<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<!-- generator="استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 4.0" -->
<rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <channel>
        <title>سیاست روز - آخرين عناوين فرهنگ :: نسخه کامل</title>
        <description><![CDATA[تهيه شده توسط سیاست روز]]></description>
        <link>https://www.siasatrooz.ir/culture</link>
        <lastBuildDate>Fri, 12 Jun 2026 20:27:15 GMT</lastBuildDate>
        <generator>استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 4.0</generator>
        <image>
            <url>https://www.siasatrooz.ir/skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif</url>
            <title>سیاست روز - آخرين عناوين فرهنگ :: نسخه کامل</title>
            <link>https://www.siasatrooz.ir/culture</link>
            <width>100</width>
            <height>70</height>
            <description><![CDATA[تهيه شده توسط سیاست روز]]></description>
        </image>
        <language>fa</language>
        <copyright>نقل و نشر مطالب با ذکر نام سیاست روز آزاد است.</copyright>
        <pubDate>Fri, 12 Jun 2026 20:27:15 GMT</pubDate>
        <category>فرهنگ</category>
        <ttl>60</ttl>
        <atom:link href="https://www.siasatrooz.ir/rssir.,ltizt4,,ik1pxlne..bt2bc5.tcdtz7d.xml" rel="self" type="application/rss+xml" />
        <item>
            <title>«صفا با خانواده»؛ بی‌مسئولیت و به دور از ارزش‌های دفاع مقدس ۱۲ روزه</title>
            <link>https://www.siasatrooz.ir/fa/news/136952/صفا-خانواده-بی-مسئولیت-دور-ارزش-های-دفاع-مقدس-۱۲-روزه</link>
            <description><![CDATA[&laquo;صفا با خانواده&raquo; اثری است کمدی که فارغ از ایرادات جدی در ساخت و متن در محتوا و ارزش&zwnj;های دفاع مقدس 12 روزه نیز ناموفق است.
به گزارش فارس، &laquo;صفا با خانواده&raquo; سریالی به کارگردانی منوچهر هادی، تهیه&zwnj;کنندگی مصطفی تنابنده و نویسندگی بابک کایدان و پدرام کریمی که با محوریت یک خانواده معمولی ایرانی و در بستری از اتفاقات امنیتی و اجتماعی، می&zwnj;کوشد هم سرگرم&zwnj;کننده باشد و هم حرفی برای گفتن داشته باشد؛ اما در نهایت نه چندان سرگرم&zwnj;کننده است و نه حرف درستی برای گفتن دارد.
&laquo;صفا با خانواده&raquo; تنها سوژه مهم حاضر در جنگ و دفاع مقدس 12 روزه را هدر داده و حیف کرده است.
داستان سریال حول محور شخصیتی به نام &laquo;صفا شیری&raquo; می&zwnj;چرخد؛ مردی از طبقه متوسط که درگیر مشکلات اقتصادی و معیشتی است و در حین دزدی، ناخواسته وارد ماجراهایی پیچیده و پیش&zwnj;بینی&zwnj;ناپذیر می&zwnj;شود. این مجموعه تلویزیونی تلاش می&zwnj;کند با تلفیق موقعیت&zwnj;های کمدی، روابط خانوادگی و برخی موضوعات روز جامعه، روایتی پرکشش برای مخاطب خلق کند؛ اما در این مهم توفیق نمی&zwnj;یابد. در کنار احمد مهرانفر، بازیگرانی چون آشا محرابی، روح&zwnj;الله زمانی، فاطیما بهارمست، نفس بازغی، بهرنگ علوی و بهنام شرفی نیز در این مجموعه به ایفای نقش پرداخته&zwnj;اند.

تنها کور سوی مثبت
اگر بخواهیم از میان اجزای مختلف سریال &laquo;صفا با خانواده&raquo; تنها یک نقطه قوت برجسته را انتخاب کنیم، بی&zwnj;تردید باید به بازی احمد مهرانفر اشاره کرد. او در نقش &laquo;صفا شیری&raquo; تیپی بامزه را خلق کرده اما توانایی اداره فیلم و داستان را ندارد؛ مهرانفر با هر تلاشی نتوانسته مخاطب را به شخصیت خود عادت دهد چراکه اساسا شخصیت پردازی داستان ایرادی اساسی دارد.
در مقابل، سایر بازیگران عمدتاً همان چهره&zwnj;های آشنای تلویزیونی هستند که در سال&zwnj;های اخیر در مجموعه&zwnj;های مختلف دیده&zwnj;ایم و کمتر موفق می&zwnj;شوند از قالب&zwnj;های همیشگی خود فاصله بگیرند. در میان این گروه بازیگران، شاید فقط نقش&zwnj;آفرینی روح&zwnj;الله زمانی، در مقام وردست قهرمان، را بتوانیم استاندارد توصیف کنیم.

فیلمنامه و تله پرگویی
متن &laquo;صفا با خانواده&raquo; از یک ضعف جدی رنج می&zwnj;برد: کشدار بودن و پرحرفی بیش از حد. بابک کایدان در مقام نویسنده&zwnj;ای که سابقه طولانی در نگارش فیلمنامه&zwnj;های محبوب و جذاب دارد، این بار در &laquo;صفا با خانواده&raquo; عملکرد قابل قبولی نداشته. او در این متن، گاه آن&zwnj;قدر دیالوگ&zwnj;های اضافی و بی&zwnj;حاصل به دهان شخصیت&zwnj;ها می&zwnj;گذارد که ریتم روایت به&zwnj;شدت آسیب می&zwnj;بیند. بسیاری از صحنه&zwnj;ها می&zwnj;توانستند در زمانی کوتاه&zwnj;تر و با تأثیرگذاری بیشتر روایت شوند، اما پرحرفی مفرط شخصیت&zwnj;ها سبب می&zwnj;شود مخاطب تلویزیونی به&zwnj;تدریج احساس خستگی و ملال کند. این ضعف در قسمت&zwnj;های مختلف سریال بارها خود را نشان می&zwnj;دهد؛ جایی که گفتگوها به جای پیش بردن داستان یا تعمیق شخصیت&zwnj;ها، صرفاً زمان اثر را پر می&zwnj;کنند.

مسئله اصلی: نه اجرا، نه متن
با وجود تمام ضعف&zwnj;های فیلمنامه و کاستی&zwnj;های اجرایی، بزرگ&zwnj;ترین مشکل &laquo;صفا با خانواده&raquo; نه به نحوه ساخت آن مربوط می&zwnj;شود و نه به کیفیت بازی&zwnj;ها و کارگردانی آن. مسئله اصلی به محتوای اثر بازمی&zwnj;گردد؛ جایی که سریال در مواردی وارد منطقه&zwnj;ای خطرناک می&zwnj;شود و مرز میان همدلی با مشکلات اقتصادی و توجیه رفتار مجرمانه را مخدوش می&zwnj;کند.
سریال بارها و بارها با تکرار دیالوگ&zwnj;هایی حول محور &laquo;شرمنده زن و بچه شدن&raquo;، مشکلات معیشتی را به عنوان بهانه و توجیهی برای ارتکاب جرم دزدی، به مخاطب قالب می&zwnj;کند. این تأکید مداوم، به&zwnj;جای آن&zwnj;که دشواری&zwnj;های اقتصادی را به شکلی واقع&zwnj;بینانه به تصویر بکشد، در عمل به نوعی سفیدشویی فعل دزدی منجر می&zwnj;شود و این مجموعه تلویزیونی را زیر رادیکال اخلاق قرار می&zwnj;دهد.
قرار دادن یک دزد در جایگاه قهرمان ملی و تکرار مدام نام سرباز وطن برای او نیز از مشکلات دیگر این سریال است.
در واقع، مخاطب &laquo;صفا با خانواده&raquo; در طول روایت بارها با این پیام مواجه می&zwnj;شود که فشار اقتصادی می&zwnj;تواند توجیهی برای عبور از خطوط قرمز اخلاقی و قانونی باشد. چنین رویکردی، آگاهانه یا ناآگاهانه، به قبح&zwnj;زدایی از دزدی می&zwnj;انجامد؛ مسئله&zwnj;ای که نمی&zwnj;توان به سادگی از کنار آن گذشت. از طرفی ارزش&zwnj;ها و اعتقادات مرتبط با دفاع مقدس 12 روزه نیز به درستی در این فیلم روایت نمی&zwnj;شود؛&zwnj; گویی سازنده اعتقادی به ساخته ندارد.

شوخی&zwnj;هایی که جای خنده ندارد
مشکلات محتوایی سریال، تنها به این موضوع محدود نمی&zwnj;شود. &laquo;صفا با خانواده&raquo; در بخش&zwnj;هایی پا را فراتر می&zwnj;گذارد و به سراغ موضوعاتی می&zwnj;رود که اساساً ظرفیت شوخی&zwnj;پردازی سطحی را ندارند.
طرح شوخی&zwnj;هایی درباره جنگ، حملات نقطه&zwnj;زن اسرائیل و برخی مسائل امنیتی، بیش از آن&zwnj;که خنده&zwnj;دار باشند، برای مخاطب تعجب&zwnj;آور جلوه می&zwnj;کنند. این شوخی&zwnj;ها نه در خدمت روایت قرار می&zwnj;گیرند و نه ارزش کمدی قابل توجهی تولید می&zwnj;کنند؛ بلکه بیشتر شبیه تلاش&zwnj;هایی پراکنده برای گرفتن خنده از مخاطب و متفاوت به نظر رسیدن هستند. از سوی دیگر، سریال در برخی موقعیت&zwnj;ها گزارش&zwnj;های مردمی و نقش شهروندان در جنگ دوازده روزه را نیز دستمایه طنز قرار می&zwnj;دهد. شوخی&zwnj;های نچسب پیرامون پاداش دادن به افرادی که مراکز پهپادی را گزارش می&zwnj;کنند، عملاً به تمسخر نوعی مشارکت اجتماعی و مسئولیت&zwnj;پذیری مدنی بر مبنای روحیه وطن&zwnj;پرستی می&zwnj;انجامد؛ آن هم در شرایطی که همین گزارش&zwnj;های مردمی در بسیاری از روایت&zwnj;های رسمی و رسانه&zwnj;ای به عنوان بخشی از سرمایه اجتماعی کشور مورد تأکید قرار گرفته&zwnj;اند. نکته عجیب&zwnj;تر آن&zwnj;که قهرمان دندان&zwnj;گرد و فرصت&zwnj;طلب داستان، در این مورد نیز، بارها به واسطه مشکلات اقتصادی از سوی روایت تبرئه می&zwnj;شود؛ گویی فشار معیشتی می&zwnj;تواند مجوزی برای هر نوع رفتار نادرست باشد.

کمدی بدون مسئولیت اجتماعی
طنز، بیش از هر ژانر دیگری، امکان نقد و شوخی با مسائل مختلف را دارد؛ اما این آزادی به معنای بی&zwnj;مسئولیتی نیست. کمدی زمانی موفق است که ضمن ایجاد سرگرمی، مرز میان نقد اجتماعی و عادی&zwnj;سازی رفتارهای آسیب&zwnj;زا را حفظ کند.
&laquo;صفا با خانواده&raquo; در بهترین لحظاتش از حضور احمد مهرانفر و چند موقعیت کمیک موفق بهره می&zwnj;برد، اما در سطح محتوایی گرفتار خطاهایی می&zwnj;شود که نمی&zwnj;توان آن&zwnj;ها را صرفاً به حساب شوخی یا اغراق کمدی گذاشت. مجموعه&zwnj;ای که می&zwnj;توانست صرفاً یک کمدی خانوادگی متوسط باشد، با برخی انتخاب&zwnj;های محتوایی خود به اثری بحث&zwnj;برانگیز تبدیل شده است؛ اثری که مهم&zwnj;ترین ضعفش نه در اجرا، بلکه در پیامی نهفته است که به مخاطب منتقل می&zwnj;کند.]]></description>
            <category>فرهنگ</category>
            <pubDate>Fri, 12 Jun 2026 20:19:13 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.siasatrooz.ir/fa/news/136952/صفا-خانواده-بی-مسئولیت-دور-ارزش-های-دفاع-مقدس-۱۲-روزه</guid>
            <enclosure url="https://www.siasatrooz.ir/images/docs/000136/n00136952-b.jpg" length="61646" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>ایرانی‌دوستی تاجیک‌ها پس ازجنگ رمضان</title>
            <link>https://www.siasatrooz.ir/fa/interview/136937/ایرانی-دوستی-تاجیک-ها-ازجنگ-رمضان</link>
            <description><![CDATA[حسن قریبی می&zwnj;گوید: حس ایران دوستی و برانگیختگی نسبت به ایرانیان در تاجیک&zwnj;ها بعد از جنگ رمضان افزایش یافته است.
اوایل خرداد ماه جاری، &laquo;امامعلی رحمان&raquo; رئیس&zwnj;جمهور تاجیکستان، در نشست دولت این کشور بر ضرورت ارتقای کیفیت آموزش &laquo;الفبای نیاکان&raquo; در مؤسسات آموزشی تأکید کرد و گفت: این اقدام باید &laquo;در چارچوب آموزش، ترویج و تبلیغ تاریخ و فرهنگ آریایی&raquo; انجام شود.
در سال&zwnj;های گذشته آموزش خط فارسی در مدارس تاجیکستان از مقاطع ابتدایی آغاز می&zwnj;شد، اما در حال حاضر این درس تنها برای دانش&zwnj;آموزان پایه&zwnj;های هفتم و هشتم ارائه می&zwnj;شود و آنان هفته&zwnj;ای 2 ساعت به فراگیری الفبای نیاکان می&zwnj;پردازند. دستور جدید امامعلی رحمان نیز ناظر به تقویت این بخش است.
کارشناسان معتقدند دستور اخیر رئیس&zwnj;جمهور تاجیکستان در کنار سایر توجهات او به حوزه زبان و خط فارسی در سال&zwnj;های اخیر، در آیندهٔ روابط با این کشور تأثیرگذار است. اما اکنون خط و زبان فارسی چه وضعیتی در تاجیکستان دارد و چگونه این فرصت ایجادشده می&zwnj;تواند به نفع زبان فارسی باشد؟
زبان فارسی حدود 123 میلیون گویشور دارد که اکثراً در ایران، تاجیکستان، ازبکستان، عراق، روسیه، آذربایجان و افغانستان متمرکز هستند و تقریباً 1.64 درصد از مردم جهان را شامل می&zwnj;شود. این تعداد با در نظر گرفتن گویشوران زبان دوم به بیش از این مقدار می&zwnj;رسد. در برخی از این کشورها، این زبان نام&zwnj;های دیگری مانند &laquo;دری&raquo; در افغانستان و &laquo;تاجیکی&raquo; در تاجیکستان دارد. همچنین، در دهه&zwnj;های اخیر فارسی&zwnj;زبانان بسیاری به کشورهای مختلف جهان مهاجرت کردند و زبان فارسی را بسط و توسعه دادند. در حال حاضر، فارسی در 29 کشور جهان به کار می&zwnj;رود.
تاجیکستان در میان کشورهایی که به زبان فارسی صحبت می&zwnj;کنند، رتبه سوم را دارد؛ با این حال در تاجیکستان، زبان فارسی یک تفاوت عمده با دیگر کشورها دارد؛ زبانی که در این کشور با عنوان &laquo;تاجیکی&raquo; هم از آن یاد می&zwnj;شود، حاوی دستور زبان، واژگان و تلفظی نزدیک به فارسی سنتی است. در این کشور، فارسی زبان رسمی و ملی است اما به خط سیریلیک نوشته می&zwnj;شود.
در این زمینه تسنیم با حسن قریبی، رئیس سابق پژوهشگاه زبان فارسی در تاجیکستان گفت&zwnj;وگویی داشته است. حسن قریبی، رئیس سابق پژوهشگاه فرهنگ فارسی - تاجیکی و رئیس سابق روابط عمومی و نماینده فرهنگستان در مجامع علمی و فرهنگی تاجیکستان بوده است. او سه مجموعه شعر با عناوین &laquo;به ناکجایی این جاده&zwnj;ها&raquo;، &laquo;ما شهیدان یک اتفاقیم&raquo; و &laquo;کوچه&zwnj;های کمین&raquo; و کتاب&zwnj;هایی چون &laquo;فرهنگ املایی خط فارسی به سیریلیک تاجیکی&raquo;، &laquo;زنده&zwnj;باد زبان&raquo; با عنوان فرعی &laquo;سه سال در میان تاجیکان&raquo;، &laquo;دستور خط فارسی تاجیکی&raquo; و &laquo;واژه&zwnj;های فریبکار در فارسی ایران و تاجیکان&raquo; را در کارنامه کاری خود دارد.این گفت&zwnj;وگو به شرح ذیل است:&nbsp;
***
* درباره وضعیت زبان فارسی در کشور تاجیکستان و تفاوت&zwnj;هایی که با فارسی امروز در ایران دارد، بفرمایید؟
تاجیکستان کشوری فارسی&zwnj;زبان و بخشی از منطقه تاجیک&zwnj;نشین ماوراءالنهر است. منطقه تاجیک&zwnj;نشین شامل بخارا و سمرقند ازبکستان، اکثر شهرها و ولایت&zwnj;های تاجیکستان که عمده&zwnj;ترین آن&zwnj;ها خجند و دوشنبه هستند و بخش&zwnj;هایی از افغانستان کنونی است. یک زمانی بخارای شریف مرکز علم و گسترش زبان فارسی بود، اما در تقسیمات دوره شوروی، بخارا و سمرقند که در حکم سر و قلب تاجیکان بود، از آن&zwnj;ها گرفته شد و بدن را به تاجیکان دادند و تاجیکستان نام گرفت. حیات زبان فارسی در این سرزمین با پایمردی بزرگانی چون صدرالدین عینی و هم&zwnj;فکران او حتی در دوره شوروی -با اینکه زبان رسمی روسی بود- ادامه داشت و تاکنون نیز ادامه یافته است؛ طبیعتاً آسیب&zwnj;هایی به آن وارد شد، مانند هجوم واژه&zwnj;های روسی و محدودیت&zwnj;هایی که از پیشرفت باز ماند. اما به همان میزان، از آسیب&zwnj;هایی که در روزگار نو به زبان فارسی ما رسید، در امان ماندند؛ برای مثال بسیاری از واژه&zwnj;هایی که در &laquo;فرهنگ سخن&raquo; با پسوند &laquo;منسوخ&raquo; آمده است، هم&zwnj;اکنون در آن&zwnj;جا کاربرد دارد و ماندگار است. واژه&zwnj;هایی مثل &laquo;کمپیر&raquo; (پیرزن)، &laquo;دسترخوان&raquo; (سفره)، &laquo;خیرباد&raquo; (خداحافظی) و صرف فعل مضارع مستمر مانند &laquo;رفته&zwnj;ایستادم&raquo; (دارم می&zwnj;روم) و نمونه&zwnj;های دیگر از همین موارد است که در زبان تاجیکان جاری است.
زبان فارسی بعد از دوره استقلال تاجیکستان پیشرفت&zwnj;های زیادی کرد؛ این پیشرفت&zwnj;ها به قدری است که اگر هر 6 ماه یک&zwnj;بار به این کشور سری بزنید، متوجه رشد محسوس زبان خواهید شد. این رشد مرهون تلاش&zwnj;های استادان ادبیات، شاعران، هنرمندان موسیقی، نهادهایی چون آکادمی علم&zwnj;ها، کمیتهٔ زبان و اصطلاحات و البته مهم&zwnj;تر از آن دلبستگی جامعهٔ مشتاق تاجیکستان به زبان مادری است.

* تنها مانع در ارتباط مکتوب بین ایران و تاجیکستان، خط سیریلیک است؛ آیا خط فارسی نیز در این سرزمین رشد داشته است؟&nbsp;
زبان یک مقوله جداگانه است که پیشرفت خود را می&zwnj;کند، ولی ما یک دیوار حائل بسیار جداکننده&zwnj;ای به&zwnj;نام خط داریم. خط تاجیکستان همان&zwnj;طور که گفتید، سیریلیک است که موجب شد تاجیکان از منابع عظیم خط فارسی دور بمانند، به خصوص نسل جدید از این بسیار آسیب دید. روایت است که مرحوم صدرالدین عینی به&zwnj;جز امضای خود، هیچ متنی را به سیریلیک ننوشت. من یک نسخه دست&zwnj;نویس &laquo;چهار عنصر&raquo; بیدل به خط خالده عینی در دست دارم که همه به خط فارسی نوشته شده است. بنابراین نسل نه&zwnj;چندان دور تاجیک&zwnj;ها از خط فارسی همچنان استفاده می&zwnj;کردند؛ این یعنی وقتی می&zwnj;گویند &laquo;خط نیاکان&raquo;، تصور ما از نیاکان نباید به 1000 سال پیش برود. اما به&zwnj; هر تدبیر و تقدیر، نسل جدید از این خط دور افتاده&zwnj;اند؛ به همین دلیل از آثار دست&zwnj;اول تاریخی و ادبی فارسی نیز بی&zwnj;بهره بودند، تا جایی که حتی همین چند سال اخیر نسخه&zwnj;ای از &laquo;تاریخ بیهقی&raquo; به سیریلیک برگردان شد.

* آموزش خط فارسی در تاجیکستان چه اندازه پیشرفت داشته و ممکن است؟
چنان&zwnj;که اشاره شد فارسی خط رسمی نیاکان تاجیکستان است؛ خوب است در کنار خط سیریلیک، خط فارسی را نیز آموزش دهند. خوشبختانه در دوره استقلال دولت، چند واحد آموزش خط فارسی در مدارس قرار داده شد که تاکنون نیز باقی مانده است و نسل جدید به دلیل علاقه&zwnj;ای که داشتند به آن اقبال نشان دادند.
آموزش واحدهای خط فارسی از آنجایی که اختیاری بود و البته به دلایل فرهنگی و غیرفرهنگی در دوره&zwnj;هایی دچار سستی&zwnj;هایی نیز شد؛ که یکی از دلایل فرهنگی، نبود یا کمبود منابع کافی آموزش خط فارسی بود.

* دستور جدید امامعلی رحمان درباره تقویت خط نیاکان چقدر می&zwnj;تواند مثمرثمر باشد؟ اساساً این دستور را چگونه ارزیابی می&zwnj;کنید؟
من در همایشی در کتابخانه ملی تاجیکستان به&zwnj;صراحت عرض کردم که اگر یکی از معانی &laquo;دری&raquo;، &laquo;منسوب به دربار&raquo; باشد، همهٔ زبان&zwnj;های مقتدر و توانای دنیا به نوعی دری هستند. به این معنی که اگر انگلیسی امروز به&zwnj;عنوان زبان اصلی یا میانجی به این جایگاه رسیده است، خواه&zwnj;ناخواه محصول سیاست&zwnj;های دربار بریتانیای کبیر از گذشته تاکنون است. بنابراین حمایت و ارادهٔ رئیس&zwnj;جمهور تاجیکستان برای این مهم قطعاً می&zwnj;تواند مؤثر و راهگشا باشد. برای مثال درست است که عوامل بسیاری در تقویت و پویایی شعر فارسی دخالت داشته است، ولی نباید آن جمله معروف از یعقوب لیث: &laquo;چیزی که من اندر نیابم، چرا باید گفت؟&raquo; را نادیده بگیریم.
البته ساده&zwnj;انگارانه خواهد بود اگر نتیجهٔ کار را فقط به این جملهٔ یعقوب لیث یا دستور امام&zwnj;علی رحمان ختم کنیم؛ چرا که طبیعی است برای اجرای این فرمان، از این پس توجه به زمینه&zwnj;های اجتماعی، همدستی و همکاری اقشار مختلف جامعه را نیز طلب می&zwnj;کند؛ از نخبگان، هنرمندان گرفته تا تقویت مراکز آموزشی و همراهی سایر عواملی چون رسانه، دیپلماسی قوی با کشورهای همزبان و از این قبیل موارد.
اما برگردیم به خط! موضوع خط همواره یک مسئله راهبردی بوده است، در تاریخ نیز شاهد تلاش فراوان محققان در این زمینه بوده&zwnj;ایم. سال 1924 جمهوری خودمختار تاجیکستان که زیرمجموعه ازبکستان بود، با تغییر خط از فارسی به لاتین تشکیل شد؛ در این صورت باید تاجیک&zwnj;ها زبان ازبکی را به رسمیت بشناسند. اما با مقاومت تاجیک&zwnj;ها در سال 1929 طرح تشکیل تاجیکستان به&zwnj;عنوان جمهوری مستقل تصویب شد. آن زمان دوباره خط از لاتین به سیریلیک تغییر کرد که قطعاً آسیب&zwnj;هایی را وارد کرد. به&zwnj;هر روی قرار نانوشته این بود که تاجیک&zwnj;ها بین خط و زبان یکی را انتخاب کنند. آن&zwnj;ها هم زبان را انتخاب کردند و گفتند می&zwnj;توانیم برای خط بعداً فکری کنیم؛ چون زبان مسئلهٔ هویتی بود و خط راهبردی.
نکته این است که بعد از استقلال نیز مقولهٔ خط و نام زبان فارسی یا تاجیکی طی یک&zwnj;سری جریانات اجتماعی و سیاسی در کشاکش بود، همزمان یک رقابت ملموس بین روس&zwnj;گراها و ایران&zwnj;گراها در تاجیکستان از دوران شوراها تاکنون وجود داشته است، حتی هنوز هم هیئت&zwnj;های تبلیغاتی روس&zwnj;گراها دیده می&zwnj;شود که تلاش دارند به جوانان تاجیک بگویند: &laquo;فارسی زبان شعر و ادبیات و داستان است، اگر قصد پیوستن به دنیای علم را دارید، روسی بیاموزید&raquo;.
این را هم بگویم که در همین کشاکش&zwnj;ها در گذشته هم دولت یک دوره&zwnj;ای آموزش خط نیاکان را تقویت کرد، واحدهای آموزشی ایجاد شد و در مدارس بر روی آن کار می&zwnj;کردند، اما متأسفانه همزمان شد با ظهور و بروز داعش و گروه&zwnj;های سلفی. مخالفان زبان فارسی در این دوره با این توجیه که فرزندان ما وقتی خط نیاکان را می&zwnj;آموزند به دنبال خوانش شاهنامه و مثنوی نمی&zwnj;روند، بلکه کتاب&zwnj;های تندرو مذهبی را مطالعه می&zwnj;کنند، همین منطق دوباره مانعی برای تقویت خط فارسی در تاجیکستان شد.
در دوره&zwnj;هایی نیز مهم&zwnj;ترین مانع بر سر راه تقویت خط فارسی در تاجیکستان، نداشتن منابع کافی بود؛ منابعی که باید در مدارس تدریس می&zwnj;شد.
خرسندم که عرض کنم در دوره&zwnj;ای که در تاجیکستان فعالیت می&zwnj;کردم، با همراهی آکادمی رشد تاجیکستان، کتاب&zwnj;های درسی با دو خط نیاکان (صفحه سمت راست) و سیریلیک (صفحه سمت چپ) منتشر شد و با بخشنامه وزارت معارف تاجیکستان یک نسخه چاپی از این کتاب برای همه مدارس ارسال شد و نسخه عکسی را نیز روی وبگاه وزارت معارف تاجیکستان قرار دادند. بر اساس آن بخشنامه همه دانش&zwnj;آموزان موظف بودند این کتاب را بارگیری و فرا بگیرند که این&zwnj;ها قدم&zwnj;های بسیار کوتاه اما به&zwnj;جای خود مؤثر بود.
پس از آن متأسفانه مدتی روابط ایران و تاجیکستان در پایین&zwnj;ترین سطح قرار گرفت و موضوع آموزش خط فارسی نیز کمرنگ شد، تا دولت سیزدهم که روابط دوباره تعدیل شد. اکنون نیز بعد از جنگ 12 روزه و جنگ رمضان، انگیختگی&zwnj;هایی در تاجیکستان نسبت به ایران و زبان فارسی ایجاد شده است که به&zwnj;نظرم در این تصمیم اخیر دولت تاجیکستان بی&zwnj;تأثیر نیست.

* اکنون با دستور جدید رئیس&zwnj;جمهور تاجیکستان فرصتی دوباره برای خط و زبان فارسی پدید آمده است؛ ما چگونه می&zwnj;توانیم از این فرصت برای کمک به آموزش خط و زبان فارسی در این کشور استفاده کنیم؟
رئیس&zwnj;جمهور محترم تاجیکستان امامعلی رحمان همیشه دغدغه خط و زبان فارسی را داشته است. دستور برگردان و انتشار لغت&zwnj;نامه دهخدا به خط سیریلیک و انتشار فرهنگ دوجلدی سخن به خط سیریلیک، توجه به مطالعه و حفظ شاهنامه با اهدای جایزه&zwnj;های کلان و حتی شنیدم اهدای یک خانه برای حفظ 50 هزار بیت از شاهنامه، راه&zwnj;اندازی مسابقه شعر &laquo;فروغ صبح دانایی&raquo; و اخیراً جایزهٔ بزرگ ابن&zwnj;سینا در حوزهٔ پزشکی که نمادی از تقویت زبان فارسی در حوزهٔ علم است، از توجهات ایشان به خط و زبان فارسی است. این&zwnj;گونه فرصت&zwnj;ها نباید رها شود؛ باید توجه به زبان فارسی و خط فارسی نظام&zwnj;مند شود.
تلاش&zwnj;های فردی باید تبدیل به یک مکتب شود. مرحوم لایق شیرعلی از شاعران معاصر تاجیکستان پیشنهاد تأسیس بنیاد زبان فارسی را ارائه کرده بود، مرحوم دادخدا سیم&zwnj;الدین رئیس نخست کمیتهٔ زبان و اصطلاحات تاجیکستان طرح همگون&zwnj;سازی واژه&zwnj;ها را در کشورهای فارسی&zwnj;زبان داده بود، پیشنهاد تأسیس فرهنگستان مشترک از طرح&zwnj;های استاد کاشان&zwnj;اف بود و طرح&zwnj;های دیگری در این سال&zwnj;ها ارائه شده اما متأسفانه رها شده است یا در حد همان طرح باقی مانده است. باید این&zwnj;گونه اتفاق&zwnj;ها را تقویت کنیم و از همه مهم&zwnj;تر منابعی که مورد اعتماد دو طرف باشد را تدوین و منتشر کنیم. ایجاد فرهنگستان مشترک همچنان می&zwnj;تواند در این زمینه بسیار راهگشا باشد.

* اشاره کردید که پس از جنگ رمضان نوعی برانگیختگی نسبت به ایران و ایرانی در تاجیک&zwnj;ها پدید آمده است، در این زمینه بیشتر توضیح دهید؟
ایران و تاجیکستان دو ملتی هستند که ریشه&zwnj;های مشترک فرهنگی، دینی، زبانی و ملی دارند، سند مشترکی به&zwnj;نام شاهنامه موجب شده تا هر دو ملت دغدغه یکدیگر را داشته باشند که این گرایش از طرف تاجیکان نسبت به ایران بیشتر است، برای نمونه اهدای 107 کامیون کمک&zwnj;های بشردوستانه تاجیکستان در جریان جنگ به ایران و... نشان هم&zwnj;بستگی و نمادی از آن دغدغه&zwnj;هاست.
در فضای محدود مجازی آن روزها نیز در طول دو جنگ 12 روزه و جنگ رمضان بارها شاهد واکنش&zwnj;های حماسی مردم تاجیکستان، شاعران و اهالی فرهنگ نسبت به مقاومت و پیروزی&zwnj;های ایران در برابر اسرائیل و آمریکا بودیم. وقتی پهپاد مهاجم بر فراز خلیج فارس شکار می&zwnj;شود، ما حس ایران&zwnj;دوستی را در تاجیک&zwnj;ها پررنگ&zwnj;تر می&zwnj;بینیم؛ روح حماسی شاهنامه و رستم و تهمتن برای مردم تاجیکستان جلوه&zwnj;گری می&zwnj;کند. من بارها دیدم چگونه اهالی فرهنگ تاجیکستان از اقدامات ما در طول جنگ با هیجان و غیرت حرف می&zwnj;زنند. در ابتدای آتش&zwnj;بس بعد از مدت&zwnj;ها تماسی کوتاه با دکتر صفر عبدالله، استاد سرشناس تاجیک و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی گرفتم. سه دقیقه توانستم صحبت کنم؛ از این سه دقیقه، دو دقیقه برای ایران گریه می&zwnj;کرد و در یک دقیقه از جنگ و نگرانی از وضعیت ایران عزیز گفت. سایر اهالی فرهنگ تاجیکستان نیز همین بودند و این احساس نه فقط در این جنگ، که حتی در میدان&zwnj;های مختلف ورزشی از جمله مسابقات جام جهانی نیز به چشم می&zwnj;آمد و به&zwnj;قول خودشان از ایران مخلصی (طرفداری) می&zwnj;کردند.

* آموزش خط فارسی امروز در تاجیکستان چگونه پی گرفته می&zwnj;شود؟ آیا تلاش&zwnj;های گذشته ایران در زمینه تولید نرم&zwnj;&zwnj;افزار و منابع و غیره همچنان مورد استفاده است؟
امروز پیشرفت&zwnj;های علمی تأثیر به&zwnj;سزایی در آموزش خط و زبان فارسی گذاشته است؛ برای نمونه در دوره&zwnj;ای که من در تاجیکستان حضور داشتم یک نرم&zwnj;افزار تبدیل خط سیریلیک به فارسی ایجاد شده بود. بعد از بازگشت از تاجیکستان هر زمان که دو بار از تاجیکستان با من تماس گرفته می&zwnj;شد حدس می&zwnj;زدم برای نرم&zwnj;افزار مشکلی پیش آمده که نمی&zwnj;توانند با آن کار کنند، اما اکنون ماه&zwnj;ها هیچ تماسی گرفته نمی&zwnj;شود. چرا؟ چون شاید دیگر نیازی به نرم&zwnj;افزار ندارند؛ با رشد هوش مصنوعی مشکلات بسیاری حل شده و از هوش مصنوعی کمک گرفته می&zwnj;شود.&nbsp;
فضای رسانه&zwnj;ای و علمی که ایجاد شده است، کارها را تسهیل کرده، بنابراین می&zwnj;توان از این ظرفیت برای پیشبرد زبان فارسی نیز بهره گرفت. باید از ظرفیت&zwnj;های موجود بهره گرفت و از غفلت&zwnj;ها درس آموخت. برای مثال یکی از غفلت&zwnj;های ما کتاب &laquo;گام اول&raquo; است که بنیاد سعدی آن را چاپ کرده است؛ با کمرنگ شدن روابط دو کشور این کتاب نیز فراموش شد، این کتاب اکنون نیز یکی از بهترین منابع به شمار می&zwnj;رود.

* توجه تاجیک&zwnj;ها به شاهنامه قابل توجه است، این توجه چه اندازه می&zwnj;تواند در تقویت زبان فارسی در این کشور مؤثر باشد؟
شاهنامه یکی از منابع مهم در تاجیکستان به&zwnj;شمار می&zwnj;رود که نقشی فرازبانی و هویتی در این کشور ایفا می&zwnj;کند؛ اهمیت شاهنامه تا جایی است که تا همین چند سال پیش مهریه دختران تاجیک شاهنامه بود؛ یک جلد شاهنامه معادل یک شتر بود. اهمیت شاهنامه فراتر از حوزه زبانی و به حوزه هویتی و تمدنی تاجیک&zwnj;ها مرتبط است. اسامی قهرمانان شاهنامه مثل رستم، سهراب، اسفندیار، فریدون، جمشید و... در تاجیکستان فراوان&zwnj;تر از ایران است. باز هم مجبورم بگویم داستان&zwnj;های شاهنامه از استاد فریدون جنیدی که در 11 جلد با دو خط فارسی و سیریلیک با حمایت مؤسسه اکو در انتشارات آرون منتشر شد نیز از آن غفلت&zwnj;هایی است که انتشار آن در دورهٔ رکود روابط، طبق چشم&zwnj;اندازی که مدنظر بود پیش نرفت.

* آیا تأکید اخیر رئیس&zwnj;جمهور تاجیکستان می&zwnj;تواند منجر به جایگزینی فارسی به&zwnj;جای سیریلیک شود؟
تقویت زبان فارسی در تاجیکستان اقتصاد قوی و پشتوانه می&zwnj;خواهد. در فعالیت&zwnj;های فرهنگی از بحث جایگزینی خط فارسی به&zwnj;جای خط سیریلیک باید فاصله گرفت؛ باید در کنار خط سیریلیک تنها به تقویت خط فارسی بپردازیم؛ چراکه 80 سال است که مردم تاجیکستان با خط سیریلیک نوشته&zwnj;اند و جزوی از ادبیاتشان شده است. به&zwnj;جای تأکید بر جایگزینی، باید تأکید بر فراگیری هر دو خط داشته باشیم؛ خط سیریلیک حامل 80 سال معارف معاصر است و خط فارسی هم بیش از 1000 سال بار تاریخی و فرهنگی این کشور را در بر داشته است؛ پس فراگیری هر دو مهم است.]]></description>
            <category>فرهنگ</category>
            <pubDate>Wed, 10 Jun 2026 18:05:47 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.siasatrooz.ir/fa/interview/136937/ایرانی-دوستی-تاجیک-ها-ازجنگ-رمضان</guid>
            <enclosure url="https://www.siasatrooz.ir/images/docs/000136/n00136937-b.jpg" length="46544" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>اقتدار دفاعی ایران، ایده‌ای نو در بازی‌های رومیزی</title>
            <link>https://www.siasatrooz.ir/fa/report/136930/اقتدار-دفاعی-ایران-ایده-ای-نو-بازی-های-رومیزی</link>
            <description><![CDATA[ویژگی بارزی که در مکانیسم بازی آتشبار وجود دارد، مفهوم اتحاد است. بازی به گونه&zwnj;ای طراحی شده که در برخی قسمت&zwnj;های آن بازیکن ناگزیر به گفتگو، تعامل و انجام مذاکره برای همکاری و عملیات&zwnj; می&zwnj;شوند.
به گزارش مهر، در سال&zwnj;های اخیر، با گسترش دنیای دیجیتال و نفوذ تکنولوژی به تمام جنبه&zwnj;های زندگی، شیوه سرگرمی کودکان و خانواده&zwnj;ها دستخوش تغییرات بنیادینی شده است. امروزه بخش زیادی از اوقات فراغت کودکان، در دنیای بازی&zwnj;های رایانه&zwnj;ای می&zwnj;گذرد؛ فضایی که اگرچه جذاب است، اما باعث کاهش تعاملات چهره به چهره، فاصله گرفتن کودکان از بازی&zwnj;های جمعی و رومیزی شده است. این تغییر نوع بازی، صرفا تغییری در نوع تفریح نیست بلکه بر نحوه تعاملات اجتماعی، خلاقیت و ارتباطات انسانی آن&zwnj;ها تاثیری عمیق می&zwnj;گذارد. بازی&zwnj;های رومیزی با پیشینه&zwnj;ای که به پنج هزارسال پیش از میلاد برمی&zwnj;گردد، امروزه در میان هیاهوی بازی&zwnj;های رایانه&zwnj;ای به حاشیه رفته است. نادیده گرفته شدن این بازی&zwnj;ها موجب تداوم سلطه بازی&zwnj;های موبایلی و رایانه&zwnj;ای غیرایرانی بر ذهن کودکان شده و حتی می&zwnj;تواند منجر به جذب فرهنگ بیگانه و کمرنگ شدن هویت ملی در ناخودآگاه آنان شود.&nbsp;
در ادامه این گزارش، به مناسبت &laquo;روز جهانی بازی&zwnj;های رومیزی&raquo; تلاش می&zwnj;کنیم تا نگاهی گذرا و کوتاه به تاریخچه پرفرازونشیب این بازی&zwnj;ها و اهمیت بازگرداندن آن&zwnj;ها در میان کودکان بپردازیم. در ادامه با ارائه نمونه&zwnj;ای از بازی رومیزی ایرانی بررسی خواهیم کرد که چگونه یک بازی رومیزی خلاقانه می&zwnj;تواند با جذابیت خود کودکان را از دنیای بازی&zwnj;های دیجیتال بیرون بیاورد و به ابزاری برای تقویت مهارت اجتماعی، رشد تفکر انتقادی و انتقال هنرمندانه مفاهیم ملی به کودکان و نوجوانان تبدیل شود.

&laquo;سِنت&raquo; و &laquo;نَرد&raquo;&nbsp; کهن&zwnj;ترین بازی رومیزی&zwnj;های تاریخ
بازی&zwnj;های رومیزی پیشینه&zwnj;ای بسیار طولانی دارند؛ قدیمی&zwnj;ترین بازی جهان که باستان&zwnj;شناسان آن را در زمره&zwnj; بازی&zwnj;های رومیزی قرار داده&zwnj;اند &laquo;سِنت&raquo; نام دارد. این بازی در مصر باستان بر پایه باورهای مذهبی و نمادین شکل گرفته بود. داستان این بازی دونفره به این شرح است که مصری&zwnj;ها معتقد بودند هر انسانی همزادی دارد که دارای بعد روحانی است. آن&zwnj;ها به این همزاد &laquo;کا&raquo; می&zwnj;گفتند. در باور مصریان باستان &laquo;کا&raquo; همان چیزی است که بعد از مرگ انسان به سرزمین مردگان می&zwnj;رود و پس از طی مراحل چندگانه در نهایت به بهشت یا جهنم رهسپار می&zwnj;شود. در این بازی هر بازیکن نقش &laquo;کای&raquo; خود را در مواجهه با این مراحل چندگانه تا مرحله نهایی بازی می&zwnj;کند و باید سعی کند به بهترین و سریع&zwnj;ترین روش از موانع عبور کند و خود را به بهشت برساند. البته در دوران قدیم تاس به شکل مدرن امروزی یعنی یک چندوجهی منتظم، اختراع نشده بود و به جای آن از چیزی به&zwnj;نام &laquo;قاپ&raquo; استفاده می&zwnj;شد. قاپ استخوانی در بدن شتر است که به&zwnj;شکل چندوجهی نامنتظم است و آن را مثل تاس پرتاب می&zwnj;کردند. در ایران نیز سابقه بازی&zwnj;های رومیزی به هزاران سال پیش باز می&zwnj;گردد. کشف بازی &laquo;نرد&raquo; در شهر سوخته و آثار مربوط به آن نشان می&zwnj;دهد ایرانیان از دیرباز با این نوع سرگرمی&zwnj;ها آشنا بوده&zwnj;اند. نرد یکی از قدیمی&zwnj;ترین بازی&zwnj;های شناخته&zwnj;شده&zwnj; دنیا به حساب می&zwnj;آید که باستان&zwnj;شناسان قدمت آن را ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد تخمین زده&zwnj;اند. چیزی که در شهر سوخته پیدا شده شامل چند تاس و دو گروه دوازده&zwnj;تایی مهره است که برای این بازی استفاده می&zwnj;شده است. این پیشینه نشان می&zwnj;دهد که بازی&zwnj;های رومیزی صرفاً یک مد یا سرگرمی گذرا نیستند، بلکه ریشه در تاریخ، فرهنگ و شیوه زندگی انسان&zwnj;ها دارند. به همین دلیل، توجه دوباره به آن&zwnj;ها امروز نیز می&zwnj;تواند معنایی فراتر از سرگرمی و بخشی از حافظه فرهنگی جوامع باشد.

یادگیری در دل سرگرمی ضرورتی برای بازی&zwnj;های رومیزی
در دنیای امروز که بازی&zwnj;های دیجیتال با جذابیت و زرق وبرقی که دارند کودکان بسیاری را جذب کرده&zwnj;اند، کارشناسان و فعالان حوزه بازی&zwnj;های فکری و رومیزی معتقدند که طراحی و تولید خلاقانه و داستان&zwnj;محور بازی&zwnj; می&zwnj;تواند بخشی از این خلأ را جبران کند. بازی&zwnj;هایی رومیزی برخلاف ماهیت انفرادی دنیای دیجیتال، فضایی برای تعامل رو در رو با افراد دیگر دارد؛ فضایی که در آن کودک یاد می&zwnj;گیرد با دیگران حرف بزند و تعامل داشته باشد و برای رسیدن به هدفی با یکدیگر همکار کنند. وقتی یک بازی دارای داستانی گیرا، تصاویر پویا و رنگ&zwnj;بندی&zwnj;های چشم&zwnj;نواز باشد، کودک به جای غرق شدن در دنیای دیجیتال، درگیر دنیایی می&zwnj;شود که در آن با فکر کردن، تعامل و تصمیم&zwnj;گیری می&zwnj;تواند پیشرفت کند. اگر بازی رومیزی با روایت داستانی جذاب و مکانیسم گیرا طراحی شود می&zwnj;تواند مفاهیم آموزشی و فرهنگی را در درون خود جای دهد و به یک کلاس درس زنده و پویا تبدیل شد تا مفاهیم ارزشمند و ملی بدون نیاز به آموزش مستقیم و خسته&zwnj;کننده به عمق ذهن کودک منتقل شود. در ادامه نمونه&zwnj;ای از بازی رومیزی را معرفی می&zwnj;کنیم که همین اصول را درون خود جای داده است. بازی رومیزی &laquo;آتشبار&raquo; نمونه&zwnj;ای است که تلاش کرده ضمن سرگرمی و تفریح مفاهیمی را به مخاطب خود آموزش دهد.

بازآفرینی مفاهیم دفاعی ایران&nbsp; در قالب بازی رومیزی
بازی رومیزی &laquo;آتشبار&raquo; با تم موشکی و جنگ ۱۲ روزه طراحی و تولید شده است که توانسته در قالب بازی، برخی مفاهیم دفاعی را برای سنین بالای شش سال تعریف کند. &laquo;آتشبار&raquo; بازیکنان را در نقش فرماندهان یک زرادخانه قرار می&zwnj;دهد. هر کارت در این بازی، شناسنامه&zwnj;ای گویا از موشک&zwnj;های بالستیک و هایپرسونیک ایران است که با تصویرسازی&zwnj;های دقیق و ارائه ویژگی&zwnj;های فنی، به بازیکن اجازه می&zwnj;دهد ضمن سرگرمی، با توانمندی&zwnj;های بومی و دفاعی کشورش آشنا شود.&nbsp;
این بازی در عین سرگرمی مهارت&zwnj;هایی را نیز به بازیکنان آموزش می&zwnj;دهد، از جمله مهارت تصمیم&zwnj;گیری در لحظه. بازیکن باید مدام میدان بازی را رصد کند، کارت&zwnj;های رقبا را در نظر بگیرد و بهترین موشک خود را وارد عملیات کند. ویژگی بارزی که در مکانیسم بازی &laquo;آتشبار&raquo; وجود دارد، مفهوم &laquo;اتحاد&raquo; است. بازی به گونه&zwnj;ای طراحی شده که در برخی قسمت&zwnj;های آن بازیکن ناگزیر به گفتگو، تعامل و انجام مذاکره برای همکاری موقت و عملیات&zwnj;های مشترک هست تا یک حمله پیروزمندانه داشته باشند.&nbsp;
این بازی نشان می&zwnj;دهد که اگر یک بازی رومیزی با نگاهی هوشمندانه به هویت ملی طراحی شود نه تنها در جذب مخاطب موفق خواهد بود بلکه فضایی برای تقویت مهارت&zwnj;های اجتماعی و فکری فراهم می&zwnj;کند.]]></description>
            <category>فرهنگ</category>
            <pubDate>Tue, 09 Jun 2026 17:45:48 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.siasatrooz.ir/fa/report/136930/اقتدار-دفاعی-ایران-ایده-ای-نو-بازی-های-رومیزی</guid>
            <enclosure url="https://www.siasatrooz.ir/images/docs/000136/n00136930-b.jpg" length="64898" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>اما و اگرهای پخش مسابقات جام‌جهانی در سینما</title>
            <link>https://www.siasatrooz.ir/fa/news/136918/اما-اگرهای-پخش-مسابقات-جام-جهانی-سینما</link>
            <description><![CDATA[یکی از سینماداران ابراز امیدواری کرد که در صورت مهیا بودن شرایط، مسابقات فوتبال برخی کشورهای دیگر حاضر در جام&zwnj;جهانی، بجز ایران هم مجوز لازم برای پخش در سینما را بگیرند.
به گزارش ایسنا، شورای صنفی نمایش، پخش مسابقات تیم ملی فوتبال ایران را از تورنمنت جام&zwnj;جهانی در سینماها بلامانع اعلام کرد ولی این مصوبه، به تنهایی کافی نیست و باید مجوزهای دیگری هم صادر شود؛ درواقع شورای صنفی نمایش که مدیریت اکران در سینماها را برعهده دارد با کلیت پخش فوتبال در سینماها موافقت کرده است.&nbsp;&nbsp;
البته فعلا تنها برای پخش سه مسابقۀ ایران موافقت اولیه داده شده که زمان برگزاری آن&zwnj;ها هم در ساعت&zwnj;های ۴:۳۰ و ۶:۳۰ صبح و یکی هم ۱۰:۳۰ شب است و به نظر می&zwnj;رسد در عمل فقط یکی از این&zwnj;ها توجیه پخش در سینما داشته باشد که در حال حاضر همین هم، با وجود شرایط فعلی کشور معلوم نیست به چه نتیجه&zwnj;ای برسد.
با این وجود پس از انتشار خبر موافقت شورای صنفی نمایش با پخش فوتبال در سینماها، محمد قنبری - مدیر پردیس سینمایی مگامال - در گفت&zwnj;وگویی با ایسنا در این زمینه اظهار کرد: برای اینکه پخش مسابقات امکان&zwnj;پذیر شود به دو هماهنگی احتیاج داریم؛ یکی در بخش بلیت&zwnj;فروشی و سمفا(سامانه مدیریت فروش و اکران) است که اگر وزارت ارشاد تأیید کند، می&zwnj;توانیم در سامانه&zwnj;های بلیت&zwnj;فروشی سانس&zwnj;هایی را تعریف کنیم. بخش دیگر نیز به اماکن نیروی انتظامی مربوط می&zwnj;شود که باید هماهنگی&zwnj;های لازم با آن&zwnj;ها صورت گیرد.
او افزود: از میان سه بازی ایران، احتمالاً مسابقه ساعت ۱۰:۳۰ شب ایران و بلژیک را نسبت به دو بازی دیگر راحت&zwnj;تر می&zwnj;توانیم پخش کنیم. خود من شخصاً بیشتر متقاضی این بودم که سایر بازی&zwnj;های مهم را از کشورهایی مثل اسپانیا، فرانسه، برزیل و آرژانتین که بین ۱۹:۳۰ تا ۱۲ شب هستند، پخش کنیم ولی فعلا باید دید در ادامه چه اتفاقی می&zwnj;افتد. قنبری همچنین گفت: امیدوارم با این شرط که به اکران فیلم&zwnj;ها آسیبی نمی&zwnj;رسد، اجازه داده شود که به انتخاب خود سینماداران بعضی مسابقات کشورهای دیگر هم پخش شوند تا به وضعیت سینماها کمک شود.
در حال حاضر با توجه به شروع مسابقات جام&zwnj;جهانی و نزدیک بودن ماه محرم فیلم جدیدی به اکران سینماها اضافه نشده و شورای صنفی شروع اکران دو فیلم &laquo;خواب&zwnj;نما&raquo; به کارگردانی رضا مقصودی و &laquo;استخر&raquo; به کارگردانی سروش صحت را از تاریخ دهم تیرماه مصوب کرده است.]]></description>
            <category>فرهنگ</category>
            <pubDate>Mon, 08 Jun 2026 17:58:10 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.siasatrooz.ir/fa/news/136918/اما-اگرهای-پخش-مسابقات-جام-جهانی-سینما</guid>
            <enclosure url="https://www.siasatrooz.ir/images/docs/000136/n00136918-b.jpg" length="51768" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>«بیست‌ و یک»؛ قربانی کلیشه‌های پلیسی</title>
            <link>https://www.siasatrooz.ir/fa/report/136909/بیست-یک-قربانی-کلیشه-های-پلیسی</link>
            <description><![CDATA[در شرایطی که ژانر پلیسی همچنان پاشنه آشیل سریال&zwnj;سازی ایران محسوب می&zwnj;شود، &laquo;بیست&zwnj; و یک&raquo; تلاش کرده با شکستن قواعد مرسوم این گونه روایی، مسیری متفاوت را تجربه کند. سریالی که قاتلش را از همان ابتدا رو می&zwnj;کند و به جای هویت مجرم، انگیزه او را به مهم&zwnj;ترین معمای داستان تبدیل می&zwnj;کند. با این حال، ایده متفاوت همیشه به معنای نتیجه موفق نیست.
به گزارش فارس،پاشنه آشیل سریال&zwnj;سازی و سینمای ایران در طول سال&zwnj;های گذشته، ژانر پلیسی و معمایی بوده است؛ به &zwnj;گونه&zwnj;ای که تعداد آثار موفق این حوزه حتی به انگشتان یک دست هم نمی&zwnj;رسد. یکی از دلایل اصلی این ضعف آن است که بسیاری از پیرنگ&zwnj;های رایج این ژانر ریشه در بسترهای اجتماعی و فرهنگی غرب دارند و در همان اتمسفر نیز بهتر عمل می&zwnj;کنند.
سینما و تلویزیون ایران هنوز نتوانسته&zwnj;اند به یک فضای داستانی بومی و باورپذیر در ژانر پلیسی و معمایی دست پیدا کنند. به همین دلیل بسیاری از آثار این حوزه از نقطه&zwnj;ای به بعد دچار افت می&zwnj;شوند و دیگر نمی&zwnj;توانند مخاطب را با خود همراه نگه دارند.
این روزها سریال &laquo;بیست&zwnj; و یک&raquo; از پلتفرم فیلمنت در حال پخش است؛ اثری در همین ژانر که می&zwnj;تواند مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد. &laquo;بیست&zwnj; و یک&raquo; یک سریال جنایی ایرانی محصول سال ۱۴۰۴ است که بهنام بهزادی کارگردانی آن را بر عهده داشته، مسعود خاکباز فیلمنامه&zwnj;اش را نوشته و حسین علیزاده تهیه&zwnj; کننده آن بوده است. داستان سریال درباره زنی است که روزی به اداره آگاهی مراجعه می&zwnj;کند و اعتراف می&zwnj;کند که چهارده نفر را ربوده است. او در جریان بازجویی&zwnj;ها و رویارویی با کارآگاه پرونده، هر بار نشانی یکی از قربانیان را در اختیار پلیس قرار می&zwnj;دهد. هرچه داستان پیش می&zwnj;رود، فاصله میان این زن و کارآگاه کمتر شده و رابطه&zwnj;ای پیچیده میان آن&zwnj;ها شکل می&zwnj;گیرد.
فیلمنامه &laquo;بیست&zwnj; و یک&raquo; یک تفاوت مهم با بسیاری از آثار مشابه دارد؛ قاتل از همان ابتدا خود را معرفی می&zwnj;کند. در واقع داستان از نقطه&zwnj;ای آغاز می&zwnj;شود که در اغلب آثار جنایی پایان ماجرا محسوب می&zwnj;شود. معمولاً در فیلم&zwnj;ها و سریال&zwnj;های پلیسی، پلیس با یک جرم مواجه می&zwnj;شود، تحقیقات آغاز می&zwnj;شود، سرنخ&zwnj;ها به &zwnj;تدریج کشف می&zwnj;شوند و در نهایت هویت قاتل در نقطه اوج داستان آشکار می&zwnj;شود. این ساختار کلاسیک سال&zwnj;هاست در روایت&zwnj;های پلیسی تکرار شده و برای مخاطب کاملا آشناست.
اما فیلمنامه &laquo;بیست&zwnj; و یک&raquo; آگاهانه این الگو را وارونه می&zwnj;کند. قاتل از همان قسمت نخست معرفی می&zwnj;شود و در نتیجه، تعلیق داستان نه بر پایه این پرسش که &laquo;قاتل کیست؟&raquo; بلکه بر محور این سؤال شکل می&zwnj;گیرد که &laquo;چرا این اتفاق&zwnj;ها رخ داده&zwnj;اند؟&raquo; و&laquo;آیا تمام حقیقت گفته شده است؟&raquo;. این جابه&zwnj;جایی در نقطه تمرکز روایت، سریال را از یک معمای کارآگاهی صرف فراتر می&zwnj;برد و آن را به یک درام روان&zwnj;شناختی پیچیده&zwnj;تر و کنجکاوی &zwnj;برانگیزتر تبدیل می&zwnj;کند. البته فیلمنامه در زمینه رابطه علت و معلولی اتفاقات تا حد زیادی موفق عمل کرده و مخاطب سیر کلی رخدادها را پس نمی&zwnj;زند، اما همچنان همه چیز به&zwnj; طور کامل برای او روشن نمی&zwnj;شود. در برخی مقاطع، پرسش&zwnj;هایی شکل می&zwnj;گیرد که پاسخ قانع &zwnj;کننده&zwnj;ای برای آن&zwnj;ها ارائه نمی&zwnj;شود و مخاطب از خود می&zwnj;پرسد چرا یک اتفاق مشخص به آن شکل رخ داده است.
اما مهم&zwnj;ترین ایراد فیلمنامه به نوع پیرنگ آن بازمی&zwnj;گردد. &laquo;بیست&zwnj; و یک&raquo; بر اساس الگویی نوشته شده که سال&zwnj;هاست در آثار پلیسی و جنایی غربی مورد استفاده قرار می&zwnj;گیرد؛ یک افسر کارکشته درگیر یک پرونده مهم است، اما در میانه مسیر بر اثر حادثه&zwnj;ای از چرخه تحقیقات خارج می&zwnj;شود و حالا فرد دیگری باید مسئولیت پرونده را بر عهده بگیرد.&nbsp;
در اینجا نیز پس از کنار رفتن کارآگاه اصلی، دوست و همکار قدیمی او که مدتی از فضای کار دور بوده، وارد ماجرا می&zwnj;شود و رئیس اداره ناچار است برای بازگرداندن او به پرونده تلاش کند. این الگو در آثار غربی بارها تکرار شده و به نوعی یکی از پایه&zwnj;های روایت&zwnj;های پلیسی محسوب می&zwnj;شود، اما در بستر اجتماعی و انتظامی ایران چندان باورپذیر و بومی به نظر نمی&zwnj;رسد.
شاید اگر این سریال، مشابه &laquo;بازنده&raquo;، در یک زمان و مکان فرضی و نامشخص روایت می&zwnj;شد، مخاطب راحت&zwnj;تر می&zwnj;توانست این قراردادهای روایی را بپذیرد و با جهان داستان ارتباط برقرار کند. نکته دیگر به بازی بازیگران بازمی&zwnj;گردد. در برخی صحنه&zwnj;ها، به&zwnj;ویژه در قسمت نخست و سکانس مربوط به نخستین فرد ربوده &zwnj;شده، بازی&zwnj;ها از فضای واقع&zwnj;گرایانه اثر فاصله می&zwnj;گیرند و گاه به شکلی اغراق &zwnj;شده اجرا می&zwnj;شوند. همچنین نحوه حضور مأموران پلیس در صحنه بررسی محل و مواجهه با اسلحه، در بعضی لحظات چندان باورپذیر نیست و از حس واقع&zwnj;گرایی اثر می&zwnj;کاهد.
به نظر می&zwnj;رسد انتخاب بازیگران و گرفتن بازی برای نقش مأموران پلیس نیز می&zwnj;توانست با دقت بیشتری انجام شود. برخی از بازیگران انتخاب&zwnj; شده، از نظر ظاهر، رفتار و نوع بازی، چندان با تصویری که مخاطب از یک مأمور حرفه&zwnj;ای و با تجربه در ذهن دارد همخوانی ندارند و همین مسئله باعث شده بخشی از فضای پلیسی سریال مصنوعی به نظر برسد. در نهایت می&zwnj;توان گفت &laquo;بیست&zwnj; و یک&raquo; از منظر فیلمنامه، اثری قابل قبول و حتی در برخی بخش&zwnj;ها قابل توجه است. تلاش برای برهم زدن الگوی کلاسیک روایت&zwnj;های پلیسی و انتقال تعلیق از &laquo;چه کسی؟&raquo; به &laquo;چرا؟&raquo; از نقاط قوت اصلی آن به شمار می&zwnj;رود.
با این حال، ضعف در بومی&zwnj;سازی پیرنگ، برخی ناهماهنگی&zwnj;های روایی و مهم&zwnj;تر از همه کاستی&zwnj;های اجرایی باعث شده اثر نتواند به یک سریال موفق در ژانر پلیسی و معمایی تبدیل شود. کارگردانی بهنام بهزادی نیز نتوانسته ظرفیت&zwnj;های موجود در فیلمنامه را به &zwnj;طور کامل بالفعل کند. ضعف در هدایت بازیگران، عدم باورپذیری برخی موقعیت&zwnj;های پلیسی و ناتوانی در خلق اتمسفر مناسب برای یک اثر جنایی و معمایی، از جمله عواملی است که به سریال ضربه زده&zwnj; است.
به همین دلیل &laquo;بیست&zwnj; و یک&raquo; اگرچه در سطح ایده و فیلمنامه اثری قابل دفاع است، اما در مقام اجرا و کارگردانی، فاصله محسوسی با یک اثر موفق در ژانر پلیسی و معمایی دارد.]]></description>
            <category>فرهنگ</category>
            <pubDate>Sun, 07 Jun 2026 17:03:32 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.siasatrooz.ir/fa/report/136909/بیست-یک-قربانی-کلیشه-های-پلیسی</guid>
            <enclosure url="https://www.siasatrooz.ir/images/docs/000136/n00136909-b.jpg" length="87479" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>مظلومیت پایان ناپذیر فرهنگ کشور</title>
            <link>https://www.siasatrooz.ir/fa/report/136888/مظلومیت-پایان-ناپذیر-فرهنگ-کشور</link>
            <description><![CDATA[گروه فرهنگی - در ساختار یک جامعه، فرهنگ، ادب و هنر، آموزش و پرورش در واقع تعلیم و تربیت؛&zwnj;آینده ساز آن جامعه است تا زمانی که حاکمان به این مقوله اهمیت بدهند و برای آن هزینه کنند، بسیاری از مشکلات جامعه بر طرف خواهد شد.
&laquo;ﺩﮐﺘﺮ ﮐﺮﯾﻢ ﻣﺠﺘﻬﺪﯼ&raquo; ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ جمله&zwnj;ای دارد که شاید شنیده یا خوانده باشید؛ او گفته است؛&laquo; ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﻣﺜﻞ ﺩﺭﺧﺖ ﻧﺨﻞ ﺍﺳﺖ! ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺭﯾﺸﻪ&zwnj;ﺍﺕ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺳﺎﻝ در ﺧﺎﮎِ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﺳﺖ. ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺳَﺮَﺕ ﻫﻢ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﯾﻌﻨﯽ ﻧِﻤﻮﺩِ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽِ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪ&zwnj;ﺍﺕ ﻫﻢ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﺎﺷﺪ. ﺍﮔﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪ&zwnj;ﺍﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺷﺪ، ﺁﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ می&zwnj;میرد، ﻭَﻟﻮ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺳﺎﻝ ﺭﯾﺸﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ باشد.&raquo;
امیر کبیر نیز درباره تعلیم و تربیت گفته است؛&laquo;اگر نیت یكصد ساله دارید انسان تربیت كنید.&raquo;ویکتور هوگو نیز جمله ای دارد در باره تعیلم و تربیت؛ &laquo;هر کس درب مدرسه ای را باز کند، درب زندانی را بسته است.&raquo;
همه این سخنان و پندها و اندرزها که از زبان بزرگان بسیار است، نشان از اهمیت و حساسیت مقوله، فرهنگ، هنر، ادب، تعلیم و تربیت دارد. جامعه&zwnj;ای با فرهنگ غنی قطعاً&nbsp; و یقیناً پربارتر و تأثیرگذارتر خواهد بود.
ایران اسلامی ما با تلفیق دو فرهنک و تمدن ایرانی و اسلامی غنای لازم را دارد اما غفلت در اینجا است که برای پایداری و ماندگاری این غنای فرهنگی و تمدنی آنگونه که درخور شایسته آن است، اقدام نشده است.&nbsp;
هر بار می&zwnj;بینیم که برخی کشورها که حتی تاریخ و تمدن و فرهنگی هم ندارند و عمر برخی از آنها به 100 سال هم نمی&zwnj;رسد،&zwnj; با تلاش&zwnj;هایی سعی دارند تا خود را از نظر فرهنگی و تاریخی غنی و سطح بالا نشان دهند در حالی که نمی&zwnj;توان در دنیا کشوری را یافت که به مانند ایران عزیز ما، از غنای فرهنگی، هنری و معرفتی برخوردار باشد.
&nbsp;همه این ضعف&zwnj;ها به متولیان فرهنگی و تعلیم و تربیتی کشور باز می&zwnj;گردد که برای اعتلای این اقیانوس بزرگ و عمیق فرهنگ و تمدن و هنر، کاری انجام ندادند و اگر هم انجام دادند درخور توجه نبوده است یا حتی اثر معکوس داشته است.
حتی در زمینه اختصاص بودجه در زمینه فرهنگ؛ هنر و تعلیم و تربیت خساست&zwnj;هایی وجود داشته و دارد که نیازمند بازنگری جدی در این زمینه است.
هزینه&zwnj;هایی که برای برخی بخش&zwnj;ها می&zwnj;شود که می&zwnj;تواند نباشد، بسیار بیشتر از بودجه&zwnj;یا است که برای بخش تعلیم و تربیت و فرهنگ و هنر می&zwnj;شود و این یک فاجعه است. فاجعه&zwnj;ای که ادامه آن به نابودی هر آنچه که داشته&zwnj;ایم ختم خواهد شد.دیگران گوی سبقت را ربوده&zwnj;اند و با صرف هزینه&zwnj;های بسیار سعی دارند تا فرهنگ و عقاید خود را قالب کنند. حتی با افسانه سرایی&zwnj;های پوچ اما تأثیر گذار بر روی افکار جوانان.
سریال&zwnj;های کره&zwnj;ای یک نمونه از آن دست فعالیت&zwnj;هایی است که متولیان فرهنگی کره جنوبی با ساخت و فروش آن به دیگر کشورها سعی دارد تأثیر خود را بگذارند.در حالی که داستان&zwnj;های شاهنامه فردوسی بزرگ، نظیر ندارد اما تاکنون از روی این کتاب بزرگ و غنی چند فیلم و سریال ساخته شده یا یک برنامه شاهنامه خوانی جذاب در تلویزیون کشور ساخته و پخش شده است؟ شاید هیچ!
بودجه فرهنگی و هنری ایران ناچیز است و همین نیز در جای خود و مناسب هزینه نمی&zwnj;شود.
در همین زمینه نیز فارس در گزارشی نوشته است؛&zwnj;ایران با اختصاص ۱۰۴ همت به حوزه فرهنگ، در رقابت فزاینده قدرت نرم با رقبای منطقه&zwnj;ای مانند عربستان، ترکیه و امارات با چالش جدی مواجه است.
۱.۷۴ درصد از مصارف بودجه عمومی کشور به دستگاه&zwnj;های اجرایی بخش فرهنگ (متشکل از بخش&zwnj;های &laquo;دین، ارشاد اسلامی و اوقاف&raquo;، &laquo;فرهنگ و هنر&raquo; و &laquo;رسانه&raquo;) تخصیص دارد که معادل 104 سال فروش سینمای پررونق کشور است. بخش عمده اعتبارات فرهنگی صرف هزینه&zwnj;های جاری، از جمله حقوق و مزایا، امور اداری و خرید کالا می&zwnj;شود.
ایران با اختصاص تنها ۱.۷۴ درصد از بودجه عمومی به فرهنگ، از رقابت قدرت نرم در منطقه عقب مانده؛ در حالی که رقبایی چون عربستان، ترکیه و امارات سالانه میلیاردها دلار در پروژه&zwnj;های فرهنگی سرمایه&zwnj;گذاری می&zwnj;کنند.
مرکز پژوهش&zwnj;های مجلس شورای اسلامی درخصوص ساختار فعلی بودجه فرهنگی کشور نوشته است: &laquo;به&zwnj;دلیل توزیع پراکنده اعتبارات میان نهادهای متعدد، اثربخشی را کاهش داده و به اتلاف منابع می&zwnj;انجامد.&raquo;
اما رضا صادقی کارشناس فرهنگی می&zwnj;گوید که تجربه عربستان و کره جنوبی نشان می&zwnj;دهد که سیاست فرهنگی موفق، بر تمرکز منابع در حوزه&zwnj;های اولویت&zwnj;دار، حمایت از پروژه&zwnj;ها و محصولات فرهنگی و توسعه صنایع خلاق استوار است.
سهم ۱.۷۴ درصدی فرهنگ(۱۰۴ همت) از بودجه عمومی ایران اگرچه نزدیک به میانگین جهانی است، اما به&zwnj;دلیل محدود بودن منابع بودجه و مصرف بخش عمده آن در امور غیرمولد، اثرگذاری اندکی دارد.&nbsp;
در مقابل، کشورهای رقیب منطقه با اختصاص سهم بیشتری از بودجه به قدرت نرم، در حال سرمایه&zwnj;گذاری گسترده در تولید محتوا، زیرساخت&zwnj;های فرهنگی و جذب مخاطب جهانی&zwnj;اند؛ روندی که خطر عقب&zwnj;ماندگی فرهنگی ایران را تشدید می&zwnj;کند.بنابراین مرکز پژوهش&zwnj;های مجلس شورای اسلامی در پیشنهادی نوشت؛ بودجه&zwnj;ها در قالب برنامه&zwnj;های ملی و پروژه&zwnj;های کلان تجمیع و بر اساس اهداف و خروجی&zwnj;های مشخص باید تخصیص پیدا کند.]]></description>
            <category>فرهنگ</category>
            <pubDate>Sat, 06 Jun 2026 17:46:05 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.siasatrooz.ir/fa/report/136888/مظلومیت-پایان-ناپذیر-فرهنگ-کشور</guid>
            <enclosure url="https://www.siasatrooz.ir/images/docs/000136/n00136888-b.jpg" length="29337" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>غدیر؛ پایان سیاست بقا، آغاز سیاست عدالت</title>
            <link>https://www.siasatrooz.ir/fa/note/136889/غدیر-پایان-سیاست-بقا-آغاز-عدالت</link>
            <description><![CDATA[قدرت در تاریخ بشر همواره خود را با یک پرسش ساده اما سرنوشت&zwnj;ساز توجیه کرده است:چگونه بمانم؟ این پرسش ظاهراً فنی و مدیریتی در عمق خود بنیان یک عقلانیت سیاسی را شکل داده است که می&zwnj;توان آن را منطق بقا نامید؛ منطقی که در آن، استمرار نظم، حفظ انسجام و جلوگیری از فروپاشی حتی به قیمت تعلیق موقت یا دائمی عدالت، توجیه&zwnj;پذیر تلقی می&zwnj;شود. در این افق، عدالت نه غایت، بلکه ابزاری برای تثبیت قدرت است.اما در تاریخ اندیشه سیاسی، گاه لحظاتی پدید آمده&zwnj;اند که این پرسش را وارونه کرده&zwnj;اند؛ نه اینکه قدرت چگونه بماند، بلکه اینکه قدرت برای چه باید بماند.غدیر را می&zwnj;توان یکی از مهم&zwnj;ترین این لحظات دانست؛نقطه&zwnj;ای که در آن، سیاست از سطح تدبیر بقا به افق پرسش از عدالت ارتقا می&zwnj;یابد.اگر سیاست را عرصه تنظیم نسبت میان قدرت، حقیقت و اخلاق بدانیم، آن&shy;گاه غدیر صرفاً یک رویداد تاریخی در امتداد تداوم رهبری دینی نیست بلکه یک بازتعریف بنیادین از ماهیت قدرت است. در این بازتعریف، قدرت&nbsp; ابزاری که مشروعیت خود را نه از توانایی در حفظ خود، بلکه از توانایی در تحقق عدالت می&zwnj;گیرد و&nbsp; این جابه&zwnj;جایی ظریف اما عمیق،همان نقطه&zwnj;ای است که منطق غدیری را از سایر صورت&zwnj;بندی&zwnj;های قدرت در تاریخ متمایز می&zwnj;سازد.در واقع،غدیر لحظه&zwnj;ای است که در آن،قدرت از یک واقعیت صرف،به یک مسئولیت اخلاقی تبدیل می&zwnj;شود.
در اغلب نظام&zwnj;های سیاسی، حتی در پیشرفته&zwnj;ترین صورت&zwnj;های آن، یک الگوی پنهان اما مسلط وجود دارد و آن این است که عدالت تا آنجا مطلوب است که به حفظ نظم کمک کند.در این چارچوب اگر تعارضی میان عدالت و بقا شکل بگیرد، معمولاً بقا اولویت می&zwnj;یابد و عدالت به تعویق می&zwnj;افتد یا تفسیرپذیر می&zwnj;شود و&nbsp; این همان منطق پایداری قدرت است که در طول تاریخ، اشکال مختلفی از سلطه را توجیه کرده است. اما در منطق غدیری این رابطه وارونه می&zwnj;شود و بقا تنها تا آنجا ارزشمند است که در خدمت عدالت باشد. اگر استمرار یک ساختار سیاسی مستلزم نادیده&zwnj;گرفتن حقیقت یا قربانی&zwnj;کردن عدالت باشد، آن استمرار&nbsp; نوعی انحراف از غایت قدرت است. در این چارچوب، غدیر را باید لحظه اعلان این وارونگی دانست؛ لحظه&zwnj;ای که در آن، معیار مشروعیت از کارآمدی در حفظ نظم به توانایی در اقامه عدالت منتقل می&zwnj;شود.از این منظر، پرسش محوری غدیر، پرسش از شخص نیست، بلکه پرسش از معیار است. مسئله این نیست که چه کسی بار مسئولیت را بر دوش می&zwnj;گیرد، بلکه این است که این بار بر اساس چه منطقی توزیع می&zwnj;شود و&nbsp; آیا قدرت باید به دست کسی سپرده شود که بیشترین توان در مدیریت وضعیت موجود را دارد یا به دست کسی که بیشترین التزام به حقیقت و عدالت را نمایندگی می&zwnj;کند؟
در این سطح&nbsp; غدیر از یک واقعه تاریخی به یک نظریه قدرت تبدیل می&zwnj;شود. نظریه&zwnj;ای که در آن، مشروعیت سیاسی از نسبت مستقیم با عدالت استخراج می&zwnj;شود.این تحول، ساده یا شعاری نیست بلکه نوعی جابه&zwnj;جایی در بنیان هستی&zwnj;شناسی قدرت است.در منطق بقا جهان سیاسی بر اساس ضرورت&zwnj;ها تعریف می&zwnj;شود؛ اما در منطق عدالت، جهان سیاسی بر اساس بایدها صورت&zwnj;بندی می&zwnj;گردد و این باید همان نقطه&zwnj;ای است که قدرت را از سطح واقعیت به سطح ارزش ارتقا می&zwnj;دهد.از همین&zwnj;روست که غدیر را نمی&zwnj;توان در سطح یک انتصاب یا تعیین جانشین محدود کرد.چنین تقلیلی معنای فلسفی آن را فرو می&zwnj;کاهد و آن را به یک رخداد اداری یا سازمانی تقلیل می&zwnj;دهد. در حالی که غدیر در سطحی عمیق&zwnj;تر،اعلام این اصل است که قدرت اگر از عدالت جدا شود حتی اگر پایدارترین شکل نظم را تولید کند، از درون تهی می&zwnj;شود.
این خوانش، نسبت میان اخلاق و سیاست را نیز دگرگون می&zwnj;کند.در منطق رایج، اخلاق اغلب به عنوان مجموعه&zwnj;ای از توصیه&zwnj;های فردی در حاشیه سیاست قرار می&zwnj;گیرد؛ امری مطلوب اما غیرضروری برای بقای نظام سیاسی. اما در منطق غدیری، اخلاق نه حاشیه سیاست، بلکه هسته آن است. عدالت در اینجا نه یک فضیلت فردی، بلکه شرط وجودی قدرت است. قدرت بدون عدالت، صرفاً تکنیک سلطه است، نه امر سیاسی در معنای اصیل آن.در نتیجه، سیاست از مدیریت نیروها به مسئولیت در برابر حقیقت تبدیل می&zwnj;شود.
از این منظر، غدیر را می&zwnj;توان لحظه&zwnj;ای دانست که در آن، سیاست از &laquo;هنر حفظ وضع موجود&raquo; به &laquo;مسئولیت در برابر حقیقت&raquo; تغییر ماهیت می&zwnj;دهد. این تحول، صرفاً اخلاقی یا دینی نیست، بلکه یک تحول فلسفی در تعریف امر سیاسی است. در این افق، قدرت دیگر مرکز معنا نیست، بلکه خود در نسبت با عدالت تعریف می&zwnj;شود. به بیان دیگر، این عدالت است که به قدرت معنا می&zwnj;دهد، نه قدرت به عدالت. اگر این خوانش را بپذیریم،آنگاه غدیر نه یک لحظه پایان&zwnj;یافته در تاریخ، بلکه یک معیار دائمی برای سنجش هر نوع قدرت است. هر ساختار سیاسی، هرچقدر مدرن، پیچیده یا کارآمد،در برابر این معیار قرار می&zwnj;گیرد:آیا قدرت در خدمت عدالت است یا عدالت در خدمت قدرت؟ این پرسش، تاریخ&zwnj;مند نیست؛ بلکه همواره جاری است و هر نظم سیاسی را در معرض داوری قرار می&zwnj;دهد. از این منظر، غدیر یک &laquo;واقعه&raquo; نیست، بلکه یک &laquo;افق&raquo; است؛ افقی که همواره امکان نقد قدرت را زنده نگه می&zwnj;دارد.
در نهایت، منطق غدیری را می&zwnj;توان نوعی اخلاق قدرت دانست؛ اخلاقی که نه در پی نفی قدرت بلکه در پی معنا دادن به آن است. غدیر نمی&zwnj;گوید قدرت باید حذف شود بلکه می&zwnj;گوید قدرت باید پاسخ&zwnj;گو باشد؛ پاسخ&zwnj;گو به عدالتی که فراتر از منافع لحظه&zwnj;ای و مصلحت&zwnj;های کوتاه&zwnj;مدت قرار دارد. از این منظر، قدرت زمانی مشروع است که بتواند از خود فراتر برود و خود را در آینه عدالت بازشناسد.هرگاه قدرت نتواند این بازشناسی را انجام دهد حتی اگر در اوج اقتدار ظاهری باشد، از درون دچار فرسایش مشروعیت می&zwnj;شود بنابراین شاید بتوان گفت بزرگ&zwnj;ترین پیام غدیر&nbsp; تغییر زبان سیاست است؛ زبانی که دیگر با واژگانی چون بقا، غلبه و حفظ قدرت تعریف نمی&zwnj;شود بلکه با واژگانی چون عدالت، مسئولیت و حقیقت معنا می&zwnj;یابد. در این زبان تازه قدرت پیرامون عدالت است؛ و سیاست هنر عادل بودن در دل ماندن است و این همان نقطه&zwnj;ای است که غدیر را از یک رویداد تاریخی به یک منطق دائمی برای سنجش همه قدرت&zwnj;ها تبدیل می&zwnj;کند؛منطقی که هر زمان قدرت از عدالت جدا شود، دوباره از نو معنا می&zwnj;گیرد و دوباره سیاست را به پرسش می&zwnj;کشد.
&nbsp;

محدثه حکیم زاده]]></description>
            <category>فرهنگ</category>
            <pubDate>Sat, 06 Jun 2026 17:45:24 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.siasatrooz.ir/fa/note/136889/غدیر-پایان-سیاست-بقا-آغاز-عدالت</guid>
        </item>
        <item>
            <title>نسل عوض شد؛ اما روحیه ۱۵ خرداد ماندگار است</title>
            <link>https://www.siasatrooz.ir/fa/report/136882/نسل-عوض-اما-روحیه-۱۵-خرداد-ماندگار</link>
            <description><![CDATA[بیش از شش دهه از قیام ۱۵ خرداد می&zwnj;گذرد؛ روزی که مردم عادی، بازاری&zwnj;ها، روحانیون، زنان و جوانان در اعتراض به دستگیری امام خمینی(ره) به خیابان آمدند و بسیاری از آنان جان خود را در این مسیر از دست دادند. اما آیا میان آن نسل و نسل امروز نسبتی وجود دارد؟
در نگاه نخست شاید میان جوانان سال ۱۳۴۲ و نسل امروز فاصله&zwnj;ای عمیق وجود داشته باشد؛ نسلی که با فضای مجازی، فناوری&zwnj;های نوین و سبک زندگی متفاوت رشد کرده است. اما آیا حقیقتاً این دو نسل از هم گسسته&zwnj;اند؟
دکتر لاله افتخاری، استاد دانشگاه و نماینده اسبق مجلس شورای اسلامی، معتقد است جوانانی که امروز در صحنه&zwnj;های اجتماعی و انقلابی حضور دارند، در واقع ادامه همان نسل ۱۵ خرداد هستند؛ نسلی که اگرچه زمانه&zwnj;اش تغییر کرده اما ریشه&zwnj;های فکری و اعتقادی&zwnj;اش همان است. او بر این باور است که همان روحیه ظلم&zwnj;ستیزی، غیرت دینی و احساس مسئولیتی که مردم را در ۱۵ خرداد به میدان آورد، امروز نیز در نسل جدید دیده می&zwnj;شود.
متن کامل گفت&zwnj;وگوی فارس با لاله افتخاری را در ادامه می&zwnj;خوانید.
***
* برخی معتقدند نسل امروز تفاوت&zwnj;های زیادی با نسل انقلاب و قیام ۱۵ خرداد دارد. اما در ماه&zwnj;های اخیر شاهد حضور مستمر مردم و جوانان در تجمعات و برنامه&zwnj;های میدانی بوده&zwnj;ایم. به نظر شما چه شباهتی میان مردم و جوانان ۱۵ خرداد با نسل امروز وجود دارد؟
من معتقدم جوان امروز و جوان ۱۵ خرداد بیش از آنکه متفاوت باشند، شبیه یکدیگرند. جوان ۱۵ خرداد یک جوان قرآنی، الهی و اهل&zwnj;بیتی بود. جوانی بود که وقتی ندای دفاع از دین و مقابله با ظلم را شنید، احساس مسئولیت کرد و به میدان آمد. امروز هم هر جا همین شرایط فراهم شود، همان اتفاق تکرار می&zwnj;شود.
من همیشه یک مثال می&zwnj;زنم. نمی&zwnj;شود گفت خورشیدی که شصت سال پیش می&zwnj;تابید باعث رشد گیاه می&zwnj;شد اما امروز دیگر چنین خاصیتی ندارد.&nbsp;
سنت&zwnj;های الهی تغییر نمی&zwnj;کنند. وقتی آب، نور و شرایط مناسب فراهم باشد، گیاه رشد می&zwnj;کند. در جامعه هم همین&zwnj;طور است. هر جا مردم در معرض معارف دینی قرار بگیرند، هر جا غیرت دینی زنده باشد و دنیا چشم انسان&zwnj;ها را پر نکرده باشد، همان روحیه قیام و ایستادگی شکل می&zwnj;گیرد. این یک سنت الهی است.
برای همین من معتقدم جوان امروز از جنس همان جوان ۱۵ خرداد است. شاید شکل زندگی و ابزارهایش فرق کرده باشد اما فطرتش همان فطرت است.

*اما برخی می&zwnj;گویند جوانان دهه&zwnj;های جدید دیگر مانند نسل&zwnj;های گذشته اهل ایستادگی نیستند و تعلقات متفاوتی دارند.
من این نگاه را قبول ندارم. نسل ۱۵ خرداد شرایط بسیار سختی را تجربه کرد. خفقان رژیم پهلوی، شکنجه&zwnj;های ساواک، زندان&zwnj;ها و فشارهای سنگین واقعیت&zwnj;هایی بود که آن نسل با آن مواجه بود. اگر خاطرات مبارزان آن دوره، مثل مرحوم عزت شاهی و دیگر مبارزان را بخوانید، می&zwnj;بینید چه فشارهایی تحمل کردند. افرادی بودند که ماه&zwnj;ها در سلول&zwnj;های انفرادی زیر شکنجه بودند. انواع تحقیرها و سختی&zwnj;ها را تحمل کردند اما عقب ننشستند.
اما سؤال اینجاست که چه چیزی آن&zwnj;ها را نگه داشت؟ پاسخ روشن است؛ ایمان و معرفت. همین عامل را امروز هم می&zwnj;بینیم. امروز هم وقتی زمینه فراهم می&zwnj;شود، می&zwnj;بینیم جوانانی بدون هیچ چشمداشت مادی وارد میدان می&zwnj;شوند. جوانی که صبح تا عصر سرکار است اما از شب تا سحر در موکب خدمت می&zwnj;کند. جوانی که بدون دریافت حتی یک ریال، ساعت&zwnj;ها وقت می&zwnj;گذارد. جوانی که اگر لازم باشد از آسایش و منافع شخصی خود می&zwnj;گذرد. این همان روحیه&zwnj;ای است که در نسل&zwnj;های قبل هم وجود داشت.

*یعنی معتقدید روحیه فداکاری در نسل جدید همچنان زنده است؟
من بارها این صحنه&zwnj;ها را دیده&zwnj;ام. جوانانی که بدون هیچ توقعی خدمت می&zwnj;کنند. جوانانی که مسئولیت&zwnj;پذیرند و احساس تکلیف دارند. اگر روزی لازم باشد، همین نسل جانش را هم خواهد داد؛ همان&zwnj;طور که شهدای مدافع حرم دادند، همان&zwnj;طور که شهید حججی داد و همان&zwnj;طور که بسیاری از شهدای سال&zwnj;های اخیر دادند. اتفاقاً من فکر می&zwnj;کنم هرچه جلوتر آمده&zwnj;ایم، صف&zwnj;ها شفاف&zwnj;تر شده است.
کسی که می&zwnj;خواهد مسیر نادرست برود، آشکارا انتخابش را انجام می&zwnj;دهد و کسی هم که راه حق را انتخاب کرده، آگاهانه&zwnj;تر و عمیق&zwnj;تر در این مسیر حرکت می&zwnj;کند. تجربه من در دانشگاه هم همین را نشان می&zwnj;دهد. من سال&zwnj;هاست با دانشجویان در ارتباطم. دانشجویان دهه هشتادی را بسیار دقیق، پرسشگر و مسئولیت&zwnj;پذیر می&zwnj;بینم. این نسل سؤال می&zwnj;پرسد، نقد می&zwnj;کند، پاسخ می&zwnj;خواهد اما وقتی قانع شود، پای کار هم می&zwnj;ایستد.

*یکی از محورهای مهم قیام ۱۵ خرداد، نقش خانواده&zwnj;ها بود. به نظر شما خانواده چه سهمی در انتقال فرهنگ مقاومت و ظلم&zwnj;ستیزی از نسل ۱۵ خرداد به نسل امروز داشته است؟
نقش خانواده بسیار تعیین&zwnj;کننده است. اصلاً اگر بخواهیم ریشه بسیاری از این پایداری&zwnj;ها را پیدا کنیم، باید به خانواده برگردیم. همان&zwnj;طور که در واقعه عاشورا خانواده نقش محوری دارد، در قیام ۱۵ خرداد و در انقلاب اسلامی نیز خانواده نقش اصلی را ایفا کرده است. خیلی از جوانانی که امروز در میدان حضور دارند، شاید ظاهرشان با نسل&zwnj;های قبل متفاوت باشد اما وقتی با آن&zwnj;ها صحبت می&zwnj;کنید، می&zwnj;بینید ریشه&zwnj;های اعتقادی&zwnj;شان از خانواده شکل&zwnj;گرفته است. این انتقال فقط از طریق آموزش مستقیم نیست؛ از طریق سبک زندگی، رفتار پدر و مادر، عزاداری&zwnj;ها، مجالس مذهبی، خاطرات خانوادگی و حتی عواطفی که در خانه شکل می&zwnj;گیرد منتقل می&zwnj;شود. بسیاری از جوانان وقتی از علاقه خود به اهل&zwnj;بیت (ع) صحبت می&zwnj;کنند، می&zwnj;گویند از کودکی با این فضا بزرگ شده&zwnj;اند. این همان انتقال فرهنگی است که نسل به نسل ادامه پیدا کرده است.

*شما در میدان&zwnj;های اجتماعی اخیر هم حضور داشته&zwnj;اید. نقش خانواده را امروز چگونه می&zwnj;بینید؟
بسیار پررنگ. اتفاقاً یکی از نکات مهمی که شاید کمتر درباره آن صحبت شده، همین حضور خانوادگی است. وقتی به صحنه&zwnj;ها نگاه می&zwnj;کنید، می&zwnj;بینید خانواده&zwnj;ها کنار هم حضور دارند. پدر، مادر، فرزند، نوجوان و حتی کودک.
بارها دیده&zwnj;ام زوج&zwnj;های جوان همراه فرزندان خردسال خود در میدان حاضر شده&zwnj;اند. خانواده&zwnj;هایی که با هم خدمت می&zwnj;کنند، با هم در موکب&zwnj;ها فعالیت دارند و با هم در برنامه&zwnj;ها شرکت می&zwnj;کنند. این نشان می&zwnj;دهد برخلاف تصویری که گاهی از فروپاشی خانواده ارائه می&zwnj;شود، خانواده همچنان مهم&zwnj;ترین نهاد انتقال ارزش&zwnj;ها در جامعه ایرانی است.

*در قیام ۱۵ خرداد زنان چه نقشی داشتند و این نقش امروز چگونه ادامه پیدا کرده است؟
&nbsp;زنان نقش بسیار مهمی داشتند؛ هم نقش آشکار و هم نقش پنهان. در ۱۵ خرداد زنان فقط همراه مردان نبودند؛ خودشان در میدان بودند. خطر را پذیرفتند، هزینه دادند و در کنار مردان ایستادند. اما یک بخش مهم&zwnj;تر هم وجود دارد که کمتر دیده می&zwnj;شود و آن نقش زنان در ایجاد تاب&zwnj;آوری است.وقتی مردی زندانی می&zwnj;شود، تحت شکنجه قرار می&zwnj;گیرد یا درگیر مبارزه است، این همسر و مادر خانواده است که باید بار سنگین زندگی را به دوش بکشد و روحیه خانواده را حفظ کند. این نقش کمتر دیده می&zwnj;شود اما بسیار تعیین&zwnj;کننده است. نمونه برجسته آن را در زندگی همسر امام خمینی(ره) می&zwnj;بینیم. بانویی که از یک خانواده مرفه وارد زندگی ساده طلبگی شد، سال&zwnj;ها سختی تبعید و مبارزه را تحمل کرد و در تمام این مسیر پشتیبان امام باقی ماند. همین الگو را در زندگی همسر رهبر معظم انقلاب و بسیاری از همسران شهدا و مبارزان انقلاب نیز می&zwnj;بینیم.بخش مهمی از موفقیت نهضت اسلامی مرهون همین زنان صبور و مؤمن است.

*اگر یکی از جوانان ۱۵ خرداد امروز در میان جوانان حاضر در صحنه&zwnj;های اجتماعی قرار بگیرد، چه شباهت&zwnj;ها و چه تفاوت&zwnj;هایی خواهد دید؟
شباهت&zwnj;ها بسیار بیشتر از تفاوت&zwnj;هاست. احساس مسئولیت، خستگی&zwnj;ناپذیری، باور به وعده&zwnj;های الهی، روحیه ایثار و آمادگی برای حضور در میدان، همان ویژگی&zwnj;هایی است که هم در نسل ۱۵ خرداد وجود داشت و هم امروز وجود دارد.
من افرادی را می&zwnj;شناسم که در همان سال&zwnj;ها مبارزه کرده&zwnj;اند و امروز هم در صحنه حضور دارند. سنشان بالا رفته اما همچنان از اولین نفراتی هستند که به میدان می&zwnj;آیند و تا آخر می&zwnj;مانند. گاهی می&zwnj;بینید یک روحانی مبارز قدیمی در کنار یک نوجوان دهه هشتادی ایستاده و هر دو با همان شور و انگیزه در صحنه حضور دارند. این تصویر بسیار معنادار است. در واقع اگر بخواهم در یک جمله بگویم، جوان امروز ادامه همان جوان ۱۵ خرداد است؛ همان روحیه، همان فطرت و همان احساس مسئولیت، فقط با زبان و ابزارهای متناسب با زمانه خودش. و شاید مهم&zwnj;ترین پیام قیام ۱۵ خرداد برای امروز همین باشد که هرگاه مردم بر مدار ایمان، غیرت دینی و احساس مسئولیت جمع شوند، تاریخ دوباره خود را تکرار می&zwnj;کند.]]></description>
            <category>فرهنگ</category>
            <pubDate>Fri, 05 Jun 2026 16:16:55 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.siasatrooz.ir/fa/report/136882/نسل-عوض-اما-روحیه-۱۵-خرداد-ماندگار</guid>
            <enclosure url="https://www.siasatrooz.ir/images/docs/000136/n00136882-b.jpg" length="52316" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>خطبه غدیر و بیان فضائل امیرالمؤمنین(ع) و نام امام مهدی(عج)</title>
            <link>https://www.siasatrooz.ir/fa/news/136874/خطبه-غدیر-بیان-فضائل-امیرالمؤمنین-ع-نام-امام-مهدی-عج</link>
            <description><![CDATA[

یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ ۖ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ۚ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ(آیه ۶۷ سوره مائده)

ای پیغمبر، آنچه از خدا بر تو نازل شد (به خلق) برسان که اگر نرسانی تبلیغ رسالت و اداء وظیفه نکرده&zwnj;ای، و خدا تو را از (شر) مردمان محفوظ خواهد داشت، (و دل قوی دار که) خدا کافران را (به هیچ راه موفقیتی) راهنمایی نخواهد کرد.

در سفر حجه الوداع در مسیر بازگشت ، جبرییل پیام آور وحی بر رسول خدا(ص) فرود آمد و این آیه را تلاوت کرد ، در بار اول رسول خدا به او فرمودند این مردم تازه اسلام آورده اند و خوف آن دارم که دچار تردید و دو دلی شوند و فرمان مرا اطاعت نکنند!

در روز دوم دوباره جبرئیل بر آن حضرت نازل در حالی که پیامبر اکرم در کنار تالاب و برکه&zwnj;ای بودند عرض کرد خدای متعال می&zwnj;فرماید ای رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده را ابلاغ کن و اگر نکنی پیام او را نرساندی آن حضرت در پاسخ فرمودند یا جبرئیل اخشی من اصحابی ان یخالفونی! خوف دارم اصحابم از دستورم سرپیچی کرده و مرا مخالفت نمایند!

برای بار سوم جبرئیل در روز عید غدیر بر آن حضرت نازل شد و عرض کرد خدای متعال می&zwnj;فرماید یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و تا آخر آیه را قرائت کرد پیغمبراکرم چون فرمان الهی را شنیدند دستور توقف دادند و ۱۲۰ هزار نفر تجمع کردند و منبری از جهاز شتران درست کردند و خطبه بلیغ و مفصلی خواندند و بنا به دستور الهی حضرت علی را به جانشینی خود منصوب فرمودند.

در آن خطبه حضرت از مردم سوال کردند یا ایها الناس الست اولی بکم منکم؟ آیا من به شما از خود شما سزاوارترم؟ فقالو: بلی یا رسول الله؛ ثم قال: قم یاعلی؛ فقام علی فاخذه بیده فرفعها ثم قال:الا من کنت مولاه فهذا&nbsp; علی مولاه؛ اللهم وال من والا و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله&hellip;

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به حضرت علی علیه السلام فرمودند بلند شو و چون آن حضرت ایستادند دست ایشان را گرفته و بلند کردند و فرمودند بدانید هر کس من مولای اویم پس این علی هم مولای اوست و سپس دعا کردند خدایا دوست بدار هر کس او را دوست بدارد و دشمن بدار هر کس او را دشمن بدارد و یاری کن هر کسی که او را یاری می&zwnj;کند و خفیف و سرافکنده کن هر کس او را خفت می&zwnj;دهد&hellip;

پس از این خطبه مجدداً جبرئیل به پیامبر اکرم نازل شد و عرض کرد خدای متعال می&zwnj;فرماید: الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا(مائده آیه۳) یعنی امروز دینم را بر شما کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و پذیرش دین اسلام را برای شما راضی و خشنود شدم.

&nbsp;

البته پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با اعلام حجه الوداع و دعوت از تمامی مناطق مسلمان نشین برای مناسک حج و احضار امیرالمومنین از یمن برای شرکت در حج و ایراد سخنانی مقدماتی در مسجد خیف خود و مسلمانان را برای این تجمع عظیم آماده کرده بودند و دستور توقف سه روزه از ۱۸ تا ۲۰ ذی&zwnj;الحجه دادند و فرمودند همه مسلمانان از زن و مرد با حضرت علی در غدیر خم بیعت کنند و حتی درخواست کردند تا مردم به مناسبت مقام امامت و خلافت امیرالمومنین به ایشان تبریک بگویند.

در خطبه غدیر علاوه بر اعلام خلافت و وصایت امیرالمومنین بر امامت اولاد ایشان تا حضرت مهدی تاکید شده و نام آنان برده شده است حتی تصریح می&zwnj;فرمایند: (الا ان خاتم الائمه منا القائم المهدی؛ الا انه الظاهر علی الدین، الا انه المنتقم من الظالمین)

همانا آگاه باشید آخرین امام، قائم مهدی از ماست، او بر تمامی ادیان چیره خواهد شد و اوست که از ظالمین انتقام می&zwnj;گیرد.

و یا باز می&zwnj;فرمایند: معاشر الناس!

&ldquo;النور من الله عز وجل مسلول فی، ثم فی علی ابن ابیطالب، ثم فی نسل منه الی القائم المهدی الذی یاخذ بحق الله و بکل حق هو لنا&rdquo;

ای مردم نوری از خدا در وجود من است و سپس این نور در علی بن ابیطالب قرار گرفته است و پس از آن این نور در نسل او تا حضرت قائم مهدی قرار گرفته ،کسی که حق خدا را می&zwnj;گیرد به هر حقی که از آن ماست همه را اخذ می&zwnj;کند.

و یا می&zwnj;فرمایند: &ldquo;فامرت ان آخذ البیعه منکم والصفقه لکم بقبول ما جئت به عن الله عز و جل فی علی امیرالمومنین و الاوصیاء من بعده الذین هم منی و منه امامه فیهم قائمه خاتمها المهدی الی یوم یلقی الله یقدر و یقضی&rdquo;

پس من مامور شدم از شما بیعت بگیرم و دست دادن شما به معنای قبول کردن هر آنچه از سوی خدا درباره امیرالمومنین و جانشینانش که همگی از من هستند و امامت در آنها است آخرینشان مهدی امامت می&zwnj;کند تا روزی که خدا مقدر فرماید و قیامت رخ دهد.

خطبه غدیر پیامبر اکرم بسیار خواندنی و پرنکته است به طوری که بیش از ۲۰۰ فضیلت را آن حضرت برای امیرالمومنین ذکر کرده و تصریح می&zwnj;فرمایند: (معاشر الناس! ان فضایل علی ابن ابیطالب عند الله عز و جل و قد انزلها فی القرآن اکثر من احصیها فی مقام واحد)

ای مردم مسلماً فضائل امیرالمومنین علی علیه السلام در نزد خدا و آنچه در قرآن نازل کرده است بیش از آن است که در یک جلسه بتوان اشاره کرد و به حساب آورد.

حتی تاکید می&zwnj;فرمایند:

ان الله تبارک و تعالی جعل لأخی علی بن ابیطالب فضائل لا یحصی عددها غیره

یعنی به درستی که خدای تبارک و تعالی برای برادرم علی بن ابی طالب فضائلی قرار داده است که شمار این فضائل را کسی غیر از خدا نمی&zwnj;تواند محاسبه کند.

در خطبه غدیر به ده&zwnj;ها آیه قرآن کریم برای معرفی و تبیین فضائل امیرالمومنین استناد شده است مثلاً می&zwnj;فرمایند: (و ما من علم الا و قد علمته علیا و هو الامام المبین الذی ذکره الله فی سوره یس و کل شیء احصیناه فی امام مبین)

یعنی علمی نیست مگر آنکه آن علم را به علی آموخته&zwnj;ام و او امام مبین است همان کسی که خدا او را در سوره یاسین یاد کرده است آنجا که می&zwnj;فرماید و شمارش هر چیزی در نزد امام مبین است و تصریح می&zwnj;فرمایند امام مبین امیرالمومنین است.

&nbsp;یا می&zwnj;فرمایند:

و ما نزلت آیه رضا فی القرآن الا فیه و لا خاطب الله الذین آمنوا الا بدا به ولا نزلت آیه مدح فی القرآن الی فیه ولا شهد الله بالجنه فی هل اتی علی انسان الا له و لا انزلها فی سواه و لا مدح بها غیره)

یعنی هیچ آیه رضایتمندی در قرآن نازل نشده است مگر درباره علی علیه السلام است و یا خدا مومنان را خطاب نکرده است الا اینکه اول خطاب آمنو ا&nbsp; اوست و آیه مدح و منقبتی در قرآن نیست مگر درباره علی علیه السلام است و در سوره هل اتی گواهی بهشت نداده الا برای علی علیه السلام و برای هیچکس غیر او نازل نکرده و مدحی نیست مگر برای او!

پیغمبر اکرم در این خطبه بر پیوستگی قرآن و عترت تاکید می&zwnj;فرمایند: (معاشر الناس ان علیا و الطیبین من ولدی من صلبه هم الثقل الاصغر و القرآن هو الثقل الاکبر لن یفترقا حتی یرد اعلی الحوض)

ای مردم بدانید علی و فرزندان طاهرین او ثقل اصغر هستند و قرآن نیز ثقل اکبر است این دو از هم جدا نمی&zwnj;شوند تا روزی که در قیامت در حوض کوثر بر من وارد شوند.

واقعاً خطبه غدیر مشحون از معارف قرآنی الهی است و هر جمله&zwnj;اش جای تعمق دارد و حال آنکه غالباً فکر می&zwnj;کنند پیغمبر اکرم در روز عید غدیر فقط همان جمله مشهور من کنت مولا فهذا علی مولاه را فرموده&zwnj;اند و حال آنکه حجم بیانات آن حضرت در روز عید غدیر که ساعت&zwnj;ها به طول انجامیده است به اندازه یک کتابچه است و جا دارد در متون درسی دانشگاهی و حوزوی به طور اختصاصی به آن پرداخته شود.

&nbsp;

با یک بار خواندن هم کفایت نمی&zwnj;کند لااقل هر سال در ایام غدیر یک بار کامل این خطبه را بخوانیم و در فرازهای آن تعمق کنیم آن حضرت ابلاغ داستان غدیر را بالاترین و برترین فراز امر به معروف ذکر می&zwnj;کنند و می&zwnj;فرمایند

(الا و ان راس الامر بالمعروف ان تنهوا الی قولی و تبلغوه من لم یحضر

پیغمبر اکرم درباره این خطبه فرمانی ابدی و جاودانه برای همه مسلمانان در همه اعصار صادر می&zwnj;فرمایند و تاکید دارند که بایستی مطالب این خطبه را حاضران به غایبان و فرزندان به فرزندان برسانند تا روز قیامت!

(فلیبلغ الحاضر الغایب و الوالد الولد)

از خدای متعال مسئلت داریم که توفیق عمل به این وظیفه را عنایت فرماید.

مرتضی نجفی قدسی

]]></description>
            <category>فرهنگ</category>
            <pubDate>Fri, 05 Jun 2026 11:47:57 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.siasatrooz.ir/fa/news/136874/خطبه-غدیر-بیان-فضائل-امیرالمؤمنین-ع-نام-امام-مهدی-عج</guid>
            <enclosure url="https://www.siasatrooz.ir/images/docs/000136/n00136874-b.jpg" length="38816" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title>حضوری که اهمیت دارد</title>
            <link>https://www.siasatrooz.ir/fa/report/136866/حضوری-اهمیت</link>
            <description><![CDATA[مدیر رادیو ایران با برشمردن برنامه&zwnj;های این شبکه رادیویی در عید غدیر، از ضرورت و اهمیت حضور مردم در این راهپیمایی گفت.
سیدمرتضی کاظمی&zwnj; دینان مدیر شبکه رادیویی ایران در گفتگو با مهر با تبریک عید غدیر خم و بیان ضرورت حضور مردم در مهمانی کیلومتری غدیر عنوان کرد: با توجه به شرایط ویژه&zwnj;ای که امسال در مناسبت عید مبارک غدیر داریم و هم مناسبت ارتحال حضرت امام (ره) با این روز مصادف شده است، هم اینکه اولین سالی است که رهبر شهیدمان را در میانمان نداریم و هم یک جنگ ظالمانه را پشت سر گذاشته&zwnj;ایم یا به تعبیر دقیق&zwnj;تر در میانه آن هستیم، ضرورت حضور هرچه بیشتر و پرشورتر مردم در این مناسبت که عید ولایت است بسیار اهمیت دارد.

اهمیت حضور مردم در راهپیمایی غدیر
وی ادامه داد: به تعبیری، هرچه حضور مردمی بیشتر باشد، پایبندی مردم به مسئله ولایت و بیعت با رهبری جدید بیشتر نمایان می&zwnj;شود. این نشان می&zwnj;دهد که مردم پای اعتقاداتشان، ارزش&zwnj;هایشان، نظامشان و کشورشان حاضر هستند و در همه میادین همانطور که در این شب&zwnj;ها در تجمعات حاضر بودند، در این مناسبت بزرگ و ویژه هم حضور پیدا می&zwnj;کنند. بنده هم به سهم خودم و به عنوان یک عضو کوچک از فعالان رسانه&zwnj;ای کشور، از همه مردم دعوت می&zwnj;کنم که در این مناسبت بزرگ و تاریخی و در این شرایط ویژه کشور، ان&zwnj;شاءالله حضوری پررنگ داشته باشند.

برنامه&zwnj;های رادیو ایران در روز غدیر
کاظمی دینان با اشاره به برنامه&zwnj;های رادیو ایران در این روز اظهار کرد: در رادیو ایران که محوری&zwnj;ترین شبکه معاونت صدای جمهوری اسلامی و قدیمی&zwnj;ترین رسانه شنیداری کشور است، به عنوان رادیوی سراسری، تمهیدات ویژه&zwnj;ای برای دهه ولایت و امامت اندیشیده شده است. برنامه &laquo;وارثان غدیر&raquo; ویژه برنامه&zwnj;ای از محل راهپیمایی، در جایگاهی در خیابان ۱۲ فروردین برپا می&zwnj;شود و این برنامه به صورت زنده از ساعت ۱۷ تا ۲۱ در روز عید غدیر با حضور گویندگان و بازیگران رادیو و در بخش&zwnj;های متنوع پخش می&zwnj;شود. برنامه &laquo;به افق آفتاب&raquo; نیز بازخوانی آیات کلیدی امامت و ولایت و ترجمه آن به زبان حکمرانی دینی است. این برنامه از ۶ خرداد شروع شده و تا ۱۵ خرداد ادامه خواهد داشت.
وی افزود: برنامه &laquo;تا پای جان برای ایران&raquo; از ۹ خرداد تا ۱۵ خرداد، انعکاس حضور مردم در میادین و گرامیداشت ایام دهه امامت و ولایت است و نشان می&zwnj;دهد که ولایت&zwnj;مداری مردم ایران از گذشته تا به حال برقرار بوده و ادامه دارد و مردم ایران با جان و دل در این مسیر قدم بر می&zwnj;دارند. همچنین برنامه &laquo;نشانی&raquo; با محوریت ولایت و امامت و بر اساس فرمایشات رهبر شهید پخش می&zwnj;شود. برنامه صبحگاهی &laquo;سلام صبح بخیر&raquo; هم در همین ایام و از ۹ تا ۱۳ خرداد، چهره&zwnj;های مردمی الگو را که با الهام از فرهنگ ولایت به مواسات و همدلی با مردم می&zwnj;پردازند و به یاری هموطنانشان می&zwnj;شتابند، معرفی می&zwnj;کند.
مدیر رادیو ایران گفت: برنامه پرمخاطب &laquo;ایرانشهر&raquo; با حضور استاد کمال همنشین، ضمن گرامیداشت دهه امامت و کرامت، به ترویج مواسات و همدلی در میان اقشار مختلف جامعه می&zwnj;پردازد. همینطور برنامه &laquo;بهار را می&zwnj;مانیم&raquo; صبح روز عید غدیر، ساعت ۱۱:۴۰، به مباحث مهدویت در نهج&zwnj;البلاغه می&zwnj;پردازد و نیز برنامه &laquo;پنجره رو به نور&raquo; به تبیین خطبه&zwnj;های حضرت امیر در نهج&zwnj;البلاغه و نکات کاربردی آن برای زندگی روزمره ما در حال حاضر می&zwnj;پردازد.
کاظمی دینان گفت: مجدداً از همه دعوت می&zwnj;کنم تا با حضور پرشورشان در این مناسبت عزیز، هم عشق و ارادتشان را به مولا علی نشان بدهند و هم حضور جانانه خود را پای کار کشور، نظام، ارزش&zwnj;ها، اعتقاداتشان و ولایت به نمایش بگذارند.]]></description>
            <category>فرهنگ</category>
            <pubDate>Tue, 02 Jun 2026 17:48:08 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">https://www.siasatrooz.ir/fa/report/136866/حضوری-اهمیت</guid>
            <enclosure url="https://www.siasatrooz.ir/images/docs/000136/n00136866-b.jpg" length="121160" type="image/jpeg"/>
        </item>
    </channel>
</rss>
