میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
تاریخ انتشار : شنبه ۷ آبان ۱۴۰۱ ساعت ۲۰:۲۲
 
 
شتر سواری دولا دولا!
پرواضح است قبول بعضی از مسئولیت ها بخصوص در نظام جمهوری اسلامی که با دشمنان قسم خورده و...
پرواضح است قبول بعضی از مسئولیت ها بخصوص در نظام جمهوری اسلامی که با دشمنان قسم خورده ومخاطرات عمده مواجه می باشد . کار هرکس نیست و نیازمند افرادی کاملا خاص از این جنس بسیج می باشد تا هرآنچه در توان وچنته دارند در سبد اخلاص گذاشته و حداقل برای یک دوره چهار ساله دور همه وابستگی ها ی اجتماعی واقتصادی از جمله دوستان و سرگرمی های همیشگی مثبت یا منفی را خط بکشند که البته پیدا کردن این گونه خلوص ها همانند جستجو در میان کوهی از زغال سنگ برای یافتن الماس است که همان تفکیک وضعییت ادارات وواحد های زیر مجموعه خود ومسئولیت های خدماتی برای چنین فردی کافی است و حالا ااگر بخواهد معضلات وچالش های آن ها را نیز مدیریت ورفع نماید نیازمند امتیازی با نام مقدس ایثار است. متاسفانه نه تنها اصفهان بلکه اکثر شهرهای کشور در طول تمامی این سالها تاحدودی از داشتن چنین نعمتی برای مدیریت شهری محروم بوده و آنهایی هم که مقید به انجام هرچه بهتر این فریضه می شدند زیاد دوام نمی آوردند زیرا منافع گروههایی خاص را به خطر می انداختند بنابراین عقل سلیم حکم می کرد تا با دوستان مرودت وبا دشمنان مداراکنند تا بیشتر بمانند!
آنچه می توان ازنتیجه این تفسیر برداشت نمود اینست که اگر فردی بخواهد متولی مجموعه ای نزدیک به ۲۱هزار نفر نیروی کار متفاوت از یکدیگر باشد ووظیفه خود را نیز به نحو احسنت انجام دهد چاره ای جز بریدن از وابستگی ها وانجام تلاش شبانه روزی ندارد و خواب وخوراک را نیز باید در کنار تفریح وتفرج و استراحت از هر نوع سه طلاقه نماید ومنتظر نماند که زندگی همچون گذشته همان روال را طی کند. زیرا اینجا کمتر از جبهه های حق علیه باطل نیست و نیازمند آن است تا مدافع حقوق جامعه در قالب خدمات شهری همانند رزمندگان وبخصوص غواصان اروند دردوران دفاع مقدس خواب را بر امواج و نماز واجب را در خروش آن بجا آورد که متاسفانه تا کنون اینجنین نبوده وشاید نخواهد بود!
مدیریت خدمات شهری اصفهان اگرچه از آرامشی خاص برخوردار است اما نمی توان فراموش کرد همین سکون و شاید افزون بر آن درامثال آخرین پادشاه صفویه یعنی شاه سلطان حسین باعث گردید قوم محمود و اشرف افغان تا پشت درهای مدرسه چهار باغ هم نفوذ کنند و سلطان بگوید « همین حجره ما را بس است» تا لشگر پا برهنه ها شهر اصفهان را تصرف و بمدت ۶ سال بر آن حکومت کنند وپس از فرار ویرانه ای را با مردمی درمانده از خود بجا بگذارند که حاصل غفلتی بنام بی تفاوتی ها واسب تراواست!
بامداد شنبه سی ام مهرماه وبراساس روش هر هفته. شهردار اصفهان ضمن تماس تلفنی با برنامه صبحگاهی «سلام اصفهان» با ارائه شرحی پیرامون ییشرفت خط دوم مترواظهار می دارند« من هر روز صبح برنامه سلام اصفهان را از رادیو گوش می دهم» که البته باید توجه داشت این برنامه شاد از ساعت ۶/۳۰ تا۸ صبح بمدت یک ساعت ونیم در بهترین زمان پیک فعالیت های خدمات شهری و تراوشات مغزی انسانها وشروع تلاش مردم کلان شهر اصفهان به صورت زنده پخش می شود که بالطبع متولی خدمات شهری یک کلان شهر پر چالش باید پر ترافیک ترین لحظات پر استرس را داشته باشد ویا حد اقل همانند دومین شهردار شورای اسلامی چهارم خدمت به مردم را از سحرامروز تا نیمه شب فردا به انجام برساند و برای هر لحظه از آن برنامه ای از پیش تدوین شده داشته باشد که بهترین مرکب برای رسیدن بموقع انجام این اهداف دوچرخه است.
آن شهردار که عمرخدمتش در این سمت بیش از دوسال نبود تا به استان دیگری برود و سپس معاون وزارت کشورورییس سازمان شهرداری ها ود هداری ها شود و هنوز همه همانگونه به خدمت نگاه می کند تا ثابت شود «قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری » توانسته است نظر نظام را به ایثار گری های خود جلب کند زیرا در زمان مسئولیت شهرداری اصفهان علیرغم همه فشار های رسانه های زنجیره خم به ابرو نیاورد و ضمن استفاده از دوچرخه نماز صبح را در یکی از واحدهای زیر مجموعه از جمله پارکینگ شرکت اتوبوسرانی شهری ودر کنار رانندگان و خدمه بجا می آورد و پس از صرف صبحانه مختصر در کنار این جمع به امور جاری از جمله سرکشی‌های منطقه ای می پرداخت و دربین راه نیز به مشکلات شهر وندان سروسامان می بخشید وبامداد هر سه شنبه را صرف زیارت اهل قبور باغ رضوان وسرکشی ناشناس ازفعالیت های عمرانی آن مکان می کرد تا همچون شاه عباس صفوی در لباس دراویش فارغ از شهردار بودن به میان جمع برود و خود را گم نکند! نه قبل از او و نه پس از آن . شهرداری به معنای واقعی بر این مسندننشست اگر چه در تمام مدت دوسال بارها طعم برنده تیغ نقد را از این ستون لمس کرد که تمام فکر وذکرش رفع معضلات کلان شهر بود چنانکه هزینه‌های بسیاری از زندگی خود برای رسیدن به این آرمان مقدس پرداخت نمود. که رزمندگان جبهه ها . مدافعان حرم وسلامتی وا منیت هم اینگونه می اندیشیدند.
حالا باید پرسید امروز چگونه چنین متولی پر مشغله ای بخصوص از نظرفکری فرصت پیدا می کند هرروز صبح یکساعت ونیم از اوقات گرانبهای خود را صرف شنیدن یک برنامه فاقد محتوا وشش وهشتی رادیویی نماید که مختص بازنشستگان در حال استراحت و خانم های خانه دار است؟ مگر اینکه خیالشان از هر گونه تحقیق وتفحص آسوده باشد که قطعا دیکته نا نوشته غلط ندارد همانگونه که اداره کل ارتباطات بین الملل و روابط عمومی ایشان هیچگونه عکس العملی پیرامون نقد رسانه های مکتوب نداشته و بیشتربه برنامه های دیکته شده صدای شهر اهمیت می دهند تا خط ارتباطی بامداد شنبه هااز رادیو اصفهان با دید مثبت همچنان بر قرار باشدو سه سال باقی مانده با چراغ خاموش طی شود!

نویسنده: حسن روانشید - روزنامه نگار پیشکسوت
کد مطلب: 124261
 
Share/Save/Bookmark