سیاست روز - پربيننده ترين عناوين فرهنگ :: rss_full_edition https://www.siasatrooz.ir/fa/culture Fri, 12 Aug 2022 21:43:43 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 https://www.siasatrooz.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط سیاست روز https://www.siasatrooz.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام سیاست روز آزاد است. Fri, 12 Aug 2022 21:43:43 GMT فرهنگ 60 ارغوان در نبود تو چه کند؟ https://www.siasatrooz.ir/vdchwxnzz23nikd.tft2.html سپهر فرهنگ و هنر کشور روز گذشته شخصیتی را از دست داد که حیف بود. او در دیار غربت جان به جان‌آفرین تسلیم کرد و ای کاش پیکر او را به وطن بیاورند و در ایران به خاک بسپارند، حیف است او در خاک غربت بیارامد هر چند دوری از سرزمین مادری برای او در این سال‌ها سنگین بود و می‌توان گفت در این سال‌های منتهی به وداع او؛ آرزوی دیدار دوباره از ایران و سر بر بالین وطن و آرامش در خاک ایران بزرگ را داشت.هوشنگ ابتهاج شاعر و نویسنده نام آشنایی است که هر که با فرهنگ و هنر ایران حتی قرابت کوچکی هم داشته باشد او را می‌شناسد، اما افسوس که چنین شخصیت‌ و شخصیت‌های فرهنگی از سوی جوانان امروز ناآشنا هستند، شخصیت‌هایی چون مرحوم ابتهاج ناآشنا نیستند بلکه این ما ناآشناییم، همچون غریبه‌هایی می‌مانیم که برای یافتن نشانی، سراغی نمی‌گیریم و جستجویی نمی‌کنیم.«سایه» که تخلص ابتهاج است، اشعار زیبایی از نو تا غزل دارد او را زمانی شناختم که نوجوانی بیش نبودم آن هنگام که با تشکیل گروه چاووش یا سپیده سرودهای انقلابی را اجرا کردند که برخی از اشعار آن از سایه بود.ایران ای سرای امیدبر بامت سپیده دمیدبنگر کزین ره پر خونخورشیدی خجسته رسیداین ترانه با شعر زیبای هوشنگ ابتهاج و صدای استاد شجریان ماندگار شد و هنوز هم یادآور خاطرات دوران انقلاب است. اتفاقاتی افتاد و مسائلی پیش آمد که به ایدئولوژی مرحوم ابتهاج باز می‌گشت. اما او با معنویت نه تنها بیگانه نبود بلکه رابطه‌ای عاشقانه داشت و. این در اشعارش نمایان است.او جلای وطن کرد و راهی دیار غربت شد و تا پایان عمر در آلمان زندگی کرد. اما سایه شعر و غزل معاصر ایران اشعار عرفانی زیادی در نوشته‌های خود دارد.از سرودهای انقلابی گرفته تا شعر در وصف اباعبدالله که حتی به خاطر ناتمام ماندن آن غبطه خورده است که چرا ناتمام ماند.«خون گرم تو هنوزاز زمین می‌جوشدهرکجا باغ گل سرخی هستآب از این چشمه خون می‌نوشد.کربلایی است دلم»و چه زیباتر می‌گشت اگر این شعر کامل شده بود!ارغوان او نیز که دستمایه خوانندگانی چون علیرضا قربانی و برخی دیگر گشته از اشعاری است که او آن سروده است.ارغوان،شاخه همخون جدا مانده منآسمان تو چه رنگ است امروز؟آفتابی ست هوا؟یا گرفته است هنوز؟من در این گوشه که از جهان بیرون استآفتابی به سرم نیستاز بهاران خبرم نیست ...مرحوم ابتهاج در یک فرایند معنوی قرار گرفت و در بیشتر اشعار نو و عزلیاتش، معنویت، عرفان و امید وجود دارد.ابتهاج قلب تپنده غزل معاصر بود که اکنون در میان ما نیست. لحنی لطیف، سیمایی دلنشین و اشعاری زیبا آن چیزی است که اکنون از او در خاطره‌ها به یاد مانده و خواهد ماند.استاد شفیعی کدکنی در واکنش به راهی شدن سایه چنین نوشت؛ «تو می‌روی که بماند؟ که بر نهالک بی برگ ما ترانه بخواند؟»افشین علا نیز در سوگ ابتهاج نوشت: آه از آن رفتگان بی برگشت......در این مجال اندک، فقدان پیر و پیش کسوت غزل معاصر ایران زنده یاد هوشنگ ابتهاج را به همه‌ی ایرانیان، فارسی زبانان و دوست داران زبان و ادب گرانسنگ فارسی تسلیت می گویم. امیدوارم غزلسرایان امروز با همت و تلاش و وسواس، بتوانند هرچه زودتر جای خالی آن بزرگوار و سایر پیش کسوتان صدرنشین را در صحن و سرای باشکوه اما داغدار غزل، پر کنند. هرچند جای خالی رفتگان بی برگشتی چون هوشنگ ابتهاج به آسانی پر نخواهد شد.محمد صالح علا نیز در سوگ هوشنگ ابتهاج اینگونه نوشت: «ساعتی پیش بمن خبر دادند،آقای ابتهاج نازنین‌مان، عازم عالم ناز شده‌اند، می‌دانید که من از نان‌آوران شب‌ام، شاید بقول یاسپرس این تواتر است، که دیشب همین هنگام، نامه‌ای برای او نویساندم، آقای ابتهاج جان، لطفاً نمیرید، اگرهم اراده کرده‌اید عازم عالم نازشوید، خواهش می‌کنم یواش بمیرید تا من هم فرصت داشته باشم بشمابرسم، شرم دارم پس از شما اینجا مانده باشم، زندگی تقصیر کسی نیست، اما دیگر برایم حوصله‌ی ماندن نمانده است، امشب خبر دادند او هم عازم خواب خوش شده، چه خوب است که شب است، واقعیت تاریکی را من روی شب کشیده‌ام، تا ستاره‌هایی مانند او دیده شوند، الان هم گرفتارم می‌روم گریه کنم، بی ‌واژه شعر واهه جان را زمزمه کنم، تا تو بودی دستهایت بوی گل سرخ می‌دادند، حالا که نیستی گلهای سرخ بوی دستهای تو را می‌دهند».و همایون شجریان نیز خود را اینگونه در سوگ سایه سهیم کرد؛«از آن شبی که نامم را برگزیدی، همان شبی که این شعر به آوازِ پدر خوانده می‌شد، دانه مهرت در دلم گذاشتی و امروز می روی پیش آن یار دیرین و یاران همنشین. بدرود عزیزترینبرسان سلام عاشقو اینگونه داستان ۹۵ سال عمر هوشنگ ابتهاج به پایان رسید اما یاد و نام او پایانی ندارد.پیکر «سایه» زیر درخت ارغوان آرام می‌گیرددبیر اسبق جشنواره شعر فجر از وصیت هوشنگ ابتهاج درباره محل دفنش خبر داد.رضا حمیدی در گفت‌وگو با گفت: مرحوم هوشنگ ابتهاج (سایه) این اواخر می‌گفت: دلم می‌خواهد کنار درخت ارغوانم دفن شوم. او اواخر عمر به نزدیکانش و دخترش یلدا بارها گفته بود مایل است در ایران و در کنار درخت ارغوان به خاک سپرده شود. دبیر اسبق جشنواره شعر فجر اعلام کرد: دخترش یلدا در حال پیگیری انتقال پیکر ابتهاج به ایران است و در این زمینه با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رایزنی می‌کند. به گفته وی، ترجیح خانواده سایه این است که اگر در کنار درخت ارغوان دفن نشود، در آلمان به خاک سپرده شود. حمیدی با بیان این‌که بامداد دیروز با دختر ابتهاج در این باره صحبت کرده است، گفت: ابتهاج متعلق به مردم ایران است و خانواده او دوست دارند پدرشان در وطنش به خاک سپرده شود.دبیر اسبق جشنواره بین‌المللی شعر فجر ادامه داد: یک بار در دیداری که داشتم صحبت از امام حسین (ع) شد. ابتهاج گفت: من غزلی برای امام حسین گفته‌ام و وصیت کرده‌ام بعد از مرگم انتشار یابد. پرسیدم چرا؟ گفت: نمی‌خواهم متهم به ریا و نفاق شوم.حمیدی با بیان این‌که او آخرین نسل شاعران سترگ قرن قبل و از بهترین دوستان استاد شهریار بود، اظهار داشت: حدود سه ماه پیش همسر مسیحی‌اش آلما در ۹۱ سالگی در آلمان درگذشت و امروز هم خودش در همان جا و گویا تاب دوری‌اش چندان تاب‌آور نبود و بی‌تابانه و به شتاب به شریک زندگیش پیوست. وی خاطرنشان کرد: ابتهاج، همواره از گردآوران آثارش رنجور بود و در سه ماه گذشته بارها و بارها در تماس تلفنی که با هم داشتیم، چه گله‌ها و شکوه‌ها که نکرد. ]]> فرهنگ Wed, 10 Aug 2022 23:11:20 GMT https://www.siasatrooz.ir/vdchwxnzz23nikd.tft2.html این یک «اپرای قدسی» است https://www.siasatrooz.ir/vdca0en6i49nuy1.k5k4.html بهروز غریب‌پور اپرای عروسکی «عاشورا» را به شکلی متفاوت، از ۱۹ مرداد در تالار وحدت روی صحنه می‌برد.بهروز غریب‌پور مدرس و کارگردان با سابقه تئاتر و تئاتر عروسکی، درباره اجرای مجدد اپرای عروسکی «عاشورا» در ماه محرم و صفر سال جاری، به مهر گفت: از طرف مدیریت بنیاد فرهنگی هنری رودکی این تمایل وجود داشت که اپرای عروسکی «عاشورا» امسال نیز اجرا شود اما تالار فردوسی درگیر تعمیرات بود و نمی‌شد در آن سالن اپرا را روی صحنه برد. وی ادامه داد: وقتی تمایل ویژه آقای مجید زین‌العابدین مدیرعامل بنیاد رودکی را دیدم که مایل بود این اپرای عروسکی «عاشورا» به روال ۱۴ سال گذشته اجرا شود، گفتم تنها سالنی که قابلیت اجرای اپرای عروسکی در آن وجود دارد، تالار وحدت است چون پیش‌تر تجربه اجرای اپرای عروسکی «رستم و سهراب» را در تالار وحدت داشتم.سرپرست گروه تئاتر «آران» با بیان اینکه اجرای اپرای «عاشورا» در تالار وحدت متفاوت از اجرا در تالار فردوسی است، توضیح داد: این بار اپرای «عاشورا» طرحی کاملاً متفاوت به لحاظ اجرایی دارد و اپرا به همراه بازی‌دهنده‌ها روی صحنه دیده می‌شوند. پیش‌تر و در کشور آرژانتین در صحنه پایانی اپرای «رستم و سهراب» چنین تجربه‌ای را داشتم. غریب‌پور تأکید کرد: هم برای بازی‌دهنده‌ها و هم عوامل دیگر اپرای «عاشورا» این چنین شیوه‌ای برای اجرا، کار دشواری است ولی شیوه جدیدی است که قطعاً توسط هیچ گروه دیگری تجربه نشده است. این امر راهی را برای من باز کرد که از این پس در اجراهای خارج از کشور اپراهای عروسکی گروه «آران» از چنین شیوه‌ای برای اجرا استفاده کنم.این هنرمند با سابقه تئاتر درباره دلایل انتخاب چنین شیوه‌ای برای اجرای مجدد اپرای «عاشورا»، یادآور شد: یکی از دلایل انتخاب این شیوه، مشارکت بازی‌دهندگان همچون تعزیه‌گردان‌ها است؛ ایجاد فضایی که گویی شما در یک تکیه بزرگ حضور دارید. از این پس از واژه «اپرای قدسی» استفاده می‌کنم زیرا هم آئینی است و هم اپرایی.وی درباره اینکه آیا اتخاذ شیوه اجرایی متفاوت در اجرای مجدد اپرای «عاشورا» هزینه‌های آماده‌سازی اثر را بالا برده است یا نه، تصریح کرد: اجرای اپرای «عاشورا» در تالار وحدت اجرایی مینی‌مالیستی است و دچار هزینه‌های اضافه نشدیم. حدود ۳ سال بود که به دلیل دوران کرونایی نتوانستیم رپرتوآر اپراهای عروسکی گروه «آران» را برگزار کنیم ولی پیش از آن همواره در جریان برگزاری رپرتوآر، گروه هزینه‌هایی را صرف آماده‌سازی آثار می‌کرد و این بار نیز همین کار را انجام داد.غریب‌پور در پایان سخنان خود ضمن اظهار امیدواری از اینکه شرایط فراهم شود تا اپرای عروسکی «همای همایون» را هم به همین شیوه اجرایی متفاوت در تالار وحدت روی صحنه ببرد، درباره زمان اجرای اپرای «عاشورا» گفت: قرار است از ۱۹ مرداد و به مدت ۳ شب، «عاشورا» را در تالار وحدت اجرا کنیم. امیدوارم امکان تمدید اجراها وجود داشته باشد. ]]> فرهنگ Tue, 09 Aug 2022 16:21:57 GMT https://www.siasatrooz.ir/vdca0en6i49nuy1.k5k4.html امام حسین‌«ع» دست همه را می‌گیرد https://www.siasatrooz.ir/vdcenx8zwjh8wei.b9bj.html همزمان با شروع ماه محرم تازه‌ترین دیوارنگاره میدان ولیعصر (عج) تهران با طرحی از حسن روح‌الامین رونمایی شد. در این اثر هنری امام حسین (ع) را درحالی می‌بینیم که حر مقابل‌شان به زانو افتاده و دست‌های او در دستان امام است.همزمان با شروع ماه محرم تازه‌ترین دیوارنگاره میدان ولیعصر (عج) تهران با طرحی از حسن روح‌الامین رونمایی شده است. در این اثر هنری امام حسین (ع) را درحالی می‌بینیم که حر مقابل‌شان به زانو افتاده و دست‌های او در دستان امام است. چند سالی است تصاویر عاشورایی و مذهبی حسن روح‌الامین در هیات مذهبی و سطح شهر دیده می‌شود. آنچه آثار او را ویژه می‌کند حس خوشایندی است که با دیدن نقاشی‌هایش در مخاطب به شکل یکسان ایجاد می‌شود.روح‌الامین در تازه‌ترین اثرش به «کمک و دستگیری» امام حسین (ع) اشاره دارد و برای بیان این مطلب به موضوع توبه حر اشاره کرده تا بگوید این دست‌ها حتی برای حر هم گشوده است. همچنین در گوشه کناری این طرح شعار«ای آفتاب دین، مرا دریاب ارباب» که بیتی از یک قطعه مداحی است نقش بسته و مضمون آن هم طلب دستگیری از جانب امام (ع) است. انتخاب حر به‌عنوان یکی از شخصیت‌های مهم حاضر در واقعه کربلا تصویری از چراغ هدایت و کشتی نجات بودن امام حسین (ع) را نشان می‌دهد. حر مقابل امام ایستاد و آب را بر روی سپاه ایشان بست اما در آخرین لحظات به رستگاری رسید و با پشیمانی و برگشت به سمت امام، آغوش باز اباعبدلله (ع) نصیبش شد. درواقع نقاشی تازه روح‌الامین یک حرف اصلی دارد و آن هم وجود امام حسین (ع) به‌عنوان منشا گشایش و رستگاری برای همه انسان‌هاست. نکته دیگر در دیوارنگاره محرمی میدان ولیعصر(عج) می‌تواند همکلامی شخص امام با حر باشد که با وجود حضور سپاهیان بدون واسطه اتفاق می‌افتد و امام خودشان مقابل حر حاضر می‌شوند و دست او را می‌گیرند.روح‌الامین در آثارش با استفاده از ترکیب بندی تصاویر و رنگ آمیزی مناسب، احساسات درونی خود را به تصویر می‌کشد و به شکل واضح و هنرمندانه ذهن مخاطبش را درگیر می‌کند. این نزدیکی به اثر و رساندن مفهوم به شکلی واضح، از احساسات درونی نشأت می‌گیرد؛ بنابراین در موضوعاتی که احساس همذات پنداری و یا ناتوانی در بیان احساس برای مخاطب ایجاد می‌شود طرح‌های او به کمک می‌آید.این نقاش در یادداشتی که زمان شهادت شهید حججی نوشته بود می‌گوید: «همیشه درباره کارهایم این را می‌گویم؛ تصویری که در ذهن من است تصاویری است که در ذهن خیلی از آدم‌ها وجود دارد، یعنی اتفاق تازه‌ای نیست که بگویم فقط من می‌بینم و بقیه نمی‌توانند ببینند. من یک تکنیک بلدم که می‌توانم اینها را تصویر کنم، وگرنه ممکن است همین تصویر با همین جزئیاتی که من دارم در ذهن خیلی از آدم‌ها باشد. همین تصویری که طراحی شد باور خیلی از آدم‌ها است. خیلی از مردم به این قضیه باور دارند که محسن حججی وقتی به شهادت می‌رسد کجا می‌رود؟ جای دیگری نباید برود. آنهم کسی که به این شکل به شهادت رسیده است. کار عجیبی اتفاق نیفتاده که بگویم فقط من تصویر کردم. شاید بخاطر همین نزدیکی ذهنی باشد که خیلی از مردم با این تصویرها ارتباط برقرار می‌کنند و آنچه در ذهن خودشان هست می‌بینند. وقتی بعضی‌ها می‌گویند هربار چنین داستانی می‌شنیدیم این تصویر در ذهن‌مان می‌آمد، من بیشتر احساس می‌کنم کار خاصی نکردم. مثل این می‌ماند که یکی می‌خواهد حرفی بزند ولی زبان ندارد و بجایش دیگری می‌گوید.» روح الامین درباره اثر تازه اش هم این طور گفته است:« دیوار نگاره برای ما یک هیئت است؛ یعنی نه چشمداشت مالی داریم؛ نه سفارشی است و نه چیز دیگری. ما هیچ وقت نمی توانیم مسلم بن عوسجه ،حبیب بن مظاهر ، بُرَیر بن خُضَیر و ... باشیم؛ ولی از پنجره یک گنهکار که جناب حر باشد، می توانیم به سید الشهدا(ع) برسیم.» دیوارنگاره میدان ولیعصر (عج) که همزمان با آغاز ماه محرم، با نقاشی حسن روح الامین و با شعار «ای آفتاب دین، مرا دریاب ارباب» رونمایی شده است ، محصول خانه طراحان انقلاب اسلامی است. سال گذشته طرحی دیگر از این نقاش با عنوان «امان نامه» و با شعار «اِنّی اُحامی اَبَداً عَنْ دینی» (هرگز از یاری دینم دست بر نخواهم داشت) رونمایی شده بود. نقاشی‌های دیجیتال حسن روح‌الامین تاکنون جوایز متعددی را از جشنواره‌های تجسمی دریافت کرده است. این هنرمند سال ۹۸ به عنوان چهره هنر انقلاب معرفی شد. ]]> فرهنگ Wed, 03 Aug 2022 17:12:56 GMT https://www.siasatrooz.ir/vdcenx8zwjh8wei.b9bj.html آیا امام حسین‌(ع) را شیعیان به شهادت رساندند؟! https://www.siasatrooz.ir/vdch-xnzk23nikd.tft2.html تاریخ قیام امام حسین (ع) چندان تحریف شده که عده‌ای نه تنها قیام آن حضرت را عقلانی نمی‌دانند بلکه می‌پندارند که امام حسین (ع) را شیعیانش کشتند و همان کسانی که دوستش داشتند به رویش شمشیر کشیدند! این باور نادرست که امام حسین (ع) را شیعیانش کشتند بر پایه این استدلال است که: «۱.کوفیان شیعه بودند، ۲.امام را کوفیان کشتند، ۳.پس امام را شیعیان کشتند.» با اندکی تأمل در تاریخ به نادرستی آن پی می‌بریم.بی‌درنگ یادآور شویم که همه کوفیان شیعه نبودند حتی مسلمان هم نبودند. یهودیان و مسیحیان نیز در کوفه زندگی می‌کردند. هیچ آمار دقیقی از جمعیت کوفه و شیعیان آنجا وجود ندارد اما مسلم است که همه کوفیان شیعه نبودند برخی گفته‌اند که شیعیان در اقلیت بودند، در حدود ثلث یا ربع جمعیت (اطلس شیعه، رسول جعفریان).از چگونگی ورود ابن‌زیاد به کوفه می‌توان دریافت که تعداد شیعیان آن جا چقدر بود. هنگامی که یزید نعمان را عزل و ابن‌زیاد را نصب کرد، وی با معدود افرادی وارد کوفه شد. اگر همه کوفیان یا اکثر قریب به اتفاق آن‌ها شیعه بودند ابن‌زیاد بی احتیاطی نمی‌کرد و با هزاران نفر از بصره وارد کوفه می‌شد و حتی از شام کمک می گرفت. وی با شناختی که از کوفه داشت و پدرش نیز پیشتر والی آن بود، می‌دانست که پیروان حکومت (یزید) نیز در کوفه بسیارند.کوفه مترادف با شیعیان نبود آنجا پایگاه شیعه بود. اما ده‌ها هزار نفر هم یافت می‌شد که به مصداق «الناس علی دین ملوکهم»، پیرو حکومت و دین حاکمیت بودند. دوره حکومت نعمان دوره اوج تکاپوی شیعیان در کوفه بود شیعه در این دوره اقلیت فعال بود و پیروان حکومت اکثریت خاموش. اما از هنگامی که ابن‌زیاد حاکم شد آن اکثریت منزوی را به نفع حکومت فعال کرد و آن اقلیت در صحنه را به حاشیه راند. خلاصه، این استدلال که کوفیان شیعه بودند، امام را کوفیان کشتند، پس امام را شیعیانش کشتند، مخدوش است زیرا همه کوفیان شیعه نبودند و حتی وجود معدودی غیر شیعه این استدلال را باطل می‌کند.آنچه موجب این پندار شده که امام حسین را شیعیانش کشتند، نبودن نیروهای شام در جنگ با آن حضرت است مسعودی (مورخ تاریخ) می‌گوید همه کسانی که به جنگ با امام آمدند و او را کشتند اهل کوفه بودند و حتی یک شامی هم در میانشان نبود. با فرض درست بودن این سخن، نزاع درباره بود و نبود شامیان نیست بلکه درباره ماهیت اعتقادی دشمنان امام است. آن‌ها کوفی بودند اما قلبشان شام بود. قاتلان امام حسین (ع) نه شیعیان کوفه، که شامیان کوفه، یا کوفیان شامی مذهب بودند. نباید پنداشت که چون شامیان با امام نجنگیدند بلکه کوفیان جنگیدند و کوفیان هم شیعه بودند پس از امام را شیعیان کشتند.گذشته از آنچه گذشت؛ دلایل متعددی می‌توان اقامه کرد که امام حسین را کوفیان «غیر‌شیعی» کشتند و حتی یک شیعه در میان قاتلان حضرت نبود از جمله اینکه امام در روز عاشورا به لشکر مقابل خود گفت: «ویحکم یا شیعة آل ابی سفیان (تاریخ طبری، محمد بن جریر).» همچنین برخی دشمنان امام در معرفی خویش می‌گفتند: «انا علی دین عثمان (الارشاد، شیخ مفید).»، در مقابی یاران امام خود را شیعه علی می‌خواندند و «انا عَلی دین علیٍّ» می‌گفتند.اساساً عده‌ای از سر بغض با امیرالمومنین به جنگ با امام حسین (علیه‌السلام) رفتند. گفته‌اند که برخی به آن حضرت می‌گفتند«نقتلک بغضا منا لأبیک.» همچنین تشنه کشتن امام حسین و اصحابش با این پندار نادرست که امام علی در تشنه کشته شدن عثمان نقش داشت، حاکی از مذهب دشمنان امام حسین بود و بغضی که به آن حضرت (علیه‌السلام) و امیرالمومنین (علیه‌السلام) داشتند.بر این مبنا بود که خلیفه همیشه برحق است و فرقی ندارد که علی است یا یزید، لذا حضور او در رکاب مولا علی هیچ‌گاه به معنای ارادتش به امام نبوده و نیست.حتی وقتی که مردم کوفه، مجبور به حضور در نخیله شدند، باز هم به سادگی به جنگ امام حسین (ع) نرفتند. بلاذری می‌گوید: «از لشگرهای هزار نفره‌ای که ابن زیاد به کربلا می‌فرستاد، بیش از سیصد یا چهارصد نفر به کربلا نمی‌رسیدند و مابقی در میانه راه می‌گریختند». ابن قتیبه می‌گوید: «وقتی ابن زیاد، کسی را با جمعیت زیاد به جنگ با حسین می‌فرستاد، هنگامی که به کربلا می‌رسیدند، جز جمعیت اندکی باقی نمانده بود. آنان جنگ با حسین را ناخوشایند می‌دانستند و لذا باز می‌گشتند و جامی‌ماندند.»سید محسن امین می‌نویسد:«منزه است خداوند از اين که قاتلين امام حسين عليه السلام از شيعيان باشند؛ بلکه کساني که ايشان را کشتند از اهل طمع بودند که دين نداشتند و بعضي از اشرار نااهل بودند و بعضي از ايشان به دنبال رؤساي خود رفتند؛ رؤسايي که حب دنيا ايشان را به جنگ حسين بن علي عليهما السلام کشانده بود؛ و در بين ايشان کسي از شيعيان و دوست داران حضرت نبود؛ اما شيعيان حضرت و مخلصين براي حضرت همگي ياران او شدند و در اين که در راه او کشته شوند درنگ ننمودند؛ و او را تا آخرين لحظات زندگاني با تمام نيرو ياري کردند؛ و بسياري از ايشان نيز نتوانستد حضرت را ياري بنمايند يا نمي‌دانستند که کار حضرت به اينجا منتهي خواهد شد؛ بعضي نيز در اين هنگام جان خود را به خطر انداخته و حصاري را که ابن زياد دور کوفه کشيده بود شکستند و براي ياري حضرت آمدند تا اين که در کربلا شهيد شدند؛ اما اين که ادعا شود يکي از شيعيان در جنگ با حضرت حضور داشته است اين صحت ندارد؛ و آيا کسي مي‌تواند اعتقاد داشته باشد که يکي از شيعيان و دوست داران حضرت که چنين علاقه‌اي به حضرت داشته به جنگ ايشان برود؟ هرگز؛ هميشه چنين بوده است که طرف‌داران حق در هر زماني اندک بوده‌اند و اين هميشه ديده شده است و خداوند فرموده‌اند: «و عده کمي از بندگان من شکرگذار هستند.» أعيان الشيعة، ج ۱، ص ۵۸۵.خود يزيد بن معاويه كه نوك پيكان اتهام را به سوي خود مي‌ديد هرگز نگفت: اين شيعيانش بودند كه حسين را كشتند. در حالي كه اگر چنين دروغي در آن زمان كمترين خريداري مي‌داشت حتما در گفتن آن لحظه‌اي درنگ نمي‌كرد. بلكه او مسئوليت شهادت امام حسين عليه السلام‌ را به عهده عبيد الله بن زياد والي و فرماندار كوفه مي‌اندازد؛ تا شايد به اين وسيله بتواند قدري از بار ننگ و گناه خويش بكاهد.ابن كثير و ذهبي و غير اين دو نوشته‌اند: لما قتل عبيدُ الله الحسينَ وأهله بعث برؤوسهم إلى يزيد، فسُرَّ بقتلهم أولاً، ثم لم يلبث حتى ندم على قتلهم، فكان يقول: وما عليَّ لو احتملتُ الأذى، وأنزلتُ الحسين معي، وحكَّمته فيما يريد، وإن كان عليَّ في ذلك وهن، حفظاً لرسول الله صلى الله عليه وسلم ورعاية لحقه، لعن الله ابن مرجانة يعني عبيد الله فإنه أحرجه واضطره، وقد كان سأل أن يخلي سبيله أن يرجع من حيث أقبل، أو يأتيني فيضع يده في يدي، أو يلحق بثغر من الثغور، فأبى ذلك عليه وقتله، فأبغضني بقتله المسلمون، وزرع لي في قلوبهم العداوة.زماني كه عبيدُ الله بن زياد [امام] حسين [عليه السلام‌] و اصحاب او را به قتل رساند و سر‌هاي آنان را براي يزيد فرستاد، ابتدا يزيد از اين عمل شاد و خرسند شد، اما طولي نكشيد كه از كشته شدن آنها نادم شده و همواره مي‌گفت: اگر من احتمال اذيت آنان را مي‌دادم اجازه اين كار را نمي‌دادم، وحسين را همراه خود در اين مكان فرو مي‌آوردم و به خواست او فرمان مي‌دادم، و حتي اگر با اين كار به من توهين صورت مي‌گرفت من اين كار را براي حفظ حرمت رسول الله صلّي الله عليه و آله وسلّم و رعايت حق او انجام مي‌دادم، خدا لعنت كند ابن مرجانه يعني عبيد الله بن زياد را كه او حسين را به عسر و حرج و اضطرار كشانيد، و از او خواست تا از همان‌جا كه آمده بازگردد، يا به سوي من آيد و با من بيعت نمايد، يا به يكي از سرحدات و مرز‌ها برود. اما حسين از اين كار امتناع ورزيد و در نتيجه ابن زياد او را به قتل رسانيد، و با اين كارش مرا مورد بغض و كينه مسلمانان قرار داد و در دل‌ها تخم دشمني مرا پاشيد. سير أعلام النبلاء، ج ۳، ص ۳۱۷ ـ البداية والنهاية، ج ۸، ص ۳۵ ـ الكامل في التاريخ، ج ۴، ص ۸۷.پس شبهه شیعه بودن قاتلان امام حسین بی اساس و خلاف مسلمات تاریخی است. پس چه کسانی به امام نامه نوشتند؟ بیچاره‌ترین مردم در آن زمان، مردم کوفه بودند؛ زیرا شیعه علی(ع) در آن شهر زیاد بود؛ معاویه، زیادبن سمیه را حاکم کوفه و هم‌زمان شهر بصره را نیز تحت امر او ساخت. و او به دنبال شیعیان می‌گشت ـ او شیعیان را می‌شناخت، زیرا در زمان خلافت حضرت علی(ع) از طرفداران ایشان بود ـ پس آن‌ها را هرجا که بودند می‌یافت و به قتل می‌رساند و یا تهدید به قتل می‌کرد؛ و یا از عراق بیرون می‌کرد؛ تا جایی که کسی از شیعیان شناخته‌شده در عراق باقی نماند. شرح نهج‌البلاغة/۴۴/۱۱؛ النصایح‌الکافیة، محمدبن عقیل، ص۷۲.منابع زیادی جنایات ابن‌زیاد را نقل کرده‌اند که به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم: سیرأعلام النبلاء/۴۹۶/۳؛ الکامل فی‌التاریخ، ابن‌اثیر/۴۵۰/۳؛ لسان‌المیزان، ابن‌حجر/۴۹۵/۲.از مجموع مباحث گذشته مشخص گردید که در زمان واقعه کربلا دیگر شیعه شناخته‌شده‌ای در کوفه باقی نمانده بود که بخواهد در جنگ با امام حسین(ع) شرکت کرده باشد، پس چگونه می‌توان ادعا کرد که شیعیان کوفه قاتل امام حسین(ع) بوده‌اند؟ و هیچ ناظر منصفی نمی‌تواند بگوید: این شیعیان بودند که برای امام حسین(ع) نامه نوشته و او را دعوت نمودند، چرا که معروف‌ترین نویسند‌گان نامه اشخاصی هم‌چون: شبث‌بن ربعی و حجاربن أبجر و عمروبن حجاج و غیره بودند که هیچ‌کس نگفته این‌ها شیعه بودند. انگیزه سایر نویسندگان نامه نیز لزوما محبت و اعتقاد شیعی به امام حسین(ع) نبوده بلکه آنان بعضا از خطاکاری‌های خلیفه جدید مطلع شده بودند و در برابر او امام حسین (ع) را «خلیفه» بهتری می دانستند. درست مانند زمانی که به امام علی (ع) مراجعه و درخواست کردند که او خلیفه باشد. الف ]]> فرهنگ Mon, 08 Aug 2022 15:12:33 GMT https://www.siasatrooz.ir/vdch-xnzk23nikd.tft2.html وادی معاشقه اينجاست https://www.siasatrooz.ir/vdcftmdymw6d0ja.igiw.html از تو ما را حديثي در سينه است و غمي جانکاه بر دل؛ همان غمي که دل آدم را شکست و ياد تواش گرياند. پيامبر، آنگاه که تو پا به عرصه ظهور نهادي، گلويت را بوييد و اشک دلش، بوسه را بر گلوي تو طراوتي ديگر بخشيد. همان حديث که توان از تن علي ربود و بر بيابانش ايستاند و ناله‌اش را به آسمان رساند که: " ههنا مناخ رکابهم و موضع رحالهم و ههنا مهراق دمائهم فتية من آل محمد..."اينجاست قتلگاه حسين، خون عزيزان محمد بر پيشاني اين خاک جاودانه مي‌شود. همين جا کاروان عشق درنگ مي‌کند و بار بر زمين مي‌نهد، وادي معاشقه اينجاست. همينجاست که پيامبران و فرشتگان صف در صف، گوش به راز و نيازي عارفانه مي‌سپرند. اين جاست که فرياد خون آلودِ "الهي رضاً برضاک" سينه آسمان را مي‌شکافد و بر رضايت خداوند، چنگ مي‌زند و آسمان از اين درد مي‌شکند و زمين بر خود مي پيچد. آري، از تو ما را حديثي در سينه هست و غمي جانکاه بر دل و رسالتي سنگين بر پشت. تو اگر چه قرآن مجسمي و هر بطن وجود و شخصيت تو را بطني است و آن را بطني ديگر تا لايتناهي و اگرچه اوج پرواز والاترين انسان، حضيض - پايين ترين- شناخت تو را در نمي‌يابد.و هر چند تو برتري از آنچه ما مي‌انديشيم و آن صفات که تو را متصف مي‌کنيم و اگر چه تو زينت بخش صفاتي، و اگرچه يادمان نرفته است آن کلام را که در قيامت والاترين مؤمنين در تب و تاب ديدار خداوندي مي‌سوزند و از او تقاضاي ديدار مي‌کنند؛ برقي مي‌درخشد و نوري متجلي مي‌شود که همگان را ساليان دراز بي‌خويش و بي‌هوش مي‌کند و وقتي خود را مي‌يابند و به هوش مي‌آيند، عاجزانه از خدا مي‌پرسند که اين تو بودي؟ و پاسخ مي‌شوند که اين يک تجلي از چهره حسين بود؛ جلوه‌اي از رخ اباعبدالله، يک نيم نگاه ثارالله ... و قلم را هرگز توان شرح اين ديدار نيست... وليکن ما را فقط ياراي ديدن ظواهر است و همين و تا همين حد، آتش به خرمن وجودمان افکنده است و دل‌هاي ناقابلمان را پروانه آن شمع جاودانه کرده است.ما که ظرفيت دريا نداريم، همان قطره مان که در گلو چکانده‌اي، حيات و زندگيمان بخشيده است. ما در اين کاروانسراي دنيا از آن جهت تنفس مي‌کنيم که تو در آن درنگ کرده‌اي. ما بر خاکي سجده مي کنيم که پاي تو بر آن نشسته و خون تو بر آن چکيده است. ما همچنان که ساده‌ترين نيازمان؛ آب نوشيدن را، به ياد تو مرتفع مي‌کنيم، احساسمان، انديشه‌مان، مرگمان، حياتمان، سلوکمان، قياممان، همه و همه رنگ از تو مي‌گيرند و معنا از تو مي يابند. بر مظلوميت جوانانمان از آن خرسنديم که مظلوميت تو را تداعي مي‌کنند. جوانانمان را به يادواره علي اکبر تو به ميدان فرستاديم.يا اباعبدالله! بابي انت و امي يا بن الزهراء!آتش عشق را در دل کودکان و جوانانمان جاودانگي بخش!نویسنده: سید مهدی شجاعی ]]> فرهنگ Wed, 03 Aug 2022 17:12:56 GMT https://www.siasatrooz.ir/vdcftmdymw6d0ja.igiw.html روایت همسر سردار بی‌سر مدافع حرم از هدیه امام حسین(ع) https://www.siasatrooz.ir/vdcbffb88rhb5ap.uiur.html همسر شهید عبدالله اسکندری از آرزوی شهید می گوید: همسرم آه کشید و گفت ای کاش مثل امام حسین(ع) شهید شویم و مثل امام حسین(ع) سر از بدنمان جدا شود.به گزارش تسنیم، پانزدهمین روز از فروردین ماه سال ۱۳۳۷ پا به این دنیای خاکی گذاشته و سال ۵۸ بود که با عقیده ای راسخ و محکم لباس خدمت سبز سپاه را بر تن کرده و پاسدار انقلاب و مهین اسلامی شده بود. اول خردادماه سال ۱۳۶۰ با دخترخاله خود «اعظم سالاری» ازدواج کرد. جنگ تحمیلی بود و او نیز مانند جوان های ایثارگر و مدافع وطن ۸۴ ماه در جبهه های حق علیه باطل به دفاع از سرزمین و مردم ایران اسلامی پرداخت و در عملیات های مختلفی شرکت کرده بود. با توجه به توانمندی و مسئولیت پذیری‌اش، مسئولیت‌های بسیاری در این دوران بر عهده‌اش بود، از فرماندهی گردان و دسته های مختلف گرفته تا معاونت تیپ ۶۴ امام هادی(ع) و مثل یک سرباز از وطن خود دفاع و ترکش های بسیاری بر بدنش جا خوش کرده و مفتخر به جانبازی ۲۵ درصدی شده بود.به همراه خانواده اش ۴ سال در اهواز زندگی می کرد و دو سال بعد از تصویب قطعنامه به شهر خود یعنی شیراز برگشت. پس از دوران دفاع مقدس مسئولیت های مختلفی در تهران و سبزوار داشت؛ مدت یک سال جانشین تیپ ۴۷ سلمان و سه سال فرمانده تیپ ۴۲ قدر اراک بود و سپس به شیراز بازگشت و ۴ سال و چندماه رئیس بنیاد شهید امور ایثارگران استان فارس شد. علاوه بر آن مسئولیت های مختلفی طی مدت های مختلف در استان و خارج از استان بر عهده داشت. سردار «عبدالله اسکندری» اواخر سال ۱۳۹۲ پس از سال ها خدمت به میهن اسلامی بازنشسته شد، اما او همچنان به فکر دفاع از اسلام و حریم اهل بیت(ع) بود. سال ۹۲ و ۹۳ هنوز در بین مردم، خبری از مدافع حرم و دفاع از حریم عقیله بنی هاشم(ع) نبود، چه بسا پاسداران و غیورمردان ایران اسلامی همیشه بیدار و آگاه بودند و به خوبی از وقایع و اتفاقات کشور سوریه و عراق که به دست دشمن قسم خورده اسلام یعنی داعش رخ می داد، مطلع بودند. سردار اسکندری نیز به خوبی این وقایع را دنبال می کرد و تاب نشستن نداشت و حدود ۲ ماه و نیم پس از بازنشستگی، راهی دیار شام و دفاع از حریم عقیله بنی هاشم(ع) شد. تمام و کمال همسرم را قبول داشتم«اعظم سالاری» همسر سردار شهید مدافع حرم «عبدالله اسکندری» در خصوص همسرش می‌گوید که ۳۲ سال با همسرم زندگی کردیم و همواره او و تصمیماتش را قبول داشتم و پا به پایش هر شهری که برای ماموریت می رفت همراه بودم، چراکه به خوبی و تمام و کمال ایشان را قبول داشتم و هیچ گاه با تصمیمات ایشان مخالفتی نداشتم. به شهرهای مختلف که برای ماموریت می رفت، همراهشان برای زندگی می‌رفتم و مخالفتی نداشتم و هیچگاه مانع فعالیت ها و تصمیمات همسرم نبود. حتی خیلی خوشحال بودم که می‌توانم در کنار ایشان باشم، با اینکه طی سال های خدمتشان خانه به دوش بودیم اما هیچ وقت ابراز نارضایتی نمی کردم و رضایت قلبی داشتم. دوست داشتم همیشه یار و یاور همسرم باشم و هیچ گاه مانع فعالیت هایشان که مقدس هم بود نبودم و در یک کلام من دربست ایشان را قبول داشتم. همسر سردار شهید اسکندری که از ازدواج با ایشان دو دختر و یک پسر دارند، سوریه رفتن همسرش را اینچنین تعریف می کند و می‌گوید قبل از اینکه به سوریه برود از اتفاقات آنجا کاملا آگاه بود و درباره مسائل و اتفاقاتی که در این کشور می افتد برای من و بچه ها تعریف می کرد و با آگاهی کامل تصمیم به رفتن گرفت. روزی که تصمیم نهایی را گرفته بود من و بچه ها را دور هم جمع کرد و به دلیل روحیه بچه ها گفت می خواهم برای سفر کاری به لبنان بروم، اما من را از هیچ تصمیم خود بی خبر نمی گذاشت و به من گفت می خواهد به سوریه برود. از آنجا که می دانستم هر تصمیمی که ایشان می گیرد رضای خداوند و قرب الهی در آن وجود دارد، هیچ مخالفتی نکردم. سالاری در ادامه تعریف می‌کند همسرم قبل از رفتن به سوریه همه کارهایش را انجام داده بود و از آن جایی که در زمان دفاع مقدس اکثر اوقات در جبهه ها بود، آمادگی کامل برای این سفر داشت. چندسالی که در بنیاد شهید خدمت می کرد به شدت متحول شده بود و انس و الفتی خاص با خانواده شهدا داشت و رزق معنوی خانواده شهدا نصیب همسرم شد، چون خانواده های شهدا همیشه دعاگوی ایشان بودند. همسرم مراسم اعتکاف را خیلی دوست داشت و حدود ۹ سال، هر سال در این مراسم شرکت کرده بود. قبل از رفتن مرتب می گفت ای کاش بتوانم در مراسم اعتکاف امسال هم شرکت کنم و بعد راهی سفر شوم. ۲۰ روز قبل از رفتنش من ساک ایشان را آماده کرده بودم اما خداوند توفیق داد و مراسم اعتکاف آن سال را شرکت کرد و یک روز بعد از آن راهی سوریه شد.کاش مثل امام حسین(ع) شهید شویمهمسر این شهید مدافع حرم می گوید همسرم یک هفته بعد از رفتن به سوریه در شهر «مورک» سوریه توسط داعشی ها به شهادت رسید. بعد از شهادت همسرم یکی از همکارانش به منزلمان آمد و خاطره ای را نقل کرد. همکار همسرم تعریف می‌کرد به آقای اسکندری گفتم می خواهم بروم کربلا ای کاش شما هم می آمدید که ایشان سرشان را پایین انداخت و آه کشید و گفت ای کاش مثل امام حسین(ع) شهید شویم و مثل امام حسین(ع) سر از بدنمان جدا شود. به ایشان گفتم اگر شما شهید شوید همه شما را می‌شناسند اما اگر من شهید شوم کسی من را نمی شناسد پس باید کارت شناسایی همراه داشتم باشم. به نظرم همان موقع حضرت زینب(س) دعای ایشان را قبول کرده بود و همانطور که خواستند شهید شدند.سالاری در ادامه تعریف می‌کند همسرش دو هفته قبل از رفتن به سوریه در جمع همکارانش روایت گری عملیات های دوران دفاع مقدس داشته و حدود دو ساعتی برای آنها روایت گری کرده است. سالاری می‌گوید که همسرش در پایان،صحبت های خود را به اتفاقات سوریه وصل می کند و با چشمانی اشک بار گفته بود والله قسم اگر ببینم روزی اسلام در خطر باشد حتی اگر در دورترین نقطه دنیا هم باشد بنده خود را به آنجا می رسانم و بازنمی گردم و انقدر می جنگم تا شهادت را در آغوش بگیرم.سر از بدنش جدا کردند و آن را امتیاز بزرگی برای خود می دانستندهمسر شهید اسکندری نحوه شهادت همسرش را اینچنین بازگو می کند که ایشان فرماندهی یک منطقه عملیاتی را به عهده داشته اند که به محاصره می افتند و در کنار نیروهای سوری تا آخرین لحظه مقاومت کرده بودند که سرانجام به شهادت می رسند. ایشان روی تپه ای به شهادت رسیده بودند که به گفته همرزمانش امکان دسترسی و برگرداندن ایشان غیرممکن بوده و نیروها مجبور به عقب نشینی شده بودند. داعشی ها هنگامی که به بالای پیکر ایشان رسیده بودند یک دفترچه با خط فارسی از جیبشان پیدا کرده و سر را از پیکر جدا کرده بودند و فردای آن روز فیلم و عکس های آن را در فضای مجازی پخش کرده بودند و این را امتیاز بزرگی برای خود می دانستند.آرامشم همه را متعجب کرده بوداعظم سالاری از روزی می‌گوید که خبر شهادت همسرش را به او داده بودند و تعریف می کند بعد از شهادت همسرم از طرف سپاه به منزلمان آمدند و خبر را دادند. من همانجا به یاد فیلم مختارنامه و صحنه شهادت وهب و کاری که مادر وهب با سر فرزندش کرد، افتادم و فقط از خداوند و حضرت زینب(س) طلب صبر کردم. خداوند یک آرامشی به بنده دادند که قابل وصف نیست و توانستم خودم و بچه‌ها را آرام کنم و این آرامش همه را متعجب کرده بود. تا قبل از این همسرم هر ماموریتی می‌رفت به شدت نگران می‌شدم و انقدر تماس می‌گرفتم که ایشان می گفت حاج خانم چرا انقدر نگران هستی؟تبادل پیکر همسرم را مساوی با کمک به تروریست ها می‌دانستیمهمسر شهید اسکندری خاطره‌‌ای را نقل می کند و می‌گوید دو هفته بعد از شهادت همسرم یکی از همکارانش با بنده تماس گرفت و گفت تعدادی از مسئولان کشور برای سفری کاری قصد دارند به ترکیه بروند و قرار است در کنار آن به مسئله تبادل پیکر همسر شما با اسرای داعشی نیز بپردازند. وقتی بچه‌ها از این ماجرا باخبر شدند، بین خودشان صحبت کردند و گفتند به همکار پدر بگویید ما حاضر نیستیم حتی یک ریال از پول بیت المال برای انتقال پیکر پدرمان به این گروه خبیث و تروریستی داده شود، پدر برای به درک واصل شدن آنها رفته بود و هرگونه کمک مالی و جانی به آنها شریک شدن در جنایت آنها است.سالاری در ادامه می گوید به لطف خداوند همان سال ۹۳ موفق به دیدار با حضرت آقا شدم و بعد از صحبت با ایشان در انتها، خدمت ایشان جمله بچه‌ها در خصوص بازگشت پیکر پدرشان را عرض کردم و گفتم اگر خدا بخواهد پیکر برمی گردد و اگر مصلحت باشد برای همیشه مهمان حضرت زینب(س) می‌انند. اما کسی که سفرکرده‌ای دارد همیشه به نوعی چشم انتظاری دارد، ولی ما همیشه می‌گفتیم اگر خدا بخواهد و این امر را به خدا محول کرده بودیم که اگر شهید دوست داشته باشد برمی‌گردد، ما هم راضی به رضای خدا بوده و هستیم و هیچ گاه ابراز نارضایتی از بازنگشتن پیکرشان نکردیم و معتقد بودیم اگر دوست داشته باشند خدا پیکرشان را برمی‌گرداند.هدیه امام حسین(ع)همسر شهید مدافع وطن سردار «عبدالله اسکندری» از لحظه‌ای می گوید که خبر پیدا شدن پیکر همسرشان را به او دادند و گفت که این خبر را خیلی غیرمنتظره به ما دادند و تا قبل از آن بی‌خبر بودیم. وقتی خبر را شنیدم گفتم این هدیه امام حسین(ع) در ماه محرم به ما است و شهید از بندگان خاص خدا بوده و دوستشان داشته که این موقع پیدا شده اند. سالاری معتقد است پیدا شدن پیکر همسرشان در این ایام عزای سرور و سالار شهیدان، می تواند الگویی برای جوان ها باشد و به آنها انسان زندگی کردن و آزادمردی امام حسین(ع) را گوش زد می کند و شهید اسکندری و شهدای دیگر می توانند الگوی جوان ها باشند. همسر شهید اسکندری در پایان از خداوند ثابت قدم ماندن در راه شهدا را طلب کرد و خواست همانطور که شهدا سربلند زندگی کردند و سربلند از این دنیا رفتند، او نیز سربلند باشد و بتواند از عهده مسئولیتی که بر دوشش گذاشته شده است، به خوبی بربیاید و امیدوار به شفاعت شهید عزیزش بود.به گزارش تسنیم، سردار شهید مدافع حرم«عبدالله اسکندری» در اول خردادماه سال ۱۳۹۳ در دفاع از حریم عقیله بنی هاشم(ع) به دست نیروهای داعش به شهادت رسید و سر وی توسط یکی از فرماندهان این گروه تروریستی از بدن جدا شد و پیکرش در سرزمین شام به امانت مانده بود. پیکر این شهید والامقام پس از سال ها و توسط گروه های تفحص پیدا و توسط آزمایش DNA شناسایی شد و روز پنج شنبه به سومین حرم اهل بیت(ع) منتقل خواهد شد و در روز عاشورا در شیراز به خاک سپرده می‌شود. ]]> فرهنگ Mon, 01 Aug 2022 17:32:50 GMT https://www.siasatrooz.ir/vdcbffb88rhb5ap.uiur.html اشعار محرمی با ریتم تند روح گریه را در عاشورا کمرنگ می‌کند https://www.siasatrooz.ir/vdcgqw9q7ak9xt4.rpra.html حجت‌الاسلام و‌المسلمین قرائتی گفت: استفاده از ریتم و آهنگ تند در اشعار ماه محرم روح گریه را کمرنگ می‌کند.حجت‌الاسلام و‌المسلمین قرائتی، استاد حوزه علمیه درباره برکات عزاداری گفت: گاهی می‌بینیم در اشعار ماه محرم ریتم و آهنگی تند قرار می‌دهند که روح گریه در اشعار را کمرنگ می‌کند. اصل عزاداری اشک است؛ چون ما دو موتور در داخلمان داریم و دو چراغ در بیرون. این دو موتور یکی عقل و دیگر احساس است. قرائتی با بیان اینکه شرف عقل بیان است، ادامه داد: یعنی اگر انسانی خوب حرف بزند، نشان می‌دهد که انسان عاقلی است. شرف احساسات اشک است؛ بنابراین لامپ عقل زبان است. همینکه یوسف سخنرانی کرد، گفتند با این بیان حکومت مال تو باشد. پس کسی که اشک ندارد، حکایت از سنگدلی او دارد. انسان باید اشک داشته باشد.این مفسر قرآن در ادامه گفت: در عاشورا دل مردم به سمت امام حسین (ع) هل پیدا می‌کند. کسانی هستند که در ماه محرم و عاشورا در کنار جاده‌ها و فضا‌های عمومی داربست آهنی نصب می‌کنند. اگرچه در طول سال روغن نباتی می‌خورند، ولی اگر دو کیلو روغن خوب داشته باشند، به عاشورا می‌دهند. گوشت یخی می‌خورند، ولی گوسفند تازه را به عاشورا می‌دهند. قرائتی با بیان اینکه حضرت امام حسین (ع) در خطرناک‌ترین زمان به یاران و اصحابش آزادی داد، گفت: کسی که یک لیتر بنزین دارد، هرکسی را سوار نمی‌کند. یاران امام حسین ۷۲ نفر بودند و آزادی دادن به این تعداد از یاران خیلی مهم است. این استاد حوزه علمیه با بیان اینکه در روز عاشورا ۱۰ سخنرانی شد، افزود: در بحبوهه جنگ ۱۰ سخنرانی کوتاه برای مردم شد تا بعد‌ها مردم نگویند که این روز را نفهمیدیم و غافل شدیم. قرائتی با اشاره به نماز روز عاشورا هم گفت: نماز ظهر عاشورا نکات فراوانی دارد. ما هر مسئله‌ای که برایمان پیش میاید، از نمازمان صرف‌نظر می‌کنیم. این درحالی است که یکی تمام وجودش را در ظهر عاشورا گذاشت تا امام حسین تیر نخورد. صدا و سیما ]]> فرهنگ Sun, 31 Jul 2022 16:53:48 GMT https://www.siasatrooz.ir/vdcgqw9q7ak9xt4.rpra.html اندک اما پربار https://www.siasatrooz.ir/vdcbafb8grhb5ap.uiur.html فیلم «سفیر» ساخته مرحوم فریبرز صالح را نه تنها به عنوان نخستین و پرفروشترین اثر عاشورایی پس از انقلاب می‌توان نامید، بلکه می‌توان از این اثر به عنوان اولین زیرساخت سینمایی آثار مذهبی در سینمای ایران یاد کرد که زمینه ساخت آثار فراوان مشابهی را در سینما و سیمای ملی فراهم کرد.مهمترین حادثه دینی در طول تاریخ ایرانیان، واقعه عاشورا است که با توجه به اهمیت و ابعاد گسترده آن قابلیت پرداخت تصویری بالایی دارد اما در طول این سال‌ها آنچنان که باید از این ظرفیت عظیم بهره‌برداری مناسبی نشده است که این امر علل و و دلایل مختلفی دارد. ساخت آثار تاریخی مذهبی مربوط به واقعه عاشورا نیازمند بودجه بالایی است که طبیعی است این مهم از عهده بخش خصوصی برنمی‌آید و صدا و سیما و سازمان‌های دولتی باید برای ساخت اینگونه آثار سرمایه‌گذاری کنند.با این وجود از زمان پیروزی انقلاب اسلامی تا امروز فیلم‌ها و سریال‌های قابل اعتنایی ساخته شده که بینندگان عام و خاص را جذب خود کرده‌اند. سهم سینما در این میان در نسبت با تلویزیون کمتر اما به هر حال آثار قابل اعتنایی در سینما ساخته شده است. فیلمهای سینمایی «روز واقعه»، «عصر روز دهم» و «رستاخیز» نمونه‌های موفقی با محوریت عاشورا هستند که د ر ادامه نگاهی به مهترین فیمهای ساخته شده در این زمینه و فیلمهایی که از این واقعه بزرگ تاثیر پذیرفته‌اند، انداخته‌ایم.«سفیر»؛ اولین و پرفروش‌ترین اثر عاشواریی فیلم سینمایی «سفیر» ساخته مرحوم فریبرز صالح را نه‌تنها به عنوان نخستین و پرفروشترین اثر عاشورایی پس از انقلاب می‌توان نامید، بلکه می‌توان از این اثر به عنوان اولین زیرساخت سینمایی آثار مذهبی در سینمای ایران یاد کرد که زمینه ساخت آثار فراوانی مشابهی را در سینما و سیمای ملی فراهم کرد.روایت فیلم «قیس‌ بن مسهر» نماینده امام حسین (ع) است که با نامه‌ای برای «سلیمان خزاعی» به‌طرف کوفه می‌رود و در راه به‌دست راهداران «ابن‌زیاد»، والی کوفه دستگیر و به‌ زندان افکنده می‌شود. قیس پیش از دستگیری نامه را از بین می‌برد و در زندان زندانیان را بر ضد زندانبان‌ها می‌شوراند.حسین بن نمیر، فرمانده راهداران، قیس را به زندان ابن زیاد در کوفه منتقل می‌کند. ابن زیاد به پیشنهاد مشاورش، خالد از قیس می‌خواهد که در مسجد سخنرانی کند و به دروغ به مردم بگوید که امام قصد بیعت با یزید را دارد. قیس می‌پذیرد، اما در روز موعود علیه یزید سخنرانی می‌کند. ابن زیاد، که به خشم آمده هم پس از سرکوب مردم، قیس را از بالای برج ارک به پایین انداخته و او را به شهادت می‌رساند.این فیلم در شرایط سخت و طاقت فرسا و با امکانات محدودی ساخته شد. در ابتدا قرار بود این فیلم به صورت یک اثر ۷۰ دقیقه‌ای تلویزیونی ساخته شود که در نهایت تبدیل به فیلمی سینمایی شد. صالح با در نظر گرفتن شرایط زمانی سال‌های نخستین انقلاب در شرایطی که تولید و نمایش در سینمای ایران همچنان بلاتکلیف است تصمیم می‌گیرد که با ساخت این فیلم در سینمای ایران پایه‌گذار نوعی دگردیسی در روند تولیدات سال‌های اولیه انقلاب باشد که البته در این راه موفق عمل کرد و با هر بار بازپخش آن در تلویزیون، بینندگان زیادی مخاطب آن هستند.«روز واقعه»، روایتی مستقیم از عاشورا«روز واقعه» ساخته شهرام اسدی را شاید بتوان تنها فیلمی دانست که روایتی مستقیم از عاشورا دارد و بارها و بارها نیز از تلویزیون در ایام تاسوعا وعاشورا پخش شده و می‌توان آن را پای ثابت تلویزیون دراین ایام دانست.«روز واقعه» روایت عبدالله جوان مسیحی است که تازه به اسلام روی آورده و دل در گرو عشق راحله دختر زید دارد. وی در جریان عروسی با راحله ندایی می‌شنود که او را به یاری فرا می‌خواند، عبدالله بیابان به بیابان، واحه به واحه به سمت کربلا می‌تازد و هنگام عصر عاشورا به آنجا می‌رسد و در آن زمان حقیقت را بر سر نیزه می‌بیند.«روز واقعه» نوشته بهرام بیضایی است و او  با  دست مایه قرار دادن عناصر نمادین در  روایتش و  دور ماندن از مرکز ثقل تاریخ (یعنی نمایش خود واقعه عاشورا)، توانسته است هم باور‌های عوامانه را  بدون حساسیت نمایش دهد و  هم اینکه با  ساختن جهانی نمادین و  اسطوره ای، خرده روایت‌ها و  عناصر دراماتیکش را  از گزند تیغ منطق و  حقیقت تاریخ دور نگه دارد. علیرضا شجاع‌نوری، مهدی فتحی، عزت‌الله انتظامی، جمشید مشایخی، سیامک اطلسی، ژاله علو و ... بازی می‌کنند.«رستاخیر» خوش‌ساخت، تاثیرگذار و عاشوراییمهم‌ترین فیلمی که پس از «روز واقعه» به طور مستقیم به واقعه کربلا و عاشورا پرداخته است «رستاخیز» به کارگردانی احمدرضا درویش است. فیلمی که برای اولین بار در سی و دومین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و ۸ سیمرغ را از آن خود کرد و نهایتا پس از گذشت ۸ سال از زمان ساخت آن همزمان با سالروز میلاد حضرت عباس (ع) در سال ۱۴۰۰ به صورت آنلاین نمایش داده شد.«رستاخیز» البته پیش‌ از این و در تابستان ۱۳۹۴ در سینماهای کشور اکران شد اما بلافاصله با انتقادهای برخی مراجع تقلید مواجه و از پرده سینماها پایین کشیده شد. این انتقادها به نمایش چهره حضرت عباس(ع) در این فیلم بود که پس از رفع مشکلات به اکران رسید. این فیلم مقطع تاریخی مرگ معاویه تا شهادت امام حسین (ع) در روز عاشورا از زاویه دید بکیر بن حر (فرزند حر بن یزید ریاحی) را روایت می‌کند.آرش آصفی (بکیر بن حر)، پوریا پورسرخ‌ (فرزند عمر بن سعد)، حسن پورشیرازی (عمر بن سعد)، فرهاد قائمیان (حر بن یزید ریاحی)، بابک حمیدیان (عبیدالله بن زیاد و یزید بن معاویه)، بهادر زمانی (حضرت ابالفضل العباس)، سعید علیپور حضرت علی اکبر) به عنوان اصلی‌ترین بازیگران این فیلم به شمار می‌آیند، البته بازیگران عرب نیز از «رستاخیز» بی‌بهره نبودند و افرادی همچون جمال سلیمان، طلحت حمدی، رضوان عقیلی و فواز سرور از سوریه، داوود حسین از کویت، جواد الشکرچی از عراق و فادی ابراهیم از لبنان در این فیلم به ایفای نقش پرداخته‌اند. تدوین این فیلم را طارق انوار و آهنگسازی آن توسط استفان واربک انجام شده است.«پرواز در شب»؛ تلفیق موفق دفاع مقدس با مفاهیم عاشورایی«پرواز در شب» یکی از آثار فاخر مرحوم ملاقلی پور به شمار می‌آید که در آن بازی فرج الله سلحشور جالب توجه است. ملاقلی‌پور در این فیلم به خوبی توانست ضمن جذب مخاطب انبوه، بخشی از معنای دفاع مقدس و ترکیب آن با مفاهیم والای عاشورایی را به سینمای جنگ وارد سازد. این کارگردان با ساخت این فیلم که نخستین تجربه تهیه کنندگی اش هم به شمار می رفت، توانست جایزه بهترین فیلم پنجمین جشنواره فیلم فجر را از آن خود کند. خودش بعدها درباره این فیلم ابراز داشت: «پرواز در شب حاصل یک دوران تنهایی و خلوت من بود نسبت به گذشته ام و مرزی که من را به سینمای حرفه‌ای وارد می‌کرد. اینکه تا به حال چطور رفته و چگونه بودم؟ اصلا کی و کجا بودم و حالا قرار است کجا بروم. مثل باک ماشینی که خالی است و پت پت می‌کند استارت که می‌زنی در حدود دو سه متر راه می‌رود. نیاز داشتم شارژ شوم و پرواز در شب من را شارژکرد. باکم را پر کرد. درس خوبی بهم داد. با قهرمانانش گریه می‌کردم، می‌جنگیدم و گاه حتی به آنها حسرت می‌خوردم. شاید یکی از علت‌های موفقیتش هم این بود که از یک پشتوانه تمام ناشدنی مثل نهج البلاغه در آن بهره بردم.»«افق»،نگاهی دوباره به عاشورا «افق» دیگر فیلمی از مرحوم رسول ملاقلی پور است که عاشورا و حوادث آن را دستمایه یک قصه دفاع مقدسی قرار داده است و تلاش رزمنده‌ای به نام نصرت برای انهدام سکوی الامیه را به تصویر می‌کشد که طی آن نصرت به تنهایی به مأموریت شناسایی و عکس برداری از اسکله می‌رود. همرزم او، احمد، که می‌داند نصرت بیمار است به دنبال او روان می‌شود. آن‌ها به محاصره‌ دشمن درمی‌آیند.احمد نصرت را فرار می‌دهد و خود دستگیر و کشته می‌شود و با اطلاعاتی که نصرت در اختیار رزمندگان قرار می‌دهد‌، سرانجام اسکله الامیه توسط رزمندگان سپاه پاسداران و بسیج منهدم می‌شود. در «افق»، جهانبخش سلطانی، سیدجواد هاشمی، مهرزاد نوشیروانی، علی داروییان، حمید صالحین به ایفای نقش می‌پردازند.«به خاطر هانیه»در ادامه گزارش فارس به فیلم به خاطر هانیه اشاره شده است.کیومرث پوراحمد در سال ۷۳ «به خاطر هانیه» را ساخت. ناخدا علو با ۱۴ مرد دیگر برای صید به دریا می‌روند ولی همه به جز ناخدا صید دریا می‌شوند و مردم ناخدا را مسبب مرگ عزیزانشان می‌دانند و به او و خانواده‌اش حمله می‌کنند و در این بین دختر خردسال ناخدا‌ها‌نیه فلج می‌شود. ناخدا و خانواده‌اش تنگک را ترک می‌کنند و به بوشهر می‌روند. ناخدا علو نذر کرده که شب دهم محرم تا صبح دمام بزند تا‌ ها‌نیه شفا یابد اما مرگ امانش نمی‌دهد. پس از ناخدا پسر او تصمیم می‌گیرد نذر پدر را ادامه دهد تا شفای خواهر را بگیرد اما برای دمام‌زدن مشکل پیدا می‌کند. او در محرم مأمور می‌شود به تنگک برود و گهواره مراسم محرم را به بوشهر بیاورد. اما در تنگک خبر آمدن ناخدا علو به همه می‌رسد و این بچه‌ها‌ برای انتقام دست به کار می‌شوند و بشیرو را آزار می‌دهند اما او با شهامت بسیار گهواره را به مقصد می‌رساند. او که به فکر دمام زدن تا صبح است، اتفاقی در انبار زائر خذر که وسائل محرم در آنجا نگهداری می‌شود، زندانی می‌شود و بدین ترتیب موفق می‌شود به دمام دست یابد و تا صبحدم دمام بزند و بدین ترتیب نذرش را ادا می‌کند.دراین فیلم مهوش افشارپناه، عباس علیزاده، علی قربانی، مهدی فقیه، آمنه بارانی و رحیم هودی به ایفای نقش پرداخته‌اند.«راه طی‌شده»یکی دیگر از فیلم‌ها‌یی که درباره تعزیه ساخته شده «راه طی شده» عباس رافعی است که با تکیه بر فیلمنامه فرهاد توحیدی و با بازی شقایق فراهانی و پژمان بازغی ساخته شد. در این فیلم یک گروه فرانسوی به منظور انتخاب نمایش تعزیه برای جشنواره اوینیون و ساخت فیلم مستندی از مراحل آماده سازی و اجرای تعزیه به ایران می‌آیند. حضور این گروه موجب بروز ماجراهایی میان شبیه‌پوشان و شبیه‌گردانان تعزیه می‌شود، به گونه‌ای که تعزیه را تا مرز تعطیلی پیش می‌برد. فیلم‌های «مصائب دوشیزه» مسعود اطیابی، «سینه سرخ» پرویز شیخ طادی، «من و زیبا» فریدون حسن پور، «بال‌های سفید» مهدی هاشمی و «سهم گمشده» ساخته حسن نجفی هم به نوعی اشاراتی به واقعه عظیم عاشورا داشته‌اند. ]]> فرهنگ Tue, 02 Aug 2022 16:17:07 GMT https://www.siasatrooz.ir/vdcbafb8grhb5ap.uiur.html بنویسید نمایشگاه بخوانید فروشگاه! https://www.siasatrooz.ir/vdcjytevvuqe8iz.fsfu.html این روزها در نزدیکی موزه ملی فرش، نمایشگاهی برپا شده که دست‌مایه انتقادهایی است؛ فضایی که وزارت میراث فرهنگی به برخی فرش‌فروش‌ها اختصاص داده تا رونق‌بخش کار هنرمندان شود، اما به زعم برخی دیگر این حرکت بیشتر خاری در چشم فرش ایرانی شده است.این نمایشگاه که در نزدیکی موزه ملی فرش ایران به صورت دائمی در حال برگزاری است، با حدود ۲۰ غرفه‌ای که به خرید و فروش فرش، تابلو فرش و صنایع دستی اختصاص دارد، با نگاه دوگانه‌ای که نسبت به آن وجود دارد، برپا است؛ برخی افراد، خصوصا غرفه داران از شکل گرفتن چنین نمایشگاهی در نزدیکی موزه ملی فرش ایران که محل رفت و آمد گردشگران خارجی نیز هست، استقبال کرده‌اند و برپایی آن را نور باریکی برای رونق گرفتن دوباره‌ی خرید و فروش فرش دانسته‌اند. برخی دیگر اما با انتقاد از چنین نمایشگاهی، آن را کم هزینه‌ترین راه برای نابودی فرش دستبافت ایرانی می‌دانند.علیرضا قادری، موسس اتاق فکر فرش دستبافت یکی از مخالفان است. او در گفت‌وگو با ایسنا اظهار می‌کند: «نامناسب ترین اتفاقی که می‌تواند در حوزه فرش دستبافت بیفتد، برگزاری چنین نمایشگاهی است و بدتر از آن، این است که جایی مثل موزه فرش این کار را انجام دهد. این کم هزینه‌ترین راهی است که می‌شود فرش دستبافت ایرانی را به عنوان یکی از مولفه‌های فرهنگ ایرانی نابود کرد.»این کار به نفع فرش نیست!علیرضا قادری که راه‌اندازی سایت اطلاع‌رسانی فرش ایران و همچنین تأسیس اتاق فکر فرش دستبافت ایران را برعهده داشته، به گذشته رجوع می‌کند و می‌گوید: «تجربه نشان داده که ما اگر بخواهیم حرکتی انجام دهیم و این حرکت باعث ماندگاری شود، بهتر است آن را با فرهنگ بومی خودمان ترکیب کنیم. اینکه ما بیاییم مثلا مدل لباس ملکه الیزابت را تقلید کنیم، شاید قشنگ باشد، ولی درخور ما نیست. بنابراین در دوره ای آمدند سوزن‌دوزی بلوچ را جدی گرفتند و لباس هایی را بر این اساس طراحی کردند. یعنی به این نتیجه‌ رسیدند که اگر فرهنگی که ریشه چند هزار ساله دارد را در برخی کارها دخالت دهند، باعث بقای بیشتر می‌شود.»به اسم نمایشگاه، فروشگاه راه انداخته‌اند!او با انتقاد از وضعیت حال حاضر در حوزه صنایع دستی و فرش ایرانی، تصریح کرد: «سرنوشت ما به دست افرادی افتاده است که واقعا نمی‌دانند که چه کاری انجام می‌دهند. حتی مدیرهای بالادستی که این افراد را منصوب می‌کنند اگر می‌فهمیدند موضوع چیست، این اتفاق رخ نمی داد. متأسفانه نظر کارشناسان را نمی‌خواهند. کارشناس در حوزه فرش، از نگاه متولی کسی است که خرید و فروش انجام می‌دهد، نه کسی که این فرهنگ را حفظ می‌کند. بنابراین شما می‌بینید که دست و پای کارشناسی که می‌تواند به درد این حوزه بخورد، بسته شده و با رفتارهایشان او را منزوی کرده و یک گوشه نشانده‌اند و در نهایت موزه فرش ایران به عنوان یکی از مهم‌ترین موزه‌های فرش دنیا، به وضعیتی دچار شده که مشاهده می‌کنید.»خریدار امنیت نداردقادری در ادامه به این سوال که چنین نمایشگاهی باید چگونه برگزار می‌شد؟ پاسخ می‌دهد: «اساسا برگزاری نمایشگاه در آنجا از چند منظر قابل بحث و بررسی است؛ یکی این‌که از دید اقتصادی به آن نگاه کنیم. در نگاه اقتصادی تحت هیچ عنوان شما نمی‌توانید از مشتری و مصرف کننده حمایت کنید. چرا؟ چون یک عده پولی پرداخت کرده و فضایی را اشغال کرده‌ و با سخیف‌ترین وضع ممکن که همین داربست‌های فلزی با پلاستیک روی آن است، فضای نامناسبی را ایجاد کرده‌اند. این افراد که پول غرفه پرداخت کرده‌اند، برای این‌که آدم‌ها را به این غرفه‌ها بکشانند که شاید خرید کنند و آنجا شلوغ شود، هر کاری انجام می‌دهند. بنابراین از زاویه اقتصادی خریدار، آنجا امنیت ندارد.» او ادامه می‌دهد: «اولا استنباط غلطی از فرش و تابلو فرش به افراد ارائه می‌کنند، چون این کارها بسیار ضعیف و بعضا تقلبی هستند. دوم این‌که کسی که در آنجا غرفه برگزار می‌کند، می‌خواهد پول دریافت کند و بنابراین یک عده آدم را می‌آورد و آنها نیز هر چه دم دستشان برسد، به مردم اجحاف می‌کنند. ما در طول این سال‌ها شاهد نمایشگاه‌های موقت به شکلی که فروشگاه نیستند، بودیم. این افراد مدتی کار می‌کنند، جنس می‌فروشند و بعد می‌روند. خریدار بعد از مدتی متوجه می‌شود چیزی که تحت عنوان فرش دستبافت به او فروخته شده، نقش به ظاهر تبریز است، اما بافت خراسان محسوب می‌شود. پس به لحاظ اقتصادی تحت عنوان یک وظیفه شما نمی‌توانید از مصرف کننده حمایت کنید؛ وظیفه‌ای که در بازار برعهده همه ما است.»موسس اتاق فکر فرش دستبافت ایرانی اضافه می‌کند: «نکته دوم این است که برخی تولیدکنندگان و فروشندگان فرش آمده و در شهر یک مغازه اجاره کرده و اکثرا اجاره پرداخت می‌کنند. یک سرمایه هنگفتی را با خود آورده و به دنبال مشتری می‌گردند، اما این افراد می‌آیند موقتا در این غرفه‌ها فرش‌هایی را با قیمت بالاتری عرضه می‌کنند و به هر نحوی مردم را به آنجا می‌کشند و تمام زحمت آدمی که به مدت یک سال اجاره، مالیات، عوارض و پول آب، برق و گاز در یک فروشگاه پرداخت کرده را زیر سوال می‌برند. در این غرفه‌ها هزینه‌ای نمی‌شود. چهار تا داربست و برزنت کشیدن که هزینه‌ای ندارد. نکته دیگری که وجود دارد این است که نمایشگاه‌های دائمی در واقع فروشگاه‌های فرشی هستند که در این مملکت وجود دارد. این‌ها به صورت مویرگی در سطح شهر پخش شده‌اند. آیا می‌دانید درحال حاضر چند فروشگاه در سطح شهر فرش عرضه می‌کنند؟ ویترین‌های فروشگاه‌های فرش خودش نمایشگاه فرش محسوب می‌شود و دولت ها باید از این افراد حمایت کنند، اما فقط مالیات می‌گیرند. بعد هم اجازه می‌دهند یکسری آدم در فرهنگی‌ترین و هنری‌ترین محلی که به فرش این کشور تعلق دارد، نمایشگاه برگزار کند. آن هم در این سطح کیفیت!»وزارت میراث فرهنگی محتاج درآمد چنین نمایشگاهی شده است؟قادری در ادامه با اشاره به ویژگی‌ها و اهمیت موزه ملی فرش ایران اظهار می‌کند: «ما برای سود شخصی در ساختمانی که جزو آبروی این مملکت است، به راحتی اجازه می‌دهیم چنین نمایشگاهی برگزار کنند. وزارت میراث فرهنگی واقعا محتاج درآمد چنین نمایشگاهی است؟ قبلا هم چنین کارهایی انجام می‌دادند که ما اعتراض کرده بودیم و پیشنهادی نیز ارائه کردیم.»او درباره پیشنهاد ارائه شده می‌گوید: «ما پیشنهاد کردیم حالا که می‌خواهند برای جذب پول با بخش خصوصی همکاری کنند، بیایند این کار را به صورت غیرانتفاعی انجام دهند. یعنی کسانی هستند که می‌توانند به صورت غیرانتفاعی کمک کنند. بیشتر موزه‌های دنیا امروزه با حمایت‌های مردمی می‌چرخند و بخش بزرگی از هزینه ها به این طریق تامین می شود. اصولا برگزاری نمایشگاه به لحاظ اقتصادی کمکی به فرش دستبافت، دست اندرکارانش و خریداران نمی‌کند. اگر زیانی نداشته باشد، سودی ندارد.»موسس اتاق فکر فرش دستبافت ایرانی ادامه می‌دهد: «کسی فرش دستبافت اصیل را از چنین مکان‌هایی خریداری نمی‌کند؛ چراکه هیچ چیزش قابل اعتماد نیست و کارها خیلی هم کیفیت ندارند. الان یک فروشگاه در بهترین نقطه شهر تهران با فرش‌های باکیفیت همچنان زیر نظر اتحادیه لوازم الکترونیکی است!»قادری اضافه می‌کند: «اگر چنین نمایشگاهی در حیاط وزارت خانه برگزار می شد، شاید قابل تحمل‌تر بود! فاکتورهای کیفیت در فرش دستبافت بسیار پنهان هستند و آدمی که متخصص نیست به راحتی می‌تواند فریب بخورد. در این روزها که فرش ماشینی نیز پیشرفت‌های خودش را کرده، برخی افراد اصلا نمی‌توانند تشخیص دهند که این فرش ماشینی است. پس چطور می‌توانند کیفیت یک کار دستبافت را تشخیص دهند؟»او در آخر خاطرنشان می‌کند: «شما وقتی از یک فروشگاه فرش خرید انجام می‌دهید، امضایی که فروشنده می‌کند، یعنی پای تمام ایرادات احتمالی می‌ایستد. ولی وقتی شما کاری را در نمایشگاه خریداری کرده‌اید، پس از این نمایشگاه مشتری باید به چه کسی مراجعه کند؟ اسمش نمایشگاه است و در آن فروشگاه به راه انداخته‌اند! نمایشگاه جای نمایش دادن است.»نمایشگاه دائمی فرش، تابلو فرش و صنایع دستی در نزدیکی موزه ملی فرش ایران و با همکاری وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی درحال برگزاری است. ]]> فرهنگ Fri, 12 Aug 2022 16:53:44 GMT https://www.siasatrooz.ir/vdcjytevvuqe8iz.fsfu.html از جنگ تحمیلی تا مدافعان حرم بر پرده نقره‌ای https://www.siasatrooz.ir/vdci3zazut1auu2.cbct.html سینمای دفاع مقدس از سال ۱۳۶۰ به طور رسمی آغاز به کار کرد و این دوران بستری بود تا برخی از بهترین آثار سینمای ایران بعد از انقلاب به وجود آیند. در همان سال‌های اولیه، دو فیلم به نام «مرز» در سال ۱۳۶۰ و «برزخی‌ها» در سال ۱۳۶۱ ساخته شدند. مرز ساخته جمشید حیدری روایت دفاع یکی از اهالی روستای مرزی در برابر هجوم ارتش دشمن بود. برزخی‌ها به کارگردانی ایرج قادری نیز نمونه دیگری از فیلم‌های دفاع مقدس در ابتدای راه بود. در روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ گروهی مجرم عادی از زندان می‌گریزند. آنها که قصد دارند از کشور خارج شوند، در دهکده‌ای مرزی با مردی به نام سید یعقوب آشنا می‌شوند که می‌کوشد با اعمال و گفتارش زندانیان را از فرار باز دارد. آنها ابتدا موعظه‌های سید یعقوب را به ریشخند می‌گیرند، اما به مرور پس از تجاوز ارتش بیگانه به خاک میهن، تحت تأثیر فداکاری سید یعقوب و اهالی دهکده قرار می‌گیرند و از روستا دفاع می‌کنند و جان خود را از دست می‌دهند. سینمای دفاع مقدس در دوران جنگ بسیاری از سینماگران، سینما را با جنگ تجربه کردند و فیلم‌هایی که در بستر جنگ ساخته شده هیجان و حادثه را با حالات عرفانی و عدالت طلبی افراد را در بطن جنگ پیوند می‌زند که می‌توان به فیلم‌های نینوا (رسول ملاقلی پور ۱۳۶۳)، آوای غیب (سعید حاجی‌میری ۱۳۶۳)، پرواز در شب (رسول ملاقلی پور ۱۳۶۵)، انسان و اسلحه (مجتبی راعی ۱۳۶۸) در مسلخ عشق (کمال تبریزی ۱۳۷۰) اشاره کرد. در طرف دیگر جنگ به مدد جلوه‌های ویژه تحرک بیشتری می‌یابد ولی موضوع داستان و پایان آن کاملا مشخص است. فیلم‌هایی مانند بلمی به سوی ساحل (رسول ملاقلی پور ۱۳۶۴)، کانی مانگا (سیف الله داد ۱۳۶۷)، عقاب‌ها (ساموئل خاچیکیان ۱۳۶۴) و افق (رسول ملاقلی پور ۱۳۶۷) نمونه‌های موفق این نوع سبک‌ها در زمان جنگ هستند. در طول سالهای جنگ دوربین‌های سینماگران روی صحنه‌های جنگی بیشتر ذوم کردند و اگر گاهی هم گوشه چشمی به پشت جبهه داشت بازهم بیشتر می‌خواستند، میدان جنگ را نشان دهد. دفاع مقدس در سینمای ایران فقط در حد یك جنگ نبوده است و در واقع جنگ ایران آمیزه‌ای از اعتقادات و دفاع از ارزشهاست و این از معدود خصایصی است كه فقط در سینمای ایران با عنوان «دفاع مقدس» شكل گرفت و آن را از انواع دیگر، سینماهای جنگ دنیا متفاوت كرده است. سینمای دفاع مقدس در دوران بعد از جنگ خاتمه جنگ دوران تازه‌ای را برای فیلم‌های تازه دفاع مقدس و جنگی رقم زد. به فیلم‌هایی که در این دوران ساخته می‌شوند می‌توان گفت که به نوعی توانسته‌اند هم به جبهه و هم به پشت جبهه بپردازند یعنی در واقع جنگ را در پشت خاکریزها هم نشان داده‌اند. در این دوران می‌توان به فیلم‌های: دیده‌بان (ابراهیم حاتمی‌کیا ۱۳۶۸)، دندان مار (مسعود کیمیایی ۱۳۶۸)، مهاجر (ابراهیم حاتمی‌کیا ۱۳۶۸)، در کوچه‌های عشق (خسرو سینایی ۱۳۶۹)، بازی بزرگان (کامبوزیا پرتوی ۱۳۶۹)، هور در آتش (عزیز الله حمیدنژاد ۱۳۷۰)، عملیات کرکوک (جمال شورجه ۱۳۷۰)، از کرخه تا راین (ابراهیم حاتمی‌کیا ۱۳۷۱)، جنگ نفت‌کش‌ها (محمد بزرگ‌نیا ۱۳۷۲)، آخرین شناسایی (علی شاه‌حاتمی ۱۳۷۲)، حمله به اچ۳ (شهریار بحرانی ۱۳۷۳)، سفر به چزابه (رسول ملاقلی‌پور ۱۳۷۴)، بوی پیراهن یوسف (ابراهیم حاتمی‌کیا ۱۳۷۴)، لیلی با من است (کمال تبریزی ۱۳۷۴)، دکل (عبدالحسن برزیده ۱۳۷۴)، سفر به چزابه (رسول ملاقلی پور ۱۳۷۴)، مردی شبیه باران (سعید سهیلی ۱۳۷۵)، آژانس شیشه‌ای (ابراهیم حاتمی‌کیا ۱۳۷۶)، روبان قرمز (ابراهیم حاتمی‌کیا ۱۳۷۷) و متولد ماه مهر (احمدرضا درویش ۱۳۷۸) اشاره کرد. از دهه ۸۰ تا به حال سینمای دفاع مقدس با فیلم‌های متفاوت تری روبرو بوده است، گرچه اصل سینمای دفاع مقدس در فیلم‌ها دنبال می‌شود. از دهه ۸۰ تولید و ساخت فیلم‌های ژانر دفاع مقدس با افت روبرو بوده است اما از این دهه به سینمای دفاع مقدس آثارها با پختگی بیشتری ساخته شده است. دوئل (احمدرضا درویش ۱۳۸۲)، طبل بزرگ زیر پای چپ (کاظم معصومی ۱۳۸۳)، شب بخیر فرمانده (انسیه شاه‌حسینی ۱۳۸۴)، اتوبوس شب (کیومرث پوراحمد ۱۳۸۵)، پاداش سکوت (مازیار میری ۱۳۸۵)، روز سوم (محمدحسین لطیفی ۱۳۸۵)، نفوذی (احمد کاوری مهدی فیوضی ۱۳۸۷)، بدرود بغداد (مهدی نادری ۱۳۸۸)، سیزده ۵۹ (سامان سالور ۱۳۹۰) و ملکه (محمد علی باشه آهنگر ۱۳۹۱) از موفق ترین فیلم‌های دفاع مقدس از دهه هشتاد تا به حال محسوب می‌شوند. سینمای دفاع مقدس ایران، اما در دهه ۹۰ با رشد شدیدی کار را شروع کرد و توانست قدرت سالیان گذشته را بازپس گیرد. با این وجود نقطه مثبت سینمای ارزشی و دفاع مقدس در ایران نوعی تغییر در نگرش و جریان فکری سینمای دفاع مقدس بود. هرچند میزان تولیدات آثار دفاع مقدس چندان قابل مقایسه با آن سالها نبود اما برخی آثار درخشش عظیمی را در سینمای این ژانر ایجاد کردند. شیار ۱۴۳، اروند، آباجان، ضد گلوله، چ، بادیگارد از جمله آثاری بودند که به صورت مستقیم و غیر مستقیم با مفهوم دفاع روبرو بوده و جزو آثار به یادماندنی سینمای ایران بعد از سال ۹۰ شدند. سینمایی که حالا با نگرشی متفاوت و با حضور جوانان فیلمساز اتفاقات بسیار روشنی همچون «ایستاده در غبار» و «ماجرای نیمروز» را در خود دارد. در این بین دفاع از حرم و اوضاع منطقه از چشم تیزبین فیلمسازان ارزشی دور نمانده و شاهد تولید برخی آثار همچون «جشن تولد» در این زمینه هستیم. همچنین به تازگی ابراهیم حاتمی کیا پروژه «به وقت شام» را به پایان رسانده است. این فیلم به طور مستقیم به روایت مدافعان حرم می‌پردازد. (میزان) ]]> فرهنگ Sat, 23 Sep 2017 19:10:20 GMT https://www.siasatrooz.ir/vdci3zazut1auu2.cbct.html