میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ساعت ۲۰:۲۳
 
 
طالع نحس!
شاید تقدیر اینچنین رقم خورده یا بی‌توجهی‌ها در قالب بی‌کفایتی باعث شده تا دیاری چون اصفهان با فرهنگی چند هزارساله...
شاید تقدیر اینچنین رقم خورده یا بی‌توجهی‌ها در قالب بی‌کفایتی باعث شده تا دیاری چون اصفهان با فرهنگی چند هزارساله نتواند دوران‌های شکوهمند گذشته را در طول تاریخ خود حفظ و برتری بخشد! این طالع نحس پس از انحطاط در حکومت صفویه رقم خورد تا آخرین پادشاه عزلت گزین آن سرزمینی در محدوده نیل تا فرات و از باکو تا هرات را به فاجعه چندپارگی بسپارد و اجازه دهد پابرهنگانی تیغ‌کش به مدت ۶ سال تمام پایتخت فرهنگ و تمدن آن را از چنگال آخرین بازمانده سست‌عنصر سلسله صفوی ربوده و به خاک و خون بکشند!
اصفهان اگرچه نقش‌جهان و به روایتی نصف جهان است اما از زمانی که ناقوس انقراض صفویه به صدا درآمد ورق این شهر رؤیاها هم برگشت تا هرروز شاهد بلایی تازه و دردی بی‌درمان باشد و نه‌تنها اعم آثار بی‌بدیل آن در دوران قاجار و بخصوص زمان حکومت ظل السلطان بلکه در ادامه سلسله پهلوی و امروز براثر بی‌مهری طبیعت که زاییده بی‌توجهی و جفا و فقدان کیفیت کار گروهی از آحاد جامعه و جفای پاره‌ای از مدیران به محیط‌زیست و اکوسیستم آن است روبه‌زوال برود و باقیمانده آن نیز صرف رنگ و لعاب‌های تبلیغات توخالی شوند تا آثار به‌جامانده و تاریخی ثبت جهانی شده نیز مغضوب مطامع و ندانم به کاری‌های مدیران میراث طی دو دهه گذشته گردد و نه‌تنها ارتقاء کیفیت نیابد بلکه آخرین نشانه‌های آن نیز فدای سهل‌انگاری‌های اخیر به بهانه کمبود بودجه مصوب شوند درحالی‌که یکی از وظائف نانوشته هر مسئول کسب مساعدت از شیفتگان فرهنگ و تاریخ ماندگار یک سرزمین است که می‌توانستند همانند دیگر ارگان‌ها ازجمله وزارت آموزش‌وپرورش از انجمن خیران میراث فرهنگی در رفع کمبودها و استحکام بناهای تاریخی استفاده نماید اما زهی تأسف تا بعضی از مدیران پایین‌دستی علی‌رغم دارا بودن توانایی‌های لازم اما همچنان بر صندلی‌های حساس چسبیده و پست‌های کلیدی را سرقفلی دوران سی‌ساله خود نموده‌اند و اجازه نمی‌دهند عشاق سینه‌چاک میراث فرهنگی پا به این دامنه بگذارند تا شاید بتوانند با ابزار شیفتگی و اشتیاق، انگیزه را در خیران پویا نموده و صدها اثر بی‌بدیل ثبت ملی و جهانی شده این کلان‌شهر را از دامنه انحطاط‌ها نجات بخشند.
سخن گفتن از گذشته پتک به سندان کوبیدن و آواز دهل شنیدن از دور است که به گوش خوش می‌آید اما در واقعیت چنین نباشد که تنها افسوس به همراه دارد اما نگرانی‌ها از این روزهای سختی است که آحاد جامعه با آن مواجه‌اند و اگر قرار باشد غم میراث‌ها را هم به آن بیفزایند دیگر نمی‌توان به ظرفیت‌های درونی بیش از این اعتماد کرد. چند ماهی بیشتر از ورود مدیری پایتخت‌نشین به اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی حساس و شکننده از قبل استان اصفهان نمی‌گذرد که نیازمند چهره‌ای باتجربه و استخوان ترکانده در این زمینه بود تا قبل از ورود به وسعت بی‌انتهای میراث فرهنگی و صنایع‌دستی این دیار، زیرساخت‌های مجموعه خود را زیرورو و نوسازی کند و اجازه ندهد همچون گذشته در هاله خمودی به سر برند زیرا این مجموعه کلان حداقل در اصفهان باید متفاوت اداره شود. در شرق این کلان‌شهر بافتی بسیار قدیمی بانام برخوار وجود دارد که این روزها با بحران کم‌آبی و فرونشست روبرو است و نگرانی حفظ میراث‌های آن مضاعف می‌شود.
این بخش از اصفهان اصطلاحات خاصی در ادبیات محلی دارند که ضرب‌المثل «یابو آب دادن» ازجمله آن‌هاست و می‌توان آن را مختص دو دهه گذشته اداره کل میراث فرهنگی اصفهان دانست که خوشبختانه این منطقه نماینده فعالی هم در مجلس شورای اسلامی در دوره‌های اخیر دارند که قطعاً مفهوم و فلسفه این ضرب‌المثل را به‌خوبی می‌دانند؛ اما بد نیست که در اینجا نمونه‌ای از این ضرب‌المثل ذکر شود تا ارتباط آن را به‌روشنی نشان دهد. درست است که مدرسه چهارباغ یا مسجد امام صادق «ع» یکی از آثار تاریخی دوره صفویه ازنظر مالکیت متعلق به اوقاف است و بایستی هزینه‌های آن از محل وقفیات تأمین شود اما آیا سزاوار است درحالی‌که اوقاف درگیر دریافت حق الاجاره منطقی هتل عباسی وقفی از بیمه ایران است و با چالش کمبود اعتبار روبروست، متولیان میراث فرهنگی این استان چشم‌ها را بر روی واقعیات تلخ ببندند تا کاشی‌های بی‌بدیل گنبد این مکان ارزشمند تاریخی توسط خدمه مسجد با چسب نواری نگهداری شوند که ریزش پیدا نکنند؟!
این نمونه کوچکی از یک وسعت بی‌توجهی‌ها به آثار تاریخی اصفهان است که مسئولیت مدنی آن‌ها با میراث فرهنگی کشور و متولیان آن در اصفهان است که طی سال‌های اخیر به‌جای رسیدگی فنی و زیرساختی سعی کرده‌اند با رنگ و لعاب و تبلیغات مختلف حفاظت و رسانه‌ای گردد و سروکله پروپاگانداهای جدید در هفته پایانی اردیبهشت نمایان شود تا مدیرکل، روز جهانی موزه و آغاز هفته میراث فرهنگی را تبریک بگوید و با معرفی چند نمایشگاه، پوستری در محل مسجد جامع عتیق و نمایشگاه آثار منتخب مجموعه‌داران خصوصی از تصاویر کمال‌الملک در باغ فین کاشان و رونمایی از نرم‌افزار صوتی معرفی مجموعه کاخ‌موزه چهلستون و کتاب کتیبه‌های تاریخی شهر اصفهان در باغ‌موزه چهلستون و روایتگری از داستان‌های هزار و یک شب در موزه عروسک‌های محلی بادرود و افتتاح موزه مردم‌شناسی ورزنه و همچنین گزارش روابط عمومی مادام‌العمر میراث پیرامون موزه مردم‌شناسی ورزنه و سرای دیبا در کاشان و نشست‌های آبرسانی در بناهای تاریخی و اجرای نمایش مجازی در موزه چهلستون سروته قضایای میراث یک استان با ۲۲ هزار بنا و اثر تاریخی که ۸۵۰ مورد آن ثبت ملی و هفت مورد آن شامل میدان نقش‌جهان، کاخ چهلستون، باغ فین کاشان، مسجد جامع عتیق و سر قنات «وزوان، مزدآباد و مون» به ثبت جهانی رسیده است و موردتوجه کانون گردشگران داخلی و خارجی است را هم بیاورند. درحالی‌که حفظ این گنجینه‌ها ازنظر سازمان جهانی یونسکو یکی از حساس‌ترین وظائف مالک آن یعنی ایران است تا خدای ناخواسته براثر سهل‌انگاری و بی‌توجهی و درنهایت بی‌اعتنایی و بی‌کفایتی به سرنوشت نگران‌کننده میدان نقش‌جهان براثر ساخت مجتمع بلندمرتبه جهان‌نما دچار نشود که هنوز پرونده آن در یونسکو بسته نشده است و پای اجرای دیگر وظائف این ارگان پیرامون حفظ هزاران اثر به‌جامانده، صدها صنایع‌دستی در حال انحطاط و سرمایه‌گذاران مبحث گردشگری با ایجاد هتل‌ها و خانه‌های بومگردی و مرمت‌شده میراثی، می‌لنگد!

نویسنده: حسن روانشید - روزنامه نگار پیشکسوت
کد مطلب: 122787
 
Share/Save/Bookmark