میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
داخلی جهان خبر
تاریخ انتشار : جمعه ۱۱ آذر ۱۴۰۱ ساعت ۱۷:۱۸
 
 
وحشتِ پنهان صهیونیست‌ها
پایگاه خبری میدل ایست مانیتور در گزارشی می نویسد: «دیگر این افسانه که اسرائیل یک نیروی شکست ناپذیر است، به سر آمده و بی معنی شده است. اگر این رژیم از درون قدرتمند بود، در طول ۷۴ سال گذشته که از تاسیس جعلی آن می گذرد، دچار شکست ها و ناکامی های پی در پی در امر استعمار و اشغال کامل فلسطین نمی شد. این اولین و اصلی ترین چیزی است که حقیقتا اسرائیل را می ترساند.»
به گزارش الف؛ پایگاه خبری «میدل ایست مانیتور» در گزارشی، به وحشتی نهادینه و تاریخی که رهبران و سیاستمداران صهیونیست مایل به پنهان کردن آن هستند، پرداخته. وحشتی که مدت هاست در تار و پود رژیم صهیونیستی تنیده شده و موجب تولید رفتارهای خاص و البته متناقض از سوی آن در محیط داخلی، منطقه ای و بین المللی شده است. «میدل ایست مانیتور» تظاهرِ این رژیم به خونسردی و تحرکات فراوان آن در این زمینه و تلاش جهت تغییر وجهه بین‌المللی‌اش را به مثابه اقداماتی ارزیابی کرده که انگار فقط و فقط نتیجه عکس می دهند و در عرصه عمل، موجب تغییر معادلات برای آن نمی شوند. موضوعی که در نوع خود رژیم اشغالگر قدس را قدم به قدم به سراشیبی سقوط بیش از پیش نزدیک می کند.
پایگاه خبری میدل ایست مانیتور در این زمینه نوشته؛ «بنیانگذار رژیم جعلی اسرائیل و اولین نخست وزیر آن «دیوید بن گورین» زمانی گفت: «در اسرائیل، برای واقع بین بودن، شما باید به معجزه ها، باور و اعتقاد داشته باشید». اگر ما از صرفِ توجه به لفاظی های رهبران اسرائیلی دست برداریم، می توانیم این سوال را پرسیده و جواب دهیم که آیا اسرائیل در وضعیت کنونی در وحشت به سر می برد یا خیر؟ به نظر جواب این سوال، بله است. اسرائیل اکنون به شدت در هراس است.
دیگر این افسانه که اسرائیل یک نیروی شکست ناپذیر است، به سر آمده و بی معنی شده است. اگر این رژیم از درون قدرتمند بود، در طول ۷۴ سال گذشته که از تاسیس جعلی آن می گذرد، دچار شکست ها و ناکامی های پی در پی در امر استعمار و اشغال کامل فلسطین نمی شد. این اولین و اصلی ترین چیزی است که حقیقتا اسرائیل را می ترساند. ۱۰۵ سال پس از صدور اعلامیه ننگین بالفور(همان اعلامیه ای که در سال ۱۹۱۷ توسط لُرد بالفور وزیر خارجه وقت بریتانیا نوشته شد) که بر اساس آن، سرزمین فلسطینی ها توسط بریتانیا، به آنچه ملت یهود خوانده شد واگذار گشت، می گذرد اما صهیونیست ها هنوز به اهداف خود در قبال ملت فلسطین نرسیده اند.
حتی از زمانی که رژیم اسرائیل در سال ۱۹۴۸ تاسیس و ایجاد شد، این رژیم از زندگی در صلح ناتوان بوده است. این مساله علی رغم توانایی نظامی تهاجمی آن و همچنین نسل کشی هایش علیه ملت فلسطین محقق شده است. اسرائیل تسلیحات اتمی در اختیار دارد و قویا از نظر اقتصادی و سیاسی و نظامی از سوی آمریکا و اروپا حمایت می شود. با این حال، این رژیم همچنان با انزوای جدی بین المللی رو به رو است و به نحو گسترده ای اعمال تحریم ها و بایکوت های مختلف علیه آن در عرصه بین المللی تشویق می شود.
در این میان برخی دولت های عربی توافقات صلح و یا عادی سازی روابط دیپلماتیک با رژیم اسرائیل دارند. با این حال، حتی این قبیل توافقات نیز در عرصه میدانی و ذهنی موجب ایجاد صلح و ثبات نشده و نمی شوند. این قاعده حتی در شرایطی که آرمان ملت فلسطین دیگر مساله محوری و اصلی جهان عرب نیست نیز برقرار است.
رژیم اسرائیل در واکنش به این ترس و وحشت، به آسان‎ترین اهدافی که در چنگش قرار دارند حمله می کند. این اهداف کسی جز ملت مظلوم فلسطین که سرزمینشان توسط اسرائیلی ها اشغال شده نیستند. زندگی فلسطینی‌ها تحت یک نیروی اشغالگر وحشی، آسیب های زیادی را به آن ها وارد کرده و می کند و اسرائیل نیز از همین مساله سود می برد. از این رو، اسرائیل اقدامات فراوانی را نظیرِ: بازداشت های دسته جمعی، برقراری پاسگاه و گشت های متعدد نظامی در اراضی اشغالی، کشتار فلسطینی ها، تخریب خانه های آن ها، و اخراجشان از خانه و کاشانشان را علیه ملت فلسطین عملیاتی می کنند.
سیاستمداران اسرائیلی حتی سطح و میزان خشونت های خود علیه فلسطینی ها را قبل از برگزاری انتخابات در اراضی اشغالی تا جای ممکن بالا می برند و با زندگی و خون ملت فلسطین بازی می کنند تا از این طریق شاید بتوانند رای دهندگان بیشتری را به انتخابات جذب کنند و به طور خاص، احزاب مختلف اسرائیلی بتوانند موفقیت‌های خاص خود را در جریان انتخابات پارلمانی اسرائیل کسب کنند.
رژیم اشغالگر قدس همچنین به دنبال قانع سازی اعراب و کشورهای عربی مبنی بر این مساله است که این رژیم اصلی ترین دشمن آن ها نیست. در عوض، آن ها می خواهند اینگونه القا کنند که اسرائیل و اعراب یک دشمن مشترک دارند و آن ایران است. این یک تاکتیک انحرافی قدیمی است تا افکار عمومی عربی از تمرکز بر اسرائیل و جنایت های آن در حق ملت فلسطین دور شود و اعراب منطقه و افکار عمومی بین المللی، اسرائیل را به مثابه یک کنشگر حامی صلح و ثبات در خاورمیانه بشناسند.
کدام کنشگر و بازیگر است که از تنش ها میان اعراب و ایران بیشترین نفع را می برد؟ پاسخ روشن است: اسرائیل. زیرا این رژیم، ایران را کنشگری می بیند که در به چالش کشیدن صهیونیست ها در منطقه خاورمیانه، هیچ هراسی به خود راه نمی دهد و در این رابطه کاملا قاطع است. اسرائیل همواره ادعا می کند که ایران تهدیدی برای صلح جهانی است و این تهدید در صورتی که ایران به سلاح های اتمی دست پیدا کند، ماهیت حادتری را نیز به خود می گیرد. این در حالی است که خودِ اسرائیل از سلاح های کشتار جمعی برخوردار است(از جمله تسلیحات اتمی). این رژیم حتی به بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز اجازه نمی دهد که وارد تاسیسات اتمی آن شوند. در این وضعیت، صهیونیست ها اصرار می کنند که ایران باید از نظام بازرسی های آژانس بین المللی انرژی اتمی تبعیت کند!
اسرائیل از خیزش و بیداری جهان عرب وحشتی ندارد، با این حال، این رژیم از وقوع تغییرات در نظم جهانی هراسان است. ایالات متحده آمریکا بزرگترین حامی رژیم اسرائیل است. آمریکایی که به وجود جهان تک قطبی که خود یگانه بازیگر موثر و قدرتمند در آن است باور دارد. اکنون چشم انداز تداوم جهان تک قطبی چندان روشن نیست. جهانی که در آن چین و روسیه از قدرت قابل ملاحظه ای برخوردار هستند.
در این چهارچوب، با توجه به پارادوکس های حاکم بر نظام بین الملل، اینکه اسرائیل حامی اصلی خود را از دست بدهد، فاجعه ای محتمل برای آن است. اگر آمریکا موقعیت برتر جهانی خود را از دست بدهد، عملا اسرائیل نیز اصلی ترین حامی جهانی خود را از دست داده که این مساله خسارتی بزرگ برای آن است. واشنگتن در شرایط کنونی به قدری درگیری بازی قدرت در صحنه جهانی است که دیگر نمی تواند توجهِ گذشته را به اسرائیل معطوف کند. در عین حال، اسرائیل به سرکوب و ستم به ملت فلسطین نیز ادامه می دهد و مسلمانان جهان را مخصوصا به دلیل حملات گاه و بیگاه خود به مسجد الاقصی به ویژه در روزهای ماه مبارک رمضان، به دشمنان جدی اش تبدیل می کند. چرا اقدامات صهیونیست ها علیه ملت فلسطین و اماکن مقدس آن ها در ماه رمضان افزایش می‌یابد؟ دلیل روشن است زیرا آن ها کاملا از مولفه مذهب و دین و نقش آن در مسیر مبارزات ملت فلسطین جهت ایجاد یک دولت مستقل و مبارزه با اشغالگری اسرائیلی ها آگاهند. در چهارچوب این معادله، اهمیتِ مسجد‌الاقصی برای فلسطینی ها، اعراب و مسلمان جهان به هیچ عنوان نباید دست کم گرفته شود و یا مورد غفلت قرار گیرد.
کد مطلب: 124541
 
Share/Save/Bookmark