میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ساعت ۲۲:۵۹
 
 
فریاد بی‌صدا!
امروز مشتریان درمان با توجه به کمبود محسوس پزشک در کشور روزبه‌روز افزایش می‌یابند...
امروز مشتریان درمان با توجه به کمبود محسوس پزشک در کشور روزبه‌روز افزایش می‌یابند زیرا بعضی از معضلات قرن اخیر باعث شده تا دردهای بیرونی در میان هیاهوهای جمعیتی گم شود و درنتیجه به این سوأل برسند که چرا آدم ابوالبشر موجودی امانت دارد و وفاپیشه نیست که آنچه به او سپرده‌شده را اگر نمی‌تواند بهتر از قبل به نسل‌های بعدی بسپارد حداقل به همان صورت به طبیعت اعاده نماید تا صفت امانت‌داری را ارج نهاده باشد. آیا زمانی که آدم و حوا پا به عالم خاک گذاشتند جهان اینگونه بود که امروز به دست ما رسیده و فردا باید آشفته‌تر از این که هست به دیگران واگذار کنیم درحالی‌که دیگر نشانه‌ای از شرایط مطلوب زندگی کردن در آن پیدا نمی‌شود؟«گارسیا لورکا» شاعر اندیشمند اسپانیایی در فرازی می‌سراید: «تو می‌گویی جهان می‌گذرد؟ اما نه جهان می‌ماند که ما می‌گذریم»! حالا باید دید آنچه به‌جا می‌ماند همانی است که از گذشتگان به ما رسیده تا همچنان آب‌های آن سه‌چهارم پنج قاره را در بر گرفته باشد و جنگل‌ها نیمی از کره خاکی را به خود اختصاص دهند که ممزوجی از این دو عامل حیات آبشاری از اکسیژن را برای نفس کشیدن راحت تولید کند؟
تا همین یک قرن پیش اگر اختلالی در طبیعت مشاهده می‌شد گروهی پای اجنه را پیش می‌کشیدند که باعث گمراهی افرادی می‌شود درحالی‌که اینچنین نبود و نیست زیرا پشت پرده شروع نابسامانی‌ها در اکوسیستم از تفکر چپاولی به نام غارت منابع آغاز تا با پوند و دلار سودا زده شوند و گوارا به نظر آید! و پس از نفت و گاز و میعانات نوبت آب‌وهوا درنتیجه افت تولید در محصولات باغی و کشاورزی گردد و جهانی با آن شرایط مطلوب در قعر نابسامانی قرار گیرد.
ساکنان سیاره آبی شاید بتوانند قرنی دیگر را به کمک ماسک اکسیژن و مصرف آب‌های ژرف سپری کنند اما درنهایت ناچارند زمین را ترک و با اختراع تدارکات علمی به دیگر کرات مهاجرت نمایند تا شاید بتوانند چند صباحی را ادامه حیات دهند زیرا روند موجود پیرامون برخورد با اکوسیستم‌ها چیزی نیست که درخور ادامه گردش طبیعت این سیاره باشد.
امروز مشکل اصلی دراین‌باره تنها داغ زاینده‌رود خشک نیست که بر قلب هر اصفهانی و شاید همه ایرانیان سنگینی می‌کند بلکه مسئله اصلی فریاد بی‌صدای طبیعت در اقصی نقاط جهان و بخصوص همین کشور است تا نگرانی‌ها را دوچندان کند که برای نمونه جفا به زاینده‌رود را نمی‌توان مخفی نمود که عریان است اما بعضی از اتفاقات بزرگتر در سکوت مطلق می‌افتند تا کمتر کسی از آن مطلع شود، همانگونه که شنیدیم و شاید در شبکه‌های اجتماعی شاهد بودیم چگونه جنگل‌های چند میلیون ساله هیرکانی به‌مرورزمان در حال انهدام هستند تا روزبه‌روز میزان تولید اکسیژن سرزمینی را تقلیل دهند و یا تالاب‌هایی در چهارگوشه آن می‌خشکند تا سفره‌های زیرزمینی آب نابود شوند و فرونشست‌های زمین آغاز می‌گردد تا میزان استرس و نگرانی‌ها دوچندان نماید. این اتفاقات اگرچه به‌ظاهر نامحسوس هستند اما در برابر دیدگان میلیون‌ها سکنه کلان‌شهرها ازجمله پایتخت، کوه‌ها و بلندی‌های ضلع شمالی هرروز کوتاه‌تر و مسطح‌تر می‌شوند تا بر فراز این سطوح برج‌ها ایجاد شده و مالکان بادآورده در آن‌ها سکونت نمایند و این در حالیست که بادهای موسمی با احکام مأموریت جابه‌جایی آلودگی‌های شهر نتوانند وظیفه خود را که عبور سریع از لابه‌لای موانع فیزیکی است انجام برسانند و ابرهای باران‌زا را به این‌سو بکشانند تا درنهایت وارونگی هوا همراه با غلظت سوخت‌های فسیلی را در سیطره خود ساکن نماید. کجای سرزمین امن است که بشود هشتادوپنج میلیون جمعیت را در آن جای داد تا از کمبود برودت و بارندگی، آلودگی هوا، خطر فرونشست زمین و دیگر تغییرات اکوسیستمی ساخت سیاست‌ها و دست بشر دور باشند که تنها سه استان گیلان، مازندران و گلستان تا حدودی از این بلایای انسانی و خودساخته دور مانده بودند و امروز آن‌ها هم دستخوش تجاوزات کسانی قرارمی گیرند که دیگر نمی‌توانند کلان‌شهرها را زیر مهمیز تعدی‌های خود قرار دهند. مرکز و شمال کشور را ردها کرده و به‌سوی جنوب و دامنه خلیج همیشه فارس می‌رویم زیرا این روزها را با فریادهای در حلقوم خشکیده سپری می‌کند تا در سوگ آبزیان ازدست‌رفته توسط کشتی‌های چینی عزادار باشد و از سویی بار سنگین پساب‌های آلوده و خطرآفرین ده‌ها پالایشگاه خصوصی و کارخانجات صنایع نفت و گاز و پتروشیمی را برای ادامه مرگ آبزیان و آلودگی شدید خود بپذیرد و صیادان هم با مرگ ماهی‌ها به جمع بیکاران کشور افزوده شوند. تغییر رنگ آب‌های آبی خلیج‌فارس به سیاهی زنگ خطری است که آوای مرگ را به گوش می‌رساند و با ایماواشاره به متولیان آب در کشور نهیب می‌زند: هرچه زودتر مسیر هفت رودخانه‌ای که به خلیج‌فارس می‌ریزند به‌سوی اقصی نقاط همان استان‌ها که با کمبود آب روبرو هستند تغییر دهند تا فریاد بی‌صدا در حلقوم جانداران نماند.

نویسنده: حسن روانشید
کد مطلب: 121239
 
Share/Save/Bookmark