هیئت های حاکمه و سران کشور در آن روزها و توافق های پشت پرده علت اصلی جدا سازی بخش هايی از این کشور پهناور بوده است . چنانکه اگر مدیریت و رهبری امام (ره) و مدیران عالی جنگ و همچنین فداکاری ملت غیور و قدرتمند ایران نبود کشور از دست رفته بود . 2- علوم نهفته در جنگ : بسياري ديگر تصور می کنند ، مجموعه ای که در جنگ بوده اند افرادی بیکار و بی سواد و نا آشنا به علوم مختلف بوده اند ،آنهابه همین جهت جنگ را فارغ از علوم مختلف و رشته های مربوطه می دانند.در حالی که اصلا چنین چیزی نبوده است و مدیریت عالی جنگ با بهره گیری از تمام علوم مرتبط یا بصورت مستقیم و یا بطور غیر مستقیم بهره گرفته و توانسته این موفقیت ها را به همراه آورد . مهندسی. جغرافیا، پزشکی،روانشناسی ، مدیریت، و سایر رشته ها به عناوین مختلف نه تنها در جنگ اثر گذار بوده اند، بلکه جنگ منهای هریک از این علوم بسیار بی معنی جلوه می كندو سبب صدمات و خسارات جبران نا پذیر و حتی شکست قطعی مي شود. بنابر اين فرآيند و پتانسيلي در دفاع مقدس نهفته است که مي تواند علوم مختلف را در خود پرورش داده و بارور نماید اما تا كنون هيچ وقت با نگاه علمي ودانشگاهي به آن توجه ننموده ایم ، يعني در تمام رشته هاي مهندسي هيچ صحبتي از مهندسي جنگ و مهندسي در شرايط بحراني نمي شود . به عنوان مثال عراقي ها هر روز تاسيسات نفتي ایران اسلامی را بمباران مي كردند تا شاید صادرات نفت را قطع کنند . اما با تلاش متخصصین در زیر بمباران های گسترده حتی یک روز هم صادرات نفت قطع نشد و فراتر از آن متخصصان ما توانستند چگونگي اطفاء حريق ناشی از بمباران ها را به شكلي کاملا علمی و تجربی فرا گرفته به طوري كه در كمترين زمان موفق به مهار آتش سوزي مي شدند و باتجربه خودتوانستند در رقابت با آمريكا چاه هاي نفت كويت را كه بر اثر حمله عراق دچار حريق شده بود خاموش کنند. نتیجه: اگر با رویکرد اخیر(علمی) دفاع مقدس مورد مطالعه،کنکاش،پژوهش و نقد قرار گیرد؛ 1 - منشا تحول اساسی درعلوم مختلف به ویژه علوم انسانی خواهد شد و اختلاف ها و خلاء ناشی از ناهمگونی نسخه های غربی علوم انسانی با فرهنگ ایرانی،اسلامی رفع می گردد. 2- ماندگاری دفاع مقدس در ابعاد مختلف تضمین خواهد شد. 3- نشر و ترویج فرهنگ دفاع مقدس درتمام زمینه ها وهمه اقشار ونسل ها تسهیل می گردد. 4- دفاع مقدس از تحریف ، قلب واقعیت،بزرگ نمایی و...مصون خواهد ماند. روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس