داخلی گوناگون خبر
تاریخ انتشار : شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۱۶
 
 
ساختار جمعیتی و تحول اجتماعی
حامد سعيدي‌راد:
تاریخ تطور جهان،از غرب عالم گرفته تا شرق آن،همه حرکتها و پیشرفت های خود را(اگر پیشرفتی وجود داشته است)مرهون و مدیون سریال تحولاتی بوده است که در برهه های مختلف زمانی و در گوشه و کنار دنیا هرازچندگاهی رخ نموده اند و قیافه دنیا و ساکنانش را تغییر داده اند.
بحث نه بر سر انقلابات جزئی و سیاسی پیرامون ما است و نه بر سر حرکت های لاک پشت وار علم امروز با همه ناز و تبخترش،بلکه صحبت از آن دسته از زمین لرزه هاییست که توانسته اند ارکان نظامات کهنه جهان را بلرزانند و نظمی نو در افکنند.بحث بر سر آن چیز هاییست که امروز ما را امروز کرده اند.تحولات عمده تاریخ تعدادشان از انگشتان دست هم کمتر است،هریک از این تحولات توانسته اند جهان و یا حداقل بخشی از جهان را به یک دوره تاریخی دیگر منتقل کنند و پلی شوند برای عبور جوامع به فرداهایشان.
نزدیک ترین این تحولات در عرصه جهانی سریال معروف رنسانس اروپایی است که گرچه مهد و مولدش در میان چشم آبی های بلوند بود اما پس لرزه هایش همه زمین را در کام خود گرفت.در عرصه ملی و مدل مینیاتوری این دسته از تحولات در ایران که خود ملهم از رنسانس اروپایی بود،جریان نهضت مشروطه است.
این دو تحول گرچه از هیچ منظر با یکدیگر قابل قیاس نیستند چه از نظر وسعت و گستردگی(رنسانس حتی دورترین نقاط جهان را نیز از آثار خود بی نصیب نگذارد و نهضت مشروطه حتی نتوانست در داخل مرزهای ایران تاثیر عمیق و گسترده ای داشته باشد)و چه از منظر خروجی ونتیجه(از زیر خاکستر های رنسانس اروپایی سیمرغ نزدیک به چهار قرن برتری و تفوق اروپائیان بر سرتاسر کره خاکی سر بر آورد و از دل مشروطه پس از چند سال رکود و تعمیق عقب ماندگی دیکتاتوری رضا شاه سر بر آورد)اما هر دو این تحولات توانستند در نوع خود و به قدر بضاعت خود تاریخ را از مرحله ای به مرحله دیگر منتقل کنند.
این دو نهضت اما یک ویژگی مشترک و مهم نیز داشتند که سنگ محک این گونه از نهضت ها است و آن این است که هر دو این حرکت ها محصول تحول ساختار جمعیتی(دموگرافیکی)بودند.در واقع مقایسه چینش جمعیتی در جریان تحولات اجتماعی،همواره گویای این مطلب است که این تحولات فرزند و معلول تغییر این بینش اند.بیش از دو سوم جمعیت ایران پیش از نهضت مشروطه را روستاییان و عشایر تشکیل می دادند و این در حالی بود که اندک جمعیت شهر نشین ایرانی نیز در روستاهای بزرگ که در آن زمان به شهر معروف بودند زندگی می کردند.
در واقع ایران قبل از نهضت مشروطه یک روستای بزرگ بود.این ساختار در اواخر حکومت قاجار و در جریان نهضت مشروطه کاملا معکوس شد،یعنی دو سوم جمعیت ایران شهر نشین شدند و مهاجرت گسترده ای از روستاها به سوی شهرها صورت گرفت،این تحول در زمینه ساختار جمعیتی سبب درهم شکسته شدن ساختار حکومتی و فرهنگی و اجتماعی حاکم در آن عصر و در نتیجه وقوع نهضت مشروطه به عنوان یک انقلاب گسترده در عرصه‌های سیاسی ،اجتماعی، فرهنگی و ... شد.
در اروپا نیز رنسانس وقتی شکفت و گل کرد که اقلیت بورژوا و شهرنشین که از قرن چهاردهم تدریجا به تاسیس شهرها و بندرهای تجاری خودمختار مبادرت کرده بودند،به اکثریت تبدیل شدند و نظام فئودالیته را که قادر به پاسخگویی به نیازهای شهری نبود از اریکه قدرت ساقط کردند.
به این ترتیب تغییرات دموگرافیکی همواره به عنوان علت وجودی تحولات عمده اجتماعی رخ نموده است.
در واقع ساخت و چیدمان جمعیتی یک جامعه واضع جنس سایر ساختارهاي اجتماعی است و بدیهی است که با تحول این ساختار،سایر ساختارهای اجتماعی نیز با تحول مواجه خواهند شد.
کد مطلب: 66453
 
Share/Save/Bookmark